بررسی آثار و احوال ابوسعد خرگوشی 92- قسمت 12

1. معرفت یا شناخت قرآن 2. نبوت 3. فراست 4. عقل 5. خشیت 6. فقه و دانایی در تفسیر قرآن 7. علم 8. اصابت در اقوال 9. احادیث نبوی 10. اصابت اقوال و اعمال و ارادات 11. حیا از خداوند و حفظ حرمت برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و رعایت حقوق زن و فرزند و همسایه 12. ورع 13. قرآن از حفظ کردن 14. فهم لطایف قرآن و وجوه معانی آن.
هر یک از وجوه معنای حکمت یا مبتنی بر یک حدیث است یا تفسیر ابن عباس یا سخن بزرگان و یا مشایخ صوفیه که روی­هم­رفته 10 صفحه از علم القلوب را در بر می­گیرد. توضیح برخی از وجوه مختصر است و برخی مفصّل که می­توان آن­ها را در تفسیر طبری، تهذیب الاسرار و دیگر منابع یافت. به عنوان مثال قول ابن عباس را در باره­ی وجه اول که گفته است: «حکمت معرفت داشتن به قرآن و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و مقدم و مؤخر و حلال و حرام و مثال­هایش است». السدی درباره وجه دوم گفته است: «حکمت،نبوت است». در تفسیر طبری، سخن ابن یزدانیار در باره­ی وجه سوم که به حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره حیا از خداوند استناد کرده است. در کتاب تهذیب الاسرار(234آ)، حکایت ابوالحسن علوی همدانی درباره وجه سوم، جعفر خلدی نیز در تهذیب الاسرار (171آ) و هم­چنین قول ذوالنون مصری را می­توان در تهذیب الاسرار(171آ-ب)یافت.
مؤلف علم القلوب هم­چنین در چهار جای دیگر کتابش از ابوسعد مطالبی آورده است.
در بابی با عنوان «بیان التوحید و التفرید علی لسان اهل الاشارة من العارف و المرید» می­آورد که خداوند در قرآن کریم هفت آیه درباره توحید و صفات موحد بیان کرده و پس از ذکر آیات، تفاسیر ائمه و بزرگان صوفیه را نقل کرده است. آیه اول «ِاِلهُکُم اِلهٌ وِِاحِدٌ»[118] است و در تفسیر این آیه قول خرگوشی را که گویا از کتاب الاشارة و العبارة است را می­آورد.
«قال الامام ابوسعد عبدالملک النیسابوری: معبودکم الذی یستحق عبادتکم و طاعتکم معبود واحد حی لا یموت قیوم لا یدرکه احد، لا من عدد، باق الی غیر امد، «لیس کمثله شیء» و لا ککلامه کلام فی الاحکام و البیان، لا اله الا هو الرحمن الرحیم، موجود غیر معدوم، معروف غیر مجهول.»
«امام ابوسعد عبدالملک نیسابوری گوید: معبود شما کسی است که شایسته­ عبادت و طاعت شماست. معبودیست یکتا، زنده­ایست که نمی­میرد، پاینده ایست که کسی او را نمیتواند درک کند، تعدّد ندارد، تا ابد باقیست، «شبیه چیزی نیست» و مانند کلامش در احکام و بیان نیست، خدایی جز او بخشنده و مهربان نیست، موجودیست که معدوم نیست، و معروفیست که مجهول نیست.»
