دسته بندی: آموزشی
تحقیق درباره طلاق و باورهای اشتباه درمورد آن

معنی طلاق در جامعه به شکلی نادرست جا افتاده و بدیش اینه آمار طلاق روز به روز در حال زیاد شدنه در این مقاله می خوایم در مورد بعضی از عادی ترین باورهای غلط درمورد طلاق صحبت کنیم:

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ خیلی از افراد در مورد طلاق باورهایی دارن که تحقیقات روان شناسا اون ها رو غیرواقعی می دونه.

این باور های اشتباه که ما اون ها رو افسانه می نامیم، ممکنه بسیار زیادتر از اون چیزی باشن که ما در زیر آورده ایم؛ ولی به نظر می رسد افسانه هایی که بیشتر افراد در بیشتر کشور های دنیا از جمله جامعه خودمون به اون ها باور دارن، نمونه های زیر هستن و افسانه های دیگه که روان شناسا غربی در تحقیقاتشون به اون ها دست یافته ان مربوط به فرهنگ غربی باشه که ارتباطی با فرهنگ ایرونی و اسلامی ما نداره.

ما اینجا فقط به افسانه هایی اشاره می کنیم که در این تحقیقات به دست اومده ان و با فرهنگ ما هم در اختلاف نیس و می توان در میان مردم جامعه مون هم اون ها رو دید.

تنها عشق واسه طلاق نگرفتن کافیه

در سال های گذشته ما تغییری سریع در زیادی طلاق داریم و در کنار اون تغییر نگرشش نسبت به طلاق هم داریم؛ حتی نگرشمان نسبت به ازدواج هم تغییر پیدا کرده.

در طول قرن ها، ازدواج و طلاق مسئله ای بود که تنها براساس اقتصاد و جایگاه اجتماعی افراد صورت می گرفت؛ اما از شروع قرن ۲۰ میلادی، بنیان دو پدیده ازدواج و طلاق براساس عشق قرار گرفته.

از اون زمان تا امروز، انتظار ادما از ازدواج و زندگی زناشویی به عنوان یه منبع رضایت شخصی، عشق و صمیمیت شد؛ اما وقتی که ما توقع داریم در ازدواج همه نیاز هامون رو برآورده کنیم، اگه اینجور نشه، کمتر تحمل می کنیم.

از طرف دیگه، حالا دلایل کلی طلاق عبارتند از صمیمیت کمتر، احساس بی اعتمادی، ملال و فرق ها در سبک زندگی و ارزش های دو فرد. امروزه نه تنها احتمال بیشتری داره که ما به دلایلی طلاق بگیریم که واسه مادربزرگ ها و بابابزرگ هامون مسخره می کرد، بلکه ما سریع تر از اون ها از هم طلاق می گیریم.

بیشتر نمودار های طلاق در بیشتر کشور ها نشون می دهد بزرگترین زمان خطر وقوع طلاق، نقطه بالاترین درجه، در حدود سال چهارم زندگی مشترکه. این نمودارها به معنی اینه که عشق اولیه هرچند قویه، اما اساسی سست واسه ازدواج بلندمدته.

در ازدواج هایی که تنها براساس عشق صورت می گیرد، عشق بیشتر بعد از یه مدت پنهون می شه و جای اون رو نقش های جنسیتی مثل کار در بیرون و سرپرستی خونواده واسه مردان و مادری و مراقبت از کودکان و همسر واسه زنان می گیرد و بعد از به دنیا اومدن کودک، همه چیز این نوع زندگی ها بر محور کودک قرار می گیرد.

زندگی مشترک طولانی تر پایدارتر باقی می موند

درصد بالایی از همسران در سنین بالا و سابقه بالای زندگی مشترک از هم جدا می شن.

این اندازه بالا به این معناست که بعضی افراد در اول زندگی مشترکشون وقتی با مشکلات غیرقابل حل مواجه می شن، فقط به خاطر این که طلاق براشون به اندازه یه تابوه و اون رو شرم آور می دانند، به این کار اقدام نمی کنن؛ اما بعد از چند سال زندگی مشترک که با افزایش مشکلاتشون مواجه می شن، به این نتیجه می رسند که چاره ای جز طلاق براشون باقی نمونده.

دوستی قبل از ازدواج احتمال طلاق رو کمتر می کنه

دوستی قبل از ازدواج در زمان حاضر در سراسر دنیا مسئله رایجیه. این مسئله با این توجیه تبیین می شه که اگه دوستی قبل از ازدواج وجود داشته باشه، طلاق کمتر اتفاق می افته. از جمله دلایلی که واسه این پیش بینی ذکر می کنن، آشنا شدن دو طرف با همدیگره. اما محققان فهمیده ان که دوستی میان دختر و پسر نه تنها احتمال طلاق رو کاهش نمی دهد، بلکه اون رو افزایش می دهد.

ازدواج مسئله ایه که دو طرف تا به اون وارد نشده باشن نمی تونن با هیچ جانشین دیگری اون رو امتحان کنن و مسئله ایه که به گفته بیشتر روان شناسا بخش خونواده، مثل سازی پذیر نیس. محققان در سال های گذشته تلاش کرده ان تا به این سوال مهم جواب بدن که به چه دلیل دوستی قبل از ازدواج طلاق رو افزایش می دهد.

یه فرضیه محققان اینه که عموماً آدمایی که به دوستی با جنس مخالف اقدام می کنن، نسبت به آدمایی که این کار رو نمی کنن از دید دینی و اخلاقی ضعیف تر و آسون گیرترند و کمتر احتمال داره که براساس قوانین اجتماعی عمل کنن. تابوی طلاق واسه این افراد شکننده تر و نرم تره.

روان شناسا فکر می کنند که افراد در زمان دوستی قبل از ازدواج هم همون مسائلی که موجب طلاق افراد می شه تجربه می کنن، مسائلی مثل مشکلات ارتباطی، فرق در ارزش ها، فرق خلق و خود و صفات شخصیتی و سطح پایین تعهد نسبت به همدیگه. بیشتر این افراد توقع دارن که این مشکلات با ازدواج برطرف شه.

علاوه بر این مشکل، موضوع دیگه اینه که این افراد دوستیشان رو به عنوان عشق به هم توجیه می کنن، در حالیکه این توجیه مثل توجیه ازدواج فقط بر مبنای عشق، یه مسئله به طور کاملً خیالیه و پایداری نداره.

خیانت

به این افسانه آدمایی باور دارن که طلاق براشون دردناک و توجیه ناپذیره. این افراد واسه اینکه بتونن وضعیت خودشون رو عادی نشون بدن و کینه و خشمشون رو نسبت به همسر سابقشان فرو بنشونن، تلاش می کنن تا به خود و بقیه بقبولانند که این اتفاق یه خیانت بوده.

جملاتی مثل «همسر سابقم از اول هم نمی خواست با من زندگی کنه و دلش پیش کس دیگه ای بود» یا «اون با جداشدن ازم از زیر بار مسئولیت همسری و والدینی شونِه خالی کرد»، در حرف های این افراد تقریباً رایجه و به وفور می توان اون ها رو شنید.

قوانین سخت گیرانه سدی در برابر طلاقه

دلایل نشون میدن که در بیشتر کشور ها از جمله کشور ما، قوانین سخت گیرانه ای که ماهیتش جلوگیری از افزایش آمار طلاقه، فقط واسه یه مدت کوتاه مؤثره و در بلندمدت نمی تونه اثر چندانی بر رشد آمار طلاق بزاره.

آدمایی که به تصمیم طلاق می رسند، اگر با سختگیری قوانین واسه طلاق مواجه شن، تلاش می کنن با دور زدن قوانین و یا دوری از زندگی مشترک، به هدفشون که طلاقه، برسن. دلایل بازم نشون می دهد که معمولاً موفق هم می شن.

بعد از طلاق چه کنم و چیجوری زندگی کنم؟

راه تحمل سختیای بعد از طلاق

سپیده دانایی طلاق

برچسب ها :

ناموجود