بررسی رابطه ی میان قابلیت های کارآفرینی معلمان با عملکرد آموزشی آنان در مدارس  …

خلاقیت و کارآفرینی در آموزش و پرورش محصول مستقیم کیفیت برنامه ها، روشها، فعالیتها و فرایندهای یاددهی یادگیری است. همان قدر که گسترش کمی برای تصمیم آموزش و پرورش و فراهم آوری زمینه رشد استعدادها ضروری است، توجه و تاکید بر کیفیت نیز برای بروز و پرورش خلاقیتها و کارآفرینی حیاتی است. آموزش بدون کیفیت، آموزشی سطحی و غیر اثر بخش است که اهداف عمیق و اصلی، از جمله پرورش خلاقیت و کارآفرینی را محقق نخواهد کرد.

۳-۱-۸- شکوفا سازی استعداد و خلاقیت

مطالعات تجربی و حتی مشاهدات روزمره به روشنی نشان می دهند که کودکان، روزانه رفتارهای خلاقانه بسیار دارند. استعداد و خلاقیت کودکان در نظام آموزش و پرورش غیر خلاق و غیر کارآفرین، مجالی برای بروز و شکوفایی نخواهد یافت. در واقع، جریان قدرتمند و پرتلاطم استعداد و خلاقیت کودکان با رسیدن به شنزار آموزش غیر خلاق به سرعت به خاموشی خواهد گرایید و نشانی از آن باقی نخواهد ماند.
بنابراین گسترش خلاقیت و کارآفرینی در نظام آموزش و پرورش بیش از همه نیازمند ساختارها، روشها و مدیریتی است که توانایی شناخت، هدایت و شکوفاسازی استعدادهای بالفعل و بالقوه دانش آموزان را داشته باشد و به این امر به مثابه یک اصل بنیادی بنگرد.

۳-۱-۹- تغییر و تحول

بدون شک ویژگی بارز عصر حاضر، تغییر و تحولی است که در تمام شئون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه در حال وقوع است و بنیانها و ساختارهای سازمان اجتماعی را دگرگون می سازد. نظامهای آموزشی، نه تنها زمینه ذهنی، علمی و پژوهشی لازم را برای پذیرش تغییر و تحول فراهم می آورند، بلکه مهمتر از آن، خود پرچم دار و قافله سالار جریان گسترده تغییر و تحول به شمار می آیند. بنابراین، توجه به اصل تغییر و تحول از اساسی ترین اصول طراحی هرگونه اصلاحات و از جمله تاکید بر کارآفرینی در نظامهای آموزشی است. گرچه مدیریت تغییر و تحول در نظام آموزش و پرورش مستلزم اقدامات متنوع و فراوانی است،
اما قطعاً آموزش مدیران، کارشناسان، معلمان و دانش آموزان مقدم ترین و ضروری ترین آنهاست.

۳-۱-۱۰- مشارکت

جلوه بارز نظام آموزشی کارآفرین، مشارکت، همکاری و انجام دادن کارها و فعالیتهای گروهی است. مشارکت یعنی سهیم شدن افراد در تجربیات، اطلاعات، مهارتها و ابتکار یکدیگر به نحوی که تحقق اهداف در کمترین زمان با صرف کمترین منابع و با بالاترین کیفیت به انجام برسد.
تحقق مشارکت در نظام آموزشی، جلوه های متعددی دارد. زمانی می توان یک نظام آموزشی را مشارکتی دانست که مفهوم مشارکت در سطوح متفاوت مدیریت، برنامه ریزی، تصمیم گیری، اهداف و سیاستها، روشها و خط مشی ها، سازماندهی محتوا و تکالیف درسی، نظارت و ارزشیابی، عینیت یابد و در حکم یک فرهنگ غالب، نهادینه شود. بر این اساس، رعایت اصل مشارکت باید اصلی مهم و ضروری برای طراحی، اصلاح و بهسازی نظام آموزش و پرورش تلقی گردد.

۳-۱-۱۱- تشویق و پاداش

عنصر اساسی کارآفرینی، خطرپذیری است. خطر پذیری نیز صرف نظر از عوامل و خصوصیات فردی، به طور جدی تحت تأثیر فرهنگ اجتماعی و سازمانی قرار دارد. کارآفرین نیازمند تشویق و حمایت پاداش است. خطاها تنها زمانی زمینه مناسبی برای رشد و موفقیت به شمار می آیند که با نگرش جامع و دوراندیشانه پذیرفته و هدایت شوند. از سوی دیگر، موفقیت تنها زمانی زمینه ساز موفقیتهای بعدی و بزرگتر است که به شایستگی شناسایی شود و مورد قدردانی و پاداش قرار گیرد.
به این ترتیب، نظام آموزشی، زمانی کارآفرین و خلاق است که نه تنها زمینه لازم را برای خطرپذیری مدیران، کارشناسان، معلمان و دانش آموزان فراهم آورد، بلکه ساز و کارها و روشهای مؤثر را نیز برای شناسایی و قدردانی خلاقیت ها و کارآفرینی ها پیش بینی کند.

