دانلود پایان نامه درباره تحقیق با موضوع چشم انداز، برنامه ریزی، ایدئولوژی، زندگی روزمره

جامعه شناس مکان ۳ ویژگی مشخص دارد :
۱.مکان ها با یکدیگر تفاوت دارند ؛یعنی فرایندهای اجتماعی هرمکان با مکان دیگر بسیار متفاوت است.
۲.زندگی اجتماعی در محدوده های فضایی نسبتا مدورشکل می گیرد وفاصله، هزینه براست.
۳.مردم عقایدی نسبت به مکان دارند که پیامدهای اجتماعی مهمی رادربردارد.
دراین راستا اگنیو مکان را شامل ۳جزء اساسی می داند :
الف) :Local که در برگیرنده کوچکترین محدوده هاییست که روابط اجتماعی در آنها شکل می گیرد .
ب) Location : منطقه ای جغرافیایی که محل هارا در برمیگیرد ودرون آن تعاملات گسترده تر میان
اعضای جامعه برقرار می شود .
ج):Sence Of Place که با ساختار محلی احساس در ارتباط است وباراحساسی مکان یا درک مکان
دربرگیرنده محل های مختلفی نظیرخانه،کار، مدرسه وکلیسا است که فعالیت های انسان حول آنها صورت می گیرد.از تلفیق ساختار محلی ونوع فعالیت انسانی،بار احساسی مکان به وجود می آید که دارای هردوبعد جغرافیایی واجتماعی است.۴۰
«با ایجاد حس مکان هویتی به نام هویت مکان در سکنه شکل می گیرد که در واقع نوعی ابراز وجود است که از معنای محیطی برای دلالت کردن یا تعیین هویت استفاده می کند .مانند دیگر انواع هویت ،هویت مکان به این پرسش که «من که هستم؟»، «من کجاهستم؟»، یا اینکه «به کجا تعلق دارم؟» پاسخ می گوید.»(میرشکاریان،۷۵:۱۳۸۷)
«روابط شخصی درموقعیت های مکانی ویژه، خود را در قالب بار احساسی مکان نشان می دهند. موضوعی که توسط جغرافیدانان انسانگرا مطرح شده است.آیلز تاکید می کند که این بار احساسی مکان برگرفته از کلیت زندگی فرداست که درآن یک بخش زندگی برابر با تجربه واحساسات شخص در مورد مکان نیست. زیرا نیروهایی وجود دارد که برزندگی تاثیرگذاشته وآنرا شکل می دهد واین نیروها از چیزی فراتر از تجربیات آنی منشا می گیرد. بنابراین یک باردیگر میتوان تاکید کرد که اعمالی که وجود وتجربه را شکل می دهند را نمی توان تا رسیدن به مقیاس فردی کوچک کرد، اگرچه آنها خود رادر مقیاس فردی نشان می دهند.تجربیات شخصی در بعضی مواقع آنقدر عمیق است که عوامل کنش گرا نمی توانند از آنها به وجود آیند حتی اگر هدف از اجتماعی کردن ژئوپولیتیکی دولت خلق شکل های جدید از شناخت اجتماعی – مکانی باشد.» (Passi,1996:209)
«بنابراین هنگامی که از مکان ها به عنوان کانون های شخصی خاص صحبت می کنیم مشخص می شود که آنها از نظر فضایی محدود به موقعیت های خاص نیستند.بلکه ما با یک شناخت اجتماعی مکانی رو به رو هستیم که علی رغم اینکه همواره در جایی واقع است که از نظر فضایی از شکل های بزرگتری از شناخت مانند ناسیونالیسم تشکیل می شود، این تجربه به طور مشابه منعکس کننده تجربه ها در سایر موقعیت هاست. مقیاس های مکانی شناخت که همواره در حال رشد می باشند در ساختارهای هویت های فردی ودر حال رشد تمرکز می یابند.»(Passi,1996:210-211)
«از آنجاییکه افراد در مجموعه ای از مناطق،مکان ها وطبقات اجتماعی زندگی می کنند مرزهای اجتماعی ومکانی در تعیین ساختار روزمره ی آنها نقش مهمی دارند .آنچه افراد انجام می دهند معمولا نتیجه چیزی است که در محدوده خودشان ونه در جایی دیگر تجربه می کنند .
