دسته بندی: علمی - تحقیقاتی
برنامه ریزی راهبردی توسعه اکوتوریسم در منطقه ارسباران مطالعه موردی شهرستان کلیبر- قسمت 25

رویکرد فضایی – کالبدی: این رویکرد برجنبه های فضایی گردشگری وبرنامه ریزی منابع طبیعی براساس تحلیل دقیق وموضوع دسترسی تأکید دارد. این رویکردابعاد مکانی را با هدف توزیع متعادل فعالیتهای اقتصادی، بویژه فعالیتهای بخش گردشگری در فضا مدنظر قرار میدهد. هم چنین دراین رویکر، ابعادبوم شناختی گردشگری همراه با نیازهای ناشی ازآن برای توسعه درنظرگرفته می شود، تا آثارمنفی گردشگری برمحیط زیست فیزیکی به حداقل برسد. اما اغلب این رویکرد نیز به ویژگی های اجتماعی و فرهنگی یک مقصد گردشگری توجهی ندارد.( (رضوانی، 165، 1387).
2-26-2- رویکردهای یکپارچه- منسجم(از 1945میلادی به بعد):
این رویکردها سعی دردخالت دادن تمامی ابعاد، عوامل و اجزای مرتبط با برنامه ریزی گردشگری دارند.(البته حیطه تنوع عوامل مرتبط در هرمقطع زمانی مفهوم جداگانه ای داشته است. بدین صورت که در طول زمان عوامل بیشتری توسط برنامه ریزان در توسعه این فعالیت دخالت داده شده اند.رویکردهای ذیل در این گروه قرار می گیرند:
4-رویکرد مشارکت مردمی در برنامه ریزی(برنامه ریزی مردمی) 5- رویکرد جامع 6- رویکرد تحلیل سیستمی7- توسعه پایدار 8- رویکرد برنامه ریزی فراگیر بلند مدت 9- برنامه ریزی راهبردی – ساختاری
10- رویکرد برنامه ریزی راهبردی(استراتژیک)
رویکردهای برنامه ریزی گردشگری بخصوص رویکردهای یکپارچه، زیرمجموعه ای از همان رویکرد های رایج در برنامه ریزی شهری و منطقه ای هستند.جدا از ماهیت ومحتوای فعالیت گردشگری، تمام اصول برنامه ریزی شهری و منطقه ای در خصوص برنامه ریزی گردشگری نیز صدق می کند.(رستگاری، ص 26تا29، 1389).
4- رویکرد مشارکت مردمی در برنامه ریزی(برنامه ریزی مردمی)
این رویکرد تداوم توجه و الویت بخشی به مقصد در برنامه ریزی گردشگری است.این گرایشات با تداوم توجه به محیط زیست مقصد آغاز گردید و درنهایت منجر به ضرورت درک ومشارکت مردم محلی و ویژگی ها وگرایشات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنان در برنامه ریزی و مدیریت گردشگری در منطقه میزبان گردید(معصومی،ص 111، 1379).این رویکرد را می توان رویکرد “ازبالا به پایین” نامید دربرخی مواقع به عنوان رهیافتهای دیگری ازرویکرد “پایین به بالا” نیز استفاده می کنند. این مشارکتها گردهمایی هایی را برای تعیین نوع توسعه دلخواه بخش ها یا مردم محلی هدایت می کنند و سپس این ایده ها و اهداف محلی با برنامه های ملی یا منطقه ای تطبیق داده می شوند.این رویکرد مشارکت عظیم مردم محلی را درفرایند برنامه ریزی می طلبد.آن بیشتر اوقات به تحلیل رفتن و شاید به پیچیدگی اهداف، سیاستها و توصیه های توسعه در ناحیه محلی منتهی می گردد.رفع این پیچیدگی مشورت مجدد درسطوح ملی و منطقه ای به منظور تدوین یک برنامه سازگار را می طلبدودرنهایت منجر به انعکاس خواسته های مردم می شود.(همان ص 114).
5- رویکرد جامع ویکپارچه: این رویکرد براین نکته تأکید دارد که اهداف، سیاستهاوراهبردهای توسعه گردشگری باید براساس درک کاملی ازچگونگی عملکردنظام گردشگری اتخاذ شود(رضوانی، 168، 1387).بطورکلی این رویکرد، استقرار جمعیت وفعالیتهای انسانی در محیط فیزیکی را مدنظر داردوبکارگیری آن در برنامه ریزی گردشگری بانواقصی همراه بوده است.
6- نگرش سیستمی به صنعت گردشگری
این دیدگاه می کوشدبا بررسی درباره کلیت یک موضوع و بادرنظرگرفتن کلیه ارتباطات ممکن،البته درحدامکان، به شناخت کامل تری ازموضوع دست یابد.بنابرعقیده چارلزودیگران ماهیت مباحث و موضوعات مطرح درگردشگری به گونه ای هستندکه کاربردرویکردسیستمی را طلب می کنند.چراکه محورهای مطرح دراین صنعت گذشته ازتنوع،بسیاربایکدیگرمرتبط می باشندوتغییردریکی ازعناصربه بروزاثرات دردیگراجزای مجموعه نیز میشود.بکارگیری رویکرد سیستمی دربرنامه ریزی گردشگری در حدود سال 1985تجربه شده است. اگرچه کاربرد نظریه سیستمی در حوزه علوم طبیعی، تکنولوژی جدید و نهاد های اداری و نظامی نتایج بسیار مثبتی به بار آورده است.ولی کاربرد آن در قلمرو سیستم های پیجیده انسانی و اجتماعی هنوز خصلتی آزمایشی، غیر مطمئن و قابل بحث دارد.به نظر برخی از متفکران، نظام های اجتماعی و رفتارهای توده انسانی، به قدری پیچیده و پیش بینی ناپذیر است که نمی توان آنها را در چارچوب قوانین سیبرنیتیکی توضیح داد و تحت نظارت در آورد.
7- توسعه پایدار
توسعه پایدار گردشگری عبارت است از گسترش صنعت گردشگری و جذب گردشگران به یک منطقه با استفاده از منابع موجود به گونه ای که ضمن پاسخ دادن به نیازهای اقتصادی، فرهنگی و ضوابط قانونی جامعه و انتظارات گردشگران بتوان وحدت و هویت فرهنگی، سلامت محیط زیست، تعادل اقتصادی مقصد ومیهمانان آنها را بطورمتوازن و پیوسته در حد بهینه تأمین کرد.
رویکرد توسعه پایدار برای برنامه ریزی گردشگری خیلی مهم است برای اینکه توسعه گردشگری به فعالیتهاوجاذبه ها در محیط طبیعی، میراث تاریخی و الگوهای فرهنگی مرتبط هستند.اگراین منابع تحلیل بروند یا نابود شوند، نواحی گردشگری قادر به جذب گردشگران نخواهند بود وگردشگری در منطقه رو به زوال خواهد رفت.چراکه بسیاری از گردشگران مقاصدی را جستجو می کنندکه از نقطه نظرکیفیت در سطح عالی باشند.آنها علاقمند به بازدید کردن از مکانهایی جذاب، تمیز، بدون آلودگی و ازدحام می باشند. از طرفی ساکنین نواحی گردشگری نیز مجبور به تحمل تخریب محیط ومشکلات اجتماعی نیستند.یکی از منافع عمده گردشگری مبتنی بررویکرد توسعه پایدار این است که پرداختها
ی گردشگری منجر به حفاظت از منابع طبیعی و فرهنگی یک ناحیه می گردد.(معصومی، ص 153، 1379)
8- رویکرد برنامه ریزی فراگیر بلند مدت
دربرنامه ریزی گردشگری بدلیل تحولات رخ داده، فراهم سازی یک چارچوب مقدماتی ضروری می نمودتاعوامل اقتصادی بتوانند در کنار عوامل محیطی و اجتماعی قرار داده شوند.در واقع یک رویکرد منطقه ای بسیار فراگیر برای برنامه ریزی گردشگری احساس می شد، به نحوی که بخش گردشگری به بخشهایی تقسیم شده و بسیاری از عوامل سیاسی، جغرافیایی و سایر عوامل مرتبط را در قالب با موضوعات هزینه و تولید گردشگری هماهنگ سازد.درواقع به چارچوبی نیازبود، تابوسیله آن بتوان این تمایلات وگرایشات عمومی را باهم استفاده نمود.و اعتباراین رویکرد در استفاده از دانش وتکنیک های سایر علوم همچون معماری، مهندسی، آمار و ریاضی، اقتصاد، جغرافیا، جامعه شناسی و…می باشد.(معصومی، 1388).
