دسته بندي علمی – پژوهشی : 
بررسی رابطه بین هوش اجتماعی با رفتار شهروندی سازمانی و خلاقیت سازمانی کارکنان  …

مفهوم خلاقیت [۱۱۹]
همه سازمان ها برای بقا نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند. افکار و نظرات جدید همچون روحی در کالبد سازمان دمیده می شوند و آنها را از نیستی و فنا نجات می دهند. در عصر حاضر، ما برای بقا، پیشرفت و حتی حفظ وضع موجود باید جریان نوجویی و نوآوری را در سازمان تداوم بخشیم تا از رکود و نابودی آن جلوگیری شود (الوانی، ۱۳۸۶: ۲۳۹).
خلاقیت واژه ای عربی است که ریشه آن (خلق) به معنی آفریدن است. در لغت نامه دهخدا خلاقیت، خلق کردن و بوجود آوردن است و خلاق، شخصی است که دارای عقاید نو باشد. خلاقیت فرایند تکامل بخشیدن به دیدگاه های بدیع و تخیلی درباره ی موقعیت های گوناگون نیز تعریف شده است (مورهد به نقل از محبوبی و توره، ۱۳۸۷). سیکزنتمی و ولف[۱۲۰] خلاقیت را فکر یا فرآورده ی نوآورانه ی ارزشمند و دارای قابلیت اجرا دانسته اند (سیکزنتمی و ولف، ۲۰۰۲: ۲۵). مدینک[۱۲۱] می گوید خلاقیت عبارت است از شکل دادن به عناصر متداعی به صورت ترکیبات تازه است که با الزامات خاصی مطابق، یا با شکلی مفید می باشد. گیزیلین[۱۲۲] معتقد است خلاقیت، ارائه کیفیت های تازه ای از مفاهیم و معانی است. ورنون[۱۲۳] معتقد است خلاقیت توانایی شخصی در ایجاد ایده ها، نظریه ها، بینش ها، اشیای جدید و بازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه ها است که از نظر محققان، ابتکاری و از لحاظ علمی، زیباشناسی، فن آوری و اجتماعی، باارزش قلمداد گردد (آقایی فیشانی، ۱۳۷۷: ۱۷). به اعتقاد افروز (۱۳۸۵) متداول ترین برداشت از خلاقیت، عبارت است از اینکه فرد، فکری نو و متفاوت ارائه دهد. اکثر روانشناسان، بر این مطلب توافق دارند که خلاقیت به دست آوردهای ارزشمند اشاره دارد. شهرآرای (۱۳۸۱) خلاقیت را به معنی توانایی دستیابی به چیزی به شکل بدیع، که در برگیرنده عناصر انگیزشی و عاطفی است معنی کرده است.
نقش و اهمیت خلاقیت:
الف) نقش و اهمیت خلاقیت از جنبه کلی

  1. خلاقیت و نوآوری یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین ویژگی های خاص انسان است.
  2. مجموعه تمدن انسان محصول خلاقیت ها و نوآوری های انسان است.
  3. ادامه حیات انسان بدون خلاقیت و نوآوری امکان پذیر نیست.
  4. خلاقیت و نوآوری یکی از اصلی ترین اهداف تعلیم و تربیت است.
  5. خلاقیت و نوآوری عامل بهبود مستمر کیفیت زندگی و افزایش رفاه و آسودگی و رفع مشکلات و موانع است.
  6. خلاقیت و نوآوری موجبات رشد و توسعه اقتصادی، علمی و صنعتی را فراهم می سازد.
  7. همه سازمان ها و کارخانه ها و کلیه تولیدات و محصولات و خدمات حاصل خلاقیت و نوآوری است.
  8. جوامع پیشرفته تر دارای خلاقیت و نوآوری های بیشتری هستند.

ب) نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری در جنبه فردی
۱) خلاقیت و نوآوری عامل رشد و شکوفایی استعدادها و سوق دهنده به سوی خودشکوفایی است.
۲) خلاقیت و نوآوری از طریق ایجاد زمینه ای انعطاف پذیر ذهنی و رفتاری در توسعه روابط اجتماعی نقش به سزایی دارد.
۳) خلاقیت و نوآوری در رشد و ظهور مهارت ها مانند مهارت های حل مسأله، خودآگاهی و مهارت های هنری، حرکتی، علمی و مکانیکی موثر است.
۴) خلاقیت و نوآوری عامل موفقیت های فردی، شغلی و اجتماعی است.
۵) خلاقیت و نوآوری زمینه های کنجکاوی، تلاش و تفکر را نیز فراهم می آورد.
۶) خلاقیت و نوآوری باعث ارتقای سطح بهداشت روانی افراد می شود.
ج) نقش و اهمیت خلاقیت و نوآوری از جنبه سازمانی
۱) خلاقیت و نوآوری عامل پیدایش سازمان است.
۲) خلاقیت و نوآوری تولیدات و خدمات را توسعه می دهد.
۳) خلاقیت و نوآوری عامل افزایش کمیت، تنوع تولیدات و خدمات است.
۴) خلاقیت و نوآوری موجب کاهش هزینه ها، ضایعات و اتلاف منابع می شود.
۵) خلاقیت و نوآوری موجب افزایش کیفیت تولیدات و خدمات و موفقیت در ر قابت می شود.
۶) خلاقیت و نوآوری انگیزش کاری کارکنان سازمان را افزایش می دهد (سام خانیان، ۱۴:۱۳۸۷).
درجه یا سطوح خلاقیت
محصول خلاق با توجه به سطوح مختلف درجه بندی می شود . تیلر باتوجه به محصولات فکری بشر پس از بررسی و تحقیق در کیفیت آن ها پنج سطح خلاقیت را به شرح زیر شناسایی کرده است که هریک از آن ها شامل درجات مختلفی از خلاقیت است :
۱- خلاقیت بیانگر[۱۲۴]این نوع خلاقیت بیان و اظهار وجود آزادانه شخص را امکان پذیر می سازد نقاشیهای فیالبداهه کودکان و ابتکارات آنان به هنگام بازی با یکدیگر یا با اسباب بازیهای مختلف از جمله این نوع خلاقیت محسوب میشوند که در آن ها کیفیت محصول اهمیت چندانی ندارد لیکن این اظهار وجود برای تظاهر خلاقیت در سطح بالاتر لازم است .
۲- خلاقیت مولد[۱۲۵]:در این سطح فرد کوششهای نسبتاً زیاد و در عین حال هدف مندی برای تولید یک شی ء جدید یا حل مشکلی به خرج می دهد .
۳- خلاقیت اختراعی[۱۲۶]این نوع خلاقیت به وسیله توانایی شخص در تجزیه و تحلیل موقعیت و ساختن ترکیبات جدیدی از عناصر شناخته شده مشخص میشود، در این نوع خلاقیت هیچ گونه اثری از عقاید زیر بنایی جدید دیده نمی شود .
۴- خلاقیت نوآورانه[۱۲۷]: به وسیله این خلاقیت تغییرات معنی دار و مفیدی در اصول و مبانی اولیه نظری، با ساخت و کنش ماشینی یا هنری به عمل می آید .
۵-خلاقیت شهودی[۱۲۸]: محصول این سطح از خلاقیت، تولید چیزی کاملاً تازه و متفاوت از آن چه که تا به حال وجود داشته است، می باشد. (میرقیداری، ۱۳۸۲: ۶۴).
مؤلفه های خلاقیت
باتوجه به مطالعات انجام شده مشخص می شود که هریک از صاحب نظران با توجه به دیدگاه خود خلاقیت را شامل اجزاء و عناصر خاصی دانسته اند. در رویکردی تطبیقی و جامع عناصر اساسی خلاقیت را می توان به شرح ذیل دانست:
۱- انگیزه: خلاقیت ارتباط بسیار نزدیکی با انگیزه دارد. انگیزه را می توان نیروی محرک فعالیت های انسانی و قوه جریان خلاقیت او دانست. انگیزه را به موتور و فرمان خودرو تشبیه کرده اند. در این مقایسه نیروی ذهن انسان و تعیین جهت آن، مفاهیم عمده انگیزه هستند. زندگی افراد بسیار خلاق این نکته را تاکید می کند که آن ها برای عرضه کارهای اصیل، انگیزه های عالی دارند. افراد خلاق در همه حرفه ها دارای این گرایش هستند که کار بیشتری بیافرینند و نسبت به هم سن های خود دوره طولانیتری به عرضه کار ادامه می دهند.
۲- استعداد: یکی از عوامل مهم سازنده خلاقیت استعداد است. افرادی که از استعداد ذهنی مناسب و معمولی برخوردار نباشند در اصل آمادگی ارائه ایده های نو و خلاق را ندارند. در بحث از خلاقیت هر چند گفته میشود که هوش بالا چندان تاثیری در خلاقیت ندارد اما وجود هوش متوسط لازمه خلاقیت و نوآوری است.
۳- تلاش و پشتکار: هیچ پدیده ای را در زمینه خلاقیت و نوآوری نمی توان جانشین پشتکار و مداومت کرد. پشتکار یعنی انجام هر تعهدی، تلاش و کوششی پیگیر داشتن با وجود موانع و مشکلات، هدفی را به طور دائم و خستگی ناپذیر ادامه دادن. اغلب افرادی که در زمینه ایده جویی فعالیت میکنند ابتدا آغازگران خوبی هستند ولی تمام کننده های خوبی نیستند. سخت کوشی در خلاقیت به حدی مهم است که گفته اند، تنها ده درصد از خلاقیت ناشی از الهام و نود درصد حاصل از تلاش و کوشش است.
۴- دانش و اطلاعات: دانش و اطلاعات یکی از عوامل اساسی خلاقیت و در واقع ماده خام آن به شمار می آید. اگر یک قطب خلاقیت را جریان و فعالیت ذهنی بدانیم، قطب دیگرآن معلومات و اطلاعات از اشیاء و امور است. ویلیامز می گوید: «خلاقیت مهارتی است که می تواند، اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد، عوامل جدید اطلاعاتی را در شکل تازه ای ترکیب کند و تجارب گذشته را با اطلاعات جدید برای ایجاد جواب های منحصر به فرد و غیر متعارف مرتبط سازد.
۵- تجربه: تفکر خلاق در خلاء صورت نمی گیرد و به هر شکل و نوعی که باشد از شرایط و موقعیت هایی متاثر می شود. یکی از این شرایط تجربه است. تجربه شامل مجموعه ای از اندوخته ها و برداشت های ذهنی است که در ارتباط متقابل با محیط (طبیعی و اجتماعی ) حاصل می شود. بنابراین افرادی که در زمینه های خاصی دارای تجربه های بیشتری هستند از امکانات بالقوه بیشتری برای ایده های نو برخوردار هستند.
۶- تصور و خیال: پایه و اساس تفکر خلاق، تصور و خیال است. همه ما توانایی ایجاد تصورات مختلف (جانشین، پیش بینی، سازندگی و حدس زننده) را در ذهن خود داریم. با تجسم خلاق می توانید تصور خلاقیت و موفقیت را ایجاد کنید. می توانید تصویر ذهنی حاکی از موفقیت را عملا به موفقیت تبدیل کنید در تخیل نیز از آن جایی که فرد خارج از قیود و نرم های موجود، آزادانه آن چه را که تمایل دارد، در ذهن خود متصور می شود می تواند به خلاقیت دست یابد، تفکر خلاق در حقیقت شکل عالی تخیلات آزاد است. برای تجسم بهتر عوامل اساسی خلاقیت به شکل ۲-۳ توجه کنید.
خلاقیت
تصور و خیال

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است