مرزهای این محدوده در زندگی روزمره شکل می گیرند وشعاع موثر فعالیت های آنها از این مرزهای فیزیکی ونمادین فراتر نمی رود .گستره وظرفیت های مکانی قدرت اجتماعی تا حد زیادی تابع توزیع اجتماعی مکانی نیروی کار است.هویت سرزمینی افراد نیز یک پدیده پیچیده سلسله مراتبی است .باید توجه کرد که افراد در شناخت عملی خود لزوما مفاهیمی مانند هویت یا هویت منطقه ای راندارند .اینها در زندگی افراد وجود دارند نه در فکر آنها افراد می توانند به روشهای مختلف هویت سرزمینی خود را در زندگی روزمره نشان دهند،آنها می توانند در فعالیت های مختلفی که به توسعه منطقه کمک می کند شرکت نموده ،عقاید سرزمینی خود را با افکار سیاسی محدود کنند تا به امنیت جامعه کمک نمایند، اشتراک روزنامه هایی که درجامعه یا منطقه آنها منتشر می شود را دریافت کرده،و می توانند انجمن های محدود به سرزمین های خاص را تشکیل دهند.» (Ibid,253-254)
«باید توجه داشت که چگونگی شکل گیری پدیده ها ومسائل جغرافیایی هر ناحیه اعم از اقتصادی ،اجتماعی وطبیعی بازتاب وانعکاسی از ایدئولوژی ،شرایط فرهنگی ،اجتماعی وسیاسی حاکم برآنهاست .به عبارت دیگر عوامل سیاسی وایدئولوژیکی در شکل گیری چشم اندازهای جغرافیایی نقش موثری دارند .لذا در مکان های مختلف ،چشم اندازهای محیطی ونواحی جغرافیایی نمادی از برنامه ریزی های سیاسی است.فضای جغرافیایی امروز جهان متاثر از مسائل سیاسی وایدئولوژیکی است وتصمیمات سیاسی وایدئولوژیهای حاکم گاه بیش از عوامل مکانی بر سرنوشت انسان ها تاثیر می گذارد.در علم جغرافیا، موقع فضایی پدیده ها وچشم اندازهای جغرافیایی همواره بازتابی از نیروهای اجتماعی ،اقتصادی وسیاسی نظام حاکم است.»(بیک محمدی، ۱۳۸۶:۲۴-۲۳)
یکی از انواع مکان هایی که در این پژوهش مورد نقد قرار می گیرد مکان با بار سیاسی است : «واضح است که مکان وفضا، ارتباطات فرهنگی مهمی با هم دارند، در حالیکه مکانها، پیوندهای سیاسی خود را نیز دارا می باشند. مکان ها دارای مقیاس های متفاوتی هستند ودر مقیاس های کلان ،در سیاست مکان ،ما به مفهوم «ناحیه سیاسی» برمی خوریم.نواحی سیاسی ممکن است رسما نواحی تعریف شده ای از قبیل حکومت ملی یا بخش های اداری بوده ویا ممکن است براساس پیوندهای فرهنگی ،تاریخی ویا کاربردی وجود داشته باشند .در تمام این موارد، مهم است که این مناطق را نه تنها به عنوان ظروفی که شکل دهنده تعاملات اجتماعی هستند، بلکه به عنوان منابع هویت فرهنگی ودر نتیجه، به عنوان بخشی از جهان واقعی بازیگران اجتماعی،نگریست .«ناحیه سیاسی» باید دارای مشخصه های سیاسی متحد کننده ای باشند تا هویت سیاسی را منتقل نمایند .ناحیه سیاسی ممکن است سرزمین آباء واجدادی اقلیتی ناراضی باشد که درآن صورت هویت آن باید به دقت تعریف شود.»۴۱
۲-۲- ۵. مناسبات اجتماعات محلی ومکان
دره میرحیدر رفتار انسان در فضا را دارای ۳ ویژگی می داند :
«الف . مکانی بودن فعالیت انسان در فضا :فعالیت انسان در فضا ،مکانهای معین ومنحصر به فردی را در سطح زمین اشغال می کند که هرکدام دارای مجموعه ای از ویژگی ها واختصاصات خاص خود است .به سخن دیگر ،مکانی بودن یکی از جنبه های اساسی جامعه بشری است ومکان حلقه ضروری میان انسان وزمین وچهارچوب کنش متقابل فضایی انسان هاراتشکیل می دهد .
ب .فعالیت انسان در فضا کانون گراست .این ویژگی از یک سو به اجتماعی بودن انسان مربوط است واز سوی دیگر ناشی از تلاش انسان برای تامین سطحی معین از کارایی است که با کم کردن فاصله،بهتر حاصل می شود؛ بنابراین انسان ونمود فعالیت های او در مکان،به صورت فشرده ومجتمع در فضا پخش می شود واین خود بازتابی از عامل فاصله وهمبسته عمده آن،یعنی قابل دسترس بودن است .
