تجربه های نزدیک به مرگ

با هر سن و مقام و یا در هر جا که باشیم روزی با مرگ روبرو می شیم، اما این رویارویی چیجوری هستش؟ به سمت نوری در انتهای تونل پیش میریم یا آخرین احساسمون رو به راه دیگه ای تجربه می کنیم؛ تحقیقات واسه پرده برداشتن از این راز ادامه داره.

به گزارش آلامتو به نقل از زومیت؛ آقای A مددکاری ۵۷ ساله ی انگلیسیه که پس از سقوط از ارتفاع در محل کار خود به بیمارستان عمومی ساوت همپتون منتقل می شه. وقتی که پرسنل پزشکی سوندی رو در کشاله ی ران ایشون جایگذاری می کردن آقای A دچار ایست قلبی می شه. با قطع اکسیژن بدون این دست اون دست کردن فعالیت مغزی از بین می رود و نمایشگر خط ممتد رو نمایش میدن. آقای A می میرد، اما هنوز خاطراتی رو از پس از مرگش به خاطر می آورد؛ دستگاه شوک قلبی (AED) ورداشته می شه و صدایی دوبار می گوید به مریض شوک بدین. در میون این شلوغی آقای A سرش رو بالا می آورد و زنی رو در گوشه ی اتاق و نزدیکی سقف می بیند.

می دونستم اون بی دلیل اونجا نیس اما نمی دونستم واسه چه اومده، احساس کردم می توانم به اون اعتماد کنم، پیش اون رفتم؛ لحظه ای بعد اون بالا بودم و به خودم نگاه می کردم. پرستار و مردی با سر تراشیده کنارم بودن.

در پرونده ی مریض دو بار به کار گیری AED تأیید شده هم اینکه توصیف آقای A از افراد درون اتاق هم درست بوده در حالی که تا قبل از بیهوشی هیچ گاه اون افراد رو ندیده بود. چیزی که آقای A از اتفاقات اون سه دقیقه می گوید منطبق بر واقعیته با اینکه با چیزی که ما از بیولوژی می دانیم در اون زمان اون نباید هیچ باخبر شدن از دور و بر خود داشته باشه. داستان آقای A در مقاله ای از مجله ی احیا چاپ شده و به جمع چندین گزارش رقابت برانگیز مربوط به تجربه ی پس از مرگ اضافه می شه. تا الان محققان فرض می کردن وقتی که قلب از حرکت باز می ایستد و ارسال خون به مغز متوقف می شه تموم آگاهی بدون این دست اون دست کردن به پایان رسیده و در این هنگام از نظر علمی زندگی فرد به پایان می رسد. با افزایش باخبر شدن از مرگ، آدم شروع به درک این موضوع کرده که در بعضی موارد حتی بیماران مرده هم می تونن برگشت پذیر باشن. واسه سال ها کسائی که از مرگ برگشته بودن خاطرات مرموزی از تجربه ای نزدیک به مرگ رو گزارش داده ان اما بیشتر پزشکان این خاطرات رو توهم دونسته و رد می کنن، شایدً به خاطر این که اون ها چیزی خارج از دسترس علم رو گزارش کرده ان.

قبلا از تحقیقات دکتر ایرونی نسل ساکن آمریکا، دکتر سام پرنیا در باره ی تجربه ی نزدیک به مرگ ( NDE) نوشته بودیم. ایشون دکتر مراقبت های خاص و مدیر تحقیقات احیا در دانشکده پزشکی دانشگاه استونی بروک نیویورک هستن. دکتر پرنیا و همکارانش از ۱۷ مؤسسه در آمریکا و انگلستان چهار ساله که مشغول به تحقیق و جمع آوری اطلاعات از آدمایی که با تجربه ی پس از مرگ مواجه شده ان، هستن. اون ها گزارش های پزشکی از اون آخرین لحظات رو جمع آوری کرده و تا کنون اطلاعات بیشتر از دو هزار مریض ایست قلبی که دچار مرگ بالینی شدن رو بررسی کرده ان. از این تعداد پزشکان موفق به برگردوندن ۱۶ درصد شده ان؛ پرنیا و همکارانش با ۱۰۱ نفر از این بیماران در باره ی تجربه ی پس از مرگ مصاحبه کرده ان. سام پرنیا می گوید:

هدف ما اینه که در اول تجربیات ذهنی و شناختی اون ها در تجربه ی نزدیک به مرگ رو درک کرده و بعد با جمع بیاری اطلاعات از موقعیت دیداری و شنیداری افراد در زمان مرگ، درستی این تجربیات رو بررسی کنیم.

