دانلود پایان نامه درباره تحقیق با موضوع منطقه گرایی، محیط زیست، زیست محیطی، برنامه ریزی

تاریخ مناطق و افول منابع زیست محیطی یک منطقه بوده است وطرح این نظریه به معنای تلاش برای برقراری مجدد رابطه انسان و طبیعت است که قرن ها در هم آوایی کامل به سر می بردند اما در نتیجه روابط جدید جهانی این تعامل قدیمی به فراموشی سپرده شده است، به نظر می رسد این مسئله ریشه معماهای زیست محیطی دوران ما باشد.«زیست منطقه گرایی نه تنها ایده ی جدیدی نیست بلکه می تواند به ساکنان اولیه قدیمی وبومی یک منطقه برگردد(نسبت داده شود). مدتها قبل از آنکه زیست منطقه گرایی به صورت واژه ای علمی مصطلح شود مردمان بومی به بسیاری از انگاره های آن عمل کردند.» (Durnning,1992)
«به طور روزافزون ،اما،فناوریهای نوین ورشد جمعیت، مرزهای قراردادی دولت- ملت ها، الگوهای اقتصاد جهانی، تنزل فرهنگی وافول منابع طبیعی از توانایی اجتماعات محلی بومی و غیربومی برای حفظ سنت های سازگار با گذشته شان می کاهند.» (McGinnis 2006:3)
زیست منطقه گرایی را نگاهی دیگر به جهان می دانیم که با مناطق آغاز می شود و تاکید بر توسعه در ظرفی مشخص وجه تمایز آن از سایر نظریات محیط زیست گرایی۶۱ است. بسیاری، زیست منطقه گرایی را همان محیط زیست گرایی و زیست منطقه راهمان بوم – منطقه۶۲ می خوانند که این امر تلقی نادرستی را می رساند که در نتیجه شناخت ناکافی ازاین نظریه مطرح شده وتفسیری ساده لوحانه به دست می دهد که این نظریه را تنها به صورت شاخه ای ازبوم گرایی افراطی معرفی می کند. به منظور تفکیک تئوریک این نظریه از سایر نظرات مشابهی که در این زمینه بیان شده است بخش بعد به مرور خاستگاهای نظری زیست منطقه گرایی اختصاص داده شده است و البته در پی تبیین این امر هستیم که اگر چه این نظریه وام دار سنت های تئوریک گذشته است اما هویت مستقلی رابرای خود داراست. در توضیح تمایز تئوریک زیست منطقه گرایی از سایر نظریات محیط گرایان می توان تاکید آن بر بعد” مکان” را مورد توجه قرارداده و وجه متمایز دیگر این نظریه از سایر سیاست های مکانی را می شود تاکید بر”سیستم های طبیعی پشتیبان حیات” دانست .
در این ارتباط پیتر برگ۶۳ از پیشگامان زیست منطقه گرا وبنیان گزار”Planet Drum Foundation”64 در مصاحبه ای با مرکز نظارت زیست محیطی ژاپن در ۱۹۹۸ در مورد تفاوت زیست منطقه گرایی با محیط زیست گرایی می گوید : زیست منطقه گرایی یک اقدام بازدارنده است. این نظریه مفهوم مکان زندگی۶۵ را با خود به همراه دارد که اشاره ای به فعالیت ها واهداف جامعه بشری است. در محیط زیست گرایی از یک سو تلاش بر حفظ نواحی بکر طبیعی به دلایل خاص محیطی و ازسوی دیگر تلاش برای پاکیزه نگه داشتن آب وهوا به دلایلی صرفا انسانی صورت می گیرد اما زیست منطقه گرایی از هردو اینها فراتر رفته است .در یک زیست منطقه نواحی مختلفی از ارتباط انسان با سیستم های طبیعی وجود دارد که به صورت نواحی شهری،روستایی، حومه های شهری و مناطق بکر طبیعی دیده می شود. پیتربرگ معتقد است زیست منطقه گرایی موجودات انسانی را به عنوان موجوداتی در ارتباط متقابل با ویژگی های طبیعی پیرامونشان درنظر می گیرد. این نظریه نگرشی را ترویج می کند که از طریق آن انسانها به گونه ای مناسب خودشان را با ویژگی های طبیعی زیست – منطقه ای که در آن زندگی می کنند مطابقت دهند .۶۶
