دسته بندی: علمی
راهنمای ابعاد تعهد زناشویی

اولین بعد تعهد زناشویی، تعهد شخصی[۱] است که عناوین جور واجور از جمله: تعهد جاذبه (لوینگر، ۱۹۷۹)، تعهد عاطفی (نای[۲] و همکاران، ۱۹۷۳)، تعهد نسبت به همسر (آدامز و جونز، ۱۹۹۷)، تعهد علاقه مند (لیدون و کولینجو، ۱۹۹۷)، سطح رضایتمندی (رسبالت، ۱۹۸۶)، تعهد شخصی (جانسون، ۱۹۹۹) و تعهد گرایش (استرچمن و گابل، ۲۰۰۶)، به وسیله محققان جور واجور ارائه و تبیین شده. تعهد شخصی به معنی علاقه و تمایل فرد واسه موندگاری رابطه زناشوییه که بر اساس جاذبه و رضایت زناشوییه (جانسون، ۱۹۹۹). لیدون و کولینجو (۱۹۹۷) با ارائه معنی تعهد علاقه مند این بعد رو این جوری تعریف کردن: علاقه و اشتیاق به حفظ رابطه زناشویی، لذت بردن از رابطه، احساس آرامش در زندگی مشترک و پذیرش مسئولیت واسه حفظ و موندگاری اون. آدامز و جونز (۱۹۹۹، ۱۹۹۷) مفاهیمی مثل: عشق، رضایت، فداکاری و سرسپردگی رو به عنوان عامل های تعهد ارائه کردن.

تعهد شخصی تحت تاثیر سه عامل قرار داره: ۱-جذابیت همسر (عشق و علاقه به همسر)، ۲-جذابیت رابطه زناشویی (علاقه و رضایت از رابطه زناشویی)، ۳-هویت زناشویی (اندازه و درجه ای که مشارکت یه شریک در رابطه زناشویی به عنوان خود فکر شخصی ایشون در نطر گرفته می شه) (جانسون و همکاران، ۱۹۹۹).

تعهد شخصی به عنوان متغیر کلیدیه که باعث ایجاد معیاری در تعهد زناشویی می باشه. مک دونالد[۳] (۱۹۸۵) تعهد زناشویی رو به تعهدی جهت ازدواج وتعهدی به همسر جدا از هم کرد.

ازدواج

 

۲-۱-۲-۲- تعهد اخلاقی

دومین بعد زناشویی، تعهد اخلاقی [۴]است که تحت عناوین جور واجور از جمله: تعهد نسبت به ازدواج (مک دونالد، ۱۹۸۲)، لتزام اخلاقی (آدامز و جونز، ۱۹۹۹، ۱۹۹۷) و تعهد اخلاقی (لیدون و کولینجو، ۱۹۹۷؛ آرتیگا[۵]، ۱۹۹۱، جانسون، ۱۹۹۹)، به وسیله محققان جور واجور ارائه و تبیین شده. خیلی از مدل های نظری تعهد بر این عقیده ان که تعهد زناشویی بر اساس یه احساس وفاداری اخلاقی به ازدواج و رابطه زناشوییه و این عقیده که ازدواج یه نهاد مقدسه (شیلدز[۶]، ۲۰۰۱). یه نهاد اجتماعی مهم که تضمین کننده مراقبت و پشتیبانی بوده و وفاداری و تعهد به اون ارزش شناخته می شه (هارمون، ۲۰۰۵).

کلا تعهد اخلاقی تحت تاثیر سه عامل قرار داره: ۱-تقدس بنیان و نهاد خونواده، ۲-وفاداری به نوع رابطه زناشویی که به ارزشها واصول اخلاقی فرد اشاره داره و فرد می تونه برابر با اعتقاداتش به ازدواج پایان بده یا بازم به اون معتقد باشه و ۳-احساس دین و مرهونیت نسبت به یه همسر (هین اوم[۷]، ۲۰۰۳، نقل ازعباسی موالید، ۱۳۸۸). جانسون و همکاران (۱۹۹۱) در تحقیق خود به این نتیجه رسیدن که دینداری و اعتقادات مذهبی بیشتر با تعهد اخلاقی زن و شوهر اتحاد بالایی داره. به نظر می رسد که اعتقادات مذهبی و گرایش به معنویت از راه ارزشگذاری روی حفظ و باقی موندن نهاد ازدواج و هم اینکه از راه جفت و جور سازی پشتیبانی های الهی باعث تقویت و تحکیم تعهد اخلاقی زن و شوهر در ازدواج می شه (رابینسون[۸]، ۱۹۹۳؛ نقل از جانسون و همکاران، ۱۹۹۹).

۲-۱-۲-۳- تعهد ساختاری

تعهد ساختاری[۹] به عنوان سومین بعد تعهد زناشویی در خیلی از مدل های نظری با عنوان جنبه اجبارآور تعهد زناشویی با اسامی جورواجور مطرح شده : تعهد اجباری (استنلی، ۱۹۸۶)، نیروهای مانع شونده (لوینگر، ۱۹۷۶)، فشار خارجی (گرین، ۱۹۷۳)، احساس به دام افتادگی (آدامز و جونز، ۱۹۹۹، ۱۹۹۷) و تعهد ساختاری (جانسون، ۱۹۹۹، ۱۹۹۶، ۱۹۹۱). تعهد ساختاری در ازدواج به مشکلات و محدودیت های موجود در ترک رابطه زناشویی و احساس زور به موندگاری اون رابطه اشاره داره (هارمون، ۲۰۰۵).

مشکلات

در هسته مرکزی این بعد این عقیده هست که فاکتورهای خارجی ازدواج مثل فاکتورهای خیالی یا واقعی ممکنه از فسخ رابطه زناشویی و اختتام ازدواج جلوگیری کنن حتی اگه انگیزه فرد واