آموزش نکته های فن بیان ،آداب معاشرت،سخنرانی و مهارت های ارتباطی

➌مطالب بیشتر در سایت : ahmadansari.com

ترس رو کنار بذاریم
ما واسه اینکه بتونیم حرف دلمون رو بزنیم باید ترسی که از بگو کردن اون حرف داریم کنار بذاریم، در این صورت هیچ وقت نمی تونیم اونو بگیم.

مثلا فرض کنین حرف دل ما اینه که می خوایم پیشنهاد دوستی و ازدواج به شخصی بدیم و از اینکه جواب رد بشنویم و از طرف مقابل ترد بشیم هول و ترس داریم.
اما اگه ما عزت نفس داشته باشیم و به خودمون احترام بذاریم این درخواست رو خیلی راحت میگیم.
منظورم از عزت نفس به طورکلی اینه که ما خودمون رو دوست داشته باشیم و واسه خودمون احترام قائل شیم.

با خودمون رو راست باشیم
اگه واقعا می خوایم بدونیم که چیجوری حرف دلمون رو بزنیم باید این اصل رو تو ذهن داشته باشیم که با خودمون رو راست باشیم.
اگه ما ندونیم که دقیقا چی می خوایم، بیان کردن حرف دلمون هم کمی بی ربط به نظر می رسه.
حرف دلمون دقیقا همون چیزیه که می خوایم یا همون چیزیه که حس می کنیم.
پس اگه می خوایم حرف دلمون رو بزنیم بهتره اون موضوع یا خواسته رو واسه خودمون روشن کنیم و بعد اونو به طرف مقابلمون بگیم.
اگه چیزی واسه خودمون روشن نباشه، چیجوری میتونیم اونو به بقیه انتقال بدیم؟

راحت حرف دلمون رو بزنیم
ما واسه اینکه بتونیم حرف دلمون رو بزنیم باید بدون داشتن هیچ ترس و ترس ای از بیان اون، این کار رو انجام بدیم و دقیقا اون حس یا خواستی که داریم بگیم، شاید در خیلی از مواقع نتونیم ترس رو حذف کنیم اما به هرحال واسه اینکه حرف دلمون رو بزنیم باید با این ترس کنار بیاییم و حتی با ترسی که در وجود ما هست هم دست به اقدام بزنیم.
من خودم تا چند سال پیش حرفایی که در دلم بود رو به طرف مقابلم نمیگفتم و همین طور کم کم باعث می شه که این حرفا بیشتر و بیشتر شه و در آخر هم یه جا باعث می شد که من از کوره در بروم.
اما از وقتی که عزممو جزم کردم من هم حرف دلم رو بزنم و نظرات و خواستم رو بگو کنم خیلی راحت تر تونستم با بقیه رابطه برقرار کنم و دیگه خودخوری نمی کردم.
وقتی که ما حرف دلمون رو به طرف مقابلمون میگیم انگار که یه مسئولیت بزرگ رو به اتمام رسوندیم و خیلی احساس سبکی و راحتی می کنیم.

پس بهتره که بدون هیچ ترس و ترس ای از نتیجه اون، حرف دلمون رو بزنیم.
البته یه نکته اینجا هست و اونم اینه که ما قبلش باید حرف و نتیجه حرف خودمون رو سبک سنگین کنیم و سبک و سنگین کنیم.
معمولا حرفایی که میتونیم در این جور مواقع بدون هیچ ترس و ترس اونو بگیم اینا هستن که:

ما خواستی داریم و از اینکه به طرف مقابلمون بگیم هول و ترس داریم
یا ما حسی در مقابل حرفای طرف مقابلمون می گیریم و از اینکه اون حس رو بگیم با خودمون طفره میریم.
یا شخص مقابل ما کاری انجام داده و ما حس خوبی نسبت به اون کار نداریم و هول و ترس داریم که اونو بگیم.
یعنی اگه ما واسه خودمون احترام قائل باشیم و عزت نفس داشته باشیم این حرفا رو خیلی راحت میگیم.
اما اگه ما از بیان نظرات خودمون ناتوون باشیم و از بیان کردن اونا ترس داشته باشیم به این معنیه که ما عزت نفس پایینی داریم و واسه خودمون احترام قائل نیستیم.

واسه گفتن حرف دلمون خیلی ساده اونو بگیم
حالا با در نظر گرفتن مواردی که در بالا خدمت شما گفتم در وقتی که می خوایم حرف دلمون رو بزنیم باید خیلی ساده و بدون کنارهای زیاد اونو بگیم.
اصلا نیاز نیس که واسه هر چیزی خیلی مقدمه چینی کنیم و یا درخواستی که داریم اون قدر پیچیده اش کنیم تا طرف مقابل متوجهش نشه.
تلاش کنیم در کوتاه ترین جملات و در کمترین زمان، حس، خواسته و یا نظر خودمون رو بگیم تا باعث گرگیجگی طرف مقابلمون نشیم.

حرف دلمون رو مثبت بگیم
حالا واسه اینکه حرف دلمون رو بزنیم تا اثر بهتر و بیشتری داشته باشه باید اونو به شکل مثبتی بگیم تا طرف مقابلمون حس خوبی از ما بگیره.

معمولا آدمایی که مثبت حرف میزنن دوست داشتنی تر هستن.

درخواست خودمون رو بگیم
تا وقتی که درخواستی نباشه پاسخی هم وجود نداره، اگه ما خواسته و یا احساس خودمون رو در مورد چیزی که می خوایم نگیم هیچ بازخوردی هم نمی گیریم.
خیلی از افراد تصور می کنن که خودِ طرف مقابل باید از طرز نگاه ما و حرکات و رفتار ما خیلی از موارد رو فهمیده باشه، اما در واقع اینطوری نیس، دست کم این موضوع واسه آقایون نسبت به خانوما ناتوون تره، چون خانوما حس قوی تری نسبت به آقایون دارن و با دقت تر هستن.
پس اگه ما خواستی رو بیان نمی کنیم، انتظار الکی ایه که منتظر عکس العمل یا پاسخی از طرف مقابل مون باشیم.

حرف دلمون رو تو یه موقعیت مناسب بگیم
شاید موردی که خیلی از آدما به اون دقت نکنن این باشه که حرفشون رو تو یه موقعیت مناسب بیان نمی کنن و دقیقا در وقتی که نباید شروع به صحبت می کنن.
ما باید موقعیت طرف مقابلمون رو در نظر بگیریم که در چه وضعیتی قرار داره و متوجه باشیم صحبتی که می خوایم بگیم در موقعیت مناسبیه یا نه.
خیلی مواقع سر طرف مقابلمون شلوغه و ما حرف دلمون رو به طرف مقابل می زنیم اما نتیجه خوب یا عکس العمل خوبی از طرف مقابلمون دریافت نمی کنیم و این موضوع باعث می شه که در زمانای بعدی نتونیم حرف دلمون رو به اون شخص یا افراد دیگه بگیم.

این موضوع که چیجوری با ادب صحبت کنیم واسه خیلی از افراد مهمه و نشونه اینه که این افراد دوست دارن با بقیه با ادب برخورد کنن و همین طور یه رفتار با ادب دوطرفه دریافت کنن.
با ادب صحبت کردن باعث می شه که ما یه شخص محترم، متشخص و با ادب شناخته بشیم.
خیلی از افراد تصور می کنن که با ادب صحبت کردن یعنی اینکه ما باید اتوکشیده یا خیلی رسمی صحبت کنیم، اما واقعیت اینطوری نیس. ما میتونیم خیلی خودمونی و صمیمی صحبت کنیم اما در صحبتای خودمون از لحن و جملات با ادب به کار گیری کنیم.
نقطه مقابل با ادب صحبت کردن اینه که ما بخوایم خیلی لاتی و به دور از ادب با بقیه صحبت کنیم.
آدمایی که به این سبک صحبت می کنن معمولا می گن که “با ادب صحبت کردن واسه بچه سوسولاست و ما بچه سوسول نیستیم”.
به هرحال این طرز فکر این افراده و من به شکل فکرشون احترام می ذارم، چون قرار نیس هممون مثل هم فکر کنیم.
این تضادا هستن که باعث می شه چیزی خوب به نظر برسه یا بد.

