سامانه پژوهشی –
بررسی موانع  اشتغال فارغ التحصیلان تکنولوژی آموزشی از منظر اساتید و دانشجویان  …

بطور کلی دانشجویان دوره های آموزشی را به ترتیب زیر اولویت بندی نمودند :
١-انجام پروژه های شغلی و کارافرینی
٢-آشنایی با نحوه تدوین طرح شغلی
٣-آشنایی با مشاغل مربوط به رشته تحصیلی
۴-توانایی کار با رایانه تا حد رفع نیازهای شغلی
۵-آشنایی با قوانین کسب و کار
۶-کارورزی
٧- آشنایی با نحوه تاسیس و ثبت شرکت
٨-آشنایی کامل با زبان انگلیسی
٩-خلاقیت و نوآوری
١٠ -کار گروهی
نتایج تحلیل همبستگی نشان میدهد که تمام ده دوره آموزشی با کارآفرینی رابطه مثبت معنی داری دارند. نتایج نشان دهنده آن است که اگر دانشگاه ها این دوره های آموزشی را با موفقیت اجرا کنند نقش مهمی را در توسعه کارافرینی در بین دانشجویان ایفا خواهند کرد.
نتایج تحلیل آزمون تی، نشان میدهد که از بین تمام متغیرهای تحقیق فقط در سه متغیر آشنایی تا قوانین کسب و کار، آشنایی با نحوه تاسیس و ثبت شرکت و خلاقیت و نوآوری در بین دانشجویان دختر و پسر تفاوت معنی داری وجود دارد.
سوری و کیهانی حکمت ( ۱۳۸۴)، در پژوهشی با عنوان بازار کار فارغ التحصیلان آموزش عالی بیان میکنند:
توفیق فارغ التحصیلان در بازار کار به مجموعه ای از عوامل بستگی دارد که رشته تحصیلی و ویژگی های شخصیتی از جمله آنها به شمار می آید. عامل تعیین کننده عمده در توفیق فارغ التحصیلان در بازار کار در واقع رشته ای است که دانشجو در آن زمینه تحصیل کرده است.کسب سرمایه انسانی به خودی خود ،تنها علت رفتن به دانشگاه و اخذ یک مدرک تحصیلی نیست.
بطوریکه یک جنبه مهم مصرفی نیز در آموزش وجود دارد. در نتیجه برای فارغ التحصیلان رشته هایی که در آن جنبه مصرفی آموزش بالاست، ممکن است به نسبت، فروش مهارتهای ایشان در بازار کار مشکل تر باشد. بدین منظور، توزیع نسبی بیکاران فارغ التحصیل دوره های آموزش عالی بر حسب رشته تحصیلی نشان میدهد در سال ۱۳۸۲ اکثریت بیکاران فارغ التحصیل آموزش عالی (۱۵/۸) درصد در رشته بازرگانی و مدیریت تحصیل کرده اند، پس از ان ۲/۱۵ درصد در رشته علوم انسانی و ۳/۱۴ درصد در رشته های مهندسی فارغ التحصیل شدهاند که این مساله به لحاظ تداوم برنامه ها و شیوه های سنتی آموزشی ،تکیه بیش از حد به آماده نشدن آنها برای مواجهه با مسایل و نیازهای جامعه و رواج روحیه مدرکگرایی و افزایش انتظارات دانشآموختگان از دولت برای ایجاد اشتغال و استخدام انها قابل توجه است. از طرف دیگر زنان دارای تحصیلات عالی عمدتا در مشاغل وابسته به فعالیتهای آموزشی، بهداشتی و خدمات عمومی مشغول به کار هستند و این فعالیتها در سالهای آینده امکان رشد زیادی ندارند. بنابراین فراهم کردن زمینه های مناسب برای اشتغال زنان دارای تحصیلات عالی در سایر فعالیت های اقتصادی اجتناب ناپذیر است.
در ایران دخالت دولت در بازار کار و آموزش رسمی به تاکید بیشتر برکسب مدرک است تا کسب مهارتهای مولد، بطوری که مقررات بازار کار در ایران مانع میشود که کارفرمایان حقوق متناسب با بازار کار کارکنان را پرداخت کنند. مشاغل دولتی نظام پرداخت مشخصی دارند و برای مدرک بیشتر از مهارتهای واقعی و اصول کار خلاق ارزش قایل می شوند( سوری و همکاران ، ۱۳۸۴).
