دانلود پایان نامه درباره تحقیق با موضوع برنامه ریزی، ناحیه بندی، تقسیم بندی، تجانس

حداقل این فعالیت ها شامل امور اداری ،اقتصادی،سیاسی،تفریحی واجتماعی است .محتوی این موضوع در واقع روابطی است که از این گونه فعالیت ها منتج می شود ومستلزم حمل ونقل ویا ارتباط میان جایگاههای مختلف است .درواقع مفهوم گرهی برتفاوت های درون منطقه ای تاکید می ورزد.»(هیلهورست،۲:۱۳۷۰)
«منطقه عملکردی منطقه است که نواحی مختلف تشکیل دهنده آن با یکدیگر ارتباط وکنش و واکنش فراوان دارند وبا نواحی خارج از منطقه کمترارتباط دارند .»(اشکوری،۴۳:۱۳۸۸)
۲-۲-۶-۳. منطقه برنامه ریزی۵۳
«منطقه برنامه ریزی از نواحی همجوار یا غیرهمجوار تشکیل می شود ،ممکن است این مناطق در یکدیگر تداخل داشته یا از یکدیگر مجزا باشند،ونیز ممکن است که کل ناحیه مورد مطالعه یا قسمتی از آن را در برگیرد.»(زیاری ،۶۳:۱۳۸۵)
«مناطق برنامه ریزی را میتوان برحسب هدف های برنامه ریزی شیوه های پیشنهادشده وتوسعه مورد انتظار تعریف کرد .برای تسهیل در کار،معمولا مرزهای اداری،که جمع آوری اطلاعات آماری ونیز اجرای برنامه از طریق کانال های اداری موجود را آسان می کنند به کار گرفته می شوند.عیب بزرگ مناطق برنامه ریزی ،ناهماهنگی مرز بندی اداری با مرزبندیهای دیگر مانند معیارهای اقتصادی است ،به طوریکه تصمیمات زیربنایی را برای اینگونه مناطق کم اثرمی کند. در این گونه موارد تغییرمرزهای اداری تنها راه حل واقعی است که به ندرت عملی می شود.۵۴»
مناطق شکلی یا کارکردی یا ترکیبی ازاین دو ،می توانند چارچوب مفیدی برای نوع سومی از مناطق بنام منطقه برنامه فراهم آورند .تعاریف گوناگونی از منطقه برنامه ریزی ارائه شده است .«بودویل مناطق برنامه را بعنوان مناطقی که در آنها نوعی انسجام ووحدت در تصمیمیات اقتصادی مشاهده می شود،تعریف می کند. کیبل۵۵، منطقه برنامه را به صورت ناحیه ای که به اندازه کافی بزرگ است که تغییرات اساسی درتوزیع جمعیت واشتغال در درون مرزهای آن انجام پذیرد ودر عین حال آنقدر کوچک است که بتوان مسائل برنامه ریزی را درآن به صورت یک کل واحد مورد ملاحظه قرار داد ،تعریف می کند.کلاسن۵۶ اعتقاد دارد که یک منطقه برنامه علاوه برخصوصیات باید آنقدر بزرگ باشد تاتصمیمات مربوط به سرمایه گذاری درآن اقتصادی باشند وبتواند نیروی کار ضروری برای صنایع خود را تامین کرده ،ساخت اقتصادی متجانس داشته باشد وحداقل یک نقطه رشد ویک دیدگاه مشترک درباره توسعه ونوعی آگاهی مشترک درباره توسعه ومشکلات مربوط به آن راشامل شود .»(گلسن،۷:۱۹۸۰)
۲-۲-۶-۴. منطقه کانونی۵۷
«شکل خاصی از منطقه عملکردی است که دارای یک نقطه کانونی است ودر آن نقطه یک برتری منطقه ای ونوعی رهبری توسعه منطقه ای وجود دارد .به عبارت دیگر اگر ارتباط وکنش و واکنش بین نواحی مختلف یک منطقه وجود داشته باشد وعملکردهای رهبری توسعه منطقه در یک ناحیه متمرکز باشد ،آن منطقه کانونی نامیده می شود. در درون نواحی کانونی ممکن است مرزیت در سطوح متفاوت وجود داشته باشد که در اینجا سطح بندی مراکز کانونی یا رشد مطرح گردد.اگرچه بین چندمنطقه کانونی مجزا با یکدیگر ارتباط ،کنش وواکنش وجود داشته باشد ،مجموعه هایی از مناطق را می توان یک منطقه عملکردی دانست. حتی یک منطقه کانونی به علت ارتباطات وکنش های درون منطقه ای می تواند یک منطقه عملکردی نیز باشد.»(اشکوری،۴۴:۱۳۸۸)
۲-۲-۷ . منطقه بندی۵۸ وتحدید حدود مناطق
