دانلود پایان نامه درباره تحقیق با موضوع منطقه گرایی، زیست محیطی، ایالات متحده، جامعه مدرن

بود.” مامفورد”۷۵،”اشتاین”۷۶ و “رایت”۷۷ و”مک کی”۷۸ از اعضای معروف آن بودند. از راهبردهای مورد نظر آنها، مرزبندی منطقه براساس طبیعت، توزیع شهربزرگ در منطقه، استفاده از فناوریهای جدیدهماهنگ با بوم شناسی، الویت تعادل منطقه ای ومحوریت آموزش فرهنگی در منطقه بودند .
جریان دوم که معروفترین سخنگوی آن جامعه شناسی به نام آدام۷۹ از کارولینای شمالی و بازتابی از شکست “جنوبی ها” در جنگ های داخلی امریکا بود، تحت تاثیر منطقه گرایی فرهنگی۸۰ قرار داشت مهمترین راهبرد این جریان ،خودیاری۸۱ وتوسعه با تکیه بر اجتماعات منطقه ای، عدم وابستگی به صدور محصولات کشاورزی ازجنوب والویت دادن به تولید نیازهای منطقه، مرزبندی منطقه براساس فرهنگ تاریخ وطبیعت، الویت تعادل منطقه ای وایجاد فرصت های برابر درآمدی بوده است.»(صرافی۱۳۷۹،۴۸)
علاوه براین ها جنبش دیگری که از آن به عنوان یکی از خاستگاههای فکری زیست منطقه گرایی یاد می کنند، جنبش زیست محیطی در ایالات متحده است .«نوشته های طرفداران حفاظت از منابع طبیعی و تفکرات واندیشه های افرادی مانند تورئو۸۲ ،امرسون۸۳، مویر۸۴، ولئوپولد۸۵ عموما اساس جنبش زیست محیطی در ایالات متحده را در مخالفت با مصرف گرایی وعقلانیت ابزاری پی ریزی کرد، این جنبش بر نیاز به بنیان نهادن حیات فرهنگی بر واقعیت های طبیعت برحسب خصوصیات برجسته ای که محیط و مکان از خود نشان می دهند متکی بود.»(Atkinson,1992)
با این مقدمه می توان نتیجه گرفت که بنیان فکری ایده روشنفکرانه زیست منطقه گرایی که ابتدا در امریکای شمالی ظهور کرد ریشه دراین سه جریان فکری ایده آلیست امریکایی دارد به این معنا که از یکسو متاثر از جنبش محیط زیست گرایی و از سوی دیگر وام دار سنت منطقه گرایی در ایالات متحده است، ترکیبی از این جریان های فکری بدون اینکه تحت تاثیر آنها رویکردی صرفا تک بعدی پیدا کند ودر نتیجه هویت مستقل خود را به عنوان یک تئوری جدید داراست .
در حالیکه اصطلاح زیست منطقه گرایی اولین بار در سال ۱۹۷۴مورد استفاده قرار گرفت اما « جهت گیری ارزشی زیست منطقه گرایی وبرخی از ایده های کلیدی آن در آثار اولیه ای مانند کتاب Waldenاثر تورئو وLand Ethic اثر لئوپولد مشخص هستند ودر بسیاری از فرهنگ های بومی قابل مشاهده می باشند.»(Gray,2007)
«در کتاب والدن تالیف هنری دیوید تورئو واژه اقتصاد به اهمیت اقتصادهای غیررسمی اختصاص یافته است. یعنی آن دسته از اقتصادهایی که از خانوارها واجتماعات زیستی حمایت می کنند.» (MacGinnis,2006:3) تورئو می نویسد : «اکثر انسان ها، حتی در کشورهای نسبتا دموکراتیک، از روی نادانی محض واشتباه با دلخوشی های مصنوعی وساختگی و زحمات طاقت فرسای غیر ضروری زندگی که از ثمرات آن هیچ بهره ای نمی توانند ببرند سرگرم می شوند…….چنین فردی قادر نخواهد بود تا ارتباط درستی را با دیگر انسان ها برقرار کند .اوزمانی برای اینکه چیزی جز یک ماشین باشد ندارد .»(Thoreau,1995:4)
در ارتباط با آنچه گفته شد از مشهورترین افرادیکه مجموعه نظریاتشان شکل دهنده تفکر زیست منطقه گرایی بود می توان به تفکرات جغرافیدان آنارشیست کروپوتکین۸۶، انسان شناس وبرنامه ریز شهری اهل اسکاتلند پاتریک گدس۸۷ و روشنفکر بزرگ وشهیر امریکایی لوییز مامفورد اشاره کرد افرادیکه تفکراتشان زمینه ساز ظهور این نظریه در دهه های بعد شد .