پژوهش های که بر وجود همزمان چندین عامل به عنوان عوامل اشتغال یا بیکاری، تاکید می کند:
در پژوهشی با عنوان بررسی تجربی پنج کشور موفق در زمینه توسعه آموزش کارآفرینی برای فارغ التحصیلان دانشگاهی که توسط نبیونی، آقاجانی ، اله وردی زاده(۱۳۸۶)، نوشته شده آمده است:
نیل به توسعه، به عنوان یک هدف مهم و اساسی در گرو استفاده بهینه از همه امکانات کشور به خصوص نیروی انسانی می باشد که به عنوان یکی از مهم ترین و کلیدی ترین سرمایه های هر کشور محسوب میشود. با توجه به اینکه کشور ما در زمره جوانترین کشورهای جهان قرار دارد و حجم عظیمی از نیروهای آماده به کار و دارای پتانسیل بالقوه به خصوص قشر تحصیلکرده در آن به چشم می خورد، اهمیت کارآفرینی و آموزش آن بیش از پیش احساس می شود. هر نظام آموزشی دارای شش مولفه اصلی میباشد که با یکدیگر دارای ارتباط درونی تنگاتنگ و دو جانبه بوده و قویا تحت تاثیر محیط فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، تکنولوژیکی، مذهبی وجغرافیایی فعالیت میکند.
دکتر سعیدی رضوانی، حسین زاده وحسین باغگلی (۱۳۸۹)، در مقالهای با عنوان تحلیل سرنوشت شغلی دانشآموختگان رشته مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد به نتایج زیر دست یافتند:
۱- با عنایت به مقایسه کمی وضعیت اشتغال یابی فارغ التحصیلان دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی تقریبا مساعد است، زیرا تنها حدود۸/۰افراد علیرغم تمایل به اشتغال ” بیکار” مانده اند.
-۲ نگاه فارغ التحصیلان نسبت به توانمندی های خودشان (عمومی و تخصص) بسیار پایین و قابل تامل است.
۳- اگر چه نگاه فارغ التحصیلان به مسایل اجتماعی مرتبط با شغل چندان منفی نیست(مثلا اکثریت آنها مهارت داشتن را از پارتی داشتن مهمتر میدانند) ولی در عین حال در مورد جایگاه رشته مهندسی در جامعه دیدگاه منفی دارند و نسبت به آینده شغلی خود امیدوار نیستند.
۴- از نظر فارغ التحصیلان دانشکده مهندسی، دانشگاه فردوسی در فراهم آوردن تمهیدات لازم جهت اشتغال دانشجویان(بعد از فراغت) موفق عمل کرده است. ارزیابی دانشجویان راجع به اساتید به لحاظ فراهم ساختن مقدمات اشتغال و ارتباط با کارفرمایان نسبتا مثبت است.
۵- به طور کلی فارغ التحصیلان از رشته تحصیلی شان رضایت نداشتند.
۶- در مورد پرورش مهارت کارآفرینی نظرات بر اساس مولفه

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 های مهارت مذکور مختلف بوده است. مثلا وضعیت در مورد پرورش مهارت مدیریت راهبردی مطلوب و در مورد پرورش مهارت ریسک پذیری چندان مطلوب نبوده است(در حد متوسط بوده است).
۷- اگر چه تطابق محتوای رشته با محتوای شغل، چندان در حد مطلوب نبوده است ولی با توجه به نظر فارغ التحصیلان میتوان نتیجه گرفت که به هر روی، محتوای رشته تاثیر چندان مثبت یا منفی در شغل یابی نداشته است.
از نظر فارغ التحصیلان، بالاترین نکته مثبت، تلاشهای عناصر مختلف دانشکده مهندسی در راستای ایجاد ارتباط و تعامل دانشجویان با کارفرمایان بوده است.
علیرغم وجود برخی نگاه های منفی نگران کننده (مانند نگاه منفی به توانمندیهای خودشان و رشته تحصیلی شان نظیر جایگاه رشته مهندسی)، وجود برخی نگرشهای واقع بینانه مثبت اندیشانه (بدور از فرافکنی)، جای امیدواری است. به طوری که اکثر دانشجویان داشتن مهارت را از داشتن پارتی برای شغل یابی موثرتر میدانند یا اکثر آنها تصوری منفی از اجتماع ندارند. به طوری که اکثریت آنها با گویه مبتنی بر”تخصص مدار نبودن جامعه ما” مخالفت کرده اند. سخن آخر این که از دید دانشجویان دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی، نقطه قوت عمده، ارتباط دانشکده مذکور با کارفرمایان و بازارکار بوده است.
پژوهش های که بر علاوه بر وجود عوامل اصلی همانند عوامل اقتصای اجتماعی ، بر متغیر های زمینهای همانند جنسیت، میزان تحصیلات و سن به عنوان یکی از عوامل اشتغال یا بیکاری، تاکید میکند:
ملک پور و محمدی(۱۳۹۲) در مقالهای با عنوان بررسی زمینهها و موانع اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی مقطع کارشناسی رشته های علوم انسانی شهرستان بیجار اشاره میکند:
از کل نمونه آماری،۱/۲۹درصد (۹۹ نفر) شاغل بخش دولتی ، ۴/۱۲ (۴۲ نفر) شاغل بخش خصوصی و ۵/۵۸ درصد (۱۹۹نفر) بیکار و در جستجوی کار هستند. این نشان می دهد که بیش از نیمی از پاسخگویان ما بیکار هستند و به دنبال بدست آوردن شغل هستند.
پاسخ به فرضیات پژوهش:
پاسخ فرضیه اول : رابطه معناداری بین جنس پاسخگویان و وضعیت اشتغال آنان وجود ندارد.
پاسخ فرضیه دوم: رابطه معناداری بین سن پاسخگویان و وضعیت اشتغال آنان وجود دارد.
پاسخ فرضیه سوم : رابطه معناداری بین جنس پاسخگویان و نگرش آنها نسبت به موانع توسعه اشتغال وجود ندارد.
پاسخ فرضیه چهارم: رابطه معناداری بین جنس پاسخگویان و نگرش آنها نسبت به عوامل توسعه اشتغال وجود ندارد.
پاسخ فرضیه پنجم: رابطه معناداری بین وضعیت اشتغال پاسخگویان و نگرش آنها نسبت به موانع توسعه اشتغال وجود ندارد.
پاسخ فرضیه ششم: رابطه معناداری بین وضعیت اشتغال پاسخگویان و نگرش آنها نسبت به عوامل توسعه اشتغال وجود دارد.
از کل نمونه آماری، ۱/۳۷ درصد (۱۲۶) عدم سرمایه گذاری دولت در امور زیربنایی، ۹/۷ درصد(۲۷ نفر) عدم اجرای کامل اصل ۴۴ قانون اساسی ، ۱/۳۹ درصد(۱۳۳ نفر) عدم تناسب رشته های تحصیلی دانشگاه و بازار کار و ۹/۱۵ درصد (۵۴ نفر) سایر عوامل را موانع توسعه اشتغال میدانند. با توجه به تعداد عوامل موثر بر بیکاری فارغ التحصیلان، آموزش عالی باید برای حل این معضل از اختیارات و امکانات کلیه سازمانهای مرتبط به منظور تهیه و اجرای طرح جامع و فراگیر در زمینه اشتغال استفاده شود. طرح مذبور باید با مسئولیت مستقیم وزارتخانه های علوم، تحقیقات و فناوری، بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، کار و امور اجتماعی، امور استخدام کشوری و تامین اجتماعی تهیه و سپس برای تامین اعتبار و یافتن وجه قانونی به مجلس شورای اسلامی ارایه شود. آنچه در طرح فوق باید مد نظر قرار گیرد عبارتست از توجه به عوامل موثر بر اشتغال به طور کلی و اشتغال فارغ التحصیلان آموزش عالی به طور خاص و مسولیت دادن به سازمان های مرتبط با آن.