بررسی انطباق سیاست های دولت اردوغان با اندیشه های گولن- قسمت ۲۰

فتح الله گولن نیز قائل به تسامح و تساهل است، با این تفاوت که حیطه و دامنه گسترده تری برای آن در نظر می گیرد. او، بر خلاف سعید نورسی، قائل به گفت و گوی بین الایمانی است. زیرا سکولاریست ها و غیرمسلمانان را نیز شامل می شود، در حالی که تساهل و تسامح نورسی ناظر بر همزیستی مسالمت آمیز میان ادیان و مذاهب مختلف اسلامی بود. گولن این رهیافت را راهی برای احیای کثرت گرایی فرهنگی امپراتوری عثمانی، تأمین ثبات ترکیه و جلوگیری از بروز کشمکش هایی از نوع منازعه اهل سنت و علویان می داند. وی می گوید: “اگر بتوانیم همدیگر را با سعه صدر تحمل کنیم، در کشور اعتماد، صلح و آرامش حاکم خواهد شد”.
گفتن این نکته ضروری است که اگر چه مباحث مربوط به مداراگری گولن مشابه مباحث لیبرالیستی است، عقاید وی ریشه در سنت دیرینه صوفی گری موجود در ترکیه دارد، زیرا اسلام در ترکیه به شدت تحت تأثیر قرائت صوفیانه از اسلام است، چنان که اسلام ترکیه را “اسلام صوفی” می نامند و دلیل گرایش بسیار اسلام در ترکیه به عزلت گزینی نیز همین است.
گولن در باب حقوق زنان نیز بر این باور است که حجاب از مسائل فرعی اسلامی است و هیچ کس نباید پیشرفت زنان را، به بهانه لباسی که می پوشند، مانع شود. بر این اساس، زنان می توانند پست های مدیریتی بر عهده گیرند. هم چنین، هیچ کس نباید دیگری را، به سبب پیروی از مذهبی خاص، لعن و نفرین یا شخصی را، به سبب الحاد، تحقیر و سرزنش کند و هیچ کس نباید به دلیل نوع لباس یا اندیشه اش مورد انتقاد قرار گیرد.
آنچه که به آن ها اشاره شد خلاصه ای بود در مورد زندگی و عقاید محمد فتح الله گولن؛ و آما آنچه در ادامه به آن خواهیم پرداخت خلاصه ای است در مورد تاریخچه تأسیس حزب عدالت و
توسعه و عملکرد این حزب و رهبری آن در مورد مسائی مختلف داخلی و خارجی ترکیه.
اسلام گرایان ترکیه، حزب عدالت و توسعه را از لایه مدرن حزب منحل شده رفاه تأسیس کردند. پس از وقوع کودتای سفید علیه اربکان و انحلال حزب رفاه به رهبری وی از سوی دادگاه قانون اساسی، اربکان مجبور به استعفا شد. رویدادهای پس از آن منجر به زندانی شدن اربکان و رجب طیب اردوغان شد. ولی اردوغان پس از مدتی از زندان آزاد شد و فعالیت سیاسی خود را از سر گرفت. پس از انحلال حزب رفاه به رهبری اربکان، حزب فضیلت به رهبری رجایی کوتان جانشین آن شد. ولی این حزب هم به دلیل نداشتن تحمل آن از سوی نظامیان، توسط دادگاه قانون اساسی منحل شد. نبود استحکام درونی و رهبری کاریزماتیک موجب شد درگیری و اختلاف درون این حزب شروع شود. درگیری در میان محافظه کاران حزب به رهبری رجایی کوتان و اصلاح طلبان به رهبری عبدالله گل، بر سر درک اسلام و تفسیر آن در مسائل روزمره شدت گرفت؛ تا جایی که رجایی کوتان پس از انحلال حزب فضیلت، حزب سعادت را با گرایش های اسلامی محافظه کارانه تأسیس کرد. اصلاح طلبان و نوگرایان آن نیز، حزب عدالت و توسعه را به رهبری اردوغان و عبدالله گل تأسیس کردند. مهم ترین راهبردهای حزب عدالت و توسعه عبارت است از:
_ اصلاحات آموزش و پرورش
_ همکاری های اقتصادی با دیگر کشورها
_ تشویق سرمایه گذاری
_ ارتقای مردم سالاری و حقوق بشر.