«منظور از منطقه بندی فرایند تعیین حدود مناطق است که باتوجه به هدف منطقه بندی ،معیارهای به کار برده شده ،وداده های دردسترس ،اشکال گوناگونی به خود می گیرد .درفقدان اطلاعات لازم برای تعیین حدود مناطق ومنطقه بندی دیدگاههای کیفی وشهودی به کار آمده اند اما کاربرد این دیدگاهها منجربه مرزهای مبهم، متزلزل بین مناطق شده که به هنگام تدقیق بیشتر ابهام وبی دقتی بیشتری از خودنشان داده اند .به همین دلیل تمایل برای استفاده از روش های کمی برای تعیین حدود مناطق روز به روز بیشتر شده است.» (گلسن،۸:۱۹۸۰)
«اولین اقدام برنامه ریزی منطقه ای تعیین مرزهای نظام فضایی است که با آن سروکار دارد .برنامه ریز این کار را با تعیین جریان هایی که منعکس کنننده وابستگیهای متقابل بین مکان فعالیت هاست ،انجام می دهد.» (هیلهورست ،۸۶:۱۳۷۰)
هیلهورست همچنین معتقد است که : «منطقه بندی تقریبا موضوع پیچیده ای است که به تعریف خود منطقه بستگی زیادی دارد .تقسیم کشور به نواحی همگن وعملکردی کاراصلی درمنطقه بندی است .واین نوع طبقه بندی باید براساس اصول ومعیارهای خاص انجام پذیرد . برای تعیین حدود مناطق ،از روش های مختلفی می توان استفاده نمود .انتخاب روش اصولا به هدف منطقه بندی ،ضوابط مورد استفاده واطلاعات در دسترس بستگی دارد .منطقه بندی را عمدتا به ۲منظور می توان انجام داد: الف) تجزیه وتحلیل ؛ ب ) برنامه ریزی .ضوابط منطقه بندی نیز عبارتند از: ۱)وابستگی متقابل ؛۲) تشابه. درمرزبندی مناطق قطبی شده ونواحی همگن ،برنامه ریزی منطقه ای سعی دارد که به درک فرایندهای جاری اقتصادی – اجتماعی منطقه مورد نظر خودنائل شود. او در این راه بدون نظراتی پیش ساخته ،درمورد اینکه مقصود از منطقه چیست ،ونیز بدون برداشتی از هدف های توسعه دولت وابزارهای سیاستی که دولت در اختیار دارد ، موفق نخواهد شد.»(همان،۸۷)
جدول ۲-۱ انواع منطقه بندی
هدف
برنامه ریزی
تجزیه وتحلیل
منطقه برنامه ریزی
منطقه قطبی شده
وابستگی متقابل
ضابطه
ناحیه طرح ریزی
ناحیه همگن
تشابه
ماخذ : هیلهورست،۱۳۷۱
«جان ارچارد : مناسب ترین منطقه بندی برای برنامه ریزی اجتماعی واقتصادی باید دارای فضایی به عنوان یک کانون متحد سازنده باشد.گلیه سرزمین های تابع را پوشش دهد وعدم تجانس وتضاد وتنوع اجزاء نظام منطقه بندی در آن چشمگیر نباشد.
مارشال ای.دیماک: «منطقه بندی ،اجتماعی از عوامل محیطی ،اقتصادی،اجتماعی ومسکونی دروسعتی است مجزا از کل سرزمین که در آن آگاهی آشکار نسبت به نیاز به برنامه ریزی مستقل وتجلی ویژگی های فرهنگی ومیل به داشتن استقلال اداری وجود داشته ودر نظریه شناخته شده باشد ودرعمل به اجرا درآید.»(اشکوری،۴۲:۱۳۸۵)
«بنابراین تقسیم یک کشور به نواحی همگن وعملکردی کار اصلی در ناحیه بندی است واین نوع ناحیه بندی باید براساس اصول ومعیارهای خاصی انجام گیرد ناحیه بندی را می توان به دوطریق انجام داد؛ ۱)روش استقرایی یا تقسیمی.در این روش قلمرو ملی براساس ویژگی ها یا روابط مشترک خاصی به واحد های کوچکتر تقسیم می شوند ؛۲)روش قیاسی یا تراکمی .درآن واحدهای فضایی کوچکتر براساس ویژگی ها یا روابط مشترک خاصی تجمع یافته وواحدهای بزرگتر را به وجود می آورند.»(حسین زاده دلیر،۱۳۵:۱۳۸۲)
«میسرا، ساندرامو پراکاسارائو نوعی طبقه بندی ویژه نواحی برنامه ریزی را ارائه کرده اند که چنین محدودیتی را ندارد.آنها سه نظام برنامه ریزی نواحی راازهم متمایزمی کنند که سرانچام باید در یک نظام کلی ترکیب شوند:
۱.نواحی اقتصادی که براساس منابع بالقوه مشخص شده اند .
۲.نواحی اجتماعی،که با انواع تفاوت های اجتماعی مشخص می شوند وبه ویژه بر درجه وخصوصیت دوگانگی دردرون ناحیه ای تاکید می شود .