9- برنامه ریزی راهبردی – ساختاری
درواقع برنامه ریزی راهبردی-ساختاری همان برنامه ریزی راهبردی است که به برنامه ریزی عرصه کالبدی و فعالیتهایی می پردازد که به نحوی با زمین و محیط طبیعی و فیزیکی سرو کار دارند.ولی برنامه ریزی راهبردی فراگیرتر و عام تر از برنامه ریزی راهبردی-ساختاری است.به هر حال برنامه ریزی راهبردی-ساختاری شاخه ای از برنامه ریزی راهبردی است که برای برنامه ریزی عرصه کالبدی پایه ریزی شده است. برنامه ریزی نحوه استفاده از زمین، استقرار و شدت فعالیتها، از ضروریات برنامه ریزی گردشگری می باشد و چون با کالبد سرو کار دارددر مقوله برنامه ریزی ساختاری نیز می گنجدوازکاربردهای این رویکرد نیز هست.
10- رویکرد برنامه ریزی راهبردی
برنامه ریزی راهبردی گونه ای ازبرنامه ریزی است که دران هدف تعریف و تدوین راهبرد هاست.برنامه ریزی راهبردی شیوه ای است نظام یافته جهت اخذ تصمیمات و اجرای فعالیت ها در خصوص شکل دهی و رهنمود یک سیستم ، کارکرد وعلل آن.سیستم می تواند یک شهر، منطقه، استان یا ایالت و یا یک کارکرد و بخش مثل حمل و نقل و یا آموزش باشد.گردشگری نیز به عنوان یک کارکرددر گستره شهری و منطقه محسوب می گردد.
رویکرد برنامه ریزی راهبردی در حقیقت تکامل یافته برنامه ریزی جامع با توجه به ویژگی های برنامه ریزی فراگیر(مباحث مدیریت تحول و فراهم نمودن امکانات و ابزارهای تحول و ایجاد ساختارهای جدید ) است، که به تعیین اهداف های توسعه و مدنظر قرار دادن سناریوهای توسعه نیز می پردازد.در حقیقت در این رویکرد با تبییین چشم انداز و رسالت وجودی توسعه گردشگری در منطقه یا مقصد گردشگری و تحلیل موقعیتی در زمینه عوامل کلان و خرد محیط داخلی و خارجی گردشگری، اهداف و راهبردهایی کلان و عینی(کمی) توسعه گردشگری در منطقه یا مقصد گردشگری مشخص می گردد و با تعیین راهبردها و برنامه های عملیاتی و ساختاری ، جهت گیری راهبردی و سناریوهای توسعه گردشگری تنظیم می گردد.همچنین در این رویکرد فرایند، ابزارها و تکنیکهای ارزیابی و کنترل راهبردی نیز مشخص می گردند؛که موجب انعطاف پذیری توسعه با توجه به روند های محیط خارجی( سیاسی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، زیست محیطی، فناوری و غیره) می گردد. دررویکر برنامه ریزی راهبردی که به عنوان روش غالب برنامه ریزی و توسعه گردشگری در عصر حاظر به شمار می رود، تمرکز بر تدوین اهداف و طرح و راه های دستیابی به آنها ست بطور کلی برنامه ریزی راهبردی فرایندی است که سازمانها به واسطه آن واز طریق هم پیوند نمودن برنامه ریزی و مدیریت در یک فرایند واحد، در طول زمان با محیط پیرامون خود به شکلی اثر بخش تطبیق می یابند. در این فرایند سازمانها باید به سوالات زیر پاسخ لازم را ارائه نمایند
– ما اکنون در کجا قرار داریم؟ – برسی(پایش و ارزیابی)
– به کجا می خواهیم برسیم؟ – طرح (چشم انداز و برنامه)
– چگونه به آنجا برسیم؟ – عمل کردن (اقدام و عمل ) (ابراهیم زاده وهمکاران،ص 53،1391).
