محصولات زراعی، کشاورزی پایدار

گردد و محرک رشد ازتوباکتر در بسیاری از مواد میتواند منجر به ۱۵ برابر، ارزش افزوده ای متجاوز از ۳۰۰ میلیون دلار را به همراه آورد. انصاری و همکاران (۱۳۸۷) تاثیر کاربرد کود بیولوژیک نیتروکسین بر بعضی شاخص های رشد رویشی گیاه ذرت را بررسی نمودند، نتایج نشان داد که تلقیح بذر با ۲۰ لیتر در هکتار کود بیولوژیک نیتروکسین، وزن خشک اندام هوایی را در مقایسه با شاهد و سایر تیمارها به میزان معنی داری افزایش داده است.
طبق بررسی های انجام شده توسط خرمدل و همکاران (۱۳۸۷) بر کاربرد کودهای بیولوژیک بر شاخص های رشدی سیاهدانه، تلقیح بذر سیاهدانه با کودهای بیولوژیک باعث افزایش معنی دار ارتفاع گیاه، شاخص سطح برگ، حداکثر تجمع ماده خشک و سرعت رشد محصول در مقایسه با شاهد شده است. همچنین ارتفاع گیاه در تیمار ترکیبی آزوسپیریلوم و قارچ نسبت به سایر تیمارها بیشتر بوده است، افزایش حاصلخیزی خاک به وسیله کودهای بیولوژیک نظیر ازتوباکتر و آزوسپیریلوم باعث افزایش و بهبود ویژگیهای رشدی گیاه دارویی سیاهدانه مانند ارتفاع، تعداد شاخه جانبی، تعداد کپسول در بوته و عملکرد دانه شده است. نتایج پژوهش فلاحی وهمکاران (۱۳۸۸) حاکی از آن است که اثر کودهای بیولوژیک بر عملکرد کمی و کیفی گیاه دارویی بابونه آلمانی موثر واقع میشود. مشاهده آن ها بیانگر آن بود که، تیمارهای مورد بررسی اثر معنی داری بر ویژگیهای کمی (تعداد شاخه اصلی، تعداد گل آذین در بوته، قطرگل، عملکرد گل تر، عملکرد گل خشک، عملکرد بذر) و کیفی (عملکرد اسانس و عملکرد کامازولن) گیاه بابونه داشته است. کودهای بیولوژیک می توانند در کشاورزی پایدار به عنوان یک جایگزین برای کودهای شیمیایی در گیاه دارویی بابونه مطرح باشند. همچنین کاربرد این کودها در بابونه باعث افزایش عملکرد گل شده و تعداد شاخه اصلی در تیمار باکتری حل کننده فسفات بیشتر از سایر تیمارها بوده است. مهمترین بخش بابونه، گل های آن است که دارای بیشترین اسانس و کامازولن میباشند. کود بیولوژیک نیتروکسین بیشترین اثر را بر صفات مذکور داشت (فلاحی و همکاران، ۱۳۸۸).
