دسته بندی: علمی - تحقیقاتی
برنامه ریزی راهبردی توسعه اکوتوریسم در منطقه ارسباران مطالعه موردی شهرستان کلیبر- قسمت 21
گردشگری

___

مطالعات برنامه ریزی گردشگری استانهای:آذربایجان شرقی- آذربایجان غربی- مازندران، خوزستان، تهران

برنامه عمرانی اول(1328-34)، وعمرانی دوم(1335-41) کشور فاقدبخش گردشگری هستند ودرآنها به گردشگری پرداخته نشده است.(معصومی،ص25، 1387).درذیل به ویژگی های برنامه های توسعه گردشگری دربرنامه های عمرانی کشور قبل وبعد از انقلاب می پردازیم.
برنامه سوم پنجساله عمرانی کشور(1342-46): دربرنامه سوم عمرانی کشور دربخش گردشگری فعالیتهای زیر مدنظربودند.
1- تأسیسات: احداث یا کمک به احداث 45 هتل، 100 دستگاه کلبه های مخصوص کنار دریا، 36 قهوه خانه و 12 چاپخانه
2- تسهیلات: احداث دفاتر اطلا تی در مرزهای ورودی به کشور، ایجاد تسهیلات گمرکی و…
3- آموزش: برگزاری کلاسهای مختلف برای تربیت کارکنان هتلها وراهنمایان گردشگری
4- تبلیغات: چاپ ونشر مقاله، 17بروشور، 15 کتاب راهنما به زبانهای مختلف وتشکیل نمایشگاه های عکس واسلاید و تهیه فیلم از جاذبه های گردشگری
برنامه چهارم پنجساله عمرانی کشور(1347-51)
در این برنامه درزمینه گردشگری به همکاری بین سازمانها به منظور ایجاد تسهیلات گردشگری و تشویق بخش خصوصی در زمینه احداث هتل تأکید شده است
برنامه پنجم توسعه عمرانی کشور(1352-56)
برخی از برنامه های گردشگری در این دوره عبارت بودند از : ایجاد انواع تأسیسات پذیرایی برای گردشگری در مرزها و شاهراه ها، ایجاد تأسیسات گردشگری وتفریحی اعم از ییلاقی، درمانی درشمال کشور و…
برنامه ششم توسعه عمرانی کشور(1357-61)
اهداف برنامه گردشگری در این دوره بدین شرح بوده است
1- در سطح بین المللی: نفوذ در بازارهای عمده بین المللی با تأکیدبر مزیت های نسبی ایران به منظور افزایش سهم ورودیهای ایران از گردشگری بین المللی برای شناساندن تصویر ایران امروزو تحصیل ارز بیشتر از خدمات گردشگری
2-در سطح ملی: حفاظت و آماده سازی ذخایر گردشگری برای توسعه و تنوع بخشیدن به عرصه های گردشگری و افزایش ظرفیت پذیرش تأسیسات اقامتی و پذیرایی متوازن با روند تقاضای داخلی وخارجی.
3- در سطح ناحیه ای: ایجاد وگسترش تأسیسات پذیرایی و تفریحی در مناطق ییلاقی و روستایی به منظورتأمین فرصتهای سالم و مطلوب برای گذراندن فراغت نسل های نیروی جوان و نیروی کار هرناحیه. (معصومی، 53-64، 1387).
21-2- سازمانها ونهادهای متولی گردشگری درایران:
ا- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 2- وزارت علوم، تحقیقات و فن آوری 3- وزارت امور اقتصادی و دارایی 4- وزارت کشور 5- وزارت امور خارجه 6- سازمان میراث فرهنگی و گردشگری 7- وزارت راه وترابری 8- وزارت کشاورزی 9- وزارت جهاد سازندگی 10- سازمان حفاظت محیط زیست 11- سازمان جنگل ها و مراتع کشور 12- سازمان تربیت بدنی 13- سازمان صنایع دستی 14- سازمان صدا و سیما.
با توجه به اینکه جامعه آماری ما دراین تحقیق مسئولان وکارشناسان صنعت گردشگری در سطح شهرستان کلیبر می باشد لذا مشخص شدن سازمانها و نهادهای متوالی گردشگری می تواند مسیرپیمایش را تسهیل کرده و دسترسی به اطلاعات وآمار ارقام مربوط به گردشگری را آسان کند وباعث عدم گمراهی و اتلاف وقت شود چراکه افرادی که با این صنعت سرو کار دارند ممکن است بیشتر از افرادغیرکارشناس وغیر مسئول بتوانند به هدایت درست تحقیق یاری رسانند
22-2- مفهوم راهبردیا استراتژی
واژه استراتژی از کلمه یونانی گرفته شده است که به معنای رهبری است(سازمان برنامه و بودجه، ص 3، 1378). درمورد تعریف آن هیچگونه تعریف واحد ، جامع و مانعی وجود ندارد.دریک تعریف راهبرد اینگونه بیان شده است که: راهبرد الگویی از یک سلسله اقدامات که هدفها، سیاستها و زنجیره های عملیاتی یک سیستم را درقالب یک کل به هم پیوسته با یکدیگر ترکیب می کند.(معصومی ،ص 81 ،1388). وظیفه استراتژی شناخت فرصتها، تهدیدها و ایجاد عواملی برای فرصتها جهت بالفعل شدن منفعت بالقوه ای که در آن وجود دارد، می باشد( پهلوانیان وبیگی نژاد، ص95، 1381).دراین تحقیق واژه راهبرد با استراتژی به یک معنی است وسعی بر آن است که در همه جا از کلمه راهبرد استفاده شود.
23-2-برنامه ریزی راهبردی/استراتژیک
در این خصوص نیز اتفاق آراء وجود ندارد. برنامه ریزی راهبردی گونه ای ازبرنامه ریزی است که دران هدف تعریف و تدوین راهبرد هاست.برنامه ریزی راهبردی شیوه ای است نظام یافته جهت اخذ تصمیمات و اجرای فعالیت ها در خصوص شکل دهی و رهنمود یک سیستم ، کارکرد وعلل آن.سیستم می تواند یک شهر، منطقه، استان یا ایالت و یا یک کارکرد و بخش مثل حمل و نقل و یا آموزش باشد.گردشگری نیز به عنوان یک کارکرددر گستره شهری و منطقه محسوب می گردد.به عقیده فریدمن در این نوع برنامه ریزی(برنامه ریزی راهبردی)عمل و برنامه ریزی با یکدیگر ادغام شده اند در این شیوه حداقل سه مرحله به مراحل سنتی برنامه ریزی یعنی شناخت-تحلیل-طرح افزوده شده که عبارتند از:تعریف اهداف کلی و عملیاتی، ارزیابی پیشنهادات و راه حل ها و اجرا و بازنگری.
برنامه ریزی استراتژیک فرایندی است در جهت تجهیز منابع سازمانی و وحدت بخشیدن به تلاشهای آنها، برای نیل به اهداف و رسالتهای بلند مدت، با توجه به امکانات و محدودیتهای درونی و بیرونی.(رعنایی، ص 57، 1389).
برنامه ریزی به عنوان حیطه نظری وتجربی همواره تغییر یافته و خود را با شرایط و شیوه تفکرات نوین سازگار می نماید.برنامه ریزی استراتژیک بخشی از فرایند تکاملی است.آنچه برنامه ریزی استراتژیک را از دیگر اشکال برنامه ریزی متمایز
می کندعبارت است از شیوه های گرد آوری اطلاعات بصورت گزینشی، تحلیل هدفمند و تعیین اهداف، مشارکت تصمیم سازان اصلی، تبیین وارزیابی گزینه ها، بررسی تبعات آتی تصمیمات و اقدامات کنونی وبیشتر از هرچیز دیگرتأکید براجرای موفقیت آمیز برنامه.
برنامه ریزی استراتژیک توجه خود رابه آنچه که برای جامعه و یا سازمان مهم است معطوف ساخته، چارچوبی جهت مساعدت به تصمیم گیران در رویارویی با شرایط متغیروتعیین الویتها در تخصیص منابع و فعالیتها فراهم می سازد(مسیحی،ص8 ، 1381).
بنابرین با تکیه بربرنامه ریزی راهبردی وبا مشخص کردن اهداف می توان به منظور توسعه، منابع وامکانات راشناخت وبا توجه به کم وکیف آنها،راهبردهای معینی را تدوین کرد .برخی از مزایایی که برنامه ریزی راهبردی بدنبال داردوبه شرح ذبل می باشد.باعث ایجاد انگیزه در برنامه ریزان به منظورتدوین برنامه های راهبردی درجهت توسعه سیستم های مختلف می شوند.