هفت طعم مرگ

بعضی فقط درختان رو دیده ان

آقای A تنها کسی که با خاطراتی از مرگ به زندگی برمیگرده نبوده. نزدیک به ۵۰ درصد از شرکت کنندگان در این مطالعه چیزایی رو به خاطر می آوردن، اما بجز آقای A فقط یه زن دیگه تجربه ی خروج از جسم رو به یاد داره که به نظر نمی رسد خاطرات اون به واقعیات در زمان مرگ گره خورده باشه. عوضش باقی شرکت کنندگان سناریوهای مه آلود مختلفی از مرگ رو توصیف می کنن. پرنیا و همکارانش این احساسات رو در هفت مضمون جور واجور طبقه بندی کرده ان؛ دکتر پرنیا می گوید:

به نظر می رسد تجربه ی ذهنی از مرگ بسیار گسترده تره از چیزی که در گذشته فرض شده بود.

  1. ترس
  2. دیدن حیوانات یا گیاهان
  3. نور
  4. خشونت و آزار و اذیت
  5. دژاوو
  6. ملاقات با خونواده
  7. یادآوری وقایع پس از ایست قلبی

این هفت تجربه از وقایعی وحشتناک تا لذت بخش طبقه بندی شده ان. آدمایی احساس ترس و آزار و اذیت رو با هم تجربه کرده ان مثلاً فردی از برده شدنش به مراسمی صحبت می کنه که در اون قرار بود سوزونده شه و یا مریضی چهار مرد رو به خاطر می آورد و هرکدوم که دروغ می گفتن می مردند، بعد آدمایی رو در تابوت دیده که به صورت عمودی خاکسپاری می شدن. یکی دیگه از غرق شدن در آبی عمیق صحبت می کنه و دیگری گفت باید میمرده و سریع ترین راه واسه مرگ گفتن کوتاه ترین کلمه ای بود که می تونست به خاطر بیاره.

tuned mirrorتجربهای نزدیک به مرگ

با این حال ۲۲ درصد از افراد احساسی به طور کاملً مخالف رو تجربه کرده ان، احساس آرامش و لذت. بعضی موجودات زنده رو دیده ان اما فقط درختان نه گل یا شیر و ببر و چیزایی مثل این، در حالی که نوری نورانی یه سری های دیگه رو فرا گرفته و یا به خونواده ی خود پیوسته ان. یه سری های دیگه حس قدرتمندی از دژاوو داشته ان.

احساس می کردم می دانم مردم چه می خواهند بکنن قبل اینکه اون کار رو بکنن.

به احساس ذهنی مشهور که فرد تصور می کنه قبلا محل و یا صحنه ای جدید رو دیده و یا در گذشته با اون مواجه شده آشناپنداری و یا دژاوو می می گن.

افزایش قدرت حواس، درک دستکاری شده از گذشت زمان و احساس قطع رابطه با بدن احساسات مشترکیه که بیشتر بازماندگان گزارش کرده ان، این تجربیات همه در وقتی اتفاق افتاده که مطمئنیم از دید پزشکی این افراد مرده بودن. به گفته ی سام پرنیا تجربیات قبلی و باورهای نقش بسته در پیش زمینه ی ذهن خوب می تونه تجربه ی نزدیک به مرگ متفاوتی رو واسه فرد رقم بزنه. ممکنه مریض هندی پس از برگشت کریشنا رو دیده باشه در حالی که مریض آمریکایی در زمان مرگ شایدً مسیح رو می بینه، چون پدرش در کودکی به اون گفته هنگام مرگ مسیح همراه با عشق و مَحبت به دیدارت میاد. اینجور تجربیاتی مانند دیدن ارواح یا جهنم شایدً براساس چیزی که در پیش زمینه ی ذهنی فرد نقش بسته و براساس محل زندگی و اعتقاداتش ساخته می شه، پس مهمه تصاویر ساختگی از روند ی تحقیق کنار گذاشته شه.