ج-کنش متقابل فضایی محصول ویژگی های متفاوت مکانهاست.» (میرحیدر،۹:۱۳۸۰)
«تجلی عینی شکل یابی مکان وفضا ،همان تاسیسات وساختمان های انسان ساز است ومحصول تعامل وکنش متقابل انسان با محیط زندگی وزیستگاه وی می باشد .بدین ترتیب مکان وفضای جغرافیایی مرکب از ۳عنصر ورکن اساسی یعنی انسانها ،محیط طبیعی وسازه های انسانی (محیط انسان ساخت) می باشد که با یکدیگر در رابطه تعاملی ومیان کنشی قرارگرفته واکوسیستم جغرافیایی را تشکیل می دهند که انسان خود جزئی از آن محسوب می گردد .بدین ترتیب زندگی انسان در مکان وفضای جغرافیایی مفهومی اکولوژیک پیدا می کند .به عبارتی انسان در مکان وفضا به عنوان زیستگاه خود به ایجاد وتوسعه روابط اکولوژیکی می پردازد ،وپیوند خود رادر ابعاد مختلف با آن مستحکم می نماید . اوآنچنان به مکان وابسته می شود که از حدروابط مادی با مکان فراتر رفته وبا آن روابط عاطفی برقرارمیکند ومهر مکان در دلش جای باز می کند .ومکان برای اوارزش وقداست معنوی پیدا می کند . درجه علاقه ورابطه عاطفی انسان با مکان زیستگاه ،تابعی از زادگاه بودن یا نبودن ونیز طول زمان توقف واستقرار انسان در آن مکان یا فضا می باشد .»(حافظ نیا،۱۳۸۵ :۱۷۲-۱۷۳)
«فضا آفریده جوامع ودرعین حال محل زیست چنین جامعه هاییست .خصیصه مشترک تمامی جوامع ،عمل کردن در فضای مربوط به خود وبا واسطه ی این فضاها ودارا بودن تصوراتی ویژه از آن است ؛تصوراتی که آمیزه ای از شناخت واحساس است .فضای زیست برای همگان یکسان نیست،بلکه ادراک از فضابر حسب موقعیت اجتماعی فرد وبه مقتضای مکانی که اشغال کرده است، تغییرمی کند .همبستگی ها می توانند پدید آیند .احساس های تعلق می توانند خودی بنمایند،اجتماعات ممکن است شکل بگیرند واین همه در ارتباط با موقعیتی است که انسان در فضا اشغال کرده است .یکی از عناصر شکل دهنده فضای تجربه شده چشم انداز است .چشم اانداز بخشی از فضای محسوس است .چیزی است که امکان می دهد سرزمینی را از سرزمین های دیگر متمایز کرد .چشم انداز میتواند یکسره زاده ی تخیل باشد ویا زاده دست انسان .فعالیت انسانی،افریننده فضاهاست وکار جغرافیدانان مطالعه فضاهای عینی وفضاهای جغرافیاییست.» (شبلینگ ۱۳۸۵،۱۱۰)
۲-۲-۶ .منطقه وانواع آن
برنامه ریزی منطقه ای را نوعی از برنامه ریزی می شناسیم که به طور مشخص به سطح منطقه می پردازد و جایگاهی بین برنامه ریزی ملی محلی دارد.اما همواره اختلاف نظرهای زیادی برسرتعریف مفهوم منطقه دربرنامه ریزی منطقه ای وجود داشته است ، این اختلافات شاید ناشی اختلاف رشته های علمی است که هرکدام از دیدگاهی متفاوت وبا تخصص های گوناگون به آن پرداخته اند . لذا در اولین گام منطقی به نظر می رسد که روشن کنیم منظور از واژه منطقه چیست . در حقیقت تا چه اندازه برای شناخت پارامترهاییکه منطقه را تعریف می کنند باید به آن وارد شد .آیا مناطق پدیده هایی طبیعی هستند یا مفاهیمی ساخته ذهن ؟
در نظربرخی منطقه موجودیتی واقعی است که می توان آن را به طور مثبت تشخیص داد (منطقه طبیعی)،در نظر گروه دیگر منطقه مفهومی است ذهنی ،محصول تخیل وروشی برای طبقه بندی . دودیدگاه مخالف در این مورد وجود دارد .دیدگاه ذهنی وعینی. دیدگاه ذهنی منطقه را به عنوان وسیله ای برای یک هدف ،یک فکر ویا یک مدل که برای کمک به مطالعه جهان مطرح می شود می شناسد .از این دیدگاه مفهوم منطقه روشی است برای طبقه بندی وابزاریست برای انتزاع مشخصات مورد نظر ما ،این دیدگاه در آغاز قرن بیستم برمحافل آکادمیک سیطره داشت . دیدگاه عینی موضعی کاملا مخالف اتخاذ می کند ومنطقه راهدفی فی نفسه ،موجودیتی واقعی ویک ارگانیسم که می توان آنرا تشخیص داد وبرروی نقشه آورد می شناسد .
امروزه اما دیدگاه ذهنی مقبولیت عام یافته

مطلب مشابه :  پایان نامه با واژه های کلیدی بیمارستان، حمل و نقل، آموزش پزشکی، ذخیره سازی

دیدگاهتان را بنویسید