اگرچه آنها هرگز در بیان اندیشه هایشان به واژه زیست منطقه گرایی اشاره ای نداشتند و سالها پیش از ظهور این اصطلاح می زیستند اما بسیاری از نظراتشان مخصوصا آنچه پاتریک گدس به آن معتقد بود در پرتو این نظریه دوباره در کانون توجه قرار گرفته است .
تاکید تورئو بر اهمیت ابعاد غیررسمی اقتصاد وتاکید مامفورد بر بوم منطقه گرایی نمودهای اولیه ای از ارزش های زیست منطقه گرایی معاصرهستند .در بستر جامعه مدرن که بر جدایی جامعه از جهان طبیعت استوار است زیست منطقه گرایان براهمیت برقراری تعامل مجدد بین انسان و مکان زیست او تاکید می کنند.»(MacGinnis,2006:3)
از کروپوتکین وپاتریک گدس به عنوان کسانی که بنیان گذار سنت منطقه گرایی در اروپا بودند یاد می شود و لوییز مامفورد را در ترویج این تفکر وانتقال مفاهیم آن به امریکا سهیم می دانند .
کروپوتکین، در زمره جغرافیدانان آنارشیست که باور به تعاون وهمیاری میان انسان ها داشتند، اگرچه وی را از پایه گذاران فکری زیست منطقه گرایی نمی دانند اما به دلیل نزدیکی نوشته هایش با افکار پاتریک گدس و پایه گذاری تفکر منطقه ای در اروپا از او به عنوان یک شخصیت تاثیرگذار یاد می شود.کروپوتکین جامعه را به عنوان موجودیتی در حال تکامل می دانست ومعتقد بود که تعامل و ارتباطات متقابل بین اعضای یک اجتماع زیستی این جامعه از ضروریات است .
فلسفه سیاسی کروپوتکین در ارتباط با نظام های سیاسی تاکیدش را بر عدم تمرکز در سیستم حکومتی جامعه نشان می داد وی معتقد بود تمرکز گرایی اثر زیان آوری بر پیشرفت و تکامل جامعه دارد. مقایسه این نکته با نقطه نظرات زیست منطقه گرایان درمورد لزوم عدم تمرکز سیستم های حکومتی به عنوان یکی از پیش شرط های عملی شدن این نظریه در جوامع که تقریبا یک قرن پس از کروپوتکین مطرح شد نشان از نزدیکی تفکرات وی با پیش فرض های این نظریه دارد .
مشابه تاکیدی که در زیست منطقه گرایی بر بازگشت به اجتماعات روستایی وجود دارد را کروپوتکین سالها پیش در کتابی با عنوان “اخلاقیات :خاستگاه وشکل گیری” این گونه مطرح می کند :
«سخن گفتن از مرگ طبیعی اجتماعات روستایی تحت تاثیر قوانین اقتصادی،به همان اندازه وحشتناک است که کشتار فجیع سربازان در میدان جنگ .» (Kropotkin,1924:28)
بر این اساس او نتیجه می گیرد نظم وتخصص گرایی مفرط به عنوان یکی از بنیان های جامعه مدرن به تنهایی برای کارایی کشاورزی وحتی صنعت کافی نیست .
پاتریک گدس را اما به عنوان یکی از متفکران پایه گذار زیست منطقه گرایی می دانیم اگرچه او نیز ازکسانی نیست که از این اصطلاح استفاده کرده باشد؛به طوریکه این واژه دهه ها بعد از مرگ او ابداع شد گدس را دانشمندی اجتماعی با تمایلات زیست محیطی وگرایش های اکولوژیکی می دانند .مانند کروپوتکین اونیز از حکومت مرکزی تمرکز گرا انتقاد میکرد و حامی برنامه ریزی منطقه ای بود .تاکید گدس بر اجتماعات محلی گویای اهمیتی است که او برای اقتصادهای کوچک مقیاس در مقایسه با اقتصادهای بزرگ مقیاس برای رسیدن به اهداف مورد نظرش نشان می داد.
ماهیت ساختار اجتماع زیستی که گدس آن را مطرح می کرد برتمرکز زدایی و توانبخشی به اجتماعات زیستی در مقیاس های کوچک در محیط های اکولوژیکی واجتماعی استوار بود.» (Robson,1981)
«مامفورد از نخستین پیشگامان بوم منطقه گرایی۸۸ در ایالات متحده بود.او توانایی دولت بوروکراتیک را در حل بحران های فرهنگی و زیست محیطی مورد انتقاد قرار داد.» (McGinnis,2006:4)
«وی انتقادهای فرهنگی اخلاقی را به نظریه نوین بوم منطقه گرایی مرتبط کرد تا این نظریه راغنای بیشتری بخشد،واین امر براساس پدیدار شناسی دیگری از مکان و جغرافیای منطقه ای صورت گرفت بطوریکه وحدت فرهنگ و وطبیعت را به همراه داشت.» (Luccarelli,1995:23)
هیچ بخشی از بنیان های اولیه تفکر زیست منطقه ای بدون اشاره به نام و شخصیت لوییز مامفورد کامل
نخواهد بود.«مامفورد به خاطر نوشته هایش در مورد معماری ،شهر نیویورک وفناوری مشهور بود.»