و پس از آن سخنانی از امام علی و امام جعفر صادق علیهما السلام، جعفر خلدی، ذوالنون مصری و ابوالحسین نوری ذکر میکند.
در تفسیر آیه­ای دیگر می­نویسد: «وَ ِِِاِذ اَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِم ذُرَّیَّتَهُم وَ أَشهَدهُم عَلَی اَنفُسِهِم اَلَستُ بِرَبِّکُم قَالُوا بَلَی»[119]نخست قول ابوبکر نقّاش را می­آورد که پاسخ گویان به خطاب پروردگار دو دسته می­شوند: یکی اهل سعادت و رضوان و دیگری اهل شقاوت و خذلان و بی­درنگ تفسیر خرگوشی را که شاید از کتاب الاشارة و العبارة است را ذکر می­ کند.
«و قال­ ابوسعد النیسابوری فی کتابه: انطقهم بتفرید التوحید، فقال بعضهم: بلی، و قال بعضهم بل لا. فکان المومنون کاللالی الرطبه و الکافرون کالحمیم الاسود، فذلک قوله تعالی: «فَلَلّهِ الحُجَةُ البَالِغَةُ فَلَوشَاءَ لَهَدَاکُم اَجمَعیِنَ.[120]»
«وابوسعد نیشابوری در کتابش گوید: خدای یکتا با آن­ها صحبت کرد، پس برخی از آن­ها گفتند بله، و برخی دیگر از آن­ها گفتند: نه. پس مومنان مانند مرواریدهای تازه هستند و کافران نوشیدنی داغ سیاهند. پس سخن خداوند تعالی آن است:«پس حجت و دلیل روشن و رسا برای خداوند است پس اگر بخواهد همه­ی شما را هدایت می­ کند.»
در پی تفسیر خرگوشی سخن صوفیانی دیگر هم­چون یحیی بن معاذ رازی، بایزید بسطامی، سهل تستری و… و منابعی که می­توان تفسیر آن­ها را در آن یافت را بیان می­ کند.
در باب پنجم با عنوان «صفة الاخلاص و طبقات المخلصین بالقلب» از ابوسعد در توضیح حدیثی از پیامبرصلی الله علیه و آله درباره برتری کسی که ابواب شرک را می­شناسد از کسی که نمی­شناسد، یاد می­ کند.
پس از این توضیحات که شاید برگرفته از کتاب الاشارةو العبارة است، حدیثی از پیامبرصلی الله علیه و آله و سخنانی از انطاکی و جنید و یکی از حکما درباره اخلاص و سپس نقل قولی از خرگوشی آمده است.
تا انتهای باب اخلاص اخبار و حکایات و احادیث و سخنان مشایخ صوفیه نقل شده، که شاید بخشی از آن از ابوسعد خرگوشی است. نقل قول­هایی که از مشایخ در علم القلوب آمده مانند کاری است که ابوسعد در کتاب تهذیب الاسرار و احتمالاً کتاب دیگرش الاشارة و العبارة کرده است. همان­طور که پیشتر اشاره شد، شاید مؤلف علم القلوب از کتاب الاشارة و العبارة بهره گرفته است نه از کتاب تهذیب الاسرار.

