دانلود پایان نامه درباره تحقیق با موضوع منطقه گرایی، برنامه ریزی، منابع طبیعی، زیست محیطی

در طی تاریخ پدیدار گشته است. منطقه بندی پیشنهادی بر مبنای این نظریه به شرح زیر است :
۱.منطقه نوار ساحلی خزر : این منطقه به عرض متفاوت از ۵ تا ۱۵ کیلومتر می شود که از آستارا در شمال تاچابکسر در شمال شرقی امتداد دارد .
۲.منطقه جلگه ای :این منطقه پرتوان ترین وپرتراکم ترین مناطق استان است. و در کل از شمال به منطقه نوار ساحلی واز جنوب به منطقه کوهپایه جنوبی محدود می شود .
۳.منطقه کوهپایه : این منطقه شامل کوهپایه هایی است که عمدتا در حوزه آبریز سفیدرود قرار دارند .
۴ومنطقه کوهستانی طالش والبرز(جنگلی) : این منطقه شامل کلیه نواحی کوهستانی غربی وجنوبی استان می شود که عمدتا شیب تندی دارند واین استان را از استان های همجوار جدا می سازند .
سپس برای هریک از این مناطق با توجه به ویژگی ها وتوانمندیهای خاص هرکدام برنامه توسعه ارائه شده است .ناگفته پیداست این مطالعه درشرایط عدم دسترسی مناسب به داده ها واطلاعات کافی از منابع آب،خاک ،اقلیم استان وبا کم توجهی به عوامل فرهنگی وتاریخی صورت گرفته است .۵
شکل ۱-۲ : تعیین زیست- منطقه های استان گیلان
ماخذ : مطوف (۱۳۷۶)
۱-۶-۲ . پیشینه تحقیقات خارجی
در فصل های آینده می خوانیم که زیست منطقه گرایی ریشه در جریان های فکری دارد که برای نخستین بار در امریکای شمالی ظاهر شدند. بر این اساس ایالات متحده امریکا یکی از نخستین کشورهایی است که با توجه به وسعت و تنوع سرزمینی اقدام به تعیین زیست منطقه ها مخصوصا در ایالاتی که از نظر محیطی پیچیده تر و حساس تر هستند مانند کالیفرنیا کرده است.
استرالیا کشور دیگری است که تعیین زیست منطقه ها را یکی از مهمترین اقداماتی که باید به منظور حفظ تنوع زیستی کشور وحفظ پایداری منطقه ای انجام شود در دستور کار خود قرار داده است .
ظهور دیدگاه زیست منطقه گرایی در استرالیا
به منظور حفاظت از منابع طبیعی در استرالیا این گرایش مهم وجود داشت تا استراتژی های در سطح ملی منطقه ای اتخاذ شود که پاسخ گوی مشکلات موجود باشد. باتوجه به حساسیت محیط زیست استرالیا راهبردهای پیشنهادی باید هم در برگیرنده خصایص ویژه گروه های زیستی باشند که در مناطق مختلف ساکن هستند وهم در برگیرنده تنوع جغرافیای طبیعی منطقه .
قبل از اینکه دولت استرالیا تصمیم به وضع قانون در ارتباط با حفظ منابع با ارزش طبیعی داشته باشد این نیاز به تغییر در سطح محلی ودر بین آنان که در ارتباط نزدیک تری با طبیعت قرار داشتند به وجود آمده بود .«در استرالیا تغییر در نگرش های اجتماعات زیستی بدون چشمداشتی نسبت به دولت مرکزی که حفاظت از ذخایر منابع طبیعی را از طریق قانون گذاری مدیریت خواهد کرد وجود داشته است . این حرکت به سوی دربرگیری مشارکت بیشتر اجتماعات زیستی در اداره منابع طبیعی بدون این که به وسیله مرزی از پیش تعریف شده محدود شده باشد همرا با پذیرش مبانی توسعه پایدار اکولوژیکی بوده است.» (Thackway and Cresswell,1997)
بر این اساس «اولین بار چارچوب زیست منطقه گرایی در قالب گزارش منطقه بندی زیست جغرافیایی موقتی استرالیا خود رانشان داد.» (Thachway and Cresswell,1995) «این چارچوب مبتنی بر سلسله مراتبی از داده های زیست محیطی بود که بطور خاص برای یک ایالت یا قلمرو ویژه در نظر گرفته شده بوند. به این ترتیب استرالیا به ۸۰ منطقه طبیعی تقسیم شده بود که هریک از آنها مجموعه ای قابل شناسایی از ویژگی های منطقه شامل شکل زمین،اقلیم ،زمین شناسی و گیاهان وحیوانات بومی را منعکس می کرد.» (Ball,1999,55) اگرچه این منطقه بندی به نظر می رسد تا حدودی شبیه منطقه بندی براساس نظریات زیست منطقه گرایی باشد اما هنوز فاقد عناصر تاریخی،اجتماعی وفرهنگی است.
اما با این همه این نخستین گام دولت استرالیا نشان می داد اهمیت اقدام در چارچوبی زیستی از طرف دولت مرکزی به خوبی احساس شده بود . «این اقدام، حرکتی مثبت است زیرا پارکهای ملی اغلب قادر به انعکاس نیازها ونگرش های اجتماعات محلی منطقه ای ،که برای موفقیت هر طرحی اهمیت دارند، نیستند. آنچه در هدف گذاری برای تعیین یک چارچوب زیست منطقه ای تعیین کننده است نه تنها متاثر از محیط طبیعی است بلکه بر همین مبنا این گزارش باید بازتابی از ویژگی های جامعه انسانی باشد که در این مناطق زندگی میکنند.» (Batiss,1982)
«این پیشگامی زمینه مناسبی را برای ابتکار عمل در برنامه ریزی زیست منطقه ای استرالیا فراهم کرده است.اما به رغم موفقیت طرح های مذکور هنوز نقص هایی در سیستم ملی حفاظت از منابع طبیعی وجود داشت که هنوز نیازمند انعطاف پذیری بیشتری بود .نتیجه ،پیشنهادی بود که در سطح پارلمانی ارائه شد و برنامه ریزی زیست منطقه ای را برای کمک به از بین بردن شکاف ها ویکپارچه کردن همکاری ها پیشنهاد می کرد. هدف مطرح شده در یک چارچوب زیست منطقه ای نه تنها انعکاسی از محیط طبیعی به روش ۶IBRA بلکه انعکاس جامعه ای است که مردم در آن زندگی می کنند.» (Thackway,1997)
«فرایند وضع وتدوین چارچوب زیست منطقه ای با گزارش پارلمان استرالیا در سال۱۹۳۳ شروع شد وهنوز در حال اجراست .حقیقتی که در پرتو این وظیفه دشوار تعجب آور نیست .
در طول این فرایند ۳ نکته کلیدی به عنوان آنچه برای وحدت شایسته اجتماعات محلی درارتباط با برنامه ریزی زیست منطقه ای مورد نیاز است معرفی شد .
Cresswellو Thackway در سال ۱۹۹۷ این سه نکته را شرح زیر بیان کردند .
ایجاد پروژه های الگو در برنامه ریزی منطقه ای در یک مقیاس مناسب .
ابتکار آموزشی و برنامه ارتباطات عمومی .
تدوین برنامه ای برای همکاری مردم بومی تاخودشان زمین هایشان را به نحوی سازگار با طبیعت مدیریت کنند .
واضح است که دولت استرالیا مفهوم زیست منطقه گرایی را درک کرده و مبانی آن را به صورت عملی وبر مبنای تفکری پیش رو بکار برده است .باید زمان بیشتری بگذرد تا بتوان در مورد موفقیت واقعی طرح تصمیم گرفت. مانع اصلی در این راه کوته نگری در بسیاری از نظام های برنامه ریزی وشیوه های رایج مدیریتی بوده است. بین سیستم های مدیریت وبرنامه ریزی تقسیم بندی های مرکز – پیرامونی وجود دارد که بر مدیریت اکوسیستمی، مدیریت آبخیزها، مدیریت حیات وحش، پروژه های اجتماعی و توسعه روستایی مبتنی هستند.»(Ball,1999.56)
نقشه شماره ۱- ۱ : زیست منطقه های استرالیا
IBRA (2012) ماخذ :
زیست منطقه گرایی در امریکا- ایالت کالیفرنیا
مثالی دیگر از برنامه ریزی در چارچوب دیدگاه زیست منطقه گرایی را می توان در امریکا ، خاستگاه این نظریه مشاهده کرد .
«در سال ۱۹۹۱ شورای تنوع زیستی کالیفرنیا موسوم به CBC 7 به منظور تسهیل همکاری بین
سازمان هایی که علاقه مند به امر مدیریت منابع طبیعی وحفاظت زیست محیطی بودند شکل گرفت.»
(CBC,1999)
برخلاف آنچه در مورد استرالیا خواندیم ،در امریکا این شورا طرح پیشنهادهایی را به منظور کمک به ایجاد استراتژی ها و تکمیل سیاست هایی برای حفظ تنوع زیستی در دستور کارخود قرارداده بود .