محیط زیست گرایی به تنهایی نمی تواند پاسخ گوی نیازهای قرن بیست و یکم باشد. از نظر برگ این مکتب راهی برای حفظ منافع مادی وفرایندهاو تولیدات جامعه صنعتی می باشد، که تنها اثرات مضر محصولات تولیدی و فرایندهای صنعتی را کاهش می دهد. آب وهوای پاکیزه، خلاصه ی جنبش زیست محیطی بود. این در حالیست که ما رودخانه هایی داشته ایم که آتش گرفتند و هواییکه موجب سرطان شده است.پیتر برگ محیط زیست گرایی را جنبشی تک رویکردی می داند که به عقیده او دورانش به سرآمده و بعد از این مورخان در موردش خواهند نوشت .۶۷
نظریه مورد بحث تلاش می کند تا بر پایه ارزشهای مساوات طلبانه به گونه ای متفاوت با گذشته عمل کند. «درک مفهوم زیست منطقه گرایی می تواند در ۳ نکته خلاصه شود: اولین نکته برخورداری تمام انسانها از تساوی زیست محیطی می باشد. نکته دوم درک مقیاس۶۸ می باشد که از تاکید بر سطح جهانی به تاکید برسطح منطقه ای تغییر مقیاس داده است. سومین عامل مهم برقرای ارتباط مجدد بین انسان و طبیعت است. تمرکز زیست منطقه گرایی بر برقراری ارتباط بین تئوری وعمل می باشد به طوریکه موجودات انسانی بار دیگر در تعامل با طبیعت نه در تقابل با آن قرارگیرند.» (Aberley,2006:18)
«زیست منطقه گرایی معتقد است که زمین می تواند به بهترین شکل ازطریق جلوه های گوناگون منطقه ای که داراست شناخته شود : زمین خودش را نه تنها در برخی سیستم های متحدالشکل زندگی در سرتاسر
جهان بلکه در یک تمامیت منطقه ای،یعنی زیست منطقه ها، ابراز می دارد.» (Barry,1988:86)
بنابراین نمی توان زیست منطقه گرایی را به تنهایی جنبشی در جهت حفظ محیط های طبیعی دانست. از مهمترین واژه هایی که در این نظریه از آنها یاد می شود واژه احیاء۶۹ و اسکان مجدد۷۰ است که هردوآنها به این مفهوم دلالت می کنند که آنچه در این نظریه اهمیت دارد این است که زیست منطقه گرایان به دنبال بهترین مکان برای توسعه می باشند و مقیاسی را برای پایداری در نظر دارند که در قالب زیست منطقه ها متجلی می شود و مهمترین دلیلی است که این نظریه را در سطح منطقه ای قابل دفاع می دانیم. «زیست منطقه گرایی مجموعه ای از تفکر وعمل مرتبط با آن است که در پاسخ به چالش برقراری مجدد ارتباط فرهنگ های اجتماعی بشر به گونه ای پایدار در اکوسیستم هایی منطقه- مقیاس که دربرگیرنده فرهنگ های انسانی هستند ایجاد شده است.» (Abereley,2006:13)
عبارتی که در ادامه در توضیح مفهوم اسکان مجدد می آید یکی از پرکاربردترین عباراتی است که در متون زیست منطقه ای توسط پیتر برگ و ریموند داسمن در اوایل ظهور این جنبش مطرح شد :
«اسکان دوباره چگونه زندگی کردن درمکان هایی را می آموزد که ازطریق بهره برداری های بی رویه گذشته از هم گسیخته شده وآسیب دیده اند .این واژه بومی شدن در محل را مورد توجه قرار می دهد این امر از طریق آگاه شدن درمورد ارتباطات اکولوژیکی ویژه ای که در داخل منطقه و حول آن عمل می کنند صورت می گیرد. و این به معنای درک فعالیت ها و تحول رفتار اجتماعی است که زندگی در آن مکان را غنی، سیستم های پشتیبان حیات منطقه را احیا و الگوهای پایدار اکولوژیکی و اجتماعی حیات را در آن منطقه ایجاد خواهد کرد. به بیان ساده تر اسکان مجدد سرشار از حیات و سرزندگی شدن را در یک منطقه و همراه با آن بیان می کند. اسکان دوباره در محل درخواست عضویت در اجتماعی زیستی و متوقف کردن بهره برداری های غیراصولی است .۷۱»
«در این تعریف می توانیم مشاهده کنیم که کنش زیست منطقه ای همگام با احیای اکولوژیکی ونوعی تعهد اجتماعی – فرهنگی است به منظور زندگی در مکانی مشخص؛ کنشی است برای بومی شدن در محل .»(Carr,2004:74)
داگ ابرلی زیست منطقه گرایی را اینگونه تعریف کرده است : «نوعی آموزش که به مردم کمک می کند تا هم زیست منطقه ای را که در آن سکونت دارند توصیف کنند وهم در حد واندازه های ظرفیت های طبیعی زیست منطقه خود به منظور پشتیبانی از سیستم های حیات به شیوه ای پایدار زندگی کنند .»(Aberley,1985:145)
«هدف بلندمدت جنبش زیست منطقه ای ایجاد اقتصادهایی متکی به خود در “محل” می باشد که از نظر جغرافیایی در سرتاسر “فضا” بوسیله ارتباطات وپیوندهای تجاری محدودی به هم مرتبط شده و تشکیل شبکه ی ارتباطی را داده اند. در این حالت خود کفایی اقتصادی به معنای تولید اکثر یا تمام نیازهای ضروری شماست در حالیکه تنها برای کالاهای ویژه ای تجارت ]بین مناطق[ را مجاز می شمارد.»(Carr,2004:70)
«هدف اقتصادهای زیست منطقه ای خود اتکایی اقتصادی در سطح زیست منطقه می باشد(نه خود بسندگی اقتصادی که بر نظام اقتصادی بسته دلالت دارد). نمی توان بیش از حد بر تفاوت بین دو مفهوم خود بسندگی اقتصادی۷۲ و خوداتکایی اقتصادی۷۳ تاکید کرد.تعبیرهای نادرست بسیاری از سوی برخی افراد در این مورد وجود دارد که ناشی از اشتباه گرفتن مفهوم خوداتکایی اقتصادی با مفهوم خودبسندگی اقتصادی و کوته نظری در این زمینه است. خود اتکایی اقتصادی زیست منطقه ها به معنای عدم تجارت یا عدم مبادله بین اقتصادهای زیست منطقه ای نیست. در صورتیکه این سیستم به گونه ای صحیح به کارگرفته شود اقتصادهای خوداتکای زیست منطقه ای به بهترین نحو، بازیافت گسترده، تنوع بخشیدن به اقتصاد، تولید مواد غذایی ونیازهای پایه، به حداقل رساندن بازده ماده وانرژی، به حداکثر رساندن فرایندهای غیرآلاینده، تولید کالاهای بادوام و با کیفیت بالا، کشاورزی ارگانیک وتوسعه سیستم های اکولوژیک پایدار کشاورزی را در برخواهند گرفت.»(Carr,2004:106)
۲-۲-۸-۱. مروری بر تاریخچه زیست منطقه گرایی
در جستجوی نخستین سرچشمه های زیست منطقه گرایی، این بخش تاملی خواهد داشت به برخی از تفکراتی که قبل از شروع دوران معاصر مطرح بودند و این نظریه با الهام از آنها شکل گرفت .آنچه قابل توجه است این است که رواج این نظریه در نیمه دوم قرن بیستم صورت گرفته است درست زمانیکه جهان در حال تجربه تغییرات بزرگ اجتماعی واقتصادی بود .
زیست منطقه گرایی نظریه ای نیست که یکباره ظهور کرده باشد، وامدار سنت های گذشته و وارث مجموعه عظیمی از تفکراتی است که از سالها پیش مطرح شده بود تا نهایتا به صورت اندیشه هایی در قالب این نظریه متجلی شدند .
مرور منابع مرتبط نیز این مطلب را تایید می کند. «تاریخ پیدایش بنیان فلسفی تفکر زیست منطقه ای را می توان پیش از شروع این قرن باهمکاریهای قابل توجه افرادی مانند لوییس مامفورد و پاتریک گدس دانست.» (Aberley.1995)
«در برخی از نقاط جهان، به خصوص در امریکای شمالی،زیست منطقه گرایی به عنوان یک جنبش اجتماعی معاصر در نظرگرفته می شود.» (Flores,2006:47)
«در واقع برخی از طرفداران زیست منطقه گرایی مدعی هستند که این ایده می تواند به خاستگاهای قدیمی تر و فرهنگ های بومی گروه های محلی بازگردد، یعنی پیش از زمانیکه فن گرایی و برقرای مرزهای ادرای مردم را طبیعت پیرامون جدا کند.» (McGinnis,2006:7)
«اولین بار اصطلاح زیست منطقه گرایی در دهه ۱۹۷۰ توسط جغرافیدانی به نام “آلن ون نیوکیرک”۷۴ ابداع شد.» (Alexander and Talbot,1996)
در کتاب مبانی برنامه ریزی توسعه منطقه ای می خوانیم : «برنامه ریزی منطقه ای در ایالت متحده نشات گرفته از دو جریان روشنفکری آرمان گرا بوده است. جریان اول تحت تاثیر تفکرات برنامه ریزی هوارد وگدس شکل گرفت و اخلاقیات جدیدی را مبنا قرار می دهد که برای دخالت انسانها در روندهای طبیعی محدودیت قائل

مطلب مشابه :  ایران، مهمون افتخاری نمایشگاه صنایع دستی میلان

دیدگاهتان را بنویسید