Kalra (2003) اثر تیمارهای مختلف کودی بر درصد اسانس گیاه دارویی نعناع فلفلی را بررسی کرد، نتایج این آزمایش نشان داد، عملکرد اسانس در تیمارهای ورمی کمپوست، کود گاوی و ترکیب ازتوباکتر و آزوسپیریلیوم با یکدیگر برابری کرده است. روستا و همکاران (۱۳۷۷) نیز افزایش ارتفاع بوته ذرت دورگ تلقیح شده با آزوسپیریلوم را گزارش کردند. Fatma و همکاران (۲۰۰۶) در آزمایشی گلخانهای در مصر، روی گیاه مرزنجوش نشان دادند که، کودهای بیولوژیک شامل ازتوباکتر، آزوسپریلیوم وباکتریهای حل کننده فسفات روی شاخص های رشدی و میزان اسانس آن و نیز روی اثرات اسانس بر باکتری های گرم مثبت، گرم منفی، قارچ ها و مخمرها اثرات قابل توجهی دارد. کود بیولوژیک نیتروکسین بر عملکرد و اجزاء عملکرد گندم رقم سبلان موثر است، به طوری که این کود بر عملکرد دانه، ارتفاع بوته، طول سنبله، تعداد دانه در سنبله و تعداد سنبله در متر مربع اثر مثبت داشت (شریفی و حق نیا، ۱۳۸۶). بررسی های Reynders و همکاران (۱۹۸۲) حاکی است که، ظرفیت پنجه زنی بالا همراه با ظرفیت جذب مواد غذایی پس از تلقیح با باکتری آزوسپیریلیوم در گندم باعث افزایش عملکرد شده است.
اردکانی و همکاران (۱۳۷۹) افزایش جذب آهن، منیزیم، روی، مس، نیتروژن، فسفر و پتاسیم را در اثر تلقیح بذر گندم با باکتری آزوسپیریلوم گزارش کرده و بیان داشتند که آزوسپیریلوم باعث توسعه سیستم ریشه ای گندم شده و بنابراین به طور طبیعی امکان دسترسی و جذب بهتر عناصر مختلف غذایی برای این گیاه فراهم شده است. Kapulnik و همکاران (۱۹۸۲) اظهار داشتند که تلقیح بذرهای ذرت با باکتری آزوسپیریلوم باعث افزایش تعداد برگهای این گیاه و در نهایت افزایش عملکرد این گیاه در مقایسه با شاهد شده است. همچنین بررسی حمیدی و همکاران (۱۳۸۵) نشان داد که در اثر تلقیح بذر ذرت علوفه ای با آزوسپیریلوم، تعداد برگهای بالایی بلال و تعداد برگ در هر بوته افزایش یافته است. تبریزی (۱۳۸۳) گزارش کرد که در گیاه نعناع با کاربرد مخلوط ۸۵% ازتوباکتر و آزوسپیریلیوم عملکرد اسانس حدود ۱۲۵ کیلوگرم در هکتار، به دست آمد که معادل عملکرد حاصل از کرتهایی بود که در آن ها از کود شیمیایی استفاده شده بود. طبق بررسی های Shaalan (2005) افزایش حاصلخیزی خاک به وسیله کودهای بیولوژیک نظیر ازتوباکتر و آزوسپیریلوم باعث افزایش و بهبود خصوصیات رشدی گیاه دارویی سیاهدانه مانند: ارتفاع، تعداد شاخه جانبی، تعداد کپسول در بوته و عملکرد دانه شده است. همچنین Nanda و همکاران (۱۹۹۵) اظهار داشتند که، تلقیح بذرهای ذرت با کودهای بیولوژیک آزوسپیریلوم و ازتوباکتر باعث افزایش معنی دار عملکرد علوفه ای این گیاه گردیده است. Fulchieri و همکاران (۱۹۹۳) تولید انواع هورمونهای محرک رشد گیاه نظیر اکسین و اسید جیبرلیک توسط باکتری آزوسپیریلوم را مسئول افزایش رشد و نمو ذرت دانستند.

