دسته بندی: علمی
انگیزه پیشرفت تحصیلی

مولا[۱](۲۰۱۰) انگیزه پیشرفت رو عالی ترین شاهراه یادگیری دونسته. یعنی هرچه انگیزه فرد واسه دونستن، آموختن و تحصیل بیشتر باشه، فعالیت و رنج و زحمت بیشتری واسه رسیدن به هدف پایانی متحمل می شه. وقتی فرد از انگیزه پیشرفت بالایی بهره مند باشه، به تکالیف درسی خوب توجه می کنه، تکالیف درسی رو جدی میگیره و علاوه بر اون تلاش می کنه اطلاعاتی بیشتر از چیزی که در کلاس درس به اون می آموزند، یاد بگیره. هم اینکه واسه یادگیری، مهارتای لازم و راهکارهای مناسب رو پیدا میکنه. کاملا معلومه که موفقیت در یادگیری هم، دلیل احساس توانمندی بیشتر و افزایش علاقه به موضوع یادگیری می شه(ظهیری ناو و رجبی،۱۳۸۸).

از نظر عابدی(۱۳۸۴) انگیزه پیشرفت تحصیلی تمایل فراگیره به اون که کاری رو در قلمرو خاصی خوب انجام بده و عملکردش رو به طور خود جوش آزمایش کنه. از این رو غالب رفتارهایی که انگیزه تحصیلی رو نشون میدن عبارتند از اصرار برانجام تکالیف سخت، سخت کوشی یا کوششش در جهت یادگیری در حد تسلط و انجام تکالیفی که به تلاش نیاز داره. پس انگیزه تحصیلی یه حالت روان شناختیه و وقتی بدست میاد که آدم خود رو دارای کفایت لازم و خود کنترلی بدونه(یوسفی و همکاران ،۱۳۸۸). خود کنترلی به دو بخش تقسیم می شه: فرصت کنترل و توانایی کنترل. فرصت کنترل عبارت از وقتیه که به دانش آموز داده می شه تا واسه امر تحصیل خود تصمیم بگیره و توانایی کنترل عبارت از موقعیتیه که دانش آموز باید در اون احساس کفایت داشته باشه تا بتونه بر اون کنترل و تسلط داشته باشه(سبحانی نژاد و عابدی ،۱۳۸۵).

دانش آموز

مک کللند، انگیزه پیشرفت رو یکی از صفات شخصی و تقریبا ثابت آدمی تعریف کرده که ریشه های اون رو میشه در دوران کودکی جستجو کرد. ایشون چندین فرضیه رو در مورد انگیزه پیشرفت مطرح می کنه:

    • ادما از نظر درجه ای که پیشرفت رو تجربه ای خوب تلقی می کنه با هم فرق دارن.

 

  • افراد با انگیزه پیشرفت بالا در مقابل آدمایی که انگیزه پیشرفت کمتری دارن، موفقیتای شامل خطر متوسط و همراه با باخبر شدن از یافته های و نتیجه کار رو بیشتر بهتر می دونن.
  • آدمایی که انگیزه پیشرفت بالایی دارن، به انجام دادن کارای تولیدی و همراه با ایجاد و خلاقیت بیشتر تمایل دارن. در شروع دهه۷۰ هرمنس تلاش کرد تا با جمع آوری منابع ضمن مشخص کردن عامل های انگیزه پیشرفت، آزمون معتبری واسه اندازه گیری اون ارائه کنه. ایشون عقیده داره که میشه براساس پژوهشای انجام شده در مورد انگیزه پیشرفت و پاسخای آزمودنیا به مواد آزمونا مؤلفه های سازنده انگیزه پیشرفت رو مشخص کرد. طبق دیدگاه ایشون، انگیزه پیشرفت از مؤلفه های سطح آرزو، رفتار خطرناک، پیشرفت طلبی، مسئولیت پذیری، همت، آینده نگری، رفتار شناختی، انتخاب دوست و رفتار موفق تشکیل شده (پور کریمی، ۱۳۸۸).
  • خلاقیت

عوامل اثر گذار بر پیشرفت تحصیلی

۱-عوامل فردی

الف) هوش: در بین عوامل فردی، یکی از عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی افراد، هوش و تواناییای ذهنی اونه. داک ورث وسلیگمن[۲] (۲۰۰۵) میگن که مباحثات جالبی در مورد رابطه و روند علی پیشرفت تحصیلی و هوش هست. بعضی محققان هوش و پیشرفت تحصیلی رو به عنوان دو سازه مشابه می بینن. بقیه باور دارن که رابطه بین هوش و پیشرفت تحصیلی دوجانبه س. بعضیا از محققان الان به رابطه علی پیشرفت تحصیلی و هوش فکر میکنن(داک ورث وسلیگمن،۲۰۰۵).

ب) انگیزه: انگیزه به عنوان یه عامل فردی نقش مهمی رو در پیشرفت تحصیلی اجرا می کنه. در گذشته این باور وجود داشت که هوش مهمترین عامل تعیین کننده واسه موفقیت تحصیلیه. بعد از چند سال تحقیقات در مورد یادگیری و انگیزه، مربیان و کارشناسان آموزش و تربیت به این نتیجه رسیدن که دانش آموزان با بهره گرفتن از راهبردهای مناسب انگیزشی، رفتاری و یادگیری می تونن تبدیل به یادگیرندگان موفقی شن. انگیزه بالا و مشارکت در یادگیری به طور هم جهتی با پیشرفت تحصیلی و کم شدن اندازه ترک تحصیل در ارتباطه(اندرسون[۳]،۲۰۰۴؛ به نقل ازمیرزایی،۱۳۹۱).

کازیدی و لین[۴] (۱۹۹۱) به بررسی چگونگی تاثیر خونواده بر انگیزه و پیشرفت تحصیلی پرداختن. اونا در بررسی خود نشون دادن که انگیزه به عنوان یه متغیر رابط میان خونواده و پیشرفت تحصیلی اجرای نقش می کنه.

گاتفرد[۵] (۱۹۹۰) در پژوهشی که انجام داد رابطه مثبتی رو بین انگیزه و پیشرفت تحصیلی به دست آورد. به طور خاص، کودکان و نوجوانانی که انگیزه داخلی تحصیلی بالاتری رو نشون می دادن دارای سطح پیشرفت و هوشی بالاتری بودن. اون هم اینکه دریافت که انگیزه  داخلی اولیه با انگیزه و پیشرفت تحصیلی بعدی رابطه داره.

فورتیروهمکاران[۶] (۱۹۹۰) نشون دادن که لیاقت تحصیلی درک شده رابطه مثبتی با انگیزه داخلی داره. هم اینکه انگار احساس لیاقت و خود تعیینی در بافت مدرسه یه احساس انگیزه جداگونه رو نسبت به تحصیل به وجود می آورد که این به نوبه خود منتهی به پیشرفت تحصیلی بالاتر می شه. لیاقت تحصیلی درک شده و خود تعیینی تحصیلی درک شده به طور مثبتی بر انگیزه تحصیلی تاثیر میذاره که این به نوبه خود بر پیشرفت تحصیلی و حضور در مدرسه تاثیر میذاره.

پ)فکر و حس کنترل پایین: آدمایی که ترک تحصیل می کنن فکر پایین تری نسبت به همسالان خود که در مدرسه می مانند دارن. ترک تحصیل کنندگان تمایل بیشتری واسه این باور دارن که اونا کنترل کمتری روی سرنوشت خودشون دارن. ترک تحصیل کنندگان هم اینکه یه حس پایینی از مفید بودن یا مسئولیت دارن. ما نمی دونیم که اعتماد به نفس پایین دلیل کارکرد ضعیف در مدرسه س یا کارکرد ضعیف در مدرسه دلیل اعتماد به نفس پایینه. تحقیقات از دیدگاه اخیرتر (کارکرد ضعیف در مدرسه دلیل اعتماد به نفس پایینه) پشتیبانی می کنه، این تحقیقات میگن که بهبود کارکرد مدرسه ممکنه اعتماد به نفس رو زیاد کنه(سعیدی وهمکاران،۱۳۹۰).

اعتماد به نفس

ت) غریبگی از مدرسه: ترک تحصیل کنندگان دبیرستانی یه احساس تعلق قوی نسبت به تحصیل و مدرسه ندارن و خیلی علاقمند به درس و مدرسه نیستن. ترک تحصیل کنندگان رضایت کمتر و تلاش کمتری رو در مدرسه گزارش میدن، مشارکت کمتری در فعالیتای فوق برنامه دارن، نگاه مثبت تری نسبت به کار تا مدرسه دارن و تمایل کمتری واسه تحصیلات عالی دارن(مولا،۲۰۱۰).

ث)مشکلات رفتاری: دانش آموزان ابتدایی که به اندازه بالایی بداخلاق هستن با احتمال کمتری از دبیرستان فارغ التحصیل می شن. تا سن ۱۸-۱۷ سالگی، کودکانی که بیش فعال هستن با احتمال بیشتری کارکرد ضعیفی دارن و در مدارس خاص حضور پیدا میکنن یا ترک تحصیل می کنن. ترک تحصیلی کنندگان به اندازه فراوون تری از مدرسه فرار می کنن یا غیبت و تاخیر دارن و اونا بیشترً جریمه و محروم می شدن. آموزش مهارتای اجتماعی در سالای اولیه نوجوونی یه روش موثری واسه پیشگیری از سیگار کشیدن و فعالیتای جنسی قبل از موقع و شکست تحصیلیه(اندرسون،۲۰۰۴؛ به نقل ازمیرزایی،۱۳۹۱).

سیگار

ج)مصرف الکل و مواد: نوجوانانی که به مصرف مواد و الکل می پردازن به احتمال کمتری دبیرستان رو به پایان می رسونن. تحقیقات هیچ نتیجه گیری روشنی در مورد اینکه مصرف مواد به عنوان دلیل یا نتیجه مشکلات تحصیلی باشه به دست نداده ان(اندرسون،۲۰۰۴؛ به نقل ازمیرزایی،۱۳۹۱).

چ)رفتارای بزهکارانه: دانش آموزان دبیرستانی که با سیستمای قضایی سر و کار داشتن با احتمال بیشتری نسبت به همتایان خود ترک  تحصیل می کنن(اندرسون،۲۰۰۴؛ به نقل ازمیرزایی،۱۳۹۱).

۲-عوامل خانوادگی

الف)جایگاه اقتصادی اجتماعی خونواده: یه نوجوون از خونواده با جایگاه اقتصادی اجتماعی پایین به احتمال بیشتری درس خود رو قبل از تموم کردن دبیرستان رها می کنن و با احتمال کمتری وارد تحصیلات عالی می شن. طبق گزارشات انجام شده به وسیله کمیسیون ملی کودکان نوجوانان از خونواده های کم درآمد با احتمال بیشتری بدون مهارتای تحصیلی اساسی هستن و به اندازه بیشتری یه پایه تحصیلی رو تکرار می کنن اونا در خطر سوء تغذیه و سلامت پایین تری هستن. خونواده های فقیر با احتمال بیشتری در بخش های با مدارس ضعیف تر و همراه با منابع کمتر زندگی می کنن. نوجوانان در خونواده های کم درآمد با احتمال بیشتری کار می کنن که ممکنه واسه پیشرفت تحصیلی اونا مضر باشه (اگه ساعت کار طولانی باشه)(مولا، ۲۰۱۰؛ به نقل از یکتا،۱۳۹۱).

ب)جایگاه قومی و اقلیتی خونواده: دانش آموزان کمترین، اندازه ترک تحصیل بیشتری دارن اما خیلی از اثرات به وجود اومده توسط تاثیر جایگاه اقتصادی اجتماعیه تا صرف کمترین بودن: دانش آموزان کمترین با احتمال بیشتری در خونواده های فقیر یا در خونواده های تک والدی زندگی می کنن، والدینشون به صورت میانگین تحصیلات کمتری دارن و اونا معمولاً در مدارس با کیفیت پایین حاضر می شن و همین مسئله و سیستم ارزشی مدرسه ممکنه با ارزشای خانوادگی و قومی فرق داشته باشه(شریفیان،۱۳۸۱).

تحقیقات انجام شده روی دانش آموزان کمترین که زبون مادری شون انگلیسی نبوده نشون داده که تواناییای شناختی اونا پایین تر از حد متوسط بوده. اونا ممکنه در مدرسه پیشرفت پایینی داشته باشن، به دلیل اینکه اونا واسه صحبت کردن در کلاس و مشارکت در بحث یا به دلیل نگاه و دیدشون نسبت به معلمانشان دودلی دارن(مگدول[۷]،۱۹۹۴).

پ) خونواده های تک والدی و والد خونده: ساختار خونواده بر مشکلات رفتاری و غیبت از مدرسه تاثیر میذاره، علم آموزانی که در خونواده های تک والدی و پریشون زندگی می کنن بیشتر در کلاسای آموزشی خاص قرار می گیرن. نوجوانانی که در خونواده های تک والدی و والد خونده زندگی می کنن نمرات پایین تری نسبت به کسائی که در خونواده های کامل زندگی می کنن به دشت می کنن. خونواده های تک والدی با احتمال بیشتری در طبقه خونواده های کم درآمد قرار می گیرن. استرس از هم گسستن خونواده دانش آموز رو در خطر قرار میده. غیبت پدر نظارت والدی پایینی رو موجب می شه و در نتیجه موجب پیشرفت پایین تر خونواده می شه، اگه پدر حضور نداشته باشه مادر با احتمال بیشتری کار می کنه و نظارت و کنترل کمتری در خونه داره(شریفیان،۱۳۸۱).

ت)کار کردن مادران: تعدادی از تحقیقات پیشنهاد می کنه که وقتی که مادران تموم روز کار می کنن بچه هاشون از همه سنین از پیش دبستانی تا دبیرستان کارکرد خوبی در مدرسه ندارن (شریفیان،۱۳۸۱).

ث)نبود مشارکت والدین: مشارکت والدین در مدرسه در پیوستاری از رابطه و بازدید از مدرسه تا آموزش به فرزندان در خونه، آزمایش کتابا و آزمایش اعضای مدرسه، به رابطه بهتر خونواده مدرسه ختم می شه. بهبود رابطه بین مدرسه و خونواده، والدین رو از وضعیت فرزندان خود آگاه می سازه و اطلاعاتی درباره چگونگی کمک به بچه هاشون واسه موفقیت به اونا میده. نتیجه این تلاشا و مشارکتا، بهبود پیشرفت دانش آموزان و نگاه مثبت اونا نسبت به مدرسه س (شریفیان،۱۳۸۱).

ج)سطح اقتصادی اجتماعی پایین: نوجوونی که در جوامع با اندازه رفاه پایین و اندازه بیکاری بالا زندگی می کنن علاقه کمتری نسبت به تحصیل دارن. با این وجود، اثرات زندگی در جوامع کم درآمد ممکنه به وسیله سبکای والدی و روابط اجتماعی با افراد دیگه مثل دوستان و مؤسسه های اجتماعی کاهش شه(مولا،۲۰۱۰؛ به نقل ازیکتا،۱۳۹۱).

۳-عامل همسالان

الف)از دست دادن دوست: علم آموزانی که در بین دوستای خود محبوبند با احتمال بیشتری دبیرستان رو تموم می کنن و وارد دبیرستان می شن. دانش آموزان ترک تحصیل کرده خودشون رو به عنوان آدمایی غیر محبوب می دونستن یا در بین بچه های دیگه محبوب نبودن. دوستان دانش آموزان ترک تحصیل کرده زیاد از مدرسه غیبت می کنن، نمرات پایین تر و نگاه منفی تری نسبت به مدرسه دارن و شایدً برنامه ریزی کمتری واسه رفتن به دانشگاه دارن(سیتو[۸]،۲۰۰۰).

ب)دوستان با نگاه منفی: نگاه، اشتیاق، معیارها و انتظارات همسالان بر تلاشای فردی و پیشرفت در مدرسه تاثیر میذاره. هر چند تاثیر همسالان یه عامل مهم در پیشرفته، اما والدین بیشترین تاثیر رو در زندگی فرد نسبت به دیگر عوامل (همسالان، معلمان و جامعه) دارن(سیتو،۲۰۰۰).

۴-عوامل آموزشگاهی

الف)معلمان غیر موثر: معلمان موثر علم آموزانشون رو دوست دارن و خیلی با دانش آموزان رابطه دارن، یادگیری مشارکتی رو تشویق می کنن. انتظارات بالا و در حد توانی از دانش آموزان خود دارن(عابدی وهمکاران،۱۳۸۴).

ب)برنامه درسی غیر منعطف: آموزشی که به اندازه کافی انعطاف پذیره واسه وسعت ای از سبکای یادگیری مناسبه و ممکنه از دلسردی و ترک تحصیل دانش آموزان جلوگیری کنه. برنامه های درسی هم اینکه باید ارزشا و تجربه های دانش آموزان از قومیتا و گروه هایی اجتماعی اقتصادی جورواجور رو به حساب بیاره و به اونا اهمیت بدن تا اونا از غریبگی دانش آموزان جلوگیری کنه. اگه مدارس فرصتی رو واسه مشارکت در اراده کردن  به دانش آموزان بده، دانش آموزان رضایت بیشتری نسبت به مدرسه دارن و در نتیجه پیشرفتای بهتری بدست میارن(عابدی وهمکاران،۱۳۸۴).

پ)از دست دادن سرویسای مشاوره واسه کودکان در خطر: دانش آموزان در خطر، خصوصاً در زمانای استرس زا از طرف معلمان و مشاوران نیاز به توجه بیشتری دارن. وقتی که دانش آموزان در برابر ترک تحصیل هستن، مشاوران در دسترس و اطلاعات درباره راه های جانشین می تونه اثر داشته باشه. اندازه بالای ترک تحصیل در دانش آموزان کمترین زبانی می تونه به وجود اومده توسط از دست دادن توجه از طرف معلمان باشه(یوسفی وهمکاران،۱۳۸۸).

ت)انتقال مدرسه: تغییر مدرسه استرس زا هستش و ممکنه موجب مشکلات دراز مدت و ناپایدار در رابطه با کارکرد تحصلی شه. وقتی که دانش آموزان وارد دوره راهنمایی و سالای اول دبیرستان می شن، اونا در خطر کارکرد تحصیلی و مشارکت ضعیف در فعالیتای مدرسه هستن. سخت تر شدن ساختار دبیرستان ممکنه دلیل مشکلات در سازگاری باشه و منتهی به مشکلات تحصیلی شه. علم آموزانی که مدارس خود رو به اندازه بیشتری تغییر میدن با احتمال بیشتری ترک تحصیل می کنن(مگدول، ۱۹۹۴)

ث) پشتیبانی اجرایی ضعیف: یه مدیریت که یه رهبری قوی رو نشون میده و در آموزش مشارکت می کنه واسه تاثیر مدرسه مهمه. یه مدیر خوب باید از معلمان پشتیبانی کنه و باید معلمان رو واسه برنامه ریزی و اراده کردن علاقه مند کنه. مدیر باید واسه نشون دادن قاطعیت خود از طرف ناحیه آموزش پرورش استقلال داشته باشه(یوسفی وهمکاران،۱۳۸۸).

ج) اندازه مدرسه: مدارس بزرگتر این مزیت رو دارن که منابع بیشتری در اختیار دارن، اما اونا مشکلات زیادی مثل غیر انسانی کردن و جرم و مشکلات می شن. مدارس کوچکتر مخصوصا واسه بچه های در خطر بهتر و روش زوم شده(شریفیان،۱۳۸۱).

چ)اندازه بخش تحصیلی: نواحی دهاتی خیلی کوچیک و بخش های شهری خیلی بزرگ اندازه ترک تحصیلی بالاتری دارن. تحقیقات زیادی بخش تحصیلی خیلی بزرگ رو به عنوان مهمترین عامل پیش بینی کننده ترک تحصیل در نظر می گیرن(شریفیان،۱۳۸۱).

ه)مشارکت پایین در فعالیتای فوق برنامه: دانش آموزان ترک تحصیل کرده سطوح پایین تری از مشارکت رو در فعالیتای فوق برنامه گزارش میدن. در مدارس کوچکتر مشارکت بیشتره و فشار بیشتری روی دانش آموز واسه مشارکت هست. دانش آموزان در این مدارس از فرصتای رشدی و فعال بودن سود می برن. در مدارس بزرگتر، دانش آموزان معدودتری در فعالیتا مشارکت می کنن و دانش آموزان خیلی از این فعالیتا می گریزند.

خ)جو منفی مدرسه: از دست دادن محیط کلاسی مناسب و از دست دادن حس امنیت عوامل کامل شده ای در ایجاد یه جو منفی مدرسه هستن(سنترا وراک[۹]،۲۰۰۰).

۵-عوامل شغلی

الف)وارد شدن قبل از موقع در جریان کار: علم آموزانی که دارن کار می کنن ممکنه ترک تحصیل کنن یا تمایل کمتری واسه ادامه دادن تحصیلاتشان داشته باشن. ایکستروم و همکارانش (۱۹۸۶؛ به نقل از مگدول، ۱۹۹۴) به این نتیجه رسیدن که ۲۷/۰ از پسرانی که ترک تحصیل کرده بودن دلیل کار کردن خود رو دلیل رها کردن درس و مدرسه می دونستن و ۱۴/۰ فشارهای والدین واسه کار کردن رو دلیل ترک تحصیل می دونستن(مگدول،۱۹۹۴).

ب)کار کردن به مدت طولانی: کارای پاره وقت مزیتایی واسه نوجوانان داره. اما کارای دراز مدت ممکنه واسه دانش آموزان مشکلاتی رو به بار آورد. کار کردن دراز مدت ممکنه منتهی به غیبتای زیادتر از اندازه از مدرسه شه و این باعث می شه دانش آموز زمان کمی رو صرف تکالیف مدرسه کنه، در امتحانات تقلب کنه، انتظارات پایین معلم نسبت به ایشون رو به دنبال داشته باشه، کلاسای ساده تر انتخاب شه(مگدول،۱۹۹۴).

[۱]- Muola

[۲]-Duckworth & Seligman

[۳]- Anderson

۱-Cassidy & Lynn

Gottfried-[5]

Fortier &etal-[6]

[۷]-Magdol

[۸]- Saito

[۹]- Centra& Rock

برچسب ها :

ناموجود