«تصمیم گرفته شده بود که باتوجه به این امر که درک و مدیریت محیط زیست کالیفرنیا به عنوان یک کلیت منفرد بسیار پیچیده بود، بنابراین به روشی برای تقسیم آن به واحدهایی که بهتر بتوان آنها را اداره کرد احساس نیازمی شد. علاوه بر این نیاز به سیستمی بود که بتواند مجموعه های مهمی از اکوسیستم ها ،چشم اندازها ومردمی که در آن زندگی می کنند را به طور یکپارچه در نظربگیرد.» (Ball,1999:58)
«در سال۱۹۸۸ اعضای کمیته ۸INACC نقشه زیست منطقه ای را طراحی کردند که کالیفرنیا را به ۱۰ زیست منطقه تقسیم کرده بود این منطقه بندی در شکل ۱-۲مشخص است.» (Wheeler,1996)
«یکی از نخستین قدم ها دراین فرایند به منظور به رسمیت شناختن دیدگاه زیست منطقه ای برای مدیریت تنوع زیستی کالیفرنیا پیش نویس تفاهم نامه ای بود که به اختصار ۹MOUخوانده می شود . این اقدام توسط شورای تنوع زیستی صورت گرفته بود .
تفاهم نامه ای که مستلزم تعهد امضاکنندگانش برای حفظ و افزایش تنوع زیستی به عنوان هدفی با الویت برتر به منظور هماهنگی با سایر بخش ها برای اتخاذ یک استرتژی منطقه ای بود به نحوی که حفاظت از تنوع زیستی و نگهداری از حیات اقتصادی در سرتاسر کالیفرنیا را تضمین کند .این تفاهم نامه اهمیت حمایت وپشتیبانی عمومی واجتماعات زیستی را دریافته بود .واضح بود که اجتماعات محلی واقتصادهایشان بخشی از نگرش های مهمی که یک منطقه را تعریف می کردند شکل می دادند. به نظر می رسد درگیر کردن اجتماعات زیستی در این اقدام مستلزم آموزش دادن آنها باشد .
مدیریت کل زیست منطقه های کالیفرنیا از طریق یک ساختار سلسله مراتبی سازمانی صورت می گرفت که یک چارچوب عملکردی را ارائه می کرد. خلاصه ای از این ساختار تشکیلات به شرح زیر بود :
شورای اجرایی ایالت – مسئول تنظیم اهداف ایالت به منظور افزایش تنوع زیستی ،دسترسی به خدمات آموزشی،راهبردهای مربوط به کاربری زمین ،نظارت،تحقیق و همکاری بین تمام سطوح در سلسله مراتبی تعیین شده .
حامیان – شامل گروههایا سازمان های علاقه مندی که ازMOU حمایت می کنند و مسئولیت ویژه ای را در ارتباط با ترویج استراتژیهایی که اهدافMOU را پیش می برند داراهستند .
شوراهای زیست منطقه ای – همکاری با مقامات محلی منطقه ای به منظور اجرای سیاست های تنوع زیستی. این شوراها صنایع محلی ،اجتماعات محلی وگروههای زیست محیطی راشامل می شوند .آنها مسئول آموزش دادن به انجمن های طرفدار طبیعت وآبخیزها هستند .
انجمن های طرفدار طبیعت وحوزه های آبریز – این انجمن ها به طورمستقیم با صاحبان املاک وسازمان های بخش خصوصی در سطح محلی به منظور ایجاد پروژه های تعاونی ویژه همکاری می کنند تا به نیازهای سطح محلی بپردازند و پاسخگوی اهداف صلی که از طریقMOU و شورای اجرایی ایالت تعریف شده بودند باشند .»(Ball,1999:59
نقشه شماره ۱- ۴ : زیست منطقه های ایالت کالیفرنیا
CBC)1999)ماخذ :
فصل دوم – مبانی وچارچوب نظری پژوهش
تعریف مفاهیم ۱.-۲
دومین فصل این پژوهش در سه بخش به بررسی مفاهیم اصلی، مبانی نظری و نظام منطقه بندی کشور در قالب مروری بر تجارب منطقه بندی ایران اختصاص داده شده است. درکی واضح از گرایش کلی رویکرد زیست منطقه گرایی به منظور شناخت آن، چنانکه در زمره اهداف کاربردی مطالعه ذکر شد، مستلزم درک مفاهیم پایه توسعه و به دنبال آن مفهوم توسعه پایدار به عنوان بستر اولیه ای است که تئوری مورد نظر برخاسته از آن است. به این منظور مبانی نظری را از مباحث مرتبط با فضا و توسعه آغاز خواهیم کرد، سپس برشمردن نظرات مختلفی که در تعریف واژه منطقه آمده اند امکان قیاس

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدیتحلیل داده، کوتاه مدت، باشگاه ورزشی، سازماندهی

دیدگاهتان را بنویسید