بررسی رابطه بین سبک رهبری با عملکرد مدیران مدارس- قسمت 12

سوم: رهبر تصمیم می‌گیرد و آن را اعلام می‌كند
2 – مدل مشروط فیدلر: Fred E. Fuedleer
در این مدل سه متغیر مهم مساعد یا نامساعد بودن موقعیت موجود را برای رهبران تعیین می‌كنند كه عبارتند از:
الف – مناسبات شخصی رهبر با اعضا گروه تحت عنوان رابطه رهبر- عضو
ب – میزان ساختار اولیه كار تعیین شده برای گروه
ج – قدرت و اقتداری كه مقام به آنها می‌دهد
3-نظریه مسیر- هدف: House & Mitchel
براساس این نظریه،تاثیر بخشی رهبران بدلیل نفوذ آنان بر انگیزش زیردستان، توانایی عملكرد موثر و رضایت خاطر آنان است. انتخاب نام مسیر هدف بدلیل توجه عمده بر تاثیر گذاری رهبر بر تصور زیردستان از هدفهای كاری، هدفهای شخصی و مسیر رسیدن آنها به هدف است. این نظریه اعتقاد دارد كه رفتار رهبری به حدی ایجاد انگیزه می كندیا راضی كننده است كه میل رسیدن به هدف را در زیردست بالا می‌برد و مسیرها را برای حركت به اهداف روشن می‌كند.
4-مدل شرطی Vroom & Yettenlng:
این دو محقق معتقدند كه ” سهم فعالیتهای یك رهبر در اثربخشی سازمان بدون درنظر گرفتن ماهیت موقعیتی كه در آن رفتار واقع می‌شود نمی تواند تعیین گردد.” لذا چیزی تحت عنوان بهترین روش وجود ندارد و رهبران موفق كسانی هستند كه بتوانند شیوه‌های رهبری خود را با شرایط لازم با توجه به محیط پیرامونی تطبیق دهند.
5-مدل اثربخشی رهبری: Hersey & Blanchard
منظور از اثر بخشی رهبری اینست كه چقدر گروه زیر دست رهبر، وظیفه خود را خوب به انجام برسانند . تعامل، گرایش انگیزشی رهبر و موقعیت او ،اثر بخشی را تعیین می كند.آموزش و تجربه رهبری به عنوان راهی برای ایجاد موقعیت مناسب رهبری و اثربخش بودن آن است.
آموزش رهبری همان تجربه رهبری است كه از نظر زمان فشرده شده است ، آموزش باعث تسریع در بدست آوردن تجربه می شود و باعث می شود با سرعت بیشتری به حداكثر عملكرد خود برسد.(فیدلر1372 )
6-مدل اوج عملكرد SOAR:
مقاومت یك سازمان در مقابل كوشش یك رهبر برای اعمال تغییرات.كوشش نافذ رهبر به تنهایی كافی نیست و سازمان را در دستیابی به هدف یاری نمی‌رساند بلكه جهت دستیابی به اهداف، علاوه بر تلاش رهبر، به كشش یك تصور جذاب نیازمندیم.
7- مدل از تصور تا نتیجه (VTR)
نقش امروزی رهبر، تسهیل رابط بودن میان تصور ونتیجه است.رهبران امروز باید تصور رابه نتیجه پیوند زنند.
2-2-3) سبك رهبری leadership style:
طریقی كه رهبر ،از نفوذش برای كسب اهداف استفاده می كند سبك رهبری می نامند.به بیان دیگر نحوه استفاده رهبر از قدرت و  نفوذ را ” سبک رهبری ” گویند. سبك رهبری اساساً شیوه نگرش مدیر نسبت به نقش خود و كاركنان است.
راه های نفوذ   و قدرت رهبر:
پست و مقام : شامل قدرت تشویق و تنبیه است
قدرت شخصی : مركب از قدرت مرجع  و قدرت مهارت(تخصص)
قدرت مشروع (قانونی)
یكی از مشهورترین مطالعات سبك رهبری توسط لوین ،لیپیت و وایت در سال  1939 انجام گرفت و سبك رهبری را در سه دسته تقسیم نمودند(فیدلر1372)
دموكراتیك  كه در آن به مشاركت عادلانه تشویق می شودو تنبیه و انتقاد كم است.
آمرانه كه در آن همه تصمیم ها را رهبر می گيرد.
بی بندوبار  كه در آن فعالیت واقعی رهبری گروه بسیار پایین است.
2-2-4)انواع سبك رهبری
سبك آمرانه و سنتی ( تاكید بر وظیفه) مدیر یا رهبر به زیر دستان خود بگوید چه كار باید بكنند وچگونه باید آن كار را انجام دهند.این سبك محافظه كار(اقتداری) است.
سبك دمكراتیك و غیر آمرانه رهبر یا مدیر در این سبك مسئولیت رهبری خود را با زیردستانش تقسیم می كند و آنها را در برنامه ریزی و اجرای آن مشاركت می دهد. به این سبك، سبك كارمند مدار یا رابطه مدار  نیز گفته اند.
عده ای از دانشمندان مدیریت بر این اعتقاد دارند كه سبكهای رهبری دیگری میان این دو حالت وجود دارد كه از آن به سبك میانی نام می برند. در سبك میانه مدیر نسبت به بعضی از جنبه های شغل مدیریت محافظه كار است و نسبت به جنبه های دیگر لیبرال (مشاركتی). (رضائیان،1379)
2-2-5)چهار سبك رهبری (مدل هرسی و بلانچارد)
1- سبك دستوری
2- سبك عرضه كننده
3- سبك مشاركتی
4-سبك تفویض كننده اختیار
1- سبك دستوری Directive Leadership :
در این سبك كه بشدت طرفدار كار و بسیار كم توجه به كارمند است، كاركنان دقیقاً می‌دانند كه سازمان از آنها چه توقعی دارد و در این راستا دستورات روشنی از طرف رهبر به آنان ابلاغ می‌شود.
2- سبك عرضه كننده یا رهبری حمایتی Supportive Leadership :

حتما بخوانید :   برنامه ریزی راهبردی توسعه اکوتوریسم در منطقه ارسباران مطالعه موردی شهرستان کلیبر- قسمت 6