موارد مشترک

تجربه های نزدیک به مرگ

افزایش قدرت حواس، درک دستکاری شده از گذشت زمان و قطع رابطه با بدن احساسات مشترکیه که بیشتر بازماندگان گزارش می کنن

این تیم تحقیقاتی هنوز موفق نشده تجربیات افراد در زمان مرگ رو پیش بینی کنه همونطور که نتونسته واسه سناریوهای مختلفی که افراد تجربه می کنن، از وحشتناک تا دلپذیر دلیلی بیاره. هم اینکه دکتر پرنیا عقیده داره افراد بیشتری از چیزی که در این مطالعه مشخص شده، تجربه ی نزدیک به مرگ داشته ان. خیلی از افراد پس از ایست قلبی دچار تورم مغز می شن و خاطرات گذشته از ذهن اون ها پاک می شه، هم اینکه آروم بخش های قوی بیمارستان هم می تونن باعث از بین رفتن این خاطرات شه؛ اما حتی در آدمایی که فراموش کرده ان این تصاویر در ناخودآگاه ذهن اون ها اثر می گذارد. برهمین پایه دکتر پرنیا فرضیه ای رو مطرح می کنه که ممکنه حالات جور واجور روحی افراد در برگشت از کُما به تجربیات نزدیک به مرگ در رابطه باشه، عده ای با ترس از مرگ بیدار می شن و راه و روش مناسب تری رو در زندگی پیش می گیرند در حالی که عده ای دیگه دچار مشکل استرس پس از حادثه می شن.

پرنیا و همکارانش برنامه ریزیایی رو واسه پیگیری تحقیقات و پیدا کردن بعضی از این جواب ها انجام داده ان. هم اینکه اون ها امیدوارن بتونن فارغ از بحث های عادی مرگ رو فقط به عنوان یه واقعیت علمی بررسی کنن. مرگ از بحث برانگیزترین تجربیات انسانه و اشتیاق زیادی واسه پرده برداشتن از این راز هست. دکتر پرنیا می گوید:

ما وسیله و تکنولوژی لازم رو در اختیار داریم، پس حالا زمان اون هستش که انجامش بدیم.

حاشیه ها

پس از منتشر کردن گزارش قبلی از تحقیقات دکتر سام پرنیا با نقدهای زیادی در شبکه های اجتماعی مواجه شدیم. این احتمال مطرح شده که تحقیقات دکتر پرنیا دارای جهت گیری هایی باشه و شاید واسه منطقی کردن هزینه و یا درخشش گسترده در رسانه ها گوشه هایی از حقیقت خوب عنوان نشده و یا در قسمتی زیاده روی شده باشه. متخصصین توضیح میدن که قطع سیگنال دستگاه بر خلاف چیزی که دکتر پرنیا در گزارش ها اعلام کرده به معنی مرگ کامل مغز نیس، در واقع دستگاه هایی مانند الکتروانسفالوگرافی نمی تونن تموم فعالیت مغز رو تشخیص بدن. در ثبت تجربیات نزدیک به مرگ مشکل از اونجا نشأت می گیرد که برخلاف فرض دکتر پرنیا و همکارانش فرد از دید بالینی نمرده س چون اگه مغز به طور کاملً از کار افتاده باشه پس چیجوری خاطرات تو ذهن اون ثبت شده ان و بعدا اون ها رو به خاطر می آورد. به نظر می رسد دلایل زیادی واسه خراب دونستن این تحقیقات هست. امروزه می دانیم که در کمبود اکسیژن مغز شُک شده و شاید توهمات در کنار دریافت های شنیداری و یا دیداری از دور و بر، تصاویری رو تو ذهن افراد تشکیل بده. هم اینکه در صحت اظهارات تیم پزشکی معالج هم اما و اگرایی هست. پس از مطرح شدن این انتقادات گسترده به نظر می رسد دکتر پرنیا و تیمش در تنظیم این گزارش راه و روش با احتیاط تری رو پیش گرفته ان، با اینکه هنوزم سؤالات زیادی معلوم نیس.

چیجوری سلامت روحی خود رو افزایش بدیم؟

خواص عشق واسه بدن

خبرهای داغ روز زومیت مطالب باحال روز

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *