اخلاق زیست محیطی، اخلاق محیط زیست

دشمنان خدا از او پیروى مى‏کنند.۹۰

اصل چهاردهم
یکى از مظاهر آزادى فردى در اسلام این است که در‌پذیرش دین اجبارى نیست، چنانکه مى‏فرماید: “لا اکراه فی الدین قدتبین الرشد من الغى”۹۱. زیرا دین مطلوب در اسلام، ایمان و باور قلبى است و این چیزى نیست که با عنف و زور در دل انسان جاى گیرد، بلکه در گرو حصول یک رشته مقدمات است که مهم‌ترین آنها روشن شدن حق از باطل مى‏باشد. هرگاه این شناخت‏حاصل شود، در شرایط طبیعى، انسان حق را برمى‏گزیند.
درست است که “جهاد”یکى از فرایض مهم اسلامى است، ولى معناى آن اجبار دیگران به‌پذیرش اسلام نیست، بلکه مقصود از آن برطرف ساختن موانع ابلاغ پیام الهى به گوش جهانیان است تا “تبین رشد” تحقق‌پذیرد. طبیعى است چنانچه سوداگران زر و زور روى اغراض مادى و شیطانى مانع رسیدن پیام آزادیبخش دین به گوش جان انسان‌ها گردند، فلسفه نبوت (که همانا ارشاد و هدایت‏بشر است) اقتضا مى‏کند که جهادگران هرگونه مانع و یا موانع را از سر راه بردارند، تا شرایط ابلاغ پیام حق به افراد بشر فراهم گردد.

گفتار سوم: انسان و محیط زیست
الف. نگاه انسان معتقد
تا به حال اندیشیده‌اید که نگاه ما، کسانی را که خود را طرفدار حیوانات و محیط زیست می‌دانیم، بر چه پایه‌هایی استوار و اخلاقاً تا چه حد صحیح است؟!!
اگر من بیرون چادر خود در گذرگاهی در طبیعت به حیوانی- مثلاً خرسی- برخورد کردم، می‌توانم اگر دلم خواست (یا به عبارت بهتر اگر هوس کردم) او را بکشم؟!!
نگاه مبتنی بر اخلاق انسان مدار ممکن است این عمل را نادرست بداند، با چه استدلالی؟!
استدلال اخلاق انسان مدار در مورد نادرستی کشتن خرس ممکن است این باشد که من با کشتن خرس یک منبع زیبایی و جذابیت در طبیعت را از میان برده‌ام و انسان‌های زیادی را از لذّت دیدار آن محروم ساخته‌ام!!
حوزه اخلاق محیط زیست به رابطه اخلاقی بین نوع بشر با طبیعت اطراف خود ناظر است.
اگر چه بسیاری از فلاسفه در طول تاریخ به این موضوع اشاره کرده‌ا‌ند، اما توجه و تدقیق جدی در این مقوله به عنوان یک بحث مجزا در دهه ???? در جهان آغاز شد!
پیدایش این مقوله بدون شک به واسطه آگاهی بشر از تأثیرات فناوری، صنعت، توسعه اقتصادی و رشد جمعیت بر روی محیط زیست در دهه ???? بود.
البته آلودگی و نابودی منابع طبیعی را نمی‌توان تنها نگرانی‌های زیست محیطی از آن زمان تا کنون دانست.
کاهش مدام تنوع گیاهی و جانوری، نابودی بیابان‌ها، افول اکوسیستم‌های و تغییرات آب و هوا همه و همه دست به دست هم داده که این مسأله در سالیان اخیر به طرزی فزاینده گسترش یافته است.
در این شرایط اخلاق زیست محیطی ایجاب می‌کند که ما نیز تعهدات اخلاقی خود را در جهت رویارویی با این نگرانی‌ها تنظیم و شاخک‌های حسی وجدانمان را بدین سمت و سو حساس کنیم. در واقع دو سؤال اساسی که اخلاق زیست محیطی باید به آن پاسخ گوید عبارتند از:
۱) به منظور احترام به محیط زیست چه وظایفی برعهده آحاد نوع بشر است، و ۲)چرا؟!!
سؤال دوم باید ابتدا پاسخ داده شود.
برای این که دریابیم چه وظایفی در قبال محیط زیست داریم در ابتدا باید بفهمیم که چرا مشکلات زیست محیطی وجود دارند. برای مثال، آیا ما الزاماتی برای برخورد با مسایل زیست محیطی بشر امروز داریم؟ برای زندگی بشر در آینده داریم؟
شکی نیست که چگونگی رفتار ما با محیط زیست بیش از آنکه بر زندگی امروز انسان تأثیر‌گذارد، روی زندگی آیندگان تأثیر خواهد گذاشت.
در واقع ما میراث دار طبیعت و منابعی ارزشمند از نیاکان خود بوده ایم که سده‌ها و هزاره‌ها در آن زیسته و با کمترین صدمه ممکن در سالیان گذشته تحویل نسل ما و نسل قبل از ما داده‌اند و آنچه اتفاق افتاده و ضرباتی که بر محیط زیست وارد شده بیشتر در همین یکی دو نسل اخیر بوده است.
این مسأله بسیار مهم مورد توجه گروهی از اندیشمندان محیط زیست قرار گرفته و باعث شده نظریه تازه‌ای را مطرح سازند و آن اخلاق زیست محیطی حال نگر و آینده نگر است.
البته در این شیوه نگاه نیز با افکار مخالفی روبرو هستیم؛ بدین معنی که گروهی که معتقد به عمل و عکس العمل در وظایف اجتماعی هستند برآنند که کار برای نسل‌های آینده نمی‌تواند درست و منطقی باشد !!
چرا که هر کاری باید متقابلاً پاسخ داده شود و چون نسل‌های گذشته ما هم برای امروز ما کاری نکرده‌اند، آنها استنتاج می‌کنند که اگر ما وظایف زیست محیطی امروزین و مشکل گشایی کنونی خود را به کمال و درستی انجام دهیم، نتیجه مثبت خود را برای نسل‌های آینده خواهد داشت.
عمده‌ترین مسائل اخلاق محیط زیست حول دو محور بحث می‌شوند:‌
محور اول این که با تفکیک ارزش ذاتی از ابزاری چه نوع ارزشی را برای محیط زیست قایل شویم؟
در محور دوم از نحوه اندیشیدن آدمی‌در خصوص رابطه‌اش با محیط زیست بحث می‌شود.
اول این که با تفکیک ارزش ذاتی از ابزاری چه نوع ارزشی را برای محیط زیست قائل شویم؟
یک چیز در صورتی ذاتاً خوب است که فی نفسه ارزشمند باشد و در صورتی به لحاظ ابزاری خوب است که گرچه لزوما از خوبی فی نفسه برخوردار نیست، ولی به خوبی می‌انجامد. مثلاً قطع عضو بدن هیچ خوبی ذاتی ندارد، اما ممکن است به سلامتی و تندرستی بدن بینجامد.
کسانی که ارزش محیط زیست را ذاتی می‌دانند، بر این باورند که باید به دنبال تأسیس اصول اخلاقی جدیدی جدای از مکتب‌های رایج اخلاق سنتی بود.
از نظر این گروه اصول اخل
اقی سنتی به شدت انسان محور بوده و منافع محیط زیست را فدای منافع انسانی می‌کند.
در محور دوم از نحوه اندیشیدن آدمی‌در خصوص رابطه‌اش با محیط زیست بحث می‌شود.
آیا رابطه آدمی‌با طبیعت باید مانند رابطه شاگرد با استاد تنظیم شود که در این صورت باید با پیروی از طبیعت روش درست رفتار کردن را از خود طبیعت بیاموزیم؟‌ یا این که آدمی‌نیز باید خود را جزیی از طبیعت و ته تافته جدا بافته از آن بداند.
در این صورت نباید خود را برتر از طبیعت بداند و به بهره کشی از آن رو آورد.
در اسلام نیز به ارتباط درست انسان با محیط زیست تأکید بسیاری شده است:
زمین میراث صالحان و انسان مامور عمران اوست.
در اخلاق اسلامی‌نیز دستورات و توصیه‌های فراوانی در حفاظت از محیط زیست و بهسازی آن آمده است.
منع از اسراف و بهره‌برداری درست از منابع طبیعی، اجازه استفاده از زمین به شرط احیاء، منع از قطع درختان میوه دار و منع از استفاده مواد سمی‌و آلوده‌کننده محیط زیست حتی در جنگ با کفار، نمونه ¬هایی از آن است.

مطلب مشابه :  شورای همکاری خلیج فارس، کشورهای خاورمیانه

ب. نگاه انسان غیرمعتقد
یدگاههای متداول در زمینه وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه بر محیط زیست تا کنون عوامل مختلفی را به بحث و مذاکره‌گذارده است. فقرا با درماندگی خود به منابع محیط به هر شکل ممکن دست دراز می‌کنند و ثروتمندان با بهره‌گیری از قدرت بیشتر، زیاده طلبی افراطی و در دست داشتن توان بیشتر به ویرانی محیط کمک می‌کنند.

فقرا چگونه به تخریب محیط دامن می‌زنند؟
در شرایط فقر بهره‌گیری از محیط زیست برای بقا به هر قیمت توسط افراد جامعه توجیه‌پذیر به نظر می‌رسد. فقرا محیط زیست خود را تخریب می‌کنند و به این وسیله به فقر خود نیز در طی زمان دامن می‌زنند، به عبارتی میتوان دید که چرخه و دور باطلی راه می‌افتد که فقر بیشتر این جوامع باعث تخریب بیشتر محیطشان می‌شود و این محیط تخریب شده باز هم به فقر بیشتر کمک می‌کند..
خانواری که در شرایط فقر شدید به سرمی‌برد فکر کردن او به ادامه حیاط محیط زیست و استفاده پایدار از منابع دشوار است، به شخم زمین‌های شیب دار دست می‌زند تا با کشت دیم محصولی هرچند مختصر به دست آورد.
جنگل‌ها را آتش می‌زند تا چند صباحی به کشاورزی بپردازد و زمین ضعیف شده را به حال خود رها می‌کند.
تعداد دامش را زیاد می‌کند، قبل از اینکه علف‌ها درست سبز کرده باشند دامهایش را به صحرا می‌برد و تا می‌تواند آنها را در عرصه‌ها چرا می‌دهد اگرچه دام‌هایی زار و نزار و مرتعی رو به ویرانی را پیش می‌برد، اما به فکر سیر کردن شکم خود و فرزندانش است و توان اقتصادی و گاه فرهنگی صیانت از منابع برای فردا و فرداهای دیگر را ندارد.
فقرا با جمع‌آوری گیاهان از عرصه‌ها برای خوراک و یا برای درمان خود و یا برای فروش این گیاهان در بازار می‌توانند به محیط خود فشار وارد کنند. در شرایط فقر خشکسالی‌ها و بلایای طبیعی مردم مناطق آسیب دیده را به حدی به فلاکت می‌کشاند که به خوردن گونه‌های گیاهی غیر متعارفی دست می‌زنند و به اکوسیستم حساس شده فشار مضاعفی را وارد می‌سازند.
استفاده از گیاهان با قطع و برداشت بی‌رویه آنها جهت مصرف به عنوان سوخت، در نتیجه عدم دسترسی به سوختهای دیگر و یا گران بودن آنها نیز از جمله فشارهایی است که فقرا به محیط وارد می‌سازند.
استفاده از زغال سنگ که غالبا به عنوان یکی از آلوده‌کننده‌ترین سوخت‌های کنونی شناخته می‌شود، با فقر اقتصادی کارگران است که امکان بهره‌برداری می‌یابد، بهره‌برداری از معادن ذغالسنگ در اکثر مناطق بسیار سخت و با بهره‌گیری از کارگران ارزان قیمت و در شرایط خطر ناک عملی می‌گردد. چین بزرگترین انتشار دهنده گازهای گلخانه‌ای از طریق زغالسنگ است. شرایط کار در این معادن به حدی سخت و خطرناک است که بدون بهره‌گیری از کار ارزان فقرا این صنعت غیر اقتصادی می‌شود و خواهد خوابید.
در بسیاری از مناطق فقرا مصالحی جز گیاهان برای خانه سازی، یا در واقع برای بر پا کردن آلونک‌هایشان ندارند.
در مورد گونه‌های جانوری، با شکار و ماهیگیری انسان‌های فقیر جهت تغذیه خود به انواع موجودات زنده روی می‌آورند و در چنین شرایطی انتظار از آنها در خصوص اهمیت دادن به حفظ گونه‌های نادر و رو به انقراض در طبیعت غالباً برآورده نمی‌شود.

مطلب مشابه :  وزارت جهاد کشاورزی، سازمان تحقیقات

ثروتمندان چگونه تخریب محیط را دامن می‌زنند؟
ثروتمندان، اعم از کشورهای ثروتمند و مردم ثروتمندی که در کشورهای مختلف زندگی می‌کنند نیز به اشکال مختلفی در تخریب محیط زیست نقش ایفا می‌کنند.
بهره‌گیری افزون‌تر از منابع مختلف محیط زیست از ویژگی‌های کشورهای ثروتمندتر و طبقات برخوردارتر جوامع است. ثروتمندان کالاها و خدمات بیشتری مصرف می‌کنند و این مصرف بیشتر در بسیاری مواقع فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.
ثروتمندان با مصرف بنزین بیشتر برای مسافرت‌های هوایی و زمینی، برخورداری از تعداد بیشتر خودرو و امکان استفاده از ماشین‌های بزرگتر و پرمصرف تر، با خودروهای تک سرنشین و با مسافرت‌های تفریحی طولانی جاده‌ای یا هوایی می‌توانند به عنوان عامل مؤثری در تخریب محیط زیست عمل کنند. با وجود همه اقدامات طرفداران محیط زیست در کشوری مثل ایالات متحده آمریکا برای کاهش مصرف بنزین، هنوز شرکت‌های خودروسازی و شاید صاحبان شرکت‌های تولید و عرضه بنزین مردم را به استفاده از ماشین‌هایی بزرگ‌تر و در نتیجه پر مصرف
‌تر ترغیب می‌کنند. در یعضی کشورهای ثروتمند (معمولاً کشورهایی که درآمد نفتی در اختیار دولت‌هایشان هست) نه تنها مالیاتی جهت احیای محیط زیست از بنزین اخذ نمی‌شود بلکه حتی (به دلیل ضعف دولتهایشان در سامان دهی منابع موجود در دست دولت که می‌تواند در تأمین اجتماعی و ایجاد شغل و بیمه و امثال آن صرف گردد) بر روی بنزین یارانه پرداخت می‌شود و مصرف بنرین را بیشتر می‌کنند. و ثروتمندان که ماشین بیشتر و سفرهای بیشتر دارند بازهم به محیط بیشتر صدمه می‌زنند.
افراد ثروتمندتر و کشورهای ثروتمندتر امکان مصرف کالاهای لوکس و کالاهایی که در مقیاسه‌ای کنونی جهانی غیر ضروری محسوب می‌شود را پیدا می‌کنند. تولید و مصرف بسیاری از این کالاها با بهره‌گیری از منابع محیط، نفت، انرژی، چوب و یا خیلی از مواد کمیاب در طبیعت امکانپذیر می‌گردد و مصرف بیشتر از آنها فشار بیشتر بر محیط را به دنبال دارد.
ثروتمندان با بهره‌گیری از امکانات بیشتر برای سفرهای تفریحی به مناطق بکر طبیعت سفر می‌کنند. برای سفرهای خود دولتها را وادار به احداث جاده‌هایی از بین جنگل‌ها می‌کنند و طبیعت آنجا را از بین می‌برند.
افرادی از این طبقه به جهت امکانات مالی که دارند به شکار به جهت تفریح علاقه نشان می‌دهند. حتی با وجود بعضی محدودیت های ایجادشده برای این کار در بعی مناطق و بعضی فصول این افراد با دارا بودن قدرت اعمال نفوذ خود، یا با رشوه و تطمیع به عرصه‌ها هجوم می‌برند و گاهی که جریمه نقدی در کار است به راحتی جریمه را پرداخت نموده و به از بین بردن گونه‌های جانوری ادامه می‌دهند.
اگر فقرا برای سیر کردن شکم خود به گیاهان بومی‌و گاه کمیاب و در معرض نابودی دست می‌یازند، ثروتمندان هم به دلایل مختلفی به این اقدامات دامن می‌زنند. از قرن‌ها پیش تا کنون فقیرترین افرادی از جامعه برای بهره‌برداری از گیاهان دارویی و صنعتی محیط‌های طبیعی به کار گمارده می‌شوند. محصولات آرایشی و بهداشتی و بعضی محصولات سلامتی که به علت کمیابی گران هستند، مورد تقاضای ثروتمندان است و از این رو به انقراض این گونه‌ها در عرصه‌های طبیعی منجر می‌شود.
ساخت محصولات زینتی از کمیاب‌ترین موجودات زنده روی زمین و تقاضایی که برای آنها توسط ثروتمندان وجود دارد به تخریب محیط زیست دامن می‌زند. کلکسیون پروانه‌ها یا گیاهان و گل‌ها و حشرات کمیاب و یا حیوانات تاکسیدرمی‌شده از جمله مصداقهای اثرات تقاضای ثروتمندان بر محیط زیست است.
ایده کسب درآمد به هر طریق ممکن توسط گروه‌های صاحب ثروت و کشورهای ثروتمند، به آنها اجازه می‌دهد به جنگ افروزی و تولید و فروش صلاح‌ها و انواع تأسیسات و خدمات نظامی‌بپردازند تا از این طریق درآمد بیشتری را نصیب خود سازند. مرور سوابق نشان می‌دهد که در جنگ‌ها (خصوصا

دیدگاهتان را بنویسید