حزب عدالت و توسعه توانست با به کار گرفتن دیدگاه های معتدل و غیرایدئولوژیک ۲/۳۴ درصد آرا را کسب کند و بدون نیاز به ائتلاف با سایر احزاب، موفق به تشکیل دولت شد. از هنگامی که این حزب قدرت را به دست گرفت تاکنون هیچ گاه در پی تشکیل حکومت اسلامی نبوده است. می توان گفت آن ها غیر دینی هستند تا اسلام گرا، چون مذهب را منحصر به امور فردی و شخصی کرده اند و در پی پیاده کردن احکام اسلامی در جامعه نیستند.
سیاست اقتصادی اردوغان: در دهه گذشته سطح مراودات اقتصادی ترک ها با جهان خارج در حوزه های مختلف تجارت و سرمایه گذاری به شدت افزایش یافته است. برای مثال، طی سال های اخیر مقاصد خطوط هوایی ترکیه از حدود ۷۰ نقطه به نزدیک ۱۳۰ نقطه در ۸۰ کشور افزایش یافته که با ریشه یابی قضیه متوجه می شویم که تقاضای تجار ترک از مهم ترین عوامل بروز این فرایند می باشد. در گذشته ترک ها به مناطق غیر اروپایی توجه کمتری داشتند. اما در دهه اخیر گرایش فزاینده ای برای تعامل با آن ها شکل گرفته است. حجم کل تجارت خارجی ترکیه از حدود ۷۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۱ به ۳۳۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ رسید (بیش از ۴/۵ برابر) که از این رقم سهم آسیا و خاورمیانه از ۱۸/۷ میلیارد دلار به رقم ۱۳۱ میلیارد دلار (بیش از ۷ برابر) تغییر کرده است. در مورد تغییرات در میزان سرمایه گذاری خارجی ترک ها در جهان خارج نیز روند مشابهی وجود داشته است. چنین پیشرفت هایی در مورد مناطق دیگر مثل آفریقا نیز وجود دارد.
افکار عمومی کشورهای منطقه شاهد بود که به تبع سیاست های دولت عدالت و توسعه، در یک فاصله ۶ ساله یعنی سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ تولید ناخالص ملی ترکیه از ۳۰۰ میلیارد دلار به رقم ۷۵۰ میلیارد دلار و همچنین متوسط سرانه سالانه ترک ها از ۳/۳۰۰ دلار به بیش از ۱۰/۱۰۰۰ افزایش یافت. در نتیجه، از زمان تشکیل جمهوری ترکیه برای نخستین بار اقتصاد ترکیه به رتبه شانزدهم در جهان و ششم در اروپا رسید.
حزب اسلام گرای عدالت و توسعه به جای آن که با روش های رادیکال نفوذ و دخالت غرب را در منطقه به چالش بکشد، روی پتانسیل های خویش تمرکز کرد و توانست از موانعی که حتی غربی ها نیز در عبور از آن ها مشکل داشتند، به راحتی عبور کند. این دستاورد ها که با نقش فعال دولت رجب طیب اردوغان در مسائل و تحولات

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

منطقه خاورمیانه همراه بود، باعث شد برخی نخبگان و فعالان سیاسی منطقه سیستم سیاسی_اقتصادی ترکیه نوین را الگوی مناسبی برای سیستم کشورخویش تلقی کنند.
سیاست خارجی اردوغان
تلاش مضاعف برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا: “پیوستن به اروپا” و “غربی شدن” از زمانی که ترکیه نوین در سال ۱۹۲۳ تاسیس گردید، همواره یکی از دغدغه‌های سیاستمداران این کشور بوده است. در همین راستا در سپتامبر سال ۱۹۶۳ نخستین گام عملی برای حضور ترکیه در این اتحادیه برداشته شد. در این سال تفاهم‌نامه همکاری آنکارا برای پیوستن ترکیه به اتحادیه امور گمرکی و در نهایت عضویت دائم این کشور در جامعه اقتصادی اروپا به امضا رسید. از آن زمان تاکنون روند مذاکرات مقامات ترکیه و اتحادیه اروپایی همواره ادامه داشته است. این مذاکرات و رایزنی‌های دیپلماتیک در سوم اکتبر ۲۰۰۵ به اوج خود رسید. در اجلاس مذکور، اعضای اتحادیه اروپایی با آغاز گفتگوهای الحاق ترکیه به این اتحادیه موافقت نمودند و این کشور را در موقعیت جدیدی قرار دادند.
از زمان امضای پروتکل آنکارا در سال ۱۹۶۳ که به موجب آن بررسی عضویت کامل ترکیه پذیرفته شد ۴۳ سال می‌گذرد. در این رهگذر، موانعی مانند دموکراسی، آزادی و حقوق بشر، حضور نظامیان درعرصه سیاسی کشور، مسأله کردها، عدم ثبات اقتصادی، ساختار فرهنگی_اجتماعی، ترکیب جمعیت‌شناختی، مهاجرت، موضوع قبرس و رابطه با یونان و مسائل ژئوپولیتیک بر سر راه عضویت ترکیه در این اتحادیه مطرح شده و پیوستن این کشور به اتحادیه اروپایی را به تعویق انداخته است.
در کنار مورد فوق‌الذکر برخی از اعضای اتحادیه اروپایی معتقدند که مرزهای مشترک ترکیه با ایران، عراق، سوریه، ارمنستان و گرجستان، اتحادیه اروپا را با مشکلات جدیدی مواجه خواهد کرد. آنها معتقدند که توسعه مرزهای اروپا به بی‌ثباتی، منازعه و تروریسم منجر خواهد شد و لذا معتقدند که اتحادیه اروپایی نباید با مناطق تنش‌زا همسایه شود.
دولتمردان ترکیه _به خصوص حزب حاکم و شخص رجب طیب اردوغان_ با توجه به موانع ارائه شده برای عضویت این کشور در اتحادیه اروپایی تلاش کرده‌اند تا در بخش‌های مختلف اصلاحاتی را انجام دهند. در این راستا اصلاح روابط ارتش و دولت، انجام اقداماتی در رابطه با حقوق بشر، حقوق فرهنگی ومسئله قبرس، اصلاحات قضایی و اصلاحات اقتصادی _که توضیحات آن ها در قسمت مربوطه به خود قید شده است_ به آنها کمک نموده است تا ضمن فراهم نمودن زمینه‌های عضویت در اتحادیه اروپایی به چانه‌زنی‌های دیپلماتیک مؤثرتر با اعضای اتحادیه بپردازند.

نو عثمانی گری به عناون الگوی سیاست خارجی جدید ترکیه و جهت گیری در مورد مسائل مربوط به خاورمیانه: ﻧﻮﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﮔﺮی اﻟﮕﻮی سیاست ﺧﺎرﺟﯽ ﺣﺰب ﻋﺪاﻟﺖ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﻪ ویژه در ﺣﻮزه خاورمیانه اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻌﺪ از اﻧﺘﺼﺎب اﺣﻤﺪ داوود اﻏﻠﻮ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ وزارت ﺧﺎرﺟﻪ ﺑﻪ ﺻﻮرت ﺟﺪی در ﻣﺤﺎﻓﻞ سیاسی و ﺑﺮرﺳﯽهای استراتژیک ﻣﻄﺮح گردید. معنای این اﺻﻄﻼح جدید ﺣﺪاﻗﻞ ﺑﻪ ﺳﻪ دهه پیش ﺑﺎز ﻣﯽ ﮔﺮدد. زﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ترکیه ﺑﺨﺶ ﺷﻤﺎﻟﯽ جزیره ﻗﺒﺮس را از طریق ﺣﻤﻠﻪ ﻧﻈﺎﻣﯽ ﺑﻪ اﺷﻐﺎل ﺧﻮد درآورد. تحلیل ﮔﺮان یونانی در آن دوره از اﺻﻄﻼح “ﻋﺜﻤﺎﻧﯽ ﮔﺮی” ﺑﺮای توصیف این ﻋﻤﻞ ﺑﻠﻨﺪ ﭘﺮوازاﻧﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﮐﺮده ﺑﻮدند. با روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه و مشخص شدن دکترین سیاست خارجی داوود اغلو یک بار دیگر این اصطلاح و این بار به صورت جدی تری مطرح گردید.
در داخل ترکیه، حزب عدالت و توسعه به روایتی جدید از ناسیونالیسم ترک رسید که هم با قرائتهای قبلی تفاوتهای داشت و هم با تاریخ و جامعه ترکیه قرابت بیشتری می توانست داشته باشد. پذیرش تکثر هویتی و قومی در ترکیه و همین طور ارائه بسته راه حل دموکراتیک در سال ۲۰۰۹ در همین چارچوب بود. در عین حال اردوغان مدعی قرائتی دیگر از ناسیونالیسم ترکی است که رگه های قدرتمندی را از دوران عثمانی را حمل می کند. وی نقش یا اولویت مذهب تسنن در هویت ترکی و ملی گرایی را افزایش و نقش و ارزش نظامی گری را کاهش داد. پیروزی اردوغان در انتخابات پارلمانی مصادف شد با اعلان علنی سیاستهای نوعثمانی گری وی. طیب اردوغان در سخنرانی پس از پیروزی آن را به مردم اردن، مصر، تونس، شام، سارایوو و قبرس تبریک گفت و تاکید کرد که امروز نه تنها ازمیر و دیاربکر، بلکه نابلس، جنین، رام الله، غزه و بیت المقدس نیز پیروز شده اند.
با پیروزی حزب عدالت و توسعه در ترکیه و روی کار آمدن رجب طیب اردوغان در این کشور بار دیگر گفتمان نوعثمانی گری به محافل سیاسی برگشت، سیاست های اردوغان به طور آشکار به میراث عثمانی- اسلامی تکیه می کند.
در کل مولفه های سیاست های نوعثمانی گری در ترکیه را می توان اینگونه نام برد:
۱_ ترکیه باید نقش پررنگ، فعال و متناسب با گذشته پرشکوه و عمق جغرافیایی خود ایفا کند.
۲_ برای اجرای آن باید روی قدرت نرم خود سرمایه گذاری کند؛ زیرا به نظر او کشورش با مناطق (اروپا، خاورمیانه، قفقاز و بالکان) دارای روابط تاریخی و فرهنگی است.
۳_ نهادهای سیاسی داخلی این کشور می توانند الگویی برای کشورهای این مناطق باشند.
۴_ اقتصاد آن بازوی قدرتمندی برای پشتیبانی از این روابط است.
۵_ باید در مدیریت بحران های منطقه ای و بین المللی، نقش مهمی را ایفا نمود.
۶_ با همکاری اقتصادی، سیاسی و امنیتی با کشورهای منطقه نیاز به مداخله قدرت های خارجی
را از بین برد.
۷_ به جای التماس و صرف هزینه های گزاف برای پیوستن به اتحادیه اروپا، باید روی کشورهای منطقه سرمایه گذاری کند؛ به ویژه کشورهای که زمانی جزو امپراتوری عثمانی بودند.
در اصل هدفهای احتمالی گفتمان نوعثمانی گری این موارد است, اول از همه یک سیاست تاثیر گذار در منطقه، در مرحله بعد قدرتمند کردن جمعیت ترک واقع در خاک های بالکان و حفظ حق حاکمیت بر روی آنها.