برنامه ریزی راهبردی قبل از پیش آمدن مشکلات احتمالی از وقوع آنها خبر می دهدوبه علاقمند شدن مدیران به سازمان کمک می کند.تغییرات را مشخص کرده و شرایط عکس العمل دربرابر تغییرات فراهم می کند،عملی ساختن بسترهای مناسب برای دسیابی به اهداف از پیش تعیین شده را بهبود می دهد، به مدیران کمک می کند که درک روشن تری ازسازمان داشته باشند، شناخت فرصتهای بازارهای آینده را آسان تر می سازد، دیدی هدفمند از مسائل مدیریت ارائه می دهد، قالبی برای بازنگری اجرای برنامه و کنترل فعالیتها ارائه می دهد،به مدیران کمک می کندتا در راستای اهداف تعیین شده تصمیم های اساسی را اتخاذ کنند، به نحو مؤثرتری زمان و منابع را به فرصتهای تعیین شده تخصیص می دهد،هماهنگی در اجرای تاکتیکهایی که برنامه را به سرانجام می رسانند بوجود می آورد،زمان و منابعی را که باید فدای تصحیح تصمیم های نادرست و بدون دید بلند مدت گردند، به حداقل می رساند، ترتیب دهی الویت ها را درقالب زمانی برنامه فراهم می آورد، تفکر آینده نگر را تشویق می نماید،برای داشتن یک روش هماهنگ، یکپارچه همراه با اشتیاق لازم از سوی افراد(سازمان) دربرخورد با مسائل و فرصتها، انگیزش ایجاد می کند(سازمان برنامه و بودجه، 1378)، الویتها را جهت اجرا وبکارگیری منابع مشخص می نماید، عملکرد سیستم را بهبود می بخشد،صرفه جویی در منابع ایجاد می کند، مسیر حرکت آتی سیستم را روشن ساخته، چشم اندازی برای آینده فراهم می سازد(آقائی، ص75، 1390).
24-2- تدوین راهبرد گردشگری
توسعه مقاصد گردشگری به مانند سایر کسب و کارها باید از طرح عملیاتی یا راهبردی پیروی نماید. راهبرد توسعه گردشگری منطقه براساس بررسی عرضه و تقاضا با هدف بهبود و ارتقای محصولات موجود، شناسایی فرصتهای توسعه بازار و تعیین الویتهای بلند مدت صنعت گردشگری منطقه تدوین می شود. راهبرد گردشگری به عنوان چارچوب تصمیم سازی، راهنمای عمل در توسعه آتی فعالیتهای گردشگری است. در فرایند تدوین راهبرد توسعه گردشگری، نقاط قوت و ضعف محصول گردشگری منطقه، اهداف خرد وکلان(برای برآوردن نقاط قوت وضعف و رسیدن به نتایج مطلوب و چارچوب طرح عملیاتی(برای رسیدن به اهداف) تعیین می شوند. تعیین اهداف خرد کلان گردشگری، هسته ی اصلی راهبرد توسعه گردشگری منطقه است، اهداف کلان، هدفی عام وکلی هستند که مقصد امید وار است از طریق انجام فعالیتهای توسعه گردشگری به آن ها دست یابد.آن ها مفاهیمی پیوسته و غیر قابل سنجش هستند که چارچوبی کلی و عام برای اهداف خرد و عملیاتی تعیین می نمایند. به عنوان مثال، اهداف کلان برارتقای سطح رضایتمندی بازدیدکنندگان، تنوع بخشیدن به بازار گردشگری، افزایش مشارکت جامعه ی محلی در فرایند توسعه گردشگری، ارتقای نقش گردشگری در اقتصاد محلی و ارتقای پتانسیل های گردشگری منطقه تمرکز می کند.در مقابل اهداف خرد، خاص، معین و مرتبط با اقدامات واقعی برای توسعه گردشگری منطقه هستند.آن ها ابزاری جهت هدایت اقدامات اجرایی در کمک به براوردن اهداف کلان توسعه می باشند.بنابرین اهداف خرد باید واقعی، قابل سنجش و دست یافتنی(در یک دوره زمانی خاص) باشند.به عنوان مثال چنانچه هدف کلان، ارتقای پتانسیل گردشگری یک ناحیه تعیین شده باشد، اهداف خرد را می توان شناسایی جاذبه های جدید و قابل توسعه در منطقه، تشویق ایجاد اقامتگاه های 3 ستاره، در منطقه تعیین نمود. اهداف خرد مورد اشاره ، در جهت ارتقای پتانسیل گردشگری ناحیه با افزودن موارد جدید جهت سرگرم نمودن و ایجاد اماکن بیشتر جهت اقامت، به توسعه گردشگری منطقه کمک خواهند نمود. همانطور که اهداف خرد وکلان هسته ی راهبرد ها به شمار می آیند، برنامه ی اجرایی و عملیاتی نیز بدنه اجرایی اهداف و راهبرها می باشند. برنامه اجرایی نیز به منظور تعیین چگونگی دستیابی به اهداف خرد بر پایه اهداف خرد و کلان تعیین می شوند.(صالحی، صادق، ص24).
راهبردتوسعه گردشگری
تعیین سیاستهای گردشگری
تجزیه و تحلیل بازار گردشگری
بررسی منابع گردشگری

برچسب ها :

ناموجود