و این برداشت ما از هر موقعیته که فرق بین خوب و بد بودن رو مشخص می کنه.
شاید از نظر شخصی، لاتی صحبت کردن خوب جلوه کنه اما از نظر شخص دیگه با ادب صحبت کردن.
در ادامه این نوشته سئوال چیجوری با ادب صحبت کنیم رو بررسی می کنیم.

گوش دادن به صحبتای طرف مقابل
اگه می خوایم با ادب صحبت کنیم یکی از الزاماتش اینه که یه شنونده خوب باشیم و به صحبتای طرف مقابل موثر گوش بدیم.
به هرحال در مکالمات روزمره قرار نیس ما متکلم الوحده باشیم، یعنی قرار نیس فقط ما صحبت کنیم.
پس یه تیکه از صحبت صرف گوش دادن می شه.
معمولا خیلی از افراد مهارت خوب گوش دادن رو ندارن، در واقع کسی نبوده که از بچگی به ما این آموزشا رو بده.
شاید واسه شمام پیش اومده که در حال صحبت کردن باشین اما طرف مقابل شما اصلا به صحبت هاتون گوش نمی ده و به جای گوش کردن به شما سرش در موبایلش گرمه یا به در و دیوار نگاه می کنه.
این نوع رفتار موقع صحبتای روزمره و یا کاری واقعا ناشایسته و از یه شخص مودب انتظار نمی ره که اینجور رفتاری داشته باشه.

پس اینکه چیجوری با ادب صحبت کنیم فقط مربوط به صحبت کردن و بیان واژهامون نمی شه.
رفتار با ادب باید در تک تک لحظهامون وجود داشته باشه.
اگه کسی به صحبتامون به شکل موثر گوش نده این حس واسه ما به وجود میاد که:

شخص شنونده واسه ما احترام قائل نیس
شخص شنونده به صحبتام توجهی نمی کنه
شخص شنونده تمایلی نداره که به صحبتام گوش دهد
شخص شنونده ازم خوشش نمیاد
و خیلی موارد دیگه
اما وقتی که شخص شنونده به صحبتامون خوب و موثر گوش میده این حس واسه ما به وجود میاد که:

من شخص مهمی هستم
شخص شنونده خیلی آدم مودب و باشخصیتیه
خوب شنیده شدن صحبتام، به من حس خوبی میده
من مورد احترام بقیه هستم
بقیه منو دوست دارن
بقیه از صحبت کردن من حال می کنن
و خیلی موارد مثبت دیگه
پس خوب و موثر گوش دادن باعث می شه که ما به عنوان شنونده، یه شخص مودب و محترم باشیم.

همونجوریکه گفتم افراد خیلی کمی هستن که این مهارت رو دارن و از این مهارت به شکل به طور کامل آگاهانه به کار گیری می کنن اما اگه شما بتونین این مهارت رو به دست بیارین ازجمله افراد مودب و دوست داشتنی هستین.

نگاه کردن به طرف مقابل
نگاه کردن به طرف مقابل هم دقیقا مثل گوش دادن موثره.
اگه شخص مقابل در حال صحبته و یا اگه ما در حال صحبت کردن با شخص یا اشخاصی هستیم باید با طرف مقابل مون یه رابطه چشمی موثر برقرار کنیم.
وگرنه این موضوع یه بی احترامیه.

زیاد درباره خودمون صحبت نکنیم
یه فرد مودب زیاد ازحد درباره خودش صحبت نمی کنه. چه دلیلی داره که همش در بین دوستان و آشنایان “من من” کنیم.
تنها دلیلش اینه که ما یه آدم مغرور و خودشیفته هستیم.
من نمی گم که خودمون رو دوست نداشته باشیم، منظورم اینه که این طور نباشه که هر جا میریم همش از دستاوردا و خاطره موفقیتای خودمون بگیم.

بهتره که اگه در مورد ما و یا موفقیت هامون سئوال شد در مورد خودمون صحبت کنیم، وگرنه اصلا احتیاجی به این کار نیس.

از جملات و واژگان مناسب واسه با ادب صحبت کردن به کار گیری کنیم

لطفا به این جملات دقت کنین:

بشین
بتمرگ
بفرمایید بشینید
خواهش می کنم بفرمایید بشینید
هر سه اینا یه معنی رو میدن اما ازلحاظ با ادب بودن باهم خیلی فرق می کنه.
انتخاب واژگان و جملات مناسب خیلی خیلی واسه با ادب صحبت کردن مهمه.
در انتخاب واژگان و جملات مناسب ما باید به این موضوع دقت داشته باشیم که:

اول اینکه، شخص مقابل ما چه کسیه.
دوم اینکه، ما در چه موقعیتی قرار داریم.
و سوم اینکه، کی هستیم؟
۱- شخص مقابل ما چه کسیه؟
اگه شخص ما همسرمون باشه میتونیم واسه صدا کردنش از کلمات مختلفی به کار گیری کنیم، مثلا بگیم عشقم، عزیزم…
اما اگه شخص مقابل ما رئیس مون باشه دیگه نمی تونیم از این کلمات به کار گیری کنیم، و اگه بخوایم از این کلمات واسه صدا کردن رئیس مون به کار گیری کنیم یه نوع بی احترامیه و به احتمال خیلی زیاد باعث اخراج شدن ما بشه.
پس به این موضوع باید دقت داشته باشیم که طرف مقابل ما چه کسیه و واسه با ادب صحبت کردن از واژگان مناسب به کار گیری کنیم.

۲- ما در چه موقعیتی قرار داریم؟
فرض کنین که تو یه جلسه رسمی نشسته ایم و همسر ما هم روبروی مائه، اگه اینجا بخوایم واسه صدا زدنش از عشقم، عزیزم، فدات شم … به کار گیری کنیم اصلا جلوه خوبی در بین افراد دیگه نداره و به خاص که این یه موقعیت کاری و رسمیه.
پس باید حواسمون به موقعیتی که در اون حضور داریم باشه.

۳- ما کی هستیم؟
شک نداشته باشین واسه یه دکتر اصلا زیبنده نیس که بخواد با همکارانش یا بیمارانش خیلی کوچه بازاری صحبت کنه و این موضوع نشون از بی ادبی اون دکتر هستش.
و یا شاید هم واسه یه شخص بازاری خیلی اتوکشیده صحبت کردن زیاد باحال نباشه.
به هرحال ما با در نظر گرفتن شخصیت، شغل و جایگاهی که داریم باید به این موضوع دقت کنیم که چه نوع طرز بیانی مناسب مائه.

ما در صحبتای روزمره خودمون واسه اینکه با ادب صحبت کنیم میتونیم به جای جملات قبلی که به کار گیری می کردیم جملات جدید و با ادب تری رو به کار گیری کنیم.
از طرفی هم این جملات، جملات مثبتی هستن و باعث می شه که شخص شنونده حس خوبی رو به صحبت ما دریافت کنه.

به جای اینکه بگیم: خدا بد نده
بگیم: خدا سلامتی بده
به جای اینکه بگیم: شکست خوردم
بگیم: یه تجربه جدید به دست آوردم
به جای اینکه بگیم: به خودت سخت نگیر
بگیم: با خودت مهربون تر باش
به جای اینکه بگیم: دروغ نگو
بگیم: واقعا؟ راستی میگی؟
به جای اینکه بگیم: بابام دراومد
بگیم: خیلی هم راحت نبود
به جای اینکه بگیم: دستت درد نکنه
بگیم: ممنونم از محبتت
به جای اینکه بگیم: به درد مننمی خوره
بگیم: واسه من مناسب نیس
به جای اینکه بگیم: الان وقت ندارم
بگیم: توی یه فرصت مناسب با هم هماهنگ میشیم
پس انتخاب واژگان و جملات مناسب می تونه روی با ادب صحبت کردن ما بسیار اثر داشته باشه.
خوبه که همیشه تلاش کنیم از جملات مثبت و هم اینکه با ادب به کار گیری کنیم.

سخن پایانی
اینکه چیجوری با ادب صحبت کنیم باعث می شه تا ما هم شخصیت خودمون رو بالا ببریم و هم شخصیت طرف مقابل مون رو.
به احتمال زیاد هیچ کسی دوست نداره که برخورد بقیه نسبت به خودش غیر قابل احترام باشه.
امام علی (ع) فرموده ان که: هر چیزی که رو که واسه خودت پسند می کردی واسه بقیه هم بپسند.

اگه ما قابل احترام و با ادب صحبت کردن رو واسه خودمون می خوایم باید با شخص مقابل با ادب صحبت کنیم.
رفتار ما دقیقا مثل یه آیینهه که به خودمون نشون داده می شه.
اگه با بقیه خوب رفتار کنیم، رفتار خوبی هم دریافت می کنیم، اما اگه نه، پس باید منتظر رفتارای غیر منتظره از افراد دیگه نسبت به خودمون باشیم.
اینکه بدونیم چیجوری مثبت حرف بزنیم باعث می شه تا به زندگی و دور و برمون دید بهتر و خوشگل تری داشته باشیم.
از طرفی هم مثبت حرف زدن باعث می شه که ما آدم مثبت تر، خوشحال تر و جذاب تری باشیم.
خیلی از افراد هستن که منفی صحبت می کنن و کلا آدمای منفی نگری هستن و از همه کس و همه چیز انتظار و توقع دارن.
این آدما به جای اینکه به بقیه حس خوبی منتقل کنن از صبح تا شب غٌر میزنن، گله و شکایت می کنن و حال بقیه رو می گیرن.
در تاکسی می شینیم راننده تاکسی همش از وضعیت معاش و خرج و مخارج گله و شکایت می کنه.
پیش دوستمون میریم از وضعیت بیکاری صحبت می کنه.
حتی اون شخصی هم که درآمدش خوبه بازم می نالد.

بدیش اینه افکار خیلی از افراد جهان منفیه و همش به چیزای بد فکر می کنن.
اما از آن طرف هم افراد خیلی کمی هستن که افکار مثبتی دارن، مثبت حرف میزنن، مثبت رفتار می کنن و واقعا از زندگی شون حال می کنن.
باحال اینجاس که افراد مثبت رو خیلیا دوست می دارن.
وقتی ما مثبت فکر می کنیم، مثبت حرف می زنیم و مثبت عمل می کنیم انرژی که بقیه از ما می گیرن هم مثبت تره.
همه آدما (حتی خیلی از آدمای منفی، از آدمای مثبت خوششون میاد.)
کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگید
ما واسه اینکه بتونیم شمرده صحبت کنیم باید کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگیم.
یعنی ما باید تلفظ درست کلمات رو بگیم (البته اگه لهجه نداشته باشیم، وگرنه با همون لهجه ای که داریم تلفظ درست رو بگیم) و از طرفی هم کلمات رو به اصطلاح نخوریم.
وقتی که ما کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن بگیم و مخاطب ما کلمات و جملات ما رو روشن بشنوه میتونیم بگیم که ما شمرده صحبت می کنیم.
یه تمرین واسه اینکه ما شمرده تر صحبت کنیم و همین طور کلمات رو ازلحاظ آوایی روشن تر بگیم اینه که تمرین مشدد خوانی رو انجام بدیم.
تمرین مشدد خوانی، واسه این انجام می شه که ما بتونیم کلمات و جملات خودمون رو روشن تر و شمرده تر بگیم.
این تمرین به دلیل اینکه عضلات لب، زبون و فک ما رو درگیر می کنه باعث می شه که اونا واسه صحبت کردن تقویت شن و درنتیجه کلمات ما ازلحاظ آوایی روشن تر و شمرده تر شنیده می شن.
تمرین مشدد خوانی به این صورت انجام می شه:
روزی دومرتبه یه پاراگراف از کتابی رو به این صورت که روی هر کلمه زیاد می ذاریم و اونو باکمی بزرگ نمایی و صدایی تقریبا بلند می خونیم.

تنفس مناسب داشته باشین
ما واسه اینکه بتونیم شمرده صحبت کنیم باید تنفس درست و مناسبی داشته باشیم.
اگه چگونگی نفس کشیدن ما درست نباشه صحبت ما بریده بریده می شه این موضوع باعث می شه که از جذابیت صحبت کردن ما کم کرده شه و مخاطب به ما گوش نده و از آن بدتر اینکه بریده بریده صحبت کردن به معنی نبود اعتماد به نفسه.

من همیشه تلاش کردم در آموزشایی که ارائه میدم راه حلای علمی و عملی رو داشته باشم تا همه افراد بتونن ازش به کار گیری کنن تا خودشون رو به وسیله این تمرینات رشد بدن.
شاید سئوال شما این باشه که چیجوری تنفس مناسبی واسه شمرده صحبت کردن داشته باشیم.
در اصل چگونگی تنفس درست واسه شمرده و درست صحبت کردن اینه که ما باید تنفس دیافراگمی داشته باشیم.
تنفس دیافراگمی تنفسیه که از راه شش ها انجام می شه، اگه چگونگی تنفس نوزادا رو دیده باشین، این همون تنفس درست دیافراگمیه.
نوزادا وقتی میخوان نفس بکشن شکمشون بالا و پایین میره، خیلی از ما با گذشت زمان این چگونگی تنفس رو فراموش می کنیم و کم کم به جای هدایت هوا به شش ها، هوا رو به سینه خودمون هدایت می کنیم و یه تنفس نقض کننده انجام می دیم.
پس واسه اینکه تنفس صحیحی داشته باشین باید تنفس شما به وسیله دیافراگم و شش ها باشه.
این طرز نفس کشیدن باعث می شه تا موقع صحبت کردن نفس کم نیاریم و خیلی روان صحبت خودمون رو انجام بدیم.

مطلب مشابه :  چرا مردم از متخصصان سئو محروم هستند؟

سرعت صحبت کردن خودتون رو کنترل کنین
سرعت صحبت کردن ما واسه جذب مخاطبمان خیلی با اهمیته. همونجوریکه در اول گفتم خیلی از مقالات و آموزشا می گن که باید سرعت صحبت کردن شما آروم باشه تا طرف مقابلتون بتونه اونو درک کنه.
اما این موارد شاید ۲۰ سال پیش درست بوده باشه، ولی با در نظر گرفتن تغییر سبک زندگی ما آروم صحبت کردن در خیلی از جاها به خاص در ملاقات کاری و یا سخنرانیا اصلا مناسب نیس.
چند سالیه که سرعت همه چیز در دنیا چند برابر شده، زمان پخت وپز غذا، زمان ارسال و دریافت پیام، سرعت اینترنت، سرعت جابجایی پول و خیلی چیزای دیگه.

حتی اگه در تبلیغات و یا موزیکای تلوزیونی هم دقت کنین یه تصویر رو بیشتر از چند ثانیه نشون نمی دن و این کارشون فقط یه دلیل داره و اونم جذب مخاطب به صفحه نمایشه.
حالا شما تصور کنیم که در دنیای امروز و بااین همه وسایل حواس پرت کن مثل موبایل بخوایم با سرعتی آروم با مخاطب خودمون صحبت کنیم.
منظور من این نیس که خیلی تند و تند تند صحبت کنیم، پیشنهاد من به عنوان مدرس فن بیان اینه که سرعت صحبت کردن ما باید یه پله از سرعت افراد معمولی بالاتر باشه.
شاید فکر کنین که اگه سرعت صحبت کردن ما بالاتر بره ما نمی تونیم روشن و شمرده صحبت کنیم.
من در جواب می گم که می شه هم سرعت مناسبی در صحبت کردن داشت و هم ادای کلمات و جملات ما خیلی شمرده و روشن باشه.
اگه تمریناتی که در دو تیتر قبلی گفتم رو در برنامه خودتون بذارین و اونو انجام بدین می تونین هم با سرعت مناسب صحبت کنین که بقیه جذب شما شن و هم شمرده و روشن صحبت کنین.

