دانلود پایان نامه درباره تحقیق با موضوع منطقه گرایی، توسعه پاید، محیط زیست، توسعه پایدار

نظری مفهوم منطقه را با تعریف زیست منطقه درتئوری زیست منطقه گرایی فراهم خواهد آورد. و در نهایت معرفی تئوری زیست منطقه گرایی به عنوان بنیان نظری مطالعه حاضر ودر پی آن ارائه مدل نظری و مدل تحلیلی پژوهش پایان بخش مبانی نظری پژوهش حاضر را تشکیل خواهند داد. در ادامه و در بخش سوم این فصل در راستای آنچه در معرفی نظریه زیست منطقه گرایی عنوان کردیم و باتوجه به اهمیت مولفه هایی چون محیط زیست ویکپارچگی فرهنگ واجتماع چنانکه مورد تاکید تئوری مورد نظر می باشد، مرور آنچه تا کنون در ایران تحت عنوان “طرح های مطالعاتی منطقه بندی” صورت گرفته ضروری است. تلاش در جهت رسیدن به یکی از اهداف کاربردی این پژوهش تحت عنوان “بررسی مفهوم منطقه در نظام منطقه بندی و تقسیماتی ایران ” مستلزم بررسی سابقه منطقه بندی کشور و مرور مهمترین منطقه بندی های صورت گرفته تا کنون خواهد بود. از سوی دیگر به منظور پاسخ به یکی از سوالات اصلی مطالعه حاضر که در رابطه با انطباق تئوریک زیست منطقه گرایی بر شرایط سرزمینی می باشد مرور منطقه بندیهای صورت گرفته تا کنون و مطالعه اینکه کدامین معیارهای منطقه بندی مورد تاکید هریک از آنها بوده است، این امکان را فراهم خواهد نمود تا به مقایسه ملاک های مورد استفاده تقسیمات حاضر با آنچه در منطق زیست منطقه گرایی عنوان می شود بپردازیم و از این طریق جامعیت این تئوری در پوشش ملاک های فوق مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
۲-۱-۱ . توسعه پایدار
«توسعه پایدار مفهومی است که قابلیت در برگرفتن عمیق ترین مفاهیم و علایم حیات را دارد،تا جاییکه عنوان می شود توسعه پایدار در واقع همه زوایای زندگی انسان ونسل های آینده را در برمی گیرد.»(شکویی،۲۶۸:۱۳۸۲)
«واژه توسعه پایدار اولین بار به طور رسمی توسط برانت لند در سال ۱۹۸۷ در گزارش “آینده مشترک ما” مطرح شد .این واژه به مفهوم گسترده آن شامل اداره وبهره برداری صحیح و کارا از منابع پایه، منابع طبیعی، منابع مالی و نیروی انسانی برای نیل به الگوی مصرف مطلوب همراه با به کارگیری امکانات فنی وساختار وتشکیلات مناسب برای رفع نیاز نسلهای امروز وآینده به طور مستمر وقابل رضایت است.»(مکنون، ۱۳۷۴)
رایج ترین تعریف از توسعه پایدار مربوط به کمیسیون جهانی محیط زیست وتوسعه (WCED) درسال۱۹۷۸ معروف به کمیسیون برانت لندکه :«توسعه پایدار را توسعه ای دانست که نیازهای نیازهای زمان حال را بدون به مخاطره انداختن قابلیت ها وپتانسیل ها برای نسل های آینده برآورده سازد.» (WCED,1987:43)
«انسان به عنوان یک موجود زنده ،جزئی از اکوسیستم است و فعالیت های حیاتی او مانند سایر حیوانات در بطن این اکوسیستم جریان دارد.از آنجا که انسان قادر به فتوسنتز نیست باید تدابیری در زمینه تغذیه خود بیندیشد وبرخی از این تدابیر نابخردانه است که به تخریب محیط زیستش می انجامد.»(حسین زاده دلیر،۷۲:۱۳۸۰) از این رو درباره توسعه پایدار می توان گفت «فرایندی است که طی آن علاوه برکیفیت های مناسب زندگی ونیازهای نسل آینده به حفاظت محیط زیست نیز توجه می شود.»(حسین زاده دلیر۱۳۷۵)
«پیدایش مفهوم پایداری در دهه ۱۹۷۰ را می توان نتیجه رشد منطقی آگاهی تازه ای نسبت به مسائل جهانی محیط زیست وتوسعه دانست که به نوبه خود تحت تاثیر عواملی همچون نهضت های زیست محیطی دهه۶۰، انتشار کتاب هایی نظیر “محدودیت های رشد” و اولین کنفرانس سازمان ملل درمورد محیط زیست وتوسعه که در ۱۹۷۲ در استکهلم برگزار گردید قرارگرفته بود .»(بحرینی ومکنون، ۱۳۸۰)
