منابع مقاله درمورد کیفیت زندگی، معنی داری، پژوهشگران، زندگی روزانه

مصرف سیگار توسط واحدهای مورد پژوهش می باشد که نشان می دهد میانگین نمرات کیفیت زندگی افراد سیگاری در تمامی حیطه ها و اکثر زیرمقیاس ها بالاتر از گروه غیر سیگاری بود. این یافته بر خلاف نظر متخصصین است که معتقدند ارتباط معکوسی بین افزایش مصرف تنباکو و کیفیت زندگی وجود دارد و کیفیت زندگی افراد سیگاری عموماً ضعیف تر از افراد غیر سیگاری است(۱۰۰). مطالعهی مولستد۱۰۲ و همکارانش نیز که با هدف ارزیابی جنبه های بالینی کیفیت زندگی در بیماران تحت همودیالیز دانمارک با استفاده از KDQOL-SF36 در سال ۲۰۰۷ انجام شد نشان داد که مصرف دخانیات بطور مستقلی با نمرات پایین در کیفیت زندگی همراه است(۵۳). البته مصرف سیگار، در مطالعه حاضر، با کیفیت زندگی کل، حیطه ها و غالب زیر مقیاسهای آن، بجز عملکرد جسمی نمونه ها درحیطه PCS(024/0P)، ارتباط معنی داری نداشت. نتایج مطالعات یانگ و همکارانش با هدف تعیین عوامل پیش بینی کننده ی کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز تایوان در سال ۲۰۰۵ و هسیه و همکارانش با عنوان کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در بیماران تحت همودیالیز تایوان در سال ۲۰۰۷، نیز در راستای این مطالعه ارتباط معنی داری بین کیفیت زندگی و مصرف سیگار نیافتند(۲۳ و ۱۵). با توجه به یافته پژوهش حاضر، افراد سیگاری بطور معنیداری عملکرد جسمی بهتری نسبت به افراد غیر سیگاری داشتند. با توجه به اثرات منفی شناخته شده سیگار، معنی دار بودن این ارتباط را شاید بتوان با عوامل دیگری چون احتمال سن کمتر و یا حمایت اجتماعی بیشتر نمونه های سیگاری توجیه نمود. از سوی دیگر احساس نیاز به مصرف سیگار و تامین این احساس، رضایت بیشتری در نمونه ها و نیز کیفیت زندگی بالاتری را موجب شده است؛ هر چند که این یافته، با وجود تعداد کم نمونه های سیگاری (۲/۱۱%)، باید با تامل بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
جدول ۱۹ نشانگر میانگین نمرات کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب تعداد سیگار مصرف شده در روز توسط واحدهای مورد پژوهش سیگاری می باشد. بر اساس این جدول میانگین نمرات افراد با مصرف متوسط سیگار (≥۱۰ نخ در روز) در تمام حیطه ها و بیش از نیمی از زیر مقیاسها بالاتر از نمونه های با مصرف خفیف (<10 نخ در روز) سیگار بوده است. اما آزمون آماری تفاوت میانگین نمره دو گروه را فقط در زیر مقیاس درد معنی دار(048/0>P) نشان داد. بدین ترتیب که افراد با مصرف متوسط (۱۰≤ نخ در روز) در مقایسه با گروه دیگر نمرات بالاتری در زیر مقیاس درد داشتند. شاید بتوان این یافته را با خاصیت مهار کنندگی درد توسط نیکوتین توجیه کرد. چنانچه نتایج یک مطالعه ی مروری نشان داد که در دو سوم مطالعات انجام گرفته در مورد روشهای القای درد، محققان تاثیر مهارکنندگی درد توسط نیکوتین را مشاهده کردند(۱۱۱).
جدول شماره ۲۰ بیانگر کیفیت زندگی به تفکیک حیطه ها و زیر مقیاس ها بر حسب سابقه ی پیوند کلیه واحدهای مورد پژوهش می باشد. این جدول نشان می دهد که میانگین نمرات کیفیت زندگی بیماران با سابقه ی پیوند کلیه در تمامی حیطه ها و زیر مقیاس ها، بجز کیفیت ارتباط اجتماعی، عملکرد جنسی و دلگرمی توسط پرسنل، بالاتر از بیماران بدون سابقه پیوند بود. اما تفاوت موجود فقط در زیر مقیاس های عملکرد جسمی(۰۰۶/۰P) و علایم(۰۰۴/۰P) و نیز در کیفیت زندگی کل (۰۳۸/۰p) از نظر آماری معنی دار بود. این در حالی است که دیگر مطالعات با نتایج متفاوتی همراه بوده اند. برای مثال یافته مطالعه یانگ و همکارانش نشانگر ارتباط معکوس بین سابقه ی رد پیوند کلیه با کیفیت زندگی بوده است(۲۳) و یا اسکوینگتون۱۰۳ و همکارانش هیچ ارتباط معناداری بین سابقه ی پیوند کلیه و کیفیت زندگی واحدهای مورد پژوهش خود گزارش نکرده اند(۱۱۲). شاید بتوان این تفاوت در یافته ها را با تاثیر گذاری دیگر عوامل بر کیفیت زندگی واحد های پژوهش در مطالعات مختلف، مانند سن و یا جنسیت، مرتبط دانست. هرچند که فراوانی بسیار پایین بیماران با سابقه رد پیوند (۲/۶%)، در مقایسه با گروه بدون سابقه پیوند، در مطالعه ی حاضر از مواردی است که تحلیل دقیق این یافته را نیازمند بررسی بیشتر می سازد.