پس پیشنهاد من به شما واسه داشتن سرعت صحبت کردن مناسب اینه که سرعت صحبت شما بهتره یه پله از همه مردم بالاتر باشه.

اما یه نکته رو توجه کنین، آدمایی که در شمال و جنوب کشور عزیزمون ایران زندگی می کنن معمولا سرعت صحبت کردنشون نسبت به افراد شهرای دیگه خیلی بیشتره، مثلا اگه یه شخص شمالی به تهران بیاد و با همون سرعتی که در شهر خودشون صحبت کنه، به احتمال خیلی زیاد آدمایی که تو تهران هستن به سختی می تونن متوجه صحبت اون فرد شن.
در اینجاس که باید سرعت صحبت کردن خودتون رو کنترل کنین، واسه این کار به سرعت صحبت کردن مردمون اون شهر دقت کنین و شمام تلاش کنین که خودتون رو با سرعت این افراد تطبیق بدین.

سر صحبت رو با سئوال باز کنیم
همونجوریکه بیان کردن بیشتر افراد واسه باز کردن سر صحبت دچار مسئله می شن و معمولا راه حلی واسه این کار پیدا نمی کنن.
این افراد اگه بتونن سر صحبت رو با بقیه باز کنن می تونن خوب ادامه صحبت شون رو مدیریت کنن و عالی با بقیه صحبت کنن.
یکی از تکینکایی که واسه باز کردن سر صحبت هست اینه که با یه سئوال باز، سر صحبت رو باز کنیم.
حالا سئوال باز چی هست؟
سئوال باز سوالی هست که جوابش به “بله” یا “نه” ختم نمی شه.
اگه می خوایم با شخصی صحبت کنیم و سر صحبت رو باز کنیم به جای اینکه سئوال کنیم، مثلا، چایی میل دارین؟
سئوال کنیم، شما چایی رو چیجوری دوست دارین؟
اگه بخواین سوالات بسته سئوال کنین احتمال داره که طرف مقابل فقط به یه جواب “بله” یا “نه” اکتفا کنه و صحبت شما در همون جا به پایان برسه اما گر سوالات باز سئوال کنین سر صحبت باز می شه.
سوالات باز معمولا با این موارد شروع می شه:

چیجوری؟
چجوری؟
واسه چی؟
کی؟
کجا؟
به عبارت دیگه اگه ما از مخاطبمان بخوایم که اطلاعات بیشتری رو در مورد اون موضوع بگه اون سئوال بازه.
علاوه بر این ما میتونیم دیدگاه خودمون رو درباره یه موضوع بگیم و دیدگاه طرف مقابلمون رو سئوال کنیم.
مثلا، من بین غذاهای خونگی باقالی پلو با گوشت رو خیلی دوست دارم، شما معمولا چه غذایی دوست دارین؟
پس فوت وفن سئوال پرسیدن می تونه واسه شروع یه رابطه بسیار خوب و اثر داشته باشه.

از بقیه تشکر کنیم
تشکر کردن از بقیه باعث می شه که طرف مقابل حس خیلی خوبی رو نسبت به ما و صحبتی که انجام شده داشته باشه.
دست کم تشکری که میتونیم از طرف مقابلمون انجام بدیم اینه که ازش واسه وقتی که واسه ما گذاشته تشکر کنیم.
مثلا میتونیم بگیم، مرسی از وقتی که واسه من گذاشتین 🙂
که باید لحن رو راست و با مهربونی داشته باشیم.
وقتی که ما از کسی تشکر می کنیم به اون شخص به شکل غیرمستقیم می گیم که “تو و کارایی که واسه من انجام داده ای واسه من ارزشمنده” و این موضوع واقعا یه حس خوب رو به طرف مقابل ما میده.

پس قدرت تشکر کردن رو دست کم نگیرید و حتما در وقتی که با بقیه صحبت می کنین ازش بهترین به کار گیری رو ببرین.

خوب گوش بدیم
شاید سئوال کنین که خوب گوش دادن چه ربطی به چیجوری با بقیه صحبت کردن داره؟
ربطش اینه که ما همه آدم هستیم و آدما نیاز به شنیده شدن داره.
این سئوال رو واسه خودتون جواب بدین، حاضر هستین واسه کسی که اصلا به صحبتاتون گوش نمی ده و یا حواسش کلا جای دیگه هست صحبت کنین؟
پس اگه شما می خواید با بقیه صحبت کنین باید گوش شنوا واسه شنیدن حرفای این افراد هم داشته باشیم.
یه فرقی بین گوش دادن و شنیدنه.
فرقش اینه که در شنیدن ما به طور کامل درک می کنیم که گوینده چه حرفایی زده و اونو پردازش می کنیم اما در شنیدن درکی از صحبتای طرف مقابل نداریم، به عبارت دیگه جسممون در اونجا حضور داره و می شنوه اما حواسمون جای دیگه س.
پس در وقتی که با بقیه صحبت می کنیم خوبه که یه شنونده فعال باشیم و حرفای طرف مقابل رو هم خوب درک کنیم.

یه نکته که اینجا هست اینه که، خیلی از ما وقتی طرف مقابل در حال صحبت کردنه به صحبت هاش گوش نمی بدیم و به جای اون در حال فکر کردن به این هستیم که چه جوابی بدیم که کوبنده باشه.
بدیش اینه خیلی از سوء تفاهما از همین جا نشئت میگیره چون هیچکی به صحبتای طرف مقابل گوش نمی ده و هر کسی حرف خودشو می زنه.
پس اگه می خواین عالی با بقیه صحبت کنین باید یه شنونده فعال باشین و خوب به صحبتای طرف مقابلتون گوش کنین، اونو پردازش کنین و بعد جواب مناسب بدین.

لبخند رو یادمون نره
معمولا خیلی چیزها در آموزش تکراری شدن، مثل همین که میگن لبخند بزنین.
و اگه چیزی تکراری شه بی اهمیت می شه
و چیزی هم که بی اهمیت باشه انجام نمی شه و خیلی سَرسَری از کنارش رد میشیم.
لبخند زدن به خاص واسه شکل گرفتن یه رابطه جدید می تونه خیلی اثر داشته باشه.
من نمی گم که همیشه لبخند بر لبتان باشه و به قولی نیشمان تا بناگوش باز باشه.
ما آدما در بیشتر اوقات به طرف آدمایی که خوشحال و لبخند بر لبشان دارن کشیده میشیم.

فرض کنین در ایستگاه اتوبوس نشسته اید و یه شخص اخمو و عصبی و یه شخص آروم و خوش رو در اونجا هست و شمام نیاز دارین که چند سئوال واسه رسیدن به مقصدتان سئوال کنین.
به طرف کدوم شخص می رید؟
به احتمال خیلی زیاد به طرف اون شخصی که خوش روه می رید و سوالات خودتون رو می پرسین.
و یا حتی خودتون هم که می خواین از شخصی سوالی سئوال کنین و یا اینکه سرصحبت رو با ایشون باز کنین به احتمال زیاد اخم نمی کنین.
خیلی خوش رو و با یه لبخند ملایم بر لبانتان این کار رو انجام می دین.
پس واسه اینکه با بقیه صحبت کنین لبخند رو بر لبانتان یادتون نره.