۳.نواحی محیطی ،که براساس درجات متفاوت آسیب پذیری محیط-که به وسیله عواملی چون فرسایش ،آلودگی وپیشروی کویر نشان داده می شوند – تعیین می شوند.»((DHV,1979
«تقسیم یک سرزمین به مناطقی با مرزهای معین را منطقه بندی سرزمینی گویند .اهم معیارهای منطقه بندی سرزمین را به شرح زیر می توان برشمرد :منطقه بندی در واقع استفاده منطقی ونظام پذیر از توان های سرزمین در آینده بلند مدت است ودر آن میزان بهره گیری توانهای داخلی هر یک از مناطق مورد نظر است .
منطقه بندی روشی است که درآن ،برنامه ریزی فیزیکی،کاربری زمین را جهت منافع عمومی نظام می بخشد وهدف اصلی آن، اختصاص دادن زمین به مصارف عمده در توسعه آینده سرزمین است .
عمده ترین معیارهاییکه برا یمنطقه بندی سرزمین ها بیان شده است عبارت اند از :
۱- شرایط طبیعی :مانندکوه،دریا ،دشت،جنگل وبراین اساس سرزمین ها به مناطق ساحلی ،کوهستانی وجنگلی منطقه بندی می شوند.
۲- وسعت کشور : بعلت وسعت زیاد ،کشورهای بزرگ باید به مناطق کوچکتر تقسیم بندی شود .
۳-درجه همگنی جامعه :اختلافات فرهنگی بارز ،مثل اختلافات نژادی،زبانی و …..
۴- شاخص های توسعه اقتصادی : بعبارت دیگر مناطق توسعه یافته ودر حال توسعه ومناطق محروم ویا مناطق کم درآمد وپردرآمد .
۵- تحرک عوامل تولید : منظور عواملی که در تولید دخالت دارند .مانند نیروی انسانی و سرمایه وغیره ….
۶ – تحرک کالاها : منظور تجارت وبازار کالا می باشد که در بین مناطق مختلف انجام می گیرد .
۷ – مرزهای سیاسی – اداری
در نتیجه می توان گفت منطقه بندی هر سرزمین به مختصات هرمنطقه توجه می نماید ،وبا کمک گرفتن از شاخص های مختلفی چون جغرافیایی ،سیاسی،مذهبی،قومی ،نژادی زبانی،اقتصادی،اداری و….می توان هر سرزمین را به مناطق گوناگون تقسیم بندی نمود .»(آسایش،۵۵:۱۳۸۸)
بنابراین می توان گفت ملا ک ها وضوابط منطقه بندی در کشورهای مختلف متفاوت بوده وبه شرایط خاص هر منطقه بستگی دارد .شرایطی که به مناطق به عنوان مجموعه های مستقل،شخصیت ویژه ای می بخشد وآن را از سایر نواحی متمایز وبرجسته می کند . در نهایت اینکه منطقه بندی مقدمه ای بر مطالعات منطقه ای محسوب می شود و از اهمیت زیادی در برنامه ریزی های ملی – منطقه ای برخوردار است .
۲-۲-۸ . زیست منطقه گرایی۵۹
«گاهی اوقات در گرداب زندگی، هرکدام از ما با این پرسش ها مواجه می شویم : “من چه کسی هستم؟” ،”متعلق به کجا هستم؟” و “قصد دارم چه کاری را انجام دهم ؟”، ما اغلب به نخستین پرسش توجه می کنیم گویی که پاسخ به این پرسش راه حل اصلی مسئله هستی شناسی ماست.انگار اهمیت دانستن اینکه ما چه کسی هستیم می تواند ما را بی نیاز از پاسخ به دو پرسش دیگر کند.سوالات مرتبط با هستی شناسی وکنش ما نه از یکدیگر ونه از مکانی که ما درآن زندگی می کنیم جدا نیستند ،اما این “مکان”۶۰ است که در اکثر مواقع ما آن را نادیده می گیریم.» (Thayer,2003:1) زیست منطقه گرایی می تواند پاسخی به پرسش دوم باشد :
“من متعلق به کجا هستم؟”
برای اکثر انسان های این سیاره خاکی لازم به یادآوری است که باید راه برقراری دوباره ارتباط با طبیعت ومردمانی که درهمسایگی آنان زندگی می کنند را آموخت و باور داشت که راهی جز این برای حفظ بقایشان نیست واین مهمترین دلیل پیدایش ایده هایی چون نظریه اخیر است . تاکید دوباره زیست منطقه گرایان بر مکان،محیط زیست و مردمان قدیمی ساکن منطقه در پی از هم پاشیده شدن فرهنگ های بومی، از بین رفتن تعلقات منطقه ای، فراموشی

مطلب مشابه :  ایران در بین ۱۰ کشور اول جهان از نظر جاذبه های گردشگری

دیدگاهتان را بنویسید