اثربخشی آموزش مهارت های زندگی بر رشد اجتماعی دانش آموزان دبیرستانی شهر ماهیدشت-  …

سعی کنیدگفتگو درمحیطی صورت گیرد که عوامل مزاحمی نظیر سر و صدا،گرمایا سرما،تهویه هوا و … که می تواند مخل تمرکز شما در فرآیند گوش دادن باشد،درحداقل میزان باشند.
ب- خوب گوش دادن مستلزم توجه کردن است:
درگوش دادن توجه کردن با دو هدف صورت می گیرد.اول اینکه باتمرکز برمحتوای صحبت های فرد پی می بریم که اوچه می گویدودوم اینکه سعی کنیم احساس وهیجان گوینده راهم درک کنیم . لبخند،تماس چشمی،تن صدا،تاکید برکلمات خاص،حالات چهره ای ، حرکات دست وسرو رفتارهای حاکی از حواس پرتی نظیر بازی کردن با خودکار علائمی هستندکه احساسات طرف مقابل راآشکارمی کنند.سهل انگاری درهر یک از این دو مورد موجب خواهدشدکه کارایی ما به عنوا ن عضوی از یک رابطه ی دو طرفه کاهش یابد.
ج- لازمه گوش دادن فعالانه،صبور بودن است :
صبروشکیبایی خصیصه ای است که در بسیاری از مواردکارکرد بهداشت روانی داردولی شاید بتوان عملی ترین مصداق آن را در توانایی گوش کردن یافت.گوش کردن بیشتر ازهر فعالیت بشری مستلزم صبر است . در موقعیت های بین فردی گاهی صحبت هایی داریم که می خواهیم آن را بلافاصله مطرح کنیم ولی طرف مقابل مشغول صحبت کردن است.
د- خلاصه کردن جزئی ازگوش دادن صحیح است :
خلاصه کردن موضوع صحبت یکی از مهم ترین قسمت های گوش دادن است.
باید اجازه داد گوینده حرفش راتمام کندو سپس در موقعیت مناسب،صحبت های او را خلاصه کرد :” با توجه به صحبت هایتان آیا برداشت من درست بوده است که… ؟ “
ه- گوش دادن ثمربخش،پاسخدهی را به دنبال دارد:
ی – گوش دادن فعال ایجاب می کند که مطالبی را به یاد بیاوریم :
بخش دیگری از گوش دادن به حافظه سپردن و متعاقباَ به یاد آوردن موضوعات مهم گفته های فردمقابل است .
۲-درصحبت کردن بادیگران خود راعلاقه مند نشان دهید :
علاقه مندی به ادامه گفتگو،عاملی است که به سرعت توسط هردو طرف کشف می شود.
۳-علایق خود رامطرح کنید :
وقتی افکار خودرا با دیگران در میان می گذاریم بهتراست که خود را به جای فرد مقابل بگذاریم،چرا که همانطوری که ما به عنوان یک شنونده مایلیم مطالب،ساده ،رساومرتب ومنظم بیان شوند،دیگران هم طبعاَ داری این تمایل هستند.
۴-به موقع موضوع صحبت را تغییر دهید :
ادامه بیش از حدصحبت در باره یک موضوع معمولاَ مانع از شکل گیری یک ارتباط دوجانبه می شود.
مرحله سوم – پایان دهی
پایان دادن به یک گفتگو در ارتباطی دو جانبه حائز اهمیت است.اگر شروع ارتباط های بین فردی به برخاستن هواپیما از سطح زمین و پروازرا به ادامه یک گفتگو تشبیه کنیم ،پایان یک گفتگوفرود هواپیماست که اگر فرود به درستی انجا م نشود ،ممکن است وقت و انرژی که در دو مرحله ی قبل صرف شده ، به هدررود.
۱-سعی کنید که با یک احساس خوشایند دو طرفه به گفتگوی خود پایان دهید.
۲-به رفتارهای غیر کلامی فرد مقابل توجه کنید .
۳-دقت کنید که نقش فعال تری رادر پایان دهی به عهده بگیرید .
۴-قبل از شروع یک موضوع جدید به گفتگو خاتمه دهید.( سازمان بهزیستی کشور ، ۱۳۹۰).

۲-۱۷-رشداجتماعی

توجه به کودکان و مراقبت از رشد و سلامت آنان نه تنها زندگی سالم در دوران کودکی را تضمین می کند، بلکه شرایط برخورداری از زندگی سالم در دوران بزرگسالی را نیز فراهم می کند.فروید[۲۰]بنیان گذار روان شناسی روانکاوی بر ا ین باور عقیده دارد که بیش تر ارزش های اخلاقی و فرآیندهای بنیادی تشکیل وجدان در کودکان تا سنین ۵ الی ۶ سالگی کامل شده و یک کودک ۶ ساله دارای وجدان، بزر گسالی با وجدان خواهد شد و بالعکس.هیلگارد(۱۳۸۴).اریکسون[۲۱] نظریه پرداز رشد اجتماعی، سنین ۳ تا ۵ سالگی یعنی سال های پیش دبستانی را دوره ابتکار در برابر احساس گناه معرفی می کند به این معنی که در این سال ها،دنیای اجتماعی کودکان گسترش می یابد و کودکان یاد می گیرند که برای کنار آمدن با چالش ها هدفمند رفتار کنند.فردیک فروبل[۲۲](۱۸۵۲-۱۷۸۲)که بنیان گذار کودکستان بوده است معتقد است مرحله پیش از دبستان گامی اساسی در پلکان تجربه آموزشی و تربیتی است(ابری،یوسفی،حاج بابایی،رهگذر،۱۳۹۰).
ماریا مونته سوری[۲۳]( (۱۹۵۲_۱۸۷۰از نظامی آموزشی حمایت می کرد که بتواند برای کودک محیطی را فراهم کند تا با سرعت خود رشد کند و رشدکودک در همه جهات را از موارد اهمیت آموزش های دوران خردسالی عنوان کرده است. همان گونه که سیگلر،دلوچه واینبرگ[۲۴](۲۰۰۶) معتقدند رشد اجتماعی آن بخش از رشد همه جانبه کودک است که به وسیله افراد دیگر،محیط و نهادهای اطراف کودک تأثیر می پذیرد، وجود شرایط مناسب محیطی، خانوادگی واجتماعی در طی سال های اولیه و کیفیت مراکز آموزشی کودکان خردسال تأثیر به سزایی در جلوگیری از مشکلات جسمی و روانی دارد به طوری که محققان به این امر مهم دست یافته اند که سال های اولیه در شکل گیری هوش، شخصیت و رفتار اجتماعی سال های حساسی هستند و آثار بی توجهی اولیه می تواند اختلالاتی مانند اضطراب را جای بگذارد.الون و روزنبلوم[۲۵] (۱۹۹۸)علاوه بر این، کودکان بسیاری از مهارت های اجتماعی[۲۶] را در دوران کودکی یادمی گیرند. آن ها اعتماد به اشخاص بالغ (به جز والدین خود )را می آموزند و از آن لذت می برند.آنان در ارتباط با دیگران راه های همکاری، مخالفت، سهیم شدن، مراوده کردن و نیز اثبات خود را فرا می گیرند و یاد می گیرند چگونه عضو گروهی باشند و در فعالیت های گروهی شرکت کنند، خود را با انتظارات گروه وفق دهند و به حقوق و عواطف سایرین ا

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

حترام بگذارند و در واقع رفتارها و واکنش های کودکان در حین بازی، وابستگی به والدین و مراقبین و ارتباط با اعضای خانواده و دوستان نشان دهنده رشد و تکامل اجتماعی آنان است.ادوم واگاوا (۱۹۹۲)[۲۷].این مسئله باعث گردیده است که به تعلیم وتربیت کودک در این سنین با دیدی عمیق و علمی نگریسته شود و کودک به عنوان رکن اساسی تعلیم و تربیت بیش از پیش مورد توجه متخصصان قرار گیرد و به همین علت سال هایی را که کودکان در مهد کودک می گذرانند از حساس ترین دوران زندگی آن ها محسوب می شود و مخصوصا از لحاظ اجتماعی ساختن[۲۸] آن ها بسیار حائز اهمیت است.لعب،فولر،کاگان و کارول[۲۹]. (۲۰۰۴)( ابری وهمکاران ،۱۳۹۰).

حتما بخوانید :   پایان نامه سبکهای فرزند پروری[۱] و خلاقیت

۲-۱۸-چارچوب نظری

– نظریه پردازان رشد : نظریات رشد را می توان به سه دسته کلاسیک، مدرن و پست مدرن طبقه بندی کرد که در ادامه به مواردی از آ نها اشاره می شود:
۱)دیدگا ههای لاک در مورد رشد:
نقطه آغاز تئوری لاک، رد اصل عقاید ذاتی توسط وی بود. لاک معتقد بود دوره شیرخوارگی از اهمیت ویژه ای برخوردار است . ذهن در این زمان بیش ترین انعطاف پذیری را دارد . بنابراین می توان آن را به هر طریقی که بخواهیم شکل ده یم زمانی که چنین کردیم طبیعت اساسی آن برای باقی زندگی پایه گذاری شده است . بسیاری از رفتارهای ما از طریق تکرار ایجاد می شود. زمانی که ما کاری را، همچون مسواک زدن به دندان ها، به طور مکرر انجام دهیم، این عمل یک عادت طبیعی می شود و اگر آن را انجام ندهیم احساس ناراحتی خواهیم کرد( لاک ۱۹۶۳). او معتقد بود ما از طریق تقلید نیز می آموزیم، بنابراین الگوها شخصیت ما را تحت تأثیر قرار می دهند. سرانجام و مهم تر از همه، ما از طریق پاداش و تنبیه می آموزیم. به باور لاک این اصول اغلب همراه یکدیگر موجب رشدشخصیت می شوند.
۲)تئوری رشد روسو:
روسو عقیده داشت که چهار مرحله اصلی وجود دارد:
– شیر خوارگی (از تولد تا حدود ۲ سالگی ): شیرخوارگان دنیا را مستقیماً از طریق حواس خود تجربه می کنند. آنان چیزی درباره ایده ها و منطق نمی دانند و به سادگی لذت و درد را می آزمایند. آنان فعال و کنجکاو هستند و چیزهای زیادی را می آموزند . افزون بر این، کودکان آغاز به کسب زبان می کنند.
– کودکی (از حدود ۲ تا ۱۲ سالگی ): آغاز این مرحله زمانی است که کودکان به استقلال نوینی دست می یابند. آنان می توانند راه بروند، حرف بزنند، غذا بخورند و بدوند . این توانایی ها نیز در آنان خود به خود ظاهر می شود. در حین این دوره کودکان صاحب نوعی منطق می شوند اما این نوع منطق با رویدادهای دور و یا تجربه ها سروکار ندارند، بلکه این، منطقی شهودی است که به طور مستقیم در ارتباط با حرکات بدنی و حواس می باشد.
– اواخر کودکی (ازحدود ۱۲ تا ۱۵ سالگی ): این مرحله، یک دوره انتقالی بین کودکی و بلوغ است . در جریان این مرحله، کودکان مقدار قابل توجهی نیروی جسمی پیدا می کنند. آنان می توانند کارهای بزرگسالان را انجام دهند . به علاوه آنان پیشرفت عمده ای در قلمرو شناختی و شعوری می کنند با این همه ه نوز آماده اندیشیدن درباره مسائل کاملاً نظری و کلامی نیستند.
– بلوغ : کودکان به طور مشخص تنها در چهارمین مرحله، موجودات اجتماعی می شوند . روسو می گفت که بلوغ در ۱۵ سالگی آغاز می شود. بدن دگرگون می شود و هیجانات از درون به بیرون می ریزد.
۳)نظریه رشد روانی اجتماعی اریکسون:
مراحل رشد روانی اجتماعی اریکسون به قرار زیر است:
– اعتماد در برابر عدم اعتماد : اگر بچه ها در این مرحله طعم مراقبت های گرم و صمیمانه را بچشند به محیط اعتماد خواهند کرد و دیگران را دوستان خود خواهند دید .اما اگر والدین آن ها آدم های مض طرب و عصبانی باشند و نتوانند نیازهای فرزندان خود را برآورده کنند، فرزندشان احساس بی اعتمادی خواهد کرد.
-خودمختاری در برابر شرم یا شک : کودکان دو یا سه ساله، دیگر به طور کامل به بزرگ تر ها متکی نیستند . آن ها مهارت های جسمی جدیدشان را تمرین م ی کنند و صاحب حس مثبت خود مختاری می شوند. کودکان در این مرحله می فهمند برای خودشان کسی هستند. اگر در این سنین به آن ها اجازه ندهند کارهایی که می توانند را انجام دهند یا از آن ها انجام کارهایی را بخواهند که توانایی انجام دادن آن کارها را ندارند، احساس شرم و تردید در مورد توانایی هایشان وجود آن ها را فرا می گیرد و اعتماد به نفس خود را ازدست می دهند.
– ابتکار در برابر احساس گناه : کودکان در حدود ۴ سالگی برای اعمال خود طرح و نقشه ای می ریزند و بر آن اساس عمل می کنند. نتیجه مثبت این مرحله، حس ابتکار است یعنی احساس منطقی بودن تمایلات و اعمال.
– سخت کوشی در برابر احساس حقارت : بچه ها در اواسط دوران کودکی مهارت های تحصیلی همچون خواندن، نوشتن و حساب و مهارت های اجتماعی را یاد می گیرند. اگر کودکان در فراگیری این مهارت های جدید موفق شوند و دیگران برای پیشرفت های آن ها ارزش قائل شو ند، سخت کوش خواهند شد و نظر مثبتی در مورد پیشرفت های خود اتخاذ خواهند کرد . اما کودکانی که همیشه با دیگران مقایسه شده اند و نفر دومی درزندگی آن ها وجود داشته است، احساس حقارت می کنند.