از بقیه تعریف و تعریف کنیم
تعریف و تعریف کردن از بقیه هم دقیقا مثل تشکر کردن از بقیه حس خوبی رو به طرف مقابلمون میده.
واقعا حس خوبی داره که یه نفر از ما تعریف کنه، البته باید دقت داشته باشیم که نوع تعریف کردن فرق می کنه.
معمولا در کشور ما همه چیز برعکسه، اگه میخوان از کسی تعریف کنن حرفای بد میزنن و وقتی با کسی دعوا کردن و قهر هستن خیلی قابل احترام با اون فرد صحبت می کنن.
اما اگه ما بتونیم به درستی از کسی تعریف کنیم میتونیم تاثیر خیلی مثبتی روی اون شخص بسازیم و حس خیلی خوبی رو به اون طرف بدیم.
فرض کنین دوستتون ویندوز کامپیوتر شما رو عوض کرده،
تعریفایی خیلی عامیانه و غیرحرفه ای: بابا، مهندس دمت گرم خیلی کارت درسته
تعریف خاص و حرفه ای: علی جون واقعا به کارت وارد هستی، چون دیدم که خیلی تند و با اعتماد به نفس ویندوز کامپیوترم رو عوض کردی و از این واسه هم ازت ممنونم.
این تعریف کجا و اون کجا

از این به بعد تلاش کنین که در صحبتای خودتون از بقیه بیشتر تعریف کنین و این حس خوب رو به اونا منتقل کنین.
نکته: از تعریف کردنای الکی و دروغین دوری کنین چون باعث می شه که شما فردی پاچه خوار به نظر برسین و این موضوع اصلا خوب نیس.

با صدای رسا صحبت کنیم
اگه می خوایم با بقیه صحبت کنیم خوبه که این کار رو با صدایی رسا انجام بدیم.
معمولا آدمایی که صدای آرومی دارن، آدمایی هستن که اعتماد به نفس کمتری دارن به خودشون و کارشون اطمینان ندارن.
از طرفی هم اگه صدای ما رسا نباشه، صحبتامون شنیده نمی شه.
پس تلاش کنین که با یه صدای رسا و شفاف با بقیه صحبت کنین.

نکته: طبق شرایطی که هست اندازه صدای خودتون رو بالا یا پایین بیارین، مثلا تو یه کتابخونه با صدای بلند صحبت کردن جایز نیس و برعکس اون در محیطی باز که رفت وآمد خودروا زیاد هست با صدای آروم صحبت کردن مناسب نیس، چون در این صورت اصلا صدای شما شنیده نمی شه.

خیلی از آدمایی که صحبت هاشون روشن نیس این سئوال براشون ساخته میشه که چیجوری شمرده صحبت کنیم .
در خیلی از مقالات، کتابا و یا آموزشا میبینم که واسه شمرده صحبت کردن می گن باید سرعت صحبت کردنمون رو پایین بیاریم، خیلی با ملایمت و آرامش صحبت کنیم و در کل اینکه سرعت صحبت کردن ما باید پایین باشه تا مخاطب ما جذب صحبتامون شه.
اما الان و در واقعیت اینطوری نیس، شاید ۲۰ سال پیش این پیشنهادا و راه حلا مناسب بودن اما با در نظر گرفتن پیشرفت ما آدما و هم اینکه تغییر سبک زندگی ما باید راه حلای جدیدتر و تأثیرگذارتری رو جانشین کرد.

در خیلی از موارد آدمایی که خوب صحبت می کنن یه ویژگی مشترک دارن، و اون ویژگی مشترک چیزی نیس جز داشتن زبون بدن خوب و متناسب.
فردی که خوب صحبت می کنه به احتمال زیاد از بدن و حرکاتی که موقع صحبت کردنش انجام میده آگاهی داره و می تونه خوب اونو مدیریت کنه.
به احتمال زیاد فردی که موقع صحبت کردن همش سر و صورتش رو می خاراند و یا به این طرف و اون طرف نگاه می کنه و یا نمی توند تو یه جا بند شه و این پا و اون پا می کنه نمی توند فردی باشه که خوب صحبت می کنه.
ما به عنوان فردی که می خوایم در بین بقیه خوب صحبت کنیم باید به زبون بدن خودمون بدونیم.
پیشنهاد می کنم به شکل تمرینی شروع به صحبت کنین و از خودتون فیلم بگیرین و یا اینکه به جلوی آینه برید و شروع به صحبت کنین، که یه آینه قدی باشه بهتره.

و بعد به زبون بدن خودتون دقت کنین و اگه مشاهده می کنین که چیزی اضافیه یا یه تیک خاص موقع صحبت کردن دارین و یا دست و پاتون رو به این طرف و اون طرف پرت می کنین تلاش کنین که خیلی آگاهانه این موارد رو انجام ندین.
معمولا خیلی از این موارد با دونستن و کمی توجه به اون حل می شه.

سخن پایانی
در جواب به سئوال چیجوری خوب صحبت کنیم ؟ به شکل کلی میتونم بگم که واسه خوب صحبت کردن نیاز به چند فاکتوره که اونا رو با هم بررسی کردیم و اگه بخوام به شکل تیتروار بگم این موارد می شن:

با اعتماد به نفس صحبت کنیم
رابطه چشمی خوبی برقرار کنیم
واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم
صدای رسا داشته باشیم
زیاده گویی نکنیم
تپق نزنیم
و اینکه زبون بدن خوب و متناسبی داشته باشیم
پس با در نظر گرفتن رعایت این موارد ما میتونیم با کمی تمرین خوب صحبت کنیم و هر روز و هر روز صحبت کردن خودمون رو تقویت کنیم.

چیجوری با بقیه صحبت کنیم یکی از سوالات و نگرانیای خیلی از افراده که نمی دونن چیجوری سر صحبت رو با بقیه باز کنن و از طرفی هم در زمان صحبت کردن چی رو بگن.
در زمونه ای که ما زندگی می کنیم ارتباطات نقش اساسی رو در پیش بردن اهداف و موفقیت ما اجرا می کنه، اگه کار ما فروشندگیه نیاز داریم که با بقیه رابطه برقرار کنیم، مثلا فروشنده بیمه عمر باید با افراد زیادی درباره امتیازات بیمه ای که داره صحبت کنه، یا شخصی که به عنوان دانشجو در کلاسی حضور داره واسه اینکه درس رو بهتر فهمیده باشه و یا از کسی جزوه بگیره باید بتونه با بقیه صحبت کنه و رابطه بگیره.
اگه ما نتونیم با بقیه صحبت کنیم و یا به خاطر خجالتی بودنمون، داخل گرا بودنمون یا هر دلیل دیگه این کار رو انجام بدیم به احتمال خیلی زیاد با مشکل روبه رو میشیم.
خوبی این کارا اینه که به شکل اکتسابی هستن و اینطور نیس که بگیم اگه من نمی تونم این کار رو انجام دهم پس نمی شه و امکانش نیس.

پس ما با انجام دادن این کارا میتونیم اونو به شکل یه مهارت تبدیل کنیم و هر روز و هر روز در اون کار بهتر عمل کنیم.

صدای رسا داشته باشیم
صدای رسا، یکی از ملزومات خوب صحبت کردنه.
شما فرض کنین که از کلمات خیلی فوق العاده ای به کار گیری می کنین، زبون بدن مناسبی دارین، رابطه چشمی خوبی برقرار می کنین و یه شنونده خوب هستین، اما اگه صدای رسایی نداشته باشین و صحبتاتون شنیده نشه نمی تونین بگید که خوب صحبت می کنین.
تموم این موضوعات مثل یه پازل به هم در رابطه هستن، اگه همه رو داشته باشیم و یکی رو نداشته باشیم تأثیرگذاری صحبتامون شدیدا کم میشه.
اگه بخوام یه تمرین واسه رساتر شدن صدا به شما بگم، تمرین بلندخوانی رو پیشنهاد می کنم.
تمرین بلندخوانی دقیقا مثل وقتی هست که ما در کلاس مدرسه از روی کتاب بلند می خونیدم.
تارهای صوتی و حنجره ما باید دقیقا مثل عضلات بدن ما می مونن، اگه اونا رو به حال خودشون رها کنیم از رسایی و تُن صدای ما کم کرده می شه.