هدف اساسی مدل برنامه ریزی راهبردی تطبیق منابع صنعت گردشگری با تهدید ها و فرصتهای محیط است بطوری که ماندگاری و پایداری درازمدت آن حاصل شود.برنامه ریزی راهبردی تلاشی سازمانیافته ومنظم برای اتخاذسیاستهای بنیادی و انجام اقدامات اساسی است، که سرشت وسمت گیری فعالیتهای یک سامانه را درچارچوبی قائده مند شکل می دهد.فرایند برنامه ریزی راهبردی از دیدگاه برایسون فرایندی هشت مرحله ای و بسیار منظم تر، مدبرانه و مشارکتی ازسایر فرایند هاست.(برایسون،ص78، 1381) برنامه ریزی راهبردی یک نوع برنامه ریزی فرآیندی است.دلیل فرآیندی بودن این نوع برنامه ریزی در نوع وگونه ی پدیده هایی است که برای آنها برنامه ریزی صورت گرفته می شود.دربرخورد وبرنامه ریزی این پدیده ها، از آنجا که دائمآ در حال تغییر هستند باید گونه ای از برنامه ریزی صورت گیرد که قابلیت بازخوردوتطبیق با شرایط جدید درآن وجود داشته باشد(Nigle,2003).
27-2- جمع بندی نظری تحقیق/مدل مفهومی تحقیق
مطالعات وتحقیقات نشان می دهد که رویکرد غالب و رایج برنامه ریزی در کشور ما، رویکرد برنامه ریزی جامع میباشد.ودرکشورمانتنها از رویکرد های جدید استفاده نشده است، بلکه رویکرد برنامه ریزی جامع با تمامی نواقص آن همچنان درغالب موارد به شکل سنتی آن ملاک عمل می باشد.تداوم استفاده از رویکرد جامع صدمات فراوانی را ازجمله بر محیط زیست، سلسله مراتب مجتمع های زیستی، مدیریت و اقتصاد مجتمع زیستی بجاگذاشته است وبه ناپایداری توسعه منتهی می گردد.وازطرفی طرح های تهیه شده با این رویکردغالبآ نا
موفق بوده وفقط چند درصدبه مرحله اجرا درآمده اند. همچنین در این تحقیقات رویکرد های اخیربرنامه ریزی از جمله رویکردبرنامه ریزی فراگیربلند مدت ورویکرد برنامه ریزی راهبردی ،رویکردهای مناسب برای توسعه گردشگری پیشنهاد شده است.
اما باید توجه داشت که صرف تکیه بررویکرد برنامه ریزی راهبردی نیز نمی تواند پایداری گردشگری رابدنبال داشته باشد چون برنامه ریزی راهبردی بیشتر برشناسایی ورفع مسائل فوری تکیه داردوبیشتر باوضعیتهای سریع متحول آینده ونحوه پذیرش این تغییرات بطور سازمانی سازگاراست.این برنامه ریزی بیشترعملیاتی است وبا نحوه برخورد با حوادث غیر منتظره سروکار دارد. بنابرین به کار بستن این برنامه ریزی به تنهایی می تواند در رهیافتش از جامعیتی کمتر برخوردار باشد.این برنامه ریزی با تکیه برمسائل فوری ممکن است از اهداف درازمدت همچون توسعه پایدار دور شود.(عبدالله زاده،1388: 73)
از آنجا که هدف این پایا نامه اتخاذ راهبردهای توسعه گردشگری وبویژه اکوتوریسم پایدار است وهمچنین با استناد به موارد بالاو باتوجه به رویکرد های مطرح شده در فصل دوم ، به نظر می رسداز بین رویکردهای مطرح شده، رویکرد یکپارچه – منسجم و از بین آن رویکرد برنامه ریزی راهبردی ورویکرد توسعه پایدار /گردشگری پایدار(که دارای توان بالقوه برای کاهش آثار منفی ناشی از گردشگری است)رویکردهای مناسبی در تدوین برنامه ریزی راهبردی توسعه اکوتوریسم شهرستان کلیبرباشند. وبا توجه به اینکه یکی از اهداف این تحقیق ارائه راهبردهای متناسب با ویژگی های اکوتوریستی منطقه مورد مطالعه می باشدبه نظرمی رسدبرای ارائه راهبردهای اکوتوریستی شهرستان کلیبر، نگرش تجویزی که در برگیرنده برنامه ریزی است و برای یک دوره بلندمدت مطرح است، نسبت به نگرش توصیفی که در صدد حل فوری مسئله می باشد وتوجهی به برنامه ریزی بویژه برنامه ریزی برای یک دوره بلند مدت ندارد، برای تدوین راهبردهای توسعه اکوتوریسم شهرستان کلیبرمناسب باشد.
فصل سوم
3
روش شناسی پژوهش
1-3- مقدمه:
دستیابی به هدفهای علم یا شناخت علمی میسر نخواهد بود مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرد به عبارت دیگر تحقیق از حیث روش است که اعتبار می یابد نه موضوع تحقیق. بی شک یکی از مشخصه هایی که تعیین کننده اعتبار و ارزش یک کارتحقیقاتی می باشد، روش و ابزاری است که محقق در انجام پژوهش خود در پیش می گیرد.انتخاب روش تحقیق مناسب به هدفها، ماهیت و موضوع مورد تحقیق و امکانات اجرایی بستگی دارد و هدف از تحقیق دسترسی دقیق و آسان به پاسخ پرسشهای تحقیق است(خاکی، ص143،1386).تحقیق حاظردرصدد بررسی ویژگی های اکوتوریستی شهرستان کلیبربه منظور ارائه راهبردهای توسعه اکوتوریسم آن می باشد.دراین تحقیق از مدل SWOTجهت اسخراج نقاط قوت ضعف،فرصتها وتهدیدهایی که اکوتوریسم شهرستان کلیبر را تحت تأثیر قرار می دهند، استفاده می شود وسپس با استفاده ازماتریس SWOTوماتریس ارزیابی عوامل داخلی وخارجی، راهبردهای اکوتوریسم تدوین می شوندودر پایان با استفاده ازمدلQSPMالویتهای راهبردی توسعه اکوتوریسم شهرستان کلیبرمشخص می شوند.
2-3- مدلهای برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگری
در این بخش جهت آشانایی با مدلهای برنامه ریزی راهبردی توسعه گردشگری، دوگونه از این مدلها که بیشترمورد استفاده قرارمی گیرندبیان می شود.
1-2-3- مدل برنامه ریزی راهبردی برایسون
برایسون مدل 8مرحله جهت استخراج راهبردهای توسعه موضوعات مختلف به شرح زیر ارائه داده است
دراین مدل فرایند برنامه ریزی راهبردی عبارتند از:آغاز فرآیند برنامه ریزی راهبردی وحصول توافق درباره محتوای آن، تعیین و شناسایی دستورها، روشن ساختن رسالتها و ارزشها، ارزیابی محیط خارجی(فرصتها وتهدیدها)، ارزیابی محیط داخلی(نقاط ضعف وقوت)، شناسایی مسائل راهبردی(استراتژیک)، تنظیم راهبردهایی برای مدیریت مسائل راهبردی و تدوین دیدگاه کارساز برای آینده. این هشت مرحله باید به اجرا، نتیجه گیری و ارزیابی منتهی گردد.همچنین تأکید می شود که اجرا، نتیجه گیری و ارزشیابی باید درهرمرحله از فرآیند صورت پذیرد(برایسون، 1381).

برچسب ها :

ناموجود