۲-۱-۲ . منطقه بندی
«منظور از منطقه بندی فرایند تعیین حدود مناطق است که باتوجه به هدف منطقه بندی ،معیارهای به کار برده شده ،وداده های دردسترس ،اشکال گوناگونی به خود می گیرد .درفقدان اطلاعات لازم برای تعیین حدود مناطق ومنطقه بندی دیدگاههای کیفی وشهودی به کار آمده اند اما کاربرد این دیدگاهها منجربه مرزهای مبهم، متزلزل بین مناطق شده که به هنگام تدقیق بیشتر ابهام وبی دقتی بیشتری از خودنشان داده اند .به همین دلیل تمایل برای استفاده از روش های کمی برای تعیین حدود مناطق روز به روز بیشتر شده است.» (گلسن،۸:۱۹۸۰)
«اولین اقدام برنامه ریزی منطقه ای تعیین مرزهای نظام فضایی است که با آن سروکار دارد .برنامه ریز این کار را با تعیین جریان هایی که منعکس کنننده وابستگیهای متقابل بین مکان فعالیت هاست ،انجام می دهد.» (هیلهورست ،۸۶:۱۳۷۰)
هیلهورست همچنین معتقد است که : «منطقه بندی تقریبا موضوع پیچیده ای است که به تعریف خود منطقه بستگی زیادی دارد .تقسیم کشور به نواحی همگن وعملکردی کاراصلی درمنطقه بندی است .واین نوع طبقه بندی باید براساس اصول ومعیارهای خاص انجام پذیرد . برای تعیین حدود مناطق ،از روش های مختلفی می توان استفاده نمود .انتخاب روش اصولا به هدف منطقه بندی ،ضوابط مورد استفاده واطلاعات در دسترس بستگی دارد .منطقه بندی را عمدتا به ۲منظور می توان انجام داد: الف) تجزیه وتحلیل ؛ ب ) برنامه ریزی .ضوابط منطقه بندی نیز عبارتند از: ۱)وابستگی متقابل ؛۲) تشابه. درمرزبندی مناطق قطبی شده ونواحی همگن ،برنامه ریزی منطقه ای سعی دارد که به درک فرایندهای جاری اقتصادی – اجتماعی منطقه مورد نظر خودنائل شود. او در این راه بدون نظراتی پیش ساخته ،درمورد اینکه مقصود از منطقه چیست ،ونیز بدون برداشتی از هدف های توسعه دولت وابزارهای سیاستی که دولت در اختیار دارد ، موفق نخواهد شد.»(همان،۸۷)
۲-۱-۳ . منطقه
در نظربرخی منطقه موجودیتی واقعی است که می توان آن را به طور مثبت تشخیص داد (منطقه طبیعی)،در نظر گروه دیگر منطقه مفهومی است ذهنی ،محصول تخیل وروشی برای طبقه بندی . دودیدگاه مخالف در این مورد وجود دارد .دیدگاه ذهنی وعینی. دیدگاه ذهنی منطقه را به عنوان وسیله ای برای یک هدف ،یک فکر ویا یک مدل که برای کمک به مطالعه جهان مطرح می شود می شناسد .از این دیدگاه مفهوم منطقه روشی است برای طبقه بندی وابزاریست برای انتزاع مشخصات مورد نظر ما ،این دیدگاه در آغاز قرن بیستم برمحافل آکادمیک سیطره داشت . دیدگاه عینی موضعی کاملا مخالف اتخاذ می کند ومنطقه راهدفی فی نفسه ،موجودیتی واقعی ویک ارگانیسم که می توان آنرا تشخیص داد وبرروی نقشه آورد می شناسد .
امروزه اما دیدگاه ذهنی مقبولیت عام یافته است. هارتشورن ۱۰می نویسد «دیدگاهی که منطقه را به عنوان شیئی واقعی و واحد می شناخت به تاریخ پیوسته است .حالا مناطق رابه عنوان ابزار توصیف که برحسب معیاری مشخص تعریف شده اند وبرای هدفی معین به کار می روند می شناسیم.۱۱
« جورگ۱۲ : هربخش از سطح زمین که شرایط فیزیکی متجانسی داشته باشد از نظرجغرافیایی یک منطقه به شمار می آید .
هربرتسون۱۳ : منطقه مجتمعی از زمین ،آب ،هوا ،گیاه،حیوان وانسان است که در آن همچنان که بخش مشخصی از زمین راتشکیل می دهند ،ارتباط مکانی فضایی نیز با یکدیگر دارند .
آلبرت واترستون۱۴ : منطقه قلمرویی است با مسائل اجتماعی واقتصادی مشترک که این مسائل به وسیله طبیعت یا سایرشرایط القا شده است .