زیاده گویی نکنیم
اگه واقعا می خواین که خوب صحبت کنین و صحبتاتون تأثیرگذار باشه باید زیاده گویی نکنیم.
ما با زیاده گویی اثر صحبتای خودمون رو از بین می بریم (البته این موضوع در مورد صحبتای معلم یا استاد در سر کلاس صدق نمی کنه)
اگه ما بین دوستان یا همکارانمون باشیم و بخوایم متکلم الوحده باشیم و به قولی زیاده گویی کنیم شک نداشته باشین از جذابیت خودمون و صحبتامون کم کرده می شه.

از قدیم گفتن که:

کم گوی و گزیده گوی

تپق نزنیم
معمولا آدمایی که تپق میزنن و همش مِن مِن می کنن آدمایی هستن که نمی تونن خوب صحبت کنن.
تپق زدن به شکل غیرمستقیم به طرف مقابل این پیام رو میرسونه که من نمی تونم خوب صحبت کنم و من اطلاعات و اطمینان کافی در مورد موضوعی که می خوام صحبت کنم رو ندارم.
به شما پیشنهاد می کنم مکالمات یه روز تلفنی یا رو در رویی که با دوستان و آشنایان خودتون دارین رو ضبط کنین و ببینین که واقعا در صحبتای خودتون تپق می زنید یا نه.
اگه تپق می زنید تلاش کنین واسه یه یا دو هفته به شکل آگاهانه حواستون به صحبت هاتون باشه و تا اونجا که می تونین تلاش کنین منظم و بدون تپق صحبت کنین.

پیدا کردن نقاط ضعف در صحبت کردن
و حالا که می خواید فن بیان خودتون رو تقویت کنین باید از نقاط ضعف خود باخبر باشین تا بتونین روی اون کار کنین و اونو بهتر کنین.
واسه این کار می تونین صدای خودتون رو با هر وسیله ای که دم دستتون هست ضبط کنین و بعد صدای خودتون رو بشنوین و ایرادات احتمالی رو استخراج کنین.
وسایلی که می تونین واسه ضبط کردن صدای خودتون به کار گیری کنین می تونه یکی از این موارد باشه:
گوشی موبایل هوشمند – کامپیوتر رو میزی یا لپ تاپ – ضبط کننده صدا (وویس ریکوردر)

اصلا مهم نیس که کیفیت صدای شما موقع ضبط کردن خوب باشه یا بد، فقط این کار رو با دست کم امکاناتی که دارین انجام بدین.
واسه ضبط کردن صدای خودتون می تونین یه موضوع انتخاب کنین و در مورد اون صحبت کنین، مثلا می تونین ۲ دقیقه در مورد “کتاب” صحبت کنین.
بعد از اینکه صدای خودتون رو ضبط کردین به اون گوش کنین.
البته احتمال داره که مثل خیلی از افراد صدای خودتون رو دوست نداشته باشین، اما با این حال به کارتون ادامه بدین و صدای خودتون رو گوش کنین.
حالا به اشکالاتی که ممکنه در صحبت کردن شما وجود داشته باشه دقت کنین.
این نکات می تونه یه یا چند مورد پایین باشه:

مطلب مشابه :  بارکده چگونه خوانده و چگونه چاپ می شود؟

ادای نادرست کلمات
لحن ناصحیح در جملات
کُند یا تند صحبت کردن
بی حس و حال صحبت کردن
جملات رو پس وپیش گفتن
کم آوردن جمله و کلمه
اِاِاِ اِاِاِ گفتنِ زیاد
تیکه کلاما
نامفهوم صحبت کردن
فراموش کردن حرف
کم آوردن نفس
بدون فراز و فرود صحبت کردن (صدای مونوتون)
لرزش در صدا
خش دار بودن صدا
پایین یا بم بودن صدا
و …
پس ایراداتی که در صحبت کردن تون هست رو یادداشت کنین.

در روابط اجتماعی که با بقیه داریم در خیلی از مواقع افراد باکلاس می تونن روابط بهتری با بقیه برقرار کنن.
معمولا افراد باکلاس علاوه بر نوع صحبت کردنشون، روی چگونگی رفتار و نوع پوشش خودشون هم دقیق هستن و تلاش می کنن در تموم این موارد جزو بهترینا باشن.

داشتن فن بیان قوی یکی از عواملیه که می تونه باعث رشد و پیشرفت شخصی و شغلی ما شه.
سال هاست میبینم آدمایی که فن بیان قوی دارن و می تونن با دور و بریا شون خوب رابطه برقرار کنن نسبت به افراد دیگه خوشحال تر هستن و همیشه هم موقعیتای خوبی براشون پیش میاد.
شمام حتما افراد زیادی رو دیدید که می تونن در هر شرایطی خوب صحبت کنن، شاید خیلی از این آدما به شکل ذاتی این مهارت رو داشته باشن و ما به خودمون بگیم که خوش به حال فلانی، چقدر خوب صحبت می کنه، چقدر فن بیان قوی داره، کاش منم می تونستم مثل ایشون صحبت کنم.
شاید این واسه شما یه آرزو باشه که بتونین فن بیان قوی داشته باشین، اما خبر خوب اینه که شمام می تونین با آموزش به این مهارت دست پیدا کنین.
خاصیت کارای مهارتی دقیقا همینه که میتونیم اونو با تمرین و تکرار و آموزش خوب یاد بگیریم و انجامش بدیم.
کارای مهارتی که بیشتر افراد اونو می تونن بکنن مثل دوچرخه سواری، رانندگی، خوندن و نوشتن، شنا کردن و خیلی کارای دیگه، مهارتی هستن.
یادتون میاد وقتی که می خواستین دوچرخه سواری یاد بگیرین چقدر شوق وذوق داشتین، حتی شبا در خواب هم دوچرخه سواری رو تمرین می کردین.

داشتن فن بیان قوی هم دقیقا مثل یادگیری دوچرخه سواریه.
ما باید اونو یاد بگیریم، تمرین کنیم، تمرین کنیم و تمرین کنیم تا جزئی از وجود ما شه.
تا وقتی که می خوایم در جمع صحبت کنیم دیگه نیاز نباشه تا فکر کنیم که چه بگیم و در این مرحله س که خیلی از صحبتامون به شکل ناخودآگاه انجام می شه، یعنی اصلا نیاز نداریم تا فکر کنیم که چه بگیم.
البته داشتن فن بیان قوی فقط در بیان جملات خلاصه نمی شه.
صحبت کردن و فن بیان ما باید دارای فاکتورای دیگه هم باشه تا بتونیم فن بیان قوی داشته باشیم و بتونیم در هر موقعیتی و با هر شخصی به شکل موثر صحبت کنیم.

وضوح در صدا
یکی از عوامل اصلی واسه خوب صحبت کردن و داشتن فن بیان قوی اینه که صدای ما وضوح و بلندی کافی واسه شنیده شدن رو داشته باشه.
اگه صدای ما خیلی آهسته باشه و یا وضوح نداشته باشه دقیقا مثل اینه که داریم آب در هاونگ می کوبیم.
بلندی صدا یه موضوعه و وضوح اونم یه موضوع دیگه.
شاید خیلی از افراد صدای بلندی داشته باشن اما جملات و کلماتی که از دهانشون بیرون میاد اون وضوح رو نداشته باشه.
یه تمرین که واسه وضوح صدا در صحبت کردن خیلی می تونه اثر داشته باشه، تمرین مشدد خوانیه.
در این تمرین ما یه پاراگراف از کتابی رو انتخاب می کنیم و به شکل مشدد خوانی می خونیم.
واسه مشدد خوانی ما باید روی همه کلمات زیاد بذاریم و اونو با بزرگ نمایی و با صدای تقریبا بلند بخونیم.

واسه بلندی صدا و قوی شدنش هم می تونین یه تمرین دیگه رو انجام بدین به نام بلند خوانی.
در این تمرین شما باید تلاش کنین که شروع به بلند بلند صحبت کردن کنین. مثلا می تونین یه قسمت از کتابی رو انتخاب کنین و اونو بلند بلند بخونین، علاوه بر این می تونین این کار رو در خودروی شخصی تون انجام بدین و وقتی که در حال رانندگی هستین با خودتون شروع به بلند بلند صحبت کردن کنین، فقط یه نکته رو در نظر داشته باشین که قرار نیس به تارهای صوتی شما زیاد فشار وارد شه، این کار رو در حد متعادلی انجام بدین.