مطلب مشابه :  میزان نابرابری، حملات تروریستی

شکل ۱-۲. نمایی از کود نیتروکسین مورد استفاده در این پژوهش، حاوی (ازتوباکتر و آزوسپیریلیوم) – Nitroxin: (Azotobacter and Azospirillum)

۲-۷-۷-۲- کود فسفاته بارور-۲
بارور-۲ تنها کود زیستی بیولوژیک احیاء کننده کود فسفاته است که در ایران برای اولین بار تولید شده است. این کود یا معجزه گر در آزمایشات انجام شده روی محصولات صیفی مانند خیار و گیاهان زراعی مانند یونجه و سیب زمینی در مزارع و در شهرستان های مختلف مورد بررسی قرار گ
رفته است و نتایج شگفت آوری را به همراه داشته، تا جایی که نسبت راندمان تولید از نظر کیفیت و کمیت قابل مقایسه با مزارع شاهد نبوده است. در کشور تیمی از متخصصان رشته های میکروبشناسی، فیزیولوژیگیاهی، ژنتیک گیاهی، خاک شناسی، فیزیولوژی زراعی، بیوتکنولوژی صنعتی و مهندسین صنایع درگروه پژوهشی میکروبیولوژی و شرکت زیست فناور سبز تشکیل شد و پس از طی مراحل متعدد ۲۲ سویه باکتری حل کننده فسفات از خاکهای بومی ایران جداسازی گردید و از این تعداد درنهایت ۲ سویه برتر برای استفاده درفرمولاسیون کودزیستی فسفاته بارور-۲ انتخاب گردید که عبارتنداز:
۱). باکتری P5 که با تولید اسیدهای آلی باعث رها سازی فسفات از ترکیبات معدنی می شود
۲). باکتری P13 که با تولید و ترشح آنزیم فسفاتاز باعث رها سازی فسفات از ترکیبات آلی آن می شود
باکتری ۱۳ با توجه به اینکه کشاورزی به صورت امروزی به سرعت در حال پیشرفت می باشد و نیاز به نهاده های کودی برای گیاه امری حیاتی است و فسفر به عنوان یکی از عناصر اصلی ماکرو به همراه ازت و پتاسیم در تغذیه گیاه نقش بسزائی دارد و اهمیت این عنصر برای تولید محصول اقتصادی و حفظ تعادل بین عناصر اصلی خاک به اثبات رسیده است، به همین منظور برای تولید محصولات زراعی و باغی به کار گیری کودهای بیولوژیک (زیستی) برای بهبود جذب و کاهش مصرف کودهای معدنی می تواند از جنبه های اکولوژیکی و اقتصادی، مزیت هایی را بر عهده داشته باشد. طبق بررسی های متنوع وزان و همکاران (۱۳۸۴) بر تاثیر کود زیستی و معدنی فسفاته بارور-۲ بر عملکرد نهائی دو رقم سورگوم علوفه ای تحت شرایط شوری، مشاهده شده است روی محصولات زراعی افزایش عملکرد محصولات و همچنین کاستن مصرف کودهای معدنی مشاهده شده است. طبق آزمایش های صورت گرفته روی محصول کاهو در کانادا و گندم، سیب زمینی، ذرت، چغندرقند ونیشکر در هندوستان باکتریهای آزاد کننده فسفر در آزاد سازی فسفر در بخش ریزوسفر گیاه نقش موثر دارند.
آزمایشات انجام شده در ایران بر روی گیاه سیب زمینی در دو منطقه اراک وکرج در سال ۱۳۸۰ و ۱۳۸۱ نشان دهنده نقش باکتری ها در آزاد سازی فسفر و همچنین افزایش عملکرد با احتمال ۹۹ درصد می باشد (یزدانی بیوکی و همکاران، ۱۳۸۹). Chen و همکاران (۲۰۰۵) در آزمایشی در مرکز تایوان روی ۳۶ ایزوله از باکتریهای حل کننده فسفات وجود یک رابطه منفی بین pH و فسفر محلول را گزارش کردند. همچنین نتایج به دست آمده از آزمایش بر روی گیاه چغندرقند، بیانگر این موضوع می باشد که، مصرف کود زیستی بارور ۲ به همراه کود شیمیایی، بر روی عملکرد نهائی محصول تاثیر فراوانی داشته است و عملکرد چغندرقند در رابطه با مصرف کود زیستی بارور ۲ از نظر آماری اختلاف معنی داری در سطح ۹۹ درصد نشان می دهد (وزان و همکاران، ۱۳۸۴). توحیدی مقدم و همکاران (۱۳۸۶) در آزمایشی روی ذرت نشان دادند که، درحضور باکتریهای حل کننده فسفات، مصرف کودهای شیمیایی فسفات تا ۵۰ % کاهش می یابد.
احتشامی و همکاران (۱۳۸۶) بیان کردند که، تلقیح بذر ذرت با میکوریزا و ریز جانداران حل کننده فسفات اثر مثبتی بر جذب عناصر غذایی و عملکرد دارد. ثانی و همکاران (۱۳۸۶) در یک بررسی روی ذرت گزارش کردند که، استفاده از میکوریزا و ریز جانداران حل کننده فسفات سبب کاهش مصرف کود شیمیایی حداقل به میزان ۵۰ % شده است. نتایج به دست آمده از آزمایش های دیگر، اهمیت کاربرد کودهای میکروبی حل کننده فسفات و تاثیر آن بر عملکرد گیاهان غده ای و صیفیجات را به اثبات رسانده است (وزان و همکاران، ۱۳۸۴). راثی پور و علی اصغر زاده (۱۳۸۶) در تحقیقی روی اثرات متقابل باکتریهای حل کننده فسفات در سویا گزارش کردند که، باکتریهای حل کننده فسفات باعث افزایش وزن خشک، درصد NPK در اندام هوایی، وزن تر و خشک گره های ریشهای می شوند.

مطلب مشابه :  تحلیل پوششی داده ها، برنامه ریزی خطی

شکل ۲-۲. نمایی از کود فسفاته بارور مورد استفاده در این پژوهش
۲Barvar –۲ (Phosphate Biofertilizer)

۲-۷-۷-۳- هیومیک اسید
استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی و عدم استفاده از کودهای آلی در طی سالیان اخیر، عامل کاهش چشمگیر میزان ماد ه آلی خاک های ایران بوده است (Latifi and Mohammad dust, 1998). از طرفی کاربرد بیش از حد کودهای شیمیایی در کشاورزی باعث ایجاد مشکلات زیست محیطی از جمله تخریب فیزیکی خاک و عدم از اینرو توازن عناصر غذایی خاک شده است (Wang et al., 1999). امروزه مصرف انواع کودها ی آلی رو به افزایش است . مواد هیومیکی شامل مخلوطی از ترکیبات آلی مختلف هستند که از باقی مانده گیاهان و حیوانات حاصل می شوند (Maccarthy, 2001).
مواد هیومیکی نام خود را از هوموس گرفته اند. هیومیک اسید ماکرومولکول پیچیده آلی می باشد که با پدیده های شیمیائی و باکتریایی در خاک تشکیل می شود و نتیجه نهایی عمل هومیفیکاسیون است (Kononova, 1967). از آنجا که این ماده pH اسیدی ضعیف دارد و مشتق از هوموس است بنام هیومیک اسید هم شناخته می شود. اما تقریبا هیچ شباهتی به اسیدهای شناخته شده چه معدنی و چه آلی ندارد. مواد هیومیکی در واقع طیف وسیعی از ترکیبات آلی – معدنی گوناگون نظیر اسیدهای آمینه ، پپتیدها ، فنول ها، آلدئیدها، و اسیدهای نوکلئیک در پیوند با انواع کاتیون ها می باشند که مجموعا ترکیب بسیار پیچیده ای است.در همه خاک های کشاورزی اسید هیومیک بطور طبیعی وجود داردو در واقع ۸۰ % مواد ارگانیک خاک را تشکیل می دهد. میزان بهینه مواد آلی در خاک های کشاورزی بین ۴ تا ۶ درصد است. در خاک های کشاورزی اروپا این میزان بین ۲ تا ۴ درصد و در بعضی از نقاط اروپای شرقی نظیر
اکراین به ۶ درصد می رسد. اما در سرزمین های خشک و کویری ماده آلی خاک و به طبع آن هیومیک اسید بسیار ناچیز است. به طوری که بجز نوار ساحلی شمال میزان ماده آلی خاک در اکثر نقاط کشور ما زیر یک درصد و در بسیاری نقاط حتی زیر ۱/۰ درصد است.
اسید هیومیک یکی از اجزاء اصلی مواد هیومیک است که به رنگ قهوه ای تیره می باشد. اسید هیومیک با وزن – وزن مولکولی ۳۰۰۰۰۰ دالتن و اسید فولویک هم با ۳۰۰۰۰ مولکولی کمتر از ۳۰۰۰۰ دالتن به ترتیب سبب تشکیل کمپلکس های پایدار و نامحلول و کمپلکس های محلول با عناصر میکرو می گردند (Liu and Cooper, 2000). از مزایای مهم اسید هیومیک میتوان به کلات کنندگی عناصر غذایی مختلف مانند سدیم، پتاسیم، منیزیم، روی، کلسیم، آهن، مس و سایر عناصر در جهت غلبه بر کمبود عناصر غذایی اشاره کرد که سبب افزایش طول و وزن ریشه و آغازش ریشه های جانبی می شود (Aiken et al., 1985) . کاربرد اسید هیومیک در محلول غذایی موجب افزایش رشد شاخه، ریشه و محتوای نیتروژن در شاخساره (Tan and Nopamornbodi 1979) از بین رفتن کلروز در برگ های ذرت (Fernandez, 1968) و لوپین در خاک های آهکی شد (Santiago et al., 2008). در یک بررسی تأثیر اسید هیومیک روی گیاه بنت گراس نشان داد که اسید هیومیک به طور معنی داری سرعت فتوسنتز، توسعه زیست توده ریشه و محتوی عناصر غذایی گیاه را افزایش داد، که این افزایش به ویژه در غلظت ۴۰۰ میلی گرم در لیتر اسید هیومیک بود (Liu et al., 1996).
کاربرد اسید هیومیک با افزایش جذب عناصر کم مصرف در گیاه گندم در رفع کلروز برگی موثر بوده است (Maccarthy, 2001). در مطالعه دیگری کاربرد اسید هیومیک به میزان ۵۰۰، ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ میلی گرم بر کیلوگرم خاک موجب افز ایش طول هیپوکوتیل، قطر ساقه، طول ساقه ،وزن خشک، میزان عناصر غذایی و عملکرد گیاه فلفل شد (Turkmen et al., 2005). مطالعات نشان داده است که کاربرد اسید هیومیک بر روی توتون و گیاهان دارویی موجب زیاد شدن میزان آلکالوئیدها در برگ ها می شود، همچنین اسید هیومیک موجب افزایش انتقال گلوکز از بین غشاهای سلولی در گیاهان پیاز، چغندر قند و آفتاب گردان و موجب افزایش میزان کربوهیدرات در سیب زمینی، چغندرقند، هویج و گوجه فرنگی میشود (Tan, 2003). کاربرد اسید هیومیک به صورت محلول پاشی در گندم موجب افزایش ۲۴ درصدی عملکرد در این گیاه شد (Delfine et al., 2005). در مطالعه دیگری دیگری، مقادیر ۱۰۰۰ میلی گرم اسید هیومیک بر کیلوگرم خاک سبب افزایش عناصر پر مصرف و کم مصرف در اندام های گیاهان

دیدگاهتان را بنویسید