(Novak,1995)
«سپس از طریق دیگر نوشته هایش ومعاشرت با پاتریک گدس به عنوان یک تئوریسین در برنامه ریزی
منطقه ای مشهور شد .» (MacGinnis2006:9)
همانطور که در آغاز این بخش گفتیم شاید یکی از مهمترین کمک های مامفورد به زیست منطقه گرایی این انتقال ایده های پاتریک گدس به امریکا بود کشوری که خاستگاه این نظریه محسوب می شود.
. ساختار زیست منطقه ۲-۸-۲-۲
یک زیست منطقه دقیقا به چه فضایی اشاره می کند؟ چطور می توان به چشم انداز توسعه پایدار منطقه ای امیدوار بود در حالیکه واحدی فضایی که برای هدایت جامعه به سوی پایداری تعریف می کنیم شفاف نباشد؟ ساختار زیست منطقه ها از مهمترین بخش های مورد بحث در زیست منطقه گرایی است. در این بخش به تعاریف مختلف زیست منطقه خواهیم پرداخت ومعتقدیم که زیست منطقه گرایی برای رسیدن به اهداف خود به واحدی برای پایداری نیاز دارد.پیتر برگ و داسمن از مهمترین پیشگامان زیست منطقه گرایی معاصر زیست منطقه را هم به عنوان سطحی جغرافیایی وهم به عنوان سطحی از آگاهی فردی معرفی می کنند.این تعریف از زیست منطقه نشان می دهد که علاوه بر بعد مکانی زیست منطقه ها آنچه به همان اندازه اهمیت دارد تغییر در سطح آگاهی یکایک افراد جامعه نسبت به تاثیر و تاثرات متقابل انسان وطبیعت به منظور تصحیح الگوی رفتاری نادرست آنها در تعامل با طبیعت می باشد .
زمانیکه به تعاریف متفاوت زیست منطقه ها از نقطه نظر افراد گوناگون نگاه می کنیم به این نتیجه می رسیم که به رغم وجود اشتراکات زیاد در تعاریف متفاوت اما هیچگاه اجماع کلی در این مورد وجود نداشته است واین موضوع را می توان تا حدود زیادی به تفاوت ساختار زیست منطقه ها در نواحی مختلف دنیا از سویی و تکامل مفهوم زیست منطقه گرایی در طول زمان ، از سوی دیگر نسبت داد .
ریشه لغوی زیست منطقه از واژه یونایی“Region” به معنای منطقه و واژه فرانسوی “Bios” به معنای زندگی می باشد که خود منطقه برگرفته از واژه لاتین “Regia” به معنای قلمرو ویا پیشتر به واژه “Regere” به معنای قانون یا حکومت اشاره دارد. . (Aberley,1985:144)
تلاش داریم تا دراین بخش به مهمترین تعاریف زیست منطقه ها که به نوعی بیان گر ساختار آنها نیز می باشد بپردازیم :
پیتر برگ ۱۹۷۶- «یک ایالت زیست منطقه ای از نظر وحدانیت فرهنگی و اکولوژیکی زیرمجموعه های فرعی اش، در کمترین شکل ایده آل خود، اغلب بوسیله آبخیزهایی از دریاها ورودخانه های مهم تعیین حدود شده، پیتر برگ اغلب نقش عوامل اقتصادی اجتماعی را درتعریف زیست منطقه گرایی نادیده می گیرد.اما در دیگر آثارش که بعدا منتشرکرد مطالعه مناطق زیستی و فرهنگی را به هم مرتبط دانست. این مسئله در اولین مقاله پیتر برگ در سال ۱۹۷۷ به وضوح مشاهده می شود وی همچنین مفهوم “مکان زندگی” را معرفی کرد .»(Ball,1999:28)
سیل ۱۹۸۵: «هر بخشی از سطح زمین که مرزهای آن براساس ویژگی های طبیعی ونه مرزهای تحمیل شده خاص انسانی، جدا ازدیگر نواحی با تاکید بر ویژگی های منحصربه فرد گیاهی، جانوری، اقلیم، آب ،اشکال زمین و فرهنگ ها و سکونتگاههای انسانی تعیین شده است. این خصوصیات و ارتباط متقابل آنها ویژگی متمایزی به منطقه می بخشد .»(Sale,1985)
پیتر برگ ۱۹۸۶: در کتاب “Growing a life-place politics”زیست منطقه ها رابعنوان مکان های

مطلب مشابه :  ایران و ترکیه واسه پیشرفت گردشگری ترکیبی و افزایش خطوط پروازی میان دو کشور توافق کردن

دیدگاهتان را بنویسید