دسته بندی: آموزشی
تایید طلبی چیست؟

تایید طلبی

به گزارش آلامتو و به نقل از ما؛ این موقعیت رو تو ذهن تصور کنین: وارد کلاس یوگا میشین. از اضافه وزن خود بسیار ناراحت هستین و چسبیدن لباس به تنتون و نمایان شدن ایرادات اندامتون هم مزید بر دلیل شده و باعث می شه تا عصبی شده و از خودتون بیزار شید!

این وسط چشمتون به گوشه سالن میفته و چند نفر که اندام خوبی دارن و مثل مدلا به نظر می رسن رو می بینین و دردتون دوبرابر می شه. از همه بدتر اینکه ممکنه فهمیده باشین که این افراد در گوش هم پچ پچ می کنن و ریز می خندن، اینجاس که حسابی در خود فرو رفته و از خود می پرسین: «وای خدای من! اونا دارن به من می خندن؟»

با همین درگیریا ذهنی به گوشه کلاس می رید تا در دیدرس هیچکی نباشین. در همین لحظه مربی از اعضای کلاس می خواد تا حالت مثلا اکس به خود بگیرن. باز این سوال در ذهنتون نقش می بنده که همه این حالت رو بلد هستن؟

شما حرکت رو اشتباه انجام می دید و میفهمید که بغل دستی تون پوزخند می زنه. این جا دیگه ختم ماجراست: شما از کلاس بیرون میاید، وسایل خود رو جمع می کنین و دیگه هیچوقت به کلاس یوگا نخواهید رفت.

«تایید طلبی» مانع ادامه راه واسه رسیدن به موفقیته.

در کلاس یوگا، شما به دنبال نمونه هایی بودین که نبود امنیت شما رو تایید کنن: مانکنای انتهای سالن که به شما می خندیدن یا فرد بغل دستی که حس می کردین در حال پوزخند زدن به شماس.

بخاطر این، بقیه موارد که می تونستن حس ناامنی شما رو نابود کنن رو ندیده گرفتید: اینکه در اون کلاس بیشتر آدما به شما توجهی نداشتن و کاراتون واسه اونا مهم نبود.

تمایل به موردتایید واقع شدن یه جور گرایش واسه جست وجو، تعبیر کردن و یادآوری اطلاعاته که در واقع مهر تاییدی بر باورهای قبلی شما میذاره.

این حس در ناخودآگاه آدم هست و بدون اینکه اطلاع کاملی به اون داشته باشه، روی همه مسایل زندگی اش موثر هستش. هر فردی از انتخابش واسه خرید گرفته تا سلامتی، ازدواج، شغل، احساسات و وضعیت مالی تحت تاثیر مستقیم این احساس قرار داره که بسیار زیرکانه و بی سروصدا پشت ذهن در حال تاثیرگذاریه.

تمایل به تاییدشدن به سه روش روی فرد تاثیر میذاره:

۱. روش جست وجوی اطلاعات

تمایل به تایید مستقیما روی نگاه شما به جهان دور و برتون تاثیر میذاره.

تصور کنین که آخر هفته س و در خونه روی تخت دراز کشیده اید و حسابی هم حوصله تون سر رفته. موبایل رو ورداشته و اینستاگرام رو باز می کنین. می بینین که بیشتر دوستان و دور وبریا تون در حال سفر، تفریح و عیاشی و خوشگذرونی هستن. این تصور در ذهنتون شکل میگیره که همه یه زندگی عالی و مرفه دارن و فقط شما کنج تنهایی خود نشسته اید.

شما در خونه مونده و احساس کم ارزشی می کنین. به چه دلیل؟ چون به دنبال پیدا کردن اطلاعاتی هستین که این حس کم ارزشی که به خود دارین رو تایید کنه. با اینکه میدونید با روحیه خرابی که دارین، تماشای تصویر بقیه شرایط رو بدتر می کنه، اما باز به سراغ تلفن همراهتون رفته و عکسا رو دیده و ناخودآگاه به حس بد خود دامن می زنید.

۲. روش تعبیر اطلاعات پیش رو

«تاییدطلبی» روی روند پردازش اطلاعات تاثیر میذاره. بهتر اینه که بگیم، این گرایش موجب می شه تا شما اطلاعات دریافتی رو به دلخواه و براساس باورها و اعتقادات خودتون تعبیر و تفسیر کنین.

وقتی که عاشق میشین، همه کارا، رفتارها و تیپ و نگاه طرف مقابل براتون استثنائی و زیباست. حتی کوچیک ترین ایرادی نمی تونین بهش وارد کنین. اما به محض اینکه رابطه به انتهای خود می رسه، تازه متوجه همه اشکالات و مشکلاتی میشین که از قبل هم وجود داشته اما شما چشمون خود رو روی اونا بسته بودین.

در این زمان هم شما بازم با همون فرد هم کلام و هم صحبت هستین، اما احساس می کنین که اون طوری دیگه رفتار می کنه. به چه دلیل؟ چون نگاه شما به اون تغییر کرده.

۳. روش به یادآوریِ مسایل

وقتی که خاطرات و حافظه شما تحت تاثیر تمایل به تایید و تایید شدن قرار داره، حتی حقایق و خاطراتی که در ذهتان نقش می بندن هم براساس باورها و طرز فکر خود شما در مورد اون موضوع شکل میگیره. ممکنه رویدادهای واقعی رو با تحرف در ذهنتون حک کرده و یادتون باشه.

تو یه آزمایش سنتی و رومزه، دو تیم از دانشجویان دو دانشگاه با هم به رقابت پرداختن. در آخر، بازیکنای هر دو تیم باور داشتن که گروه حریف بیشترین آمار تخلف و خطا رو داشته. دلیل این اینه: دانشجویان هر دانشگاه باور دارن که تیم دانشگاهی اونا بهتره.

بخاطر این، به طور ناخودآگاه به دنبال پیدا کردن مصداقایی واسه این باور هستن و از این رو، فقط «خطا»های تیم حریف رو دیده و به باورشون این تیم نه فقط ضعیف بوده، بلکه بارها از قوانین بازی هم سرپیچی کرده.

به چه دلیل آدم این جوری س؟

افراد همیشه به دنبال پیدا کردن دلایل واسه صحه گذاشتن روی اعتقادات و باورهای خود هستن چون پر از اشتباهن! منظور از پر از اشتباه اینه که شما به اندازه ای که تصور می کنین، باهوش و فهمیده نیستین. بخاطر این، همه تلاش خود رو روی کشف اطلاعاتی می ذارین که تصور شما از خودتون رو تایید کنه.

تو یه آزمایش، مشخص شد وقتی که به شرکت کننده ها مدارکی مخالف با اعتقادات سیاسی شون نشون داده می شه، بخشایی از مغز که مسئول درد هستن، عکس العمل نشون میدن. یعنی اگه فرد تصور غلطی از خود داشته باشه، اینجاس که جسما هم دچار درد می شه.

قبول کردن نظرات مخالف در مورد موضوعاتی که واسه فرد اهمیتی نداره، بسیار آسونه. اما تقریبا همه یه سری اعتقادات عمیق و قوی در وجودشون دارن که هسته اصلی شخصیتشون رو شکل داده. به طور مثال، تصور می کنین چون شما آدم مهربانی هستین، پس اعتقادات سیاسی شمام درسته!

دلایل و مدارکی که مخالف این باور رو نمایش بدن بیشتر به ایجاد «ناهم خوانی شناختی» منجر می شن: حسی قوی از استرس و اضطراب.

«ناهمگنی شناختی» باعث ایجاد واکنشای دفاعی و مقابله طلبانه یا بی تفاوتی می شه. وقتی به شکل فکر خود ایمان دارین، روی صحت و درستی اون اصرار کرده و واسه اثبات حق داشتن خود مقابله می کنین ( دفاعی و مقابله طلبانه). یا کلا از صحبت ای که نظر مخالف شما ارائه میده، خارج میشین (بی تفاوتی).

اولین هدف مغز، مراقبت از خویشه

این هدف در هر دو مورد جسم و روح افراد نمونه داره. وقتی آدم در شرایطی قرار میگیره که به شخصیت اون توهین می شه، این وضعیت به عنوان تهدید و خطر تلقی شده و مغز همه قوای خود رو به کار میگیره تا از خود دفاع کرده و از این شرایط رها شه. این رفتار در مورد تهدیدات فیزیکی هم صحت داره و هنگام روبرو شدن با خطر، مغز دستورات لازم واسه دفاع رو به انداما می فرسته .

پس، مغز واسه پیدا کردن سریع ترین و بی اشکال ترین راه حل در شرایط بحرانی بهینه سازی شده. از این رو، چون تشخیص اطلاعات تناقص آمیز با باورها و ارزشیابی اونا بسیار زمان گیره، مغز به جای این کار تلاش می کنه تا سریع ترین عکس العمل هم جهت با دفاع از باورهای موجود رو نمایش دهد.

واسه رفع این مشکل چه کارایی میشه انجام داد؟

۱. با کنجکاوی به زندگی نگاه کنین و به دنبال اثبات خودبرتری نباشین

وقتی با این دیدگاه که شما بی اشکال و کامل هستین وارد موقعیت جدیدی میشین، در واقع خود رو در برابرِ حس «تاییدطلبی» قرار دادین. در نتیجه، اگه در جمعی که حضور دارین، موردتایید دور و بریا قرار نگیرید، عصبی، کلافه و خسته میشین.

در این رابطه بد نیس به تحقیقی که در این باب انجام شده اشاره کنیم. محققان، روی دو گروه از دانش آموزان آزمایشاتی انجام دادن. گروه اول از شرکت در مسایل رقابت برانگیز دوری کردن چون امکان اینکه اشتباه کنن زیاد بود. اما گروه دیگه، مجبور به دنبال پیدا کردن راه حلی واسه حل موضوع شدن حتی اگه امکان اشتباهشان زیاد بود. در آخر، این گروه دوم بودن که تونستن از رقابت تعیین شده پیروزمندانه بیرون بیان.

از این آزمایش میشه اینطور نتیجه گیری کرد که در زندگی بهتره بیشتر از این که روی حق به طرف بودن خود تمرکز کنیم، حواسمون رو به واقعیتای زندگی و کشف مسایل جدید معطوف کنیم.

۲. کشف و درک نبود توافقا

درک و پذیرش نظرات مخالف می تونه به نگاه بهتر شما به زندگی کمک زیادی بکنه. به گزارش محققان، آدم میتونه حتی باورهای نهادینه شده در اعماق ذهنش رو هم عوض کنه. راه حل اون چیه؟

مواجه شدن با نظرات مخالف و قرار گرفتن در موقعیتایی که هم جهت با باورهای ما نیستن.

مثلا، هنگام خرید خونه ای که بسیار اونو دوست دارین، از دوست خود بخواین تا با دلایل کافی شما رو راضی کنه که انتخاب درستی صورت نداده اید. اینجاس که یه نظر مخالف رو شنیدین و با بررسی هر دو دیدگاه، اراده کردن بهتری صورت میدید.

۳. در مورد تفکرات خود فکر کنین

واسه مقابله با گرایش به موردتایید بودن، باید واکنشای ذاتی خود رو مورد بررسی و آزمایش بذارین. دفعه بعدی وقتی می خواستین به سمت مسایلی برید که به طور کامل برابر با خواسته ها و باورهای شما بودن، دست نگدارید. به فرضیه های خود فکر کنین و به دنبال دلیلی واسه تایید اشتباه خود بگردین.

به طور مثال، شما عاشق قهوه هستین و باور دارین که بدون نوشیدن یه فنجون قهوه تلخ در اول صبح، نمی تونین هوشیاری لازم واسه انجام کارا رو پیدا کنین. در این حالت، وقتی در حال گشت زدن در اینترنت هستین، مقاله ای که در مورد فواید قهوه نوشته شده، نظرتون رو جلب می کنه.

پس از خوندن این مقاله به خودتون می بالید که طرزفکرتان در مورد قهوه درسته و شما انتخاب صحیحی در زندگی داشتین.

اما پیشنهاد می کنیم واسه خلاصی از دامِ «گرایش به تاییدشدن»، دفعه بعدی که مشغول جست وجو در فضای مجازی بودین، به اطلاعاتی که خلاف باور شما رو نوشته هم توجه نشون بدین.

«تمایل به تاییدشدن» جزو انکارناپذیر تصمیم گیریای هر فرد رو تشکیل داده. این حسیه که به واسطه اون دنیا رو تماشا می کنین و همیشه نمیشه بر اون غلبه کرد. اما، هنگام در پیش گرفتن تصمیمات بزرگ و اساسی در زندگی، مثل تصمیمات شغلی، سلامتی یا ازدواج، بهتره از اثرات اون کم کنین.

وقتی به این باور برسین که با شنیدن نظرات مخالف و فکر کردن به اونا میشه تصمیمات درست تر و مناسب تری اتخاذ کرد، زندگی زیباتری رو واسه خود رقم میزنین.

این رو یادتون باشه که باتصمیم گیریای مناسب و شنیدن نظرات مخالف، به صورت خودکار، درست ترین کار رو انجام میدید و در نتیجه، موردتایید و تعریف دور و بریا هم واقع میشین. پس لازم نیس واسه به دست آوردن این رضایت، تلاشای نادرستی بکنین.

هدف از زندگی چیه و واسه چه هدفی باید زندگی کنین؟

چیجوری ترس از نا امید کردن بقیه رو از بین ببریم؟

ما

برچسب ها :

ناموجود