دسته بندی: آموزشی
تاثیرات ازدواج بر سلامت روانی افراد

زندگی مرد و زن شامل مراحل رشد روانی، اجتماعی، جسمی و جنسیه؛ یعنی سن تقویمی هم اینکه رشد روانی، فرهنگی و اجتماعی. آدم ها در هر دوره از زندگی خود نیازای خاصی دارن…

اثرات ازدواج بر سلامت روانی افراد

 

در کودکی هیجان، در نوجوونی هویت یابی و در جوونی استقلال طلبی و پیدا کردن شریکی که بتونن از نظر عاطفی به اون نزدیک شن و فضای امنی به وجود بیارن…

خروج از حالت تجرد و میل به صمیمیت با جنس مخالف، یه حس درونیه و آدم ها رو به نزدیک شدن به جنس مخالف مایل می کنه تا بتونن با همدلی، زندگی مشترکی تشکیل. بعضی وقتا زنان و مردان ۳۵-۲۰ ساله فکر می کنن احتیاجی به ازدواج ندارن چون شغل مناسبی دارن، جداگونه هستن و نیاز جنسی چندانی هم در خود احساس نمی کنن ولی باید بدونن زندگی در همین مرحله باقی نمی موند و نباید اینقدر شجاعانه رفتار کرد. لازمه گذروندن زندگی، همراهی با جنس مخالفه و اگه فردی به بهونه های جور واجور حضور یه همدم رو از خود افسوس کنه، با بالاتر رفتن سن تقویمی و نزدیک شدن به آخر جوونی و پاگذاشتن به دوره میانسالی، دچار احساس فضای خالی، تنهایی، تنهایی و کم شدن احساس رضایت از زندگی می شه. با افزایش سن، حس داخلی و عاطفی هم کم کم کاهش می یابد و این افراد دچار اضطراب و دلهره می شن و احساس می کنن نتونسته ان زندگی شون رو تکمیل کنن. مشکلات تجرد در سنین بالاتر واسه مردان و زنان تقریبا یه جوره. زنان از نظر روانی علاقه زیادی به مادرشدن دارن و فرزنددارشدن رو شرط تکامل خود می دانند. ازدواج واسه همه لازمه و هیچ وقت واسه مبادرت به اون دیر نیس، حتی افراد پیر هم باید واسه داشتن همدم و هم صحبت، همسری واسه خود انتخاب کنن. ازدواج باعث احساس نشاط و پرشدن فضای خالی عاطفی می شه و در هر وقتی اتفاق بیفته، احساس رضایت و سرحالی رو به ارمغان می آورد. انتخاب همسر در سنین بالا معمولا بهتر و سنجیده تر انجام می شه و پیوند زن و مرد باعث ارتقای بهداشت و سلامت روان می شه.

بازنشر :

به نقل از :

روانشناسی سلامت

برچسب ها :

ناموجود