۳-۱-۱۲- نظارت و ارزشیابی مستمر

نظارت و ارزشیابی با هدف کنترل مستمر فعالیت ها، تشخیص کاستی ها و نارسایی ها، ارائه بازخوردهای به هنگام، تعیین میزان تحقق اهداف و در نهایت، نشان دادن نقاط ضعف و قوت تهدیدها و فرصت ها، صورت می پذیرد. دستیابی به کیفیت، بدون نظارت و ارزشیابی توأم با مسئولیت مقدور نیست. بر این اساس، ایجاد و مدیریت اصلاحات در نظام آموزش و پرورش مستلزم طراحی نظام جامع نظارت و ارزشیابی است.
به طور کلی، می توان گفت مدیریت اصلاحات در آموزش و پرورش و هدایت آن به سمت نظام آموزشی خلاق و کارآفرین در گرو توجه عملی به این اصول دوازده گانه است. از آن جا که هر یک از این اصول بعد یا جنبه ای از ضرورت های فرایند اصلاحات آموزشی را مورد توجه قرار می دهد، توجه هم زمان به تمام آنها و سازمان دهی طرح جامع اصلاحات، به نحوی که تمام اصول در آن به کار رود، ضروری و حیاتی است. (بهرنگی و طباطبایی، ۱۳۸۹)

