دسترسی به منابع مقالات :
بررسی ابعاد و مؤلفه های جامعه پذیری سیاسی در کتب علوم اجتماعی  …

می توان گفت که ارزش ها واقعیت ها و اموری را تشکیل می دهد که مطلوبیت دارند و خواسته و آررزوی اکثریت افراد جامعه است اگ برن و نیم کف از جامعه شناسان معروف می گویند: «ارزش اجتماعی که جامعه به آن اعتقاد می ورزد، گرایش های اجتماعی را ایجاد می کند که تمایلاتی کلی هستند که در فرد به وجود می آیند و ادراکات، عواطف و افعال او را در جهت های معینی به جریان می اندازند. ارزش های اجتماعی شامل همه چیز است که مورد علاقه انسان است و در جامعه دارای قدر و منزلت است و نیازهای مادی و معنوی انسان را برآورده می سازد. حتی اگر آن ارزش فی نفسه مطلوب یا نا مطلوب تلقی شود.» (برن، اگ و نیم کف، ۱۳۵۷: ۱۴۲)
پوریانی (۱۳۸۵) در تعریف ارزش می گوید: الگوهای رفتاری عینی – ذهنی نسبتاً پایداری هستند که مطلوبیت آنها از سوی افراد جامعه برای مدت معینی پذیرفته و به مثابه راهنمای اعمال انسان ها عمل می کنند. (پوریانی، ۱۳۸۵: ۵۱) .
ارزش های سیاسی: آلموند و پاول در تعریف ارزش های سیاسی می نویسند: امور متفاوتی را که مردم بر آنها ارج می نهند، ارزش های سیاسی می نامیم. (آلموند و پاول و مونت، ۱۳۷۷: ۲۶)
بر این اساس و بر آنچه که Sorish (1989) و فارسون و مشایخی (۱۳۷۷: ۱۲۶) ذکر کرده اند، در اینجا هم ارزش های سیاسی شامل آن اموری می شود که آرمان نظام جمهوری اسلامی است و افراد و یا رفتارهایی را که بدانها نسبت می دهند، مطلوب و قابل ستایش می شمارند.
بر این اساس شاخص های آن عبارتست از:
۱- آزادی: آزادی های سیاسی ای را در بر می گیرد که در چارچوب قانون و بر مبنای اعتقادات اسلامی مان به مردم اعطا می شود. مواردی هم که به طور کلی پیرامون آزادی، آموزه ها یا پیام هایی ارائه شده است را شامل می گردد. مثل: تشویق به حفظ آزادی های دیگران و ممانعت از جلوگیری آن، ستایش آزادی و رأی دادن و … جزء این مقوله شمارش شده است.
۲- عدالت: در این جا آموزه ها و مضامین سیاسی را در بر می گیرد که به برقراری و به رعایت مساوات و برابری در جامعه تأکید می ورزد. مثل دعوت به حمایت از مظلومین در برابر ظالمان ناعادل ۳- استقلال: آموزه ها و مضامینی را در بر می گیرد که به جنبه های مختلف استقلال اشاره می کند. مثل استقلال اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی و…
۴- وطن پرستی: به عنوان یک ارزش سیاسی در جامعه مهم می باشد و آموزه ها و مضامینی را در بر می گیرد که در جهت تقویت حس وطن دوستی باشند. مانند دفاع از کشور.
۵- فداکاری: آموزه ها و مضامینی را در بر می گیرد که در جهت مقدم شمردن دیگران بر خود و سعی و تلاشی که در راستای وظیفه نباشد.
۶- انسجام و همبستگی: مضامینی را در بر می گیرد که به نوعی تأکید بر اتحاد، وحدت، پرهیز از تفرقه و حفظ انسجام و همبستگی باشد.