5-1 اللوامع[121]

مجالس ابوسعد خرگوشی که دارای 105 مجلس یا فصل و شامل موضوعات حدیث و تفسیر موضوعی قرآن است. این کتاب برای کسب

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

شناخت نسبت به مشایخ حدیث خرگوشی و علما و عرفای خراسان در سده­های سوم و چهارم بسیار مفید است زیرا احادیث کتاب مسند و مرسل ذکر شده است. هم­چنین بخش­هایی در فضایل حضرت علی علیه السلام با این عناوین دارد: «مجلس فی فضایل علی بن ابی طالب رضی الله عنه» «مجلس فی فضایل الحسن و الحسین رضی الله عنهما». نسخه­ی خطی این کتاب به شماره­ 1642 در مجموعه­ی نسخه­های خطی کتابخانه­ی واتیکان موجود است.[122]
کتابخانه واتیکان نسخه‌ای بی­همتا از آن را به شماره (Vat. Arab.1642) در اختیار دارد که تاکنون از دید پژوهشگران معاصر پنهان بوده است. کتابتِ دستنویس آن به دست حسین بن علی بن الحاجّ حسین الشّافعی الأشعری العَلوانی، در 20 جمادی الثّانی948ق پایان یافته است. این نسخه 422 برگ دارد و دارای دو جلد است که جلد اوّل در برگ 206b پایان یافته و جلد دوّم (که سرآغازش با «مجلس فی الرضا بقضاء الله عزّ و جلّ») در برگ 208b شروع شده است(برگ 207 نانوشته و سفید مانده است). کامل بودن دستنویس با توجّه به رکابه‌های پایانی پشت کم و بیش همه اوراق، به جز 20 برگ انتهایی که کم و بیش کرم خورده و شاید دارای مفقودی است، تأیید می‌شود. درآغاز نسخه خطّی، چند ورق جابه جا صحّافی شده و نظم درست اوراقش چنین است: برگ‌های 1ـ19، 30ـ39، 20ـ29، 40. برگ عنوان (1a) چنین خوانده می‌شود: «کتاب اللوامع تألیف الاستاذ الزّاهد ابی‌سعید عبدالملک بن عثمان الواعظ الملقّب بخرکوشی المَقدِسی رحمه الله تعالی و نفع به آمین الحمدلله وحده». عنوان کامل‌تری از اثر در مقدمه این گونه آمده ­است: «کتاب اللوامع و ترتیب المجالس» (برگ 5a، سطور 6ـ7).
این اثر در مجالسی تنظیم شده است و هر بخش/مجلس با آیه‌ای از قرآن که در آن بخش به دقّت مورد بحث قرار گرفته، آغاز می‌شود. در واقع نخست مجلس‌گویی و سپس تفسیر موضوعی را آورده­است.
به غیر از تهذیب الاسرار که خطاب به صوفیان بوده، اللوامع برای مخاطبی عام‌تر نوشته شده است. آثار مجالس‌گونه در میان صوفیان خراسان، ‌به ویژه به نیت وعظ و پند مخاطبان عام، بسیار جا افتاده و مقبول بوده است. این قبیل آثار گاهی توسّط خود واعظ و گاهی به دست شاگردانش نوشته می‌شدند. از جمله نمونه‌های نامدار متعلّق به سده­های بعد می‌توان به مجالس احمد غزالی، مجالس سیف‌الدّین باخرزی، معارف بهاءولد، هفت مجلس و فیه ما فیه جلال‌الدّین مولوی، چهل مجلس علاءالدّوله سمنانی و یا ملفوظات عبیدالله احرار اشاره کرد. افزون بر این، کتاب اللوامع قرائنی در خود دارد که اثر را به عنوان یک کتاب راهنمای وعظ نشان می‌دهد.