نکوهش اقدام های خشن اسرائیل در سرزمین های اشغالی: پس از انتخابات سال ۲۰۰۲ میلادی در ترکیه از آن جا که یک حزب اسلام گرا روی کار آمد و در اسرائیل حزب لیکود بر سر کار بود، با وجود تداوم روابط سیاسی و اقتصادی و حتی نظامی، شاهد بروز تنش ها و بحران هایی در روابط دو طرف هستیم. برای مثال نخست وزیر، اجویت در سال ۲۰۰۲ کشتار فلسطینی ها را توسط اسرائیل یک نسل کشی خواند. اما بزرگترین آزمون برای روابط ترکیه و اسرائیل، پس از اکتبر ۲۰۰۲ این بود که پیروزی حزب عدالت و توسعه در انتخابات ترکیه باعث نزدیکی بیشتر ترکیه به همسایگان مسلمان شد. البته اردوغان بلافاصله اعلام کرد که روابط با اسرائیل ادامه و گسترش می یابد. در ادامه روابط دو کشور، در ماه مه سال ۲۰۰۵ اردوغان در اسرائیل با آریل شارون دیدار کرد و از مشارکت احتمالی ترکیه در مورد فرایند صلح خاورمیانه، جدی ترین بحث آن ها بود. همچنین عبدالله گل نیز در ۵_۳ ژانویه به اسرائیل سفر کرد. با وجود فشار اعراب در سازمان کنفرانس اسلامی روابط دو کشور ادامه یافت. عبدالله گل از اعضای سازمان کنفرانس اسلامی خواست تا درمورد منازعه اسرائیل_فلسطین واقع گرایی بیشتری از خود نشان دهند.
درکنار همکاری های ترکیه و اسرائیل دراین دوره، گاهی نیز تنش هایی بین دوطرف صورت گرفت که در مجموع باعث سردی روابط سیاسی و دیپلماتیک دوطرف نسبت به دهه ۱۹۹۰ شد. از جمله تنش های سیاسی مهم این بود که اردوغان حملات اسرائیل به مناطق فلسطین را در مه ۲۰۰۴ جنایت علیه بشریت نامید. نکته جالب این است که با وجود انتقادات و اعتراضات ترکیه به اسرائیل به دلیل مسئله فلسطین، اسرائیل بسیاری از مواقع سیاست سکوت در پیش گرفته و سعی در کاهش تنش دارد. اما با نزدیک شدن ترکیه به اعراب در دولت اردوغان، تنش بین ترکیه و اسرائیل فزونی گرفت. اردوغان، قتل شیخ احمد یاسین، رهبر حماس، در ۱۹ مه ۲۰۰۴ توسط اسرائیل را تروریسم دولتی نامید. هم چنین در جای دیگری اردوغان می گوید: “ما کشوری هستیم که در قرن ۱۵ یهودیان را که از اروپا رانده می شدند، به دامن خود پذیرفتیم. اما در حال حاضر اسرائیل همین بلا را سر فلسطینی ها می آورد. ما تأکید داریم که اسرائیل به این گونه اقدامات پایان دهد.
پس از سقوط صدام، نفوذ اسرائیل در شمال عراق و فعالیت های اقتصادی آن ها باعث شد تا ترکیه در بهار ۲۰۰۴ به انتقاد از اسرائیل بپردازد. از یک سو همدردی ترکیه با فلسطینی ها، نزدیکی به ایران و سوریه و از سوی دیگر نگاه نرم اسرائیل به کردها باعث واگرایی هر چه بیشتر روابط دو کشور در این دوره نسبت به دهه ۱۹۹۰ شد. در نتیجه ترکیه نگران بحران عراق و مسئله کرد است.
با مرور کلی روابط ترکیه با اسرائیل در دوره حزب عدالت و توسعه، می بینیم که روابط دو طرف نسبت به دهه ۱۹۹۰ با چالش های بیشتری مواجه بوده است. نکته جالب در مورد روابط ترکیه و اسرائیل این است که با وجود این که پس از ۲۰۰۲ روابط سیاسی و دیپلماتیک دو طرف تنش آمیز شد، اما روابط اقتصادی آنان رشد مناسبی داشته است. اصولاً بین روابط سیاسی_دیپلماتیک با روابط اقتصادی دو طرف همبستگی مثبت وجود ندارد.