جدول شماره ۲۱ بیانگر میانگین و انحراف معیار نمرات کیفیت زندگی کل، حیطه ها و زیر مقیاس های آن در واحدهای مورد پژوهش انتخابی از ۵ مرکز آستارا، لنگرود، ماسال، رشت و آستانه می باشد که نشان می دهد تفاوت معنی دار آماری بین شهرها در زیر مقیاسهای کیفیت زندگی موجود بود. به گونه ای که میانگین نمرات زیر مقیاسهای بار مسئولیت (۰۰۰۱/۰p)، وضعیت شغلی(۰۱۰/۰p)، خواب (۰۰۰۱/۰p) و حمایت اجتماعی (۰۰۱/۰p) در نمونه های انتخابی از مرکز دیالیز آستارا ؛ زیر مقیاسهای علایم(۰۳۲/۰p)، تاثیر بیماری بر زندگی روزانه (۰۰۱/۰p) ، تاثیر بر زندگی روزانه بدون اثر فعالیت جنسی (۰۰۳/۰p)، و تشویق و دلگرمی از طرف پرسنل (۰۰۱/۰p) در نمونه ها ی مرکز دیالیز لنگرود و رضایتمندی(۰۰۱/۰p) و تعامل اجتماعی(۰۰۰۱/۰p) در واحدهای تحت دیالیز در ماسال، بطور معنی داری بالاتر از دیگر مراکز بود. واحدهای پژوهش در مرکز دیالیز رشت و مرکز آستانه فقط در یک زیر مقیاس به ترتیب خستگی و انرژی(۰۰۲/۰p) و محدودیت جسمی (۰۸/۰p) دارای میانگین و انحراف معیار بالای قابل توجه بودند.
جدول ۲۲ نیز که بیانگر میانگین و انحراف معیار نمرات کیفیت زندگی کل و حیطه های آن در واحدهای پژوهش بر حسب تمام مراکز دیالیز وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان می باشد نشان می دهد که در کل تفاوت معناداری بین مراکز دیالیز در حیطههای PCS(040/0p)، KDCS(001/0p) و کل کیفیت زندگی(۰۱۹/۰p) وجود داشت. بطوریکه میانگین نمرات کیفیت زندگی بطور معنی داری در نمونه های تحت دیالیز مرکز رودبار در حیطهی PCS(98/22±۹۵/۵۴، ۰۴۰/۰p) و در نمونه های تحت دیالیز مرکز آستارا در حیطه ی KDCS(96/7±۳۱/۶۷، ۰۰۱/۰p) و کیفیت زندگی کل (۶۶/۱۰±۲۳/۶۱، ۰۱۹/۰p) بالاتر بوده است. در مقابل کمترین نمره کیفیت زندگی در حیطه های PCS (84/14 ± ۳۵/۳۵)، KDCS ( 96/9 ± ۹/۵۰) و کل کیفیت زندگی (۴۲/۹ ± ۷/۴۵) در نمونه های شهر آستانه دیده می شود. بر اساس این یافته می توان دریافت که واحدهای پژوهش ساکن و تحت دیالیز در شهر های رودبار و آستارا احساس سلامت جسمی و ذهنی بالاتری در مقایسه با نمونه های انتخابی از دیگر مراکز داشته اند. مازیراک۱۰۴ و همکارانش نیز در مطالعه خود با هدف تعیین تفاوت کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز بر روی ۵۷۰ بیمار از ۲۴ مرکز دیالیز کشور هلند در سال ۲۰۱۱ با استفاده از پرسشنامه KDQOL-SF36 نشان دادند که تفاوت معنی داری بین نمرات کیفیت زندگی در زیر مقیاسهای بار مسئولیت بیماری(۰۱/۰P)، عملکرد شناختی(۰۱/۰P)، کیفیت تعامل اجتماعی(۰۴/۰P)، خواب(۰۸/۰P)، دلگرمی دادن توسط پرسنل(۰۱/۰P) و سلامت کلی(۰۱/۰P) مراکز مختلف وجود دارد (۱۱۳)
با توجه به یافته های ذکر شدهی مطالعات دیگر و این مطالعه که بیانگر ارتباط قوی بین کیفیت زندگی و متغیر هایی همچون سن، جنس، شغل و بیماریهای همراه می باشد، شاید دلیل تفاوت معنی دار موجود بین نمونه های انتخابی از مراکز مختلف را بتوان در شیوه زندگی و شغل اکثر ساکنین شهرهای آستارا و رودبار با ماسال و آستانه و تفاوتهایی در گروه سنی و یا جنسیتی آنان جستجو نمود. هر چند که العیسی۱۰۵ و همکارانش در عربستان با مشاهده تفاوت معنی دار در زیر مقیاس های تاثیر بیماری کلیوی بر زندگی روزانه(۰۰۲/۰p) و رضایت عمومی(۰۰۱/۰p) بین مراکز دیالیز در شهر های مختلف اقدام به کنترل برخی عوامل(همچون سن، کفایت دیالیز و بیماری های همراه) در مراکز مربوطه نمودند و مجددا شاهد تفاوت معنی دار بین نمونه های آن مراکز شدند. این پژوهشگران در نتیجه گیری خود وجود خدمات اجتماعی بیشتر در شهر ریاض را دلیل احتمالی منجر شونده به کسب نمرات بهتر در بیماران این شهر عنوان نمودند(۲۶).