در بخشی از مقدمه کتاب (برگ‌های 4aـ5b)، خرگوشی با دقّت روش خود را در هر مجلس شرح می‌دهد و بیان می‌کند که وی نخست به بحث راجع به آیات مرتبط با آیه­ی طرح‌شده در هر مجلس پرداخته و به دنبال آن احادیث مربوطه را آورده است(برگ 5a، سطور 6ـ13). روش تفسیری او دربرگیرنده برداشتی کلّی از مفاهیم «تنزیلی» و «تفسیری» و به طور ویژه‌ مفاهیم صوفیانه «تأویل»، «عبارة» و «اشارة» است. ذکر دقیق اِسنادِ روایاتی که خرگوشی به آن­ها در کتابش استناد می‌کند، این اثر را به عنوان یک مأخذ تاریخی برای نقلِ حدیثِ خرگوشی و نیز شبکه نقله حدیثِ نیشابور، ارزشی مضاعف بخشیده است.
عناوینی که در ضمن کتاب ذکر شده مربوط است به «توحید» (از برگ 1)، به دنبال آن مجالسی درباره خلق آدم و جهان (از برگ9)، نبوّت (از برگ 19)، صحابه (از برگ 23) و اهل بیت (از برگ 27)[36] و نیز قرآن (از برگ 30). باقی مجلس‌ها به مفاهیم و مقامات تصوّف که در اغلب کتب راهنما(از برگ 39)، خلوص قلب (از برگ 40)، تفاوت بین الهام و وسوسه (از برگ 41)، عقل (از برگ 42)، تقوی (از برگ 43)، محبّت (از برگ 46) و خوف (از برگ 47)، الرضا بقضاء الله (از برگ 50)، اخلاص (از برگ 52)، توکّل (از برگ 53)، حرص (از برگ 55)، سعادت و شقاوت (از برگ 56)، صفات و ویژگی‌های مؤمنین، منافقین و کفّار (از برگ 65)، استسقاء (از برگ 82)، احتکار (از برگ 94) و حسد (از برگ 96)، و معراج (از برگ 99).
خرگوشی در سراسر اثر، همانند تهذیب الاسرار، به سخنان صوفیان متقدّم همچون معروف کرخی، ابوسلیمان دارانی، حارث محاسبی، ذوالنّون مصری، یحیی بن معاذ رازی، ابویزید بسطامی ، شاه بن شجاع کرمانی، ابوسعید خرّاز، سهل بن عبدالله تستری، جنید بغدادی، حکیم ترمذی، ابوالعبّاس احمد بن عطا، ابوبکر محمّد بن موسی واسطی، ابوبکر شّبلی ارجاع می­دهد. افزون بر این، خرگوشی نظرات مفسّرین متقدّم خود را نیز در این اثر نقل می‌کند و در صورت نیاز به اختلاف قرائت­ها نیز اشاره می‌کند. قطعاتِ بسیاری به نظمِ فارسی (مثلاً در برگ 331a) و هم­چنین جملاتِ منثور (مثلاً در برگ 195a) در جای‌جای کتاب دیده می‌شود.
نسخه­ی حاضر، هیچ تاریخی از زمان تدوین اثر به دست نمی‌دهد، امّا ارجاعی از سوی مؤلّف به شرف المصطفی (برگ 82) هست که نشان دهنده تقدّم نگارش آن بر اللوامع است(برپایه حدس طاهری عراقی، شرف المصطفی بین سال‌های (385 تا 390 ق)نوشته شده است.)
در ادامه، فهرستی از سرفصل‌های مجالسِ کتاب اللوامع خوا
هد آمد.

5-2 فهرستِ مجالسِ کتاب اللوامع

مجلس1: فی قوله تعالی﴿اللهُ لَا إلَهَ إلَّا هُوَ الحَیُّ القَیُّومُ لَا تَأخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَومٌ﴾ الآیة(255:2) [5أ]
مجلس2: فی قوله تعالی﴿شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ وَالمَلاَئِکَةُ وَأوُلُوا العِلمِ﴾ الآیة(3: 18) [9ب]
مجلس3: فی قوله عزّ و جلّ﴿قُلِ اللّهُمَّ مَالِکَ المُلکِ﴾ الآیة (3: 26) [13أ]
مجلس4: فی سورة الإخلاَص[15أ]
مجلس5: فی قوله عزّ و جلّ﴿طه مَا أَنزَلنَا عَلَیکَ القُرآنَ لِتَشقیَ﴾ الآیة(20: 1ـ2) [30أ]
مجلس6: فی قوله تعالی﴿الرَّحمَنُ عَلَی العَرشِ استَوَی﴾ (20: 5)[32أ]
مجلس7: فی قوله عزّ و جلّئ﴿اَللهُ نُورُ السَّمَوَاتِ وَالأَرضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشکَاةٍ فیِهَا مِصبَاحٌ﴾(24: 35) [34أ]
مجلس8: فی قوله عزّ و جلّ﴿سَنُریِهِم آیَاتِنَا فِی الآفَاقِ وَ فِی أَنفُسِهِم حَتَّی ‌یَتَبَیَّنَ لَهُم أَنَّهُ الحَقُّ﴾ (41: 53) و فی قوله﴿وَفِی أَنفُسِکُم أَفَلَا تُبصِرُونَ﴾ (51: 21) [37أ]
مجلس9: فی ذکر بدء الخلق و معنی قوله تعالی﴿اَللهُ یَبدَأُ الخَلقَ ثُمَّ یُعیِدُهُ ثُمَّ إِلَیهِ تُرجَعُونَ﴾ (30: 11) [22أ]
مجلس10: فی قوله تعالی﴿إِنَّ رَبَّکُمُ أللهُ الّذِی خَلَقَ السَّمَوَاتِ وَالأَرضَ﴾ (7: 54) [26أ]
مجلس 11: فی قوله تعالی﴿وَ الجَانَّ خَلَقنَاهُ مِن قَبلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ﴾ (15: 27) [42ب]
مجلس 12: فی قول الله تعالی﴿وَ إِذ قَالَ رَبُّکَ لِلمَلَائِکَةِ إِنّیِ جَاعِلٌ فِی الأرضِِِ خَلیفَةً﴾ (2: 30) [46ب]
مجلس 13: فی قوله عزّ و جلّ ﴿وَ إِذ أَخَذَ رَبُّکَ مِن بَنِی آدَمَ مِن ظُهُورِهِم ذُرِّیَّتَهُم وَ أَشهَدَهُم﴾(7: 172) [50أ]
مجلس 14: فی قوله تعالی﴿إِنَّا عَرَضنَا الأمَانَةَ عَلیَ السَّمَوَاتِ وَ الأرضِ وَ الجِبَالِ﴾(33: 72) [53أ]
مجلس 15: فی قوله تعالی﴿فَأَکَلَا مِنهَا فَبَدَت لَهُمَا سَوءَاتُهُمَا وَ طَفِقَا یَخصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الجَنَّةِ﴾ (20: 121) [56ب]
مجلس 16: فی قوله تعالی﴿إِهبِطُوا بَعضُکُم لِبَعضٍ عَدُوٌّ﴾ (2: 36) و فی ذکر إبلیس لعنه الله و غیرها [61أ]
مجلس 17: فی قوله تعالی﴿إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لِلَّذِی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَ هُدَیً لِلعَالَمِینَ﴾ (3: 96) [65أ]
مجلس 18: فی قوله تعالی﴿وَلَقَد خَلَقنَا إلانسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِن طِینٍ ثُمَّ جَعَلنَاهُ نُطفَةً فِی قَرَارٍ مَکِینٍ ثُمَّ خَلَقنَا النُّطفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقنَا العَلَقَةَ مُضغَةً فَخَلَقنَا المُضغَةَ عِظَامَاً فَکَسَونَا العِظَامَ لَحماً ثُمَّ أَنشَأنَاهُ خَلقاً آخَرَ فَتَبَارَکَ أللهُ أَحسَنُ الخَالِقینَ﴾ (23: 12ـ14) [71أ]
مجلس 19: فی ذکر صفات الأنبیاء و أعمارهم و الإبتداء بقوله تعالی﴿إِنَّ أللهَ اصطَفَی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إبرَاهیِمَ وَ آلَ عِمرَانَ﴾ (3: 33) [76أ]
مجلس 20: فی قوله تعالی﴿لَقَد جَاءَکُم رَسُولٌ مِن أَنفُسِکُم عَزیِزٌ عَلَیهِ﴾ (9: 128) [81ب]
مجلس 21: فی أسماء رسول الله صلی الله علیه و سلم [87أ]
[مجلس فی] الفرق بین الحبیب و الخلیل [89ب]
مجلس 22: فی قوله تعالی(کُنتُم خَیرَ أُمَّةٍ أُخرِجَت لِلنَّاسِ﴾(3: 110) [92أ]
مجلس 23: فی فضائل الصحابة رضی الله عنهم [98أ]
مجلس 24: فی فضائل أبی‌بکر الصدیق رضی الله عنه [101ب]
مجلس 25: فی فضائل عمر بن الخطاب رضی الله عنه [105ب]
مجلس 26: فی فضائل عثمان بن عفان رضی الله عنه [108ب]
مجلس 27: فی فضائل أمیرالمؤمنین علی بن أبی‌طالب رضی الله عنه [111ب]
مجلس 28: فی فضائل أهل البیت رضی الله عنهم [115ب]
مجلس 29: فی فضائل الحسن و الحسین رضی الله عنهما [119أ]

برچسب ها :

ناموجود