بومن۱۵ : ما به انسان واقعی ومکان های واقعی از طریق دسته بندی آنها برحسب شباهت وظیفه وکار یا محلشان کلیت می بخشیم .هرگاه به گروهها می اندیشیم باید بی درنگ روابط بین گروهها را نیز به یاد آوریم .هرگروه مانند هریک از اعضایش با شرایط محدود وخارجی روبه رواست .این شرایط در سراسر یک ناحیه یامنطقه گسترده می باشند. » (اشکوری، ۴۱:۱۳۸۸)
اما نظری دیگر به مفهوم منطقه که به هدف ما در این پژوهش بسیار نزدیک است را یوانا فریدمن۱۶ در مقدمه ی بر کتاب منطقه چیست اینگونه ارائه کرده است : «منطقی به نظر می رسد که به عوض آنکه مفاهیم مختلف این کلمه را یکی پس از دیگری برشماریم ،قدم به قدم مفهوم دیگری ،که بسیار هماهنگ با مفهومی است که از سوی متخصصین استفاده می شود ،را مطرح نماییم . این روش تعمیمی می باید به هرکسی این امکان را بدهد که منطقه مورد نظر خود را بیابد . منطقه خود را که نه جغرافیایی است ،نه قومی ونه سیاسی ،ولی منطقه خاص” اوست” . شناخت منطقه خودمان ،یعنی شناخت ودانش ارزیابی کردن روابط ما با محیط مان وبا جامعه ای که ما درآن زندگی می کنیم.» (فریدمن،۱:۱۳۶۵)
۲-۱-۴ . زیست منطقه گرایی
«مفهوم زیست منطقه گرایی نواحی زیست جغرافیایی را به عنوان نواحی که پیوستگی وانسجام آنها از طریق ویژگی های فرهنگی و فیزیکی مشترک و وابسته تعیین می شود معرفی کرده و بر این مبنا به مصاف تعاریف تعاریف سنتی و قراردادی می رود که توسط مرزهای سیاسی بنیان نهاده شده اند.
زیست منطقه گرایان باور دارند که «زیست منطقه گرایی مستلزم این است که جامعه انسانی ارتباطی نزدیکتر با طبیعت داشته باشد و هوشیار وآگاه نسبت به منطقه، محل یا مکان زندگی اش باشد. زیست منطقه گرایی طرحی است در پی بنیان نهادن فرهنگ های بشری بر سیستم های طبیعی. تمایزات ومشخصه های زیست منطقه ای بر اقلیم، الگوها و همگونی های زیستی، آبخیزها، اشکال زمین، فیزیوگرافی وارتفاعات، فعالیت های تاریخی وماقبل تاریخی،ارزشهای معنوی مشترک والگوهای جمعیت شناسی کاربردی مبتنی می باشند.» (Sale,1986)
«مفهوم زیست منطقه گرایی در طی سه دهه گذشته دوباره مطرح شده است. این نظریه به قدمت فرهنگ بشری است .این نظریه مسیر را معرفی می کند. از زمانی که فرهنگ ما جهت صحیحش را گم کرد، ما اکنون برای دنبال کردن آن به چارچوبی مفهومی وتئوریک نیاز داریم، که زیست منطقه گرایی می تواند از عهده انجام آن برآید .» (Shapiro,1993)
زیست منطقه گرایی را نگاهی دیگر به جهان می دانیم که با مناطق آغاز می شود و تاکید بر توسعه در ظرفی مشخص وجه تمایز آن از سایر نظریات محیط زیست گرایی۱۷ است.
نظریه مورد بحث تلاش می کند تا بر پایه ارزشهای مساوات طلبانه به گونه ای متفاوت با گذشته عمل کند. «درک مفهوم زیست منطقه گرایی می تواند در ۳ نکته خلاصه شود: اولین نکته برخورداری تمام انسانها از تساوی زیست محیطی می باشد. نکته دوم درک مقیاس۱۸ می باشد که از تاکید بر سطح جهانی به تاکید برسطح منطقه ای تغییر مقیاس داده است. سومین عامل مهم برقرای ارتباط مجدد بین انسان و طبیعت است. تمرکز زیست منطقه گرایی بر برقراری ارتباط بین تئوری وعمل می باشد به طوریکه موجودات انسانی بار دیگر در تعامل با طبیعت نه در تقابل با آن قرارگیرند.» (Aberley,2006:18)
پس بر این اساس«زیست منطقه گرایی تعلیمی است که به مردم کمک می کند تا هم زیست منطقه ای را که درآن زندگی می کنند بهتر بشناسند و هم مبتنی بر قابلیت های طبیعی آن منطقه زندگی کنند تا بدین ترتیب از حیات بر مبنایی پایدار در راستای قوانین اکولوژیکی پشتیبانی کنند.»(Aberley,1985:145)
۲-۱-۵ . زیست منطقه
اگرچه از زمانی که اصطلاح زیست منطقه وارد ادبیات

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درمورد ثبت اسناد، اسناد و املاک، سند رسمی، مقررات قانونی

دیدگاهتان را بنویسید