علاوه بر ارزش هایی که فارسون و مشایخی (۱۹۹۲) و آلموند و پاول و مونت (۱۳۷۷) و افهمی (۱۳۸۱) در پژوهش خود ذکر کرده اند، با توجه به نظر اساتید و نظرسنجی که انجام شد؛ همچنین در حین مراجعه به کتب درسی ارزش های زیر نیز به این ارزش های اضافه گردید:
وحدت ملی، جدانبودن دین از سیاست، ایرانی بودن، شهادت، عزت، دفاع از مظلومان، برابری، آموزه های سیاسی- دینی.
۳-۱۲-۲-۳- هنجارهای سیاسی:
تعریف هنجار: به گفته رفیع پور «هنجار واژه ای است برای کلمه Norm به کار برده می شود. هنجارها بعنوان دستور العمل رفتار تعریف می شوند. (رفیع پور، ۱۳۷۸: ۱۸۰)
داراندرف (۱۹۸۸: ۲۶) هنجار را یک «گرامر اجتماعی» می داند یعنی یک کارکرد مهم هنجار تنظیم روابط اجتماعی و ایجاد نظم اجتماعی است.
به گفته سیلز (۱۹۸۶: ۲۸۴) «هنجارها عمدتاً از ارزش ها نشأت می گیرند و برخی هنجارها نیز بنا به ضرورت سازمان اجتماعی وضع می شوند.»
منظور از هنجارهای سیاسی در این پژوهش، دستورالعمل هایی است که نظام سیاسی در جهت تنظیم رفتار سیاسی افراد جامعه بر آن تأکید دارد.
افهمی (۱۳۸۱) با اقتباس از (Sorish, 1988) و فارسون و مشایخی (۱۹۹۲) هنجارهای سیاسی را احترام به حقوق دیگران، عدالت، فداکاری، استقلال، حفظ انسجام و همبستگی، کوشش در راه آبادانی کشور می داند. در این پژوهش نیز با توجه به هنجارهای سیاسی که افهمی (۱۳۸۱) در پژوهش خود ذکر کرده و همچنین رهنمود اساتید و مراجعه به کتب درسی – به جهت انطباق- نهایتاً هنجارهای سیاسی ذیل انتخاب شده اند:
احترام به حقوق دیگران، کوشش در راه آبادانی کشور، دفاع از کشور، حفظ استقلال کشور، دشمنی با متجاوزین به کشور، تکالیف سیاسی (مانند شرکت در انتخابات، شرکت در راهپیمایی ها و مناسبات سیاسی- مذهبی)، وظایف نقش های سیاسی، حفظ انسجام و همبستگی، قوانین سیاسی، حقوق سیاسی، هنجارها و قوانین بین المللی
۳-۱۲-۲-۴- اعتماد سیاسی (Political Trust):
استون (Easton) اعتماد سیاسی را «مجموعه از نگرش های مثبت نسبت به موضوعات سیاسی می داند که این موضوعات هم به رژیم سیاسی و هم متصدیان اقتدار در جامعه بر می گردد. در واقع، اعتماد سیاسی شکلی از حمایت از رژیم سیاسی و صاحبان اقتدار سیاسی است.» (Gabrial, 1995: 360) به نقل از شایگان (۱۳۸۷: ۱۶۴)
بریتزر هم اعتماد سیاسی را به سه بخش اعتماد به اجتماع سیاسی، اعتماد به نهادهای سیاسی و اعتماد به کنشگران سیاسی تقسیم می کند. (Britzer, 2002:P.7) به نقل از شایگان (۱۳۸۷: ۱۶۴)
بر اساس تعاریف فوق، شایگان (۱۳۸۷) تعریفی از اعتماد سیاسی ارائه می کند که در این پژوهش نیز می توان بر آن تأکید داشت و از گویه های مورد استفاده او در این پژوهش به عنوان شاخص و معرف های اعتماد سیاسی استفاده کرد.
از نظر شایگان (۱۳۸۷):

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

«اعتماد سیاسی میزان نگرش مثبت و حامیانه مردم نسبت به نظام سیاسی، نهادهای سیاسی و کنشگران سیاسی در جامعه است.» (شایگان، ۱۳۸۷: ۱۶۴)
اعتماد به نظام سیاسی: در واقع اعتماد به روش کار و عملکرد نظام سیاسی می باشد که شامل: اعتماد به اصل و اساس نظام، حمایت از نظام سیاسی، چگونگی حمایت از عملکرد سیستم سیاسی قواعد و قوانین حاکم بر آن می باشد.
اعتماد به نهادهای سیاسی: اعتماد به نهادهای سیاسی، اعتقاد به توانمندی نهادهای سیاسی در حل مسائل پیش روی کشور است و نیز رضایت کلی از عملکرد آنها تا به حال است. نهادهای سیاسی مورد مطالعه در این پژوهش با توجه به حیطه وظایف و تأثیری که بر اعتماد سیاسی مردم دارند، شامل مجلس شورای اسلامی، قوه مجریه، قوه قضاییه، مجلس خبرگان و شورای نگهبان است.
کنشگران سیاسی: افرادی هستند که با انتخاب مستقیم مردم یا انتصاب توسط مسئولان منتخب مردم، مسئولیت اجرایی را در سطوح بالا بر عهده دارند. (Britzer, 2002: P.7) به نقل از شایگان(۱۶۴:۳۸۷)
با بررسی تعاریف مختلف می توان تعریف زیر را از اعتماد به کنشگران سیاسی مبنای کار قرار داد: «اعتقاد به اینکه مسئولان سیاسی فعلی کشور شایستگی اداره امور کشور از نظر تخصص، تجربه، تدبر و تعهد لازم را دارند و در تصمیم گیری ها منافع عمومی را مد نظر قرار می دهند.» در واقع کنشگران سیاسی در این پژوهش مسئولان طراز اول کشورند که تصمیم گیری ها مهم سیاسی را انجام می دهند.
۳-۱۲-۲-۵- هویت ملی سیاسی:
هویت ملی سیاسی مهمترین مؤلفه ی هویت ملی را تشکیل می دهد. هویت ملی در بعد سیاسی بدین معنی است که افرادی از لحاظ فیزیکی و قانونی عضو یک نظام یا ساختار سیاسی هستند و داخل مرزهای ملی یک کشور زندگی می کنند و موضوع یا مخاطب قوانین آن کشور هستند، از لحاظ روانی هم خود را اعضای سیستم بدانند. بنابراین، عشق و علاقه قلبی به یک نظام سیاسی و مبانی ارزشی و مشروعیت آن عامل عمده ای در تقویت همبستگی و پیوند ملی خواهد بود. (ابوالحسنی، ۱۳۸۷: ۱۶)
سیستم سیاسی دارای سه زیر سیستم سیاسی یا سه لایه است که عبارتند از: جامعه سیاسی ملی، نظام و ساختار سیاسی یکپارچه و در نهایت هیأت حاکمه. بنابراین هویت ملی سیاسی را می توان به سه سطح تفکیک کرد که وجود و قوت هویت در هر سطح و یا بحران در آن سطوح پیامدها و نتایج خاص خود را دارد. (همان:۱۶)
با توجه به شاخص هایی که ابوالحسنی (۱۳۸۷) در پژوهش خود برای هویت ملی سیاسی ذکر می کند و جمع بندی نظر اساتید و حذف چند شاخص و تغییری جزئی در شاخص های ابوالحسنی نهایتاً این شاخص به مقوله های قابل سنجش تبدیل شده و در کتب درسی مورد بررسی قرار گرفتند، که عبارتند از:

  • ارزش گذاری نسبت به ساختارهای سیاسی گذشته.
  • ضرورت استقرار یک نظام سیاسی واحد بر کل جامعه.
  • ذکر علاقه قلبی به یک سیستم سیاسی دارای ارزش های همه پسند در کشور.
  • دفاع از یکپارچگی و همبستگی سیاسی.
  • اعتقاد به وجود یک ساختار سیاسی یکپارچه از تاریخ گذشته.
  • نوع ایدئولوژی مناسب برای نظام سیاسی مطلوب کشور.
  • نوع ساختار قدرت مناسب برای کشور.
  • منبع قدرت نظام سیاسی (الهی- مردمی).