معمولا خیلی از آدمایی که اعتماد به نفس پایینی دارن تُن صداشون پایینه و اصلا هم روشن صحبت نمی کنن و این موضوع موجب می شه که ما آدم ضعیفی شناخته بشیم و فن بیان قوی هم نداشته باشیم.
پس واسه اینکه ما فن بیان قوی داشته باشیم یکی از مهم ترین عواملش اینه که صدای ما روشن و بلند باشه و خیلی راحت شنیده شه.

داشتن اعتمادبه نفس واسه داشتن فن بیان قوی لازمه
داشتن اعتماد به نفس واسه داشتن فن بیان قوی واقعا لازمه.
در خیلی از مواقع شخصی که فن بیان قوی داره و می تونه خوب صحبت کنه شخصیه که اعتماد به نفس بالایی در ارتباطات داره.
خیلی کم شخصی رو دیده ام که فن بیان قوی داشته باشه اما اعتماد به نفس نداشته باشه.
یعنی، فن بیان قوی با داشتن اعتماد به نفس گره خورده.

به کار گیری زبون بدن مناسب
تا حالا دیدین شخصی که خوب صحبت می کنه زبون بدن نامتناسبی هم داشته باشه؟
در موارد زیادی زیادی مشاهده کردم آدمایی که فن بیان قوی دارن آدمایی هستن که زبون بدن خوبی دارن و این زبون بدن به ما حس اعتماد و اطمینان منتقل می کنه.
یعنی، اگه شخصی در حال صحبت کردن همش در و دیوار رو نگاه کنه، سر و چانه اش رو بخاراند و یه حس نامطمئن بودن رو به ما منتقل کنه شخصی نیس که بتونه خوب صحبت کنه و فن بیان قوی داشته باشه.

اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
یه شخص باکلاس موقع حرف زدن صداش از کیلومترا دورتر شنیده نمیشه.
اگه صدای رسایی داشته باشیم شکی نیس که خوبه، اما این صدای رسا باید کنترل شده باشه.
مثلا تو یه اتاق ۱۲ متری که چار نفر در اون هستن نباید صدای ما به اندازه یه سالن همایش یه صد نفری باشه.
پیشنهاد می کنم که از این به بعد به اندازه بلندی صدای خودتون و بقیه توجه کنین، اگه نمی دونین که اندازه بلندی صداتون به چه میزانه از چندین نفر از دوستان خودتون نظرخواهی کنین تا متوجه این موضوع شید.

اگه صداتون نسبت به اون محلی که درش حضور دارین یا نسبت به فاصله شما با طرف مقابل بلند باشه روشنه که باید صداتون رو کنترل شده تر کنین، اما اگه نه باید تلاش کنین که اندازه صدا و رسایی اونو بیشتر کنین.
افراد باکلاس صداشون روشن و رساه و از طرفی هم صداشون باعث آزار و اذیت بقیه نمی شه.

داشتن یه صدای خوب یکی از مهم ترین موارد در باکلاس حرف زدنه.

در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
اگه به آدمایی که باکلاس حرف میزنن دقت کرده باشین در همه حالات ادب رو حفظ می کنن و عصبانیتشون باعث نمی شه که از کوره در برن و هر اون چیزی که به زبانشون جاری می شه رو بگن.
شاید واسه خیلی از افراد رعایت کردن یه همچین موردی خیلی سخت و نشدنی به نظر برسه.
خیلی از افراد وقتی با من مشاوره می گیرن میگن که نمی تونن عصبانیتشون رو کنترل کنن و خیلی زود از کوره در می رن.
پیشنهاد من به این افراد اینه که فقط کمی صبور باشن و تلاش کنن که خودشون رو به جای طرف مقابل بذارن و یا از زاویه ای دیگه به مسائلی که براشون پیش اومده نگاه کنن.
ما در زمونه ای زندگی می کنیم که با صحبت کردن میتونیم خیلی از مسائل رو بر طرف کردن کنیم، پس دلیلی نداره آرامش خودمون و بقیه رو با عصبانیت خودمون بر هم بزنیم.
این نکته رو در نظر داشته باشین که افراد باکلاس خیلی کم عصبانی می شن و یا اگه هم عصبی شن اونو بروز نمی دن و عوضش تلاش می کنن با دعوت کردن خودشون و بقیه به آرامش، صحبت کنن و به نتیجه برسن.

بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب می کنن
افراد باکلاس وقتی که میخوان بقیه رو صدا کنن اونا رو با الفاظ خوشگل خطاب می کنن.

مثلا به جای اینکه دوستشون رو صدا بزنن: ممد
می گن محمد جون
یا واسه اینکه همسرمون رو صدا بزنیم میتونیم از الفاظ زیبایی مثل، عزیزم، خانمم، قشنگم، ملکه من و مواردی مثل این در اول صحبت هامون بیاریم.

قدرت این کلمات رو جدی بگیرین و تلاش کنین که حتما در صحبتای روزمره اتون در حد قابل قبولی از این الفاظ به کار گیری کنین.
این نکته رو در نظر داشته باشین که حواستون به موقعیتی که در اون حضور دارین و یا اینکه شخص مقابلتون چه کسیه باشه.
شاید ما در خونه، همسرمون رو عشقم صدا کنیم.
اما باید در جایی مثل محل کارمون و پیش مدیران دیگه تو یه جلسه رسمی همسرمون رو با نام خانوادگی اش خطاب کنیم.

احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون صحبت کنیم
آدمایی که باکلاس هستن هیچ وقت نمی گن که من فرد باکلاسی هستم. این بقیه هستن که در مورد باکلاس بودن یا نبودن هر شخصی اعلام نظر می کنن.
ما فقط باید تلاش کنیم که از دید آداب رفت و اومد و نوع پوشش، رفتار و حرف زدنمون یه سری اصول رو رعایت کنیم.
البته منظورم این نیس که به حرف مردم اهمیت بدیم و دقیقا طبق گفته بقیه رفتار کنیم.

لحن صحبت مون باید با مهربونی باشه
آدمایی که باکلاس هستن همیشه لحن صحبت کردنشون مهربانانهه و هیچ وقت از موضع بالا به پایین صحبت نمی کنن.
مهربانی در لحن ما باعث می شه که طرف مقابل بیشتر به طرف ما جذب شه.
تصور کنین لحن خشن ای داشته باشیم، مشخصه که بقیه از این نوع لحن خوششون نمیاد و از ما فراری هستن.
چند سال پیش در شرکتی که کار می کردم مدیری داشتم که خیلی عالی صحبت می کرد، تیپ فوق العاده ای داشت و همه چیز به ظاهر عالی بود، اما در خیلی از مواقع لحن صحبت کردنش بسیار زننده و خشن بود و بخاطر این خیلی از همکاران دیگه تلاش می کردن که از این شخص دوری کنن.

واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
به کار گیری کردن تلفظ درست واژه ها واسه هر شخصی جزو یکی از الزاماته.
و اگه هم می خوایم که ما جزو افراد باکلاس باشیم باید تلفظ درست واژه ها رو بدونیم. (اینجا کاری با لهجه نداریم)
اگه تلفظ درست واژه ای رو نمی دونیم بهتره که کمی جستجو کنیم و طرز تلفظ درست اونو بدونیم و بعدازآن به کار گیری کنیم.
مثلا به جای اینکه بگیم اینستاگرام بگیم ایستاگرام، به احتمال زیاد در بین خیلی از افراد مورد تمسخر قرار می گیریم و این نشون میدن که ما سواد و علم کافی نداریم.
حالا اگه تعداد واژه هایی که اشتباه تلفظ کنیم زیاد شه به این معنیه که ما فقط ادای آدمای باکلاس رو درمی بیاریم و این موضوع اصلا خوب نیس.
این یعنی ظاهرسازی.