۳-۲- نقش ها و ویژگی های خاص معلمان و مدیران کارآفرین

مدیر یا معلم کارآفرین، در نظام آموزشی نقش های زیر را برعهده دارد:
۱) الگو بودن: این نقش دلالت بر شاخص و معروف بودن مدیر در محیط، جامعه، سازمان و بخش تحت مدیریت خود دارد. مدیریت تجلی ایده هایی است که بر مبنای بینش، توانایی، رفتار، مهارت و خلاقیت شکل می گیرند. در ژاپن وقتی که امپراتور برای پنجره های خود به جای شیشه از مقوا استفاده کرد، دولتمردان تقاضا کردند که او از شیشه استفاده کند. امپراطور پاسخ داد اگر ژاپن شیشه تولید کرد، آن گاه
به جای مقوا از شیشه استفاده می کنم. این ایده یک مدیر لایق است که برای کارگر ژاپنی الگو می شود و در نتیجه، او خود را وقف ژاپن می کند. بدین ترتیب مدیر آموزشی نیز باید برای دانش آموزان خود
الگو باشد و ایده هایش برای همه معلمان و دانش آموزان سرمشق شود.
۲) راهنمایی و دلالت: این نقش به مدیر، معنی و مفهوم راهبر می دهد و او را به عنوان شاخص و نشان دهنده راه معرفی می کند. نشان دهنده راه کسی است که خود، راه را خوب می شناسد. مدیر آموزشی نقش مرشد (ارشادکننده) را دارد و لازمه مرشد بودن آن است که، شخص، خود خوب رشد کرده باشد. به بیان دیگر مدیر باید راه پیش روی مدرسه را بشناسد و بشناساند. مدیر آموزشی مثل فیلسوف هستی شناس است و هستی شناسی او انتقالی هم هست، یعنی باید هستی شناخته شده را به دانش آموزان خود بشناساند.
۳) جوابگویی: این نقش دلالت بر پدید آوردن پرسش ها و آمادگی برای پاسخگویی به آنها دارد و زمانی شاخص توسعه تلقی می شود که پاسخ ها خیلی نزدیک به سؤال ها باشند. مدیر آموزشی نباید پشت حوادث قرار گیرد، بلکه باید پیش از بروز خطر دست به کار شود. او باید قبل از همه حرکت کند. نه تنها باید پاسخگوی سؤالات دانش آموزان باشد، بلکه از قبل سؤالات را طرح کرده باشد.
۴) تقویت روحیه خود کنترلی: معلم کارآفرین به دانش آموزان می آموزد که همه شکست ها عامل بیرونی ندارند. بلکه باید به تلاش و انرژی درونی خود متکی باشند زیرا شکست ها و پیشرفت ها نتایج عملکرد خود او می باشد.
۵) علاقه مندی به کار: این نقش زمینه های تلاشگری و روحیه کار را برای توسعه اقتصادی فراهم
می نماید. بر این اساس، روحیه پایداری غلبه بر مشکلات و داشتن عزمی راسخ برای کسب موفقیت به دانش آموزان آموخته می شود تا اعتماد به نفس در آنها شکل گیرد.
۶) تقویت و ایجاد روحیه خوش بینی و اصرار بر حل مشکلات: این نقش تأکید می کند که آموزش و پرورش باید دانش آموزان را هدفمند، واقع بین و حلال مشکلات خود تربیت کند.
۷) آموزش روحیه مخاطره پذیری: رسالت مهم آموزش و پرورش، پرورش افراد شجاع، متعهد و پرافتخار است. از دیگر ویژگی های کارآفرینان که باید به پرورش آنها پرداخت می توان روحیه دوراندیشی، مسئولیت پذیری، همکاری، دقت و کمال جویی، خلاقیت و نوآوری، پافشاری، بصیرت، خودجوشی، توانایی، سازگاری و… را ذکر کرد.
کارآفرینی مدیریت آموزشی برگرفته از این نقش هاست و مدیر باید این نقش ها را بر دیگر نقش های مدیریت ترجیح دهد.
کارآفرینی برای همه سازمان ها مهم است، اما برای مراکز آموزشی از اهمیت و حساسیت بیشتری برخوردار است، زیرا مدیر آموزشی، در جایگاه ترویج کارآفرینی است و باید کارآفرینی را به دانش آموزان یاد دهد. این همان رسالت اصلی تعلیم و تربیت است. یعنی دادن فرمان رشد فراگیران به دست خودشان است. به طور کلی کارآفرینی در کشاورزی عامل پایداری است، در صنعت محور توسعه و در آموزش عامل درونی شدن یادگیری. مدیریت آموزشی باید توجه داشته باشد که همه افراد در هر حرفه ای که هستند به نوعی از مدرسه فارغ التحصیل می شوند. به بیان دیگر، مدرسه مکانی است که باز خورد آن به کل نظام برمی گردد و اگر روح کارآفرینی در مدرسه حاکم شود، اثرات آن به تمام حرفه ها تعمیم می یابد.
کم توجهی به کارآفرینی در نظام آموزشی به ویژه در آموزش ابتدایی، انکارناپذیر است. جامعه و نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه، رسانه های گروهی و نهادهای سیاسی و حکومتی باید به شکل منظم و مطلوب، کارآفرینی را آموزش دهند.
برای رسیدن به اهداف فوق باید نکات زیر را مورد توجه قرار داد:
۱) ایجاد انگیزه و علاقه در دانش آموزان و آماده سازی آنها برای شناخت مسائل اجتماعی، کار و کارآفرینی ۲) ایجاد توانایی لازم در دانش آموزان برای تجزیه و تحلیل موضوعات ساده اجتماعی
۳) آشنا نمودن هرچه بیشتر دانش آموزان با محیط اجتماعی خاص خود و روشن کردن روابط افراد با یکدیگر در زمینه های مختلف اجتماعی (یعقوبی نجف آبادی، ۱۳۸۹)
علیرغم اینکه در خصوص ویژگی ها و قابلیت های کارآفرینی، به تفصیل بحث گردید اما به دلیل اهمیت موضوع، در اینجا به بعضی از ویژگی هایی که در مدیران و معلمان کارآفرین بیشتر دیده می شود،
اشاره می کنیم:
۱) سریع برانگیخته می شوند. به بیان دیگر، انگیزه ی انجام کارها را دارند و آن را در خود تقویت می کنند.
۲) از نگرش بدبینانه پرهیز می کنند و بر سیستم عصبی خود کنترل دارند.
۳) در برخورد با دیگران شکیبا هستند. به بیان دیگر، تحمل شنیدن و درک ایده های مخالف را دارند.
۴) رفتارها و عملکردهای دیگران را از هم تفکیک می کنند و برای هر کدام تعریف جداگانه ای دارند.
۵) به دنبال بارز شدن و مطرح شدن نیستند، زیرا شهرت را مانع اثر بخشی می دانند.
۶) ویژگی های فردی آنان بر پایبندی آنها بر حل مشکلات دلالت دارد.
۷) از دیگران فاصله نمی گیرند، نوعدوست هستند و خود را با دیگران همراه و هم تراز فرض می کنند.
۸) به تک تک کارکنان، دانش آموزان و اولیای آنها توجه دارند.
۹) افکاری طوفانی دارند. مغز خود را به کار می اندازند و واکنش ها و کنش های محیطی را دایماً بررسی می کنند.
۱۰) از رویدادها برداشت خوب و مثبت دارند، به نحوی که حتی از برداشت های منفی نیز برداشت مثبت می کنند. به بیان دیگر منفی ها را نفی می کنند نه اثبات. به مصداق گفته لقمان حکیم از بی ادبان،

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.