نکته قابل تامل آن است که واحدهای پژوهش ساکن شهر رشت، به عنوان مرکز استان، از نظر میانگین نمره کیفیت زندگی رتبه سوم در ابعاد PCS, MCS و کل کیفیت زندگی و رتبه چهارم در بعد KDCS را به خود اختصاص داده است. در حالیکه مراکز استان، طبق پیش فرض معمول، باید بهترین خدمات درمانی–مراقبتی را برای بیماران فراهم سازد. پژوهشگران معتقدند مراجعه کنندگان به مرکز دیالیز رشت به عنوان تنها مرکز آموزشی-درمانی استان و همچنین قدیمی ترین آنها، با وجود پیشرفته ترین دستگاهها و ساختار فیزیکی برای دیالیز، شاید کیفیت زندگی پایین تر را نه فقط به دلیل خدمات مراقبتی پایین تر، بلکه شناخت و آگاهی بیشتر از بایدهای درمانی – مراقبتی و انتظارات و توقعات بیشتر از خدمات تجربه کرده باشند. چنین یافته ای در مطالعهی یانگ و همکارانش در تایوان نیز با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، مشاهده شد که بر خلاف انتظار پژوهشگران نمونه های مرکز دیالیز شهر تایپه حتی بعد از تطبیق سن، جنس، تحصیلات، تاهل و دیگر شاخصهای بالینی در بسیاری از ابعاد نسبت به نمونه هایی که در شهر کیلانگ دیالیز می شدند، کیفیت زندگی پایین تری داشتند و این در حالی است که تایپه مرکز تایوان است و با وجود استاندارد های بالای زندگی پژوهشگران انتظار داشتند که نمرات بالاتری در کیفیت زندگی این بیماران مشاهده کنند(۲۳). مازیراک و همکارانش نیز در مطالعه خود با هدف تعیین تفاوت کیفیت زندگی بیماران تحت همودیالیز بر روی ۵۷۰ بیمار از ۲۴ مرکز دیالیز کشور هلند در سال ۲۰۱۲ با استفاده از پرسشنامه KDQOL-SF36، تفاوت معنی داری بین مراکز دیالیز یافتند و نتایج مطالعه آنها نشان داد که بیماران تحت دیالیز در مراکز دانشگاهی از میانگین نمره کیفیت زندگی کمتری در ابعاد PCS(002/0P) و MCS(01/0P) برخوردار بودند(۱۱۳). شرایط و سختیهای زندگی در شهر های بزرگتر، مانند شرایط نقل و انتقال درون شهری و صرف زمان ، انرژی و حتی هزینه بیشتر برای رسیدن به مرکز دیالیز، فراوانی بیشتر زندگی در خانه های آپارتمانی و احتمالا ارتباطات محدودتر با دوستان و بستگان که از اجبارات شهر های بزرگتر می باشد و یا انتظارات بیشتر اهالی شهرهای بزرگتر از خدمات بهداشتی –درمانی را شاید بتوان با رتبه پایین تر کیفیت زندگی این نمونه ها مرتبط دانست. همچنین به عقیده ی پژوهشگران اختلاف نتایج مطالعات ذکر شده می تواند به دلیل اختلاف در ویژگی های فردی، اجتماعی، جغرافیایی و فرهنگی مناطق مختلف و همچنین مشخصات مراکز مانند تعداد دیالیز در هر روز و نوبت کاری، نسبت پرستار به بیمار در هر نوبت کاری و … باشد که بر کیفیت زندگی به عنوان درک ذهنی فرد از وضعیت زندگی اش، تاثیر می گذارند که برخی از این موارد نیاز به بررسیهای خاص دارند. از سوی دیگر برخی عوامل همچون کفایت دیالیز(۳۰، ۳۲) و کیفیت مراقبت ارائه شده۱۰۶(QOC) به بیماران(۱۱۴) نیز ممکن است در تفاوت های مذکور نقش داشته باشد

مطلب مشابه :  ایران تصمیم داره از میتسوبیشی ژاپن هواپیما بخره

دیدگاهتان را بنویسید