منظم و روان صحبت کنیم
اگه بخوایم از هر دری سخنی بگیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم به این معنیه که ما ذهن پریشونی داریم و نمی تونیم تمرکزمون رو روی یه موضوع متمرکز کنیم.
افراد باکلاس اگه در مورد موضوعی صحبت می کنن تا انتها اونو تموم می کنن و از این شاخه به اون شاخه نمی رن.
روان صحبت کردن هم خیلی واسه باکلاس حرف زدن ما موثره.
تابه حال فرد باکلاسی رو ندیده ام که بخواد موقع صحبت کردن مِن مِن کنه و حرفش رو از یاد ببره.

باید اندازه بلندی صدامون رو کنترل کنیم
در همه حالات ادب رو حفظ کنیم
بقیه رو با الفاظ خوب و خوشگل خطاب کنیم
احتیاجی نیس در مورد باکلاسی خودمون با بقیه صحبت کنیم
لحن صحبتمون باید با مهربونی باشه
واژه ها رو به شکل درست تلفظ کنیم
منظم و روان صحبت کنیم
شاید خیلی از افراد اصلا موقعیتی براشون پیش نیاد که بخوان در جایی سخنرانی کنن و یا با آدمایی بر سر معامله ای گفتگو کنن.
اینکه چیجوری خوب صحبت کنیم می تونه واسه هر شخصی مهم باشه.
شک نداشته باشین ما به عنوان یه آدم می خوایم با بقیه ارتباطات خوبی داشته باشیم پس اینکه بخوایم خوب صحبت کنیم یه چیز به طور کامل طبیعیه.

با اعتمادبه نفس حرف بزنیم
یکی از مهم ترین مواردی که در خوب صحبت کردن مهمه اینه که ما بتونیم عالی و با اعتماد به نفس با بقیه یا در جمع صحبت کنیم، ما هرچقدر هم جملات و کلمات فوق العاده ای رو در صحبتای خودمون بگیم ولی نتونیم اونو با اطمینان و اعتماد به نفس بالا بگیم به احتمال زیاد واسه حرفامون تره هم خورد نمی کنن.
مثلا فرض کنین که در بین دوستانتون هستین و موضوعی رو میگید، اما اون قدر در بیان اون موضوع ناتوون و بدون اعتماد به نفس عمل کردین که اصلا اهمیتی به صحبتاتون نمی دن، حالا در همین بین یکی دیگه از دوستان شما خیلی قاطع و با اعتماد به نفس دقیقا همون موضوع رو میگه و از طرف دوستان دیگرتون مورد استقبال قرار میگیره.
در ظاهر شاید هر دو نفر یه منظور و یا یه جمله رو گفته باشن اما تأثیرگذاری هرکدوم با دیگری فرق داره.
خودتون کلاه خودتون رو قاضی کنین، فرض کنین می خواین پولتون رو پیش یه شرکت سرمایه گذاری کنین و واسه انتخاب اون شرکت دو گزینه رو پیش رو دارین.

با این فرض که هر دو شرکت سود برابری رو ارائه میدن و تموم کاراشون هم مشابهه.
اما وقتی با مدیرعامل شرکت اول صحبت می کنین خیلی بی اعتماد به نفس میگه:
اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین ما سود + اصل سرمایه شما رو تلاش می کنیم تو یه سال، سه برابرش به شما باز می گردونیم.
اما مدیرعامل شرکت دوم خیلی با اطمینان و با اعتماد به نفس به شما میگه:
اگه در شرکت ما سرمایه گذاری کنین ما سود + اصل سرمایه شما رو تو یه سال، سه برابر به شما باز می گردونیم.
حالا اگه شما بودین در شرکت اول سرمایه گذاری می کردین یا در شرکت دوم؟
گفتیم که تموم موارد و خدمات هر دو شرکت مثل به هم هستن اما چگونگی بیان مدیرعامل شرکت اول با شرکت دوم فرق داره.

به احتمال خیلی زیاد ما شرکت دوم رو انتخاب می کنیم، چون شخصی که به صحبتای خودش اطمینان نداره و نمی توند اونو با اعتماد به نفس بگه چیجوری می تونه قابل اعتماد باشه؟
پس اگه ما بتونیم خیلی با اطمینان و با اعتماد به نفس صحبت کنیم میتونیم یکی از فاکتورای اصلی واسه خوب صحبت کردن رو داشته باشیم و بقیه رو جذب صحبتای خودمون کنیم و اعتماد اونا رو به خودمون جلب کنیم.

رابطه چشمی خوبی برقرار کنیم
شاید از خودتون سئوال کنین که سئوال چیجوری خوب صحبت کنیم چه ربطی به رابطه چشمی داره؟
این نکته رو در نظر داشته باشین که خوب صحبت کردن فقط در بیان جملات خوب و خوشگل خلاصه نمی شه.
اگه ما می خوایم خوب صحبت کنیم باید پکیجی از رفتارها و کارا رو باهم داشته باشیم تا صحبتامون خوب و عالی باشه.
پس علاوه بر جملاتی که میگیم، چگونگی بیان اون، داشتن رابطه چشمی خوب، زبون بدن خوب، بالا و پایین بردن صدا و رسا بودن صدا هم می تونه نقش مهمی در خوب صحبت کردن داشته باشه.
داشتن رابطه چشمی خوب باعث می شه که مخاطب ما حس خوبی نسبت به ما بگیره.
این سئوال رو واسه خودتون جواب بدین:
اگه شخصی موقع صحبت کردن با شما به در و دیوار و زمین و هوا نگاه کنه چه حسی به شما دست میده؟
به احتمال زیاد حس خوبی نخواهید گرفت.

این مورد رو من بارها در کلاسایی که برگزار می کنم امتحان کردم و هر بار هم یه جواب گرفتم و اونم این بود که، اگه من نتونم با بقیه رابطه چشمی خوب و موثری برقرار کنم نمی تونم اثر خوبی روی اونا بذارم و یا شاید حواس مخاطبانم به جای دیگری جلب شه.

یا اصلا یه مثال قابل لمس تر می تونه در زمان مدرسه ما وقتی که معلم در حال درس دادن بود رو واسه رابطه چشمی گفت.
شاید در زمان مدرسه وقتی معلم به ما نگاه می کرد، شش دُنگ حواسمون رو به صحبتای معلم می دادیم اما وقتی که رابطه چشمی اش رو از روی ما بر می داشت ما دیگه به صحبت هاش زیاد اهمیت نمی دادیم.
منظورم این نیس که وقتی در حال صحبت کردن هستیم روی یه نفر زوم کنیم، اینجا می خوام اهمیت رابطه چشمی رو بگم.

پس واسه خوب صحبت کردن علاوه بر جملاتی که میگیم باید حواسمون به موارد دیگری هم باشه تا بتونیم صحبتای موثر تری رو ارائه بدیم.

واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم
در اینکه واسه خوب حرف زدن باید شنونده خوبی باشیم شکی نیس.
به چه دلیل؟
چون اگه ما نتونیم صحبتای طرف مقابل رو خوب بشنویم و درک کنیم نمی تونیم جواب مناسبی ارائه بدیم.
معمولا افراد وقتی که طرف مقابلشون در حال صحبت کردن هست به صحبت هاش گوش نمی دن، عوضش به این فکر می کنن که چه جواب دندان شکنی بدهم که طرف کلا نابود شه. :-

موثر گوش دادن هم دقیقا مثل رابطه چشمیه، همونجوریکه وقتی دو نفر در حال صحبت هستن و یکی از آن دو نفر با دیگری رابطه چشمی برقرار نکنه یه نوع بی احترامیه، گوش ندادن به صحبتای طرف مقابل هم یه نوع بی احترامیه و باعث می شه که صحبت ما با طرف مقابلمون رو تحت اثر بذاره.
پس از قدرت و تأثیرگذاری رابطه چشمی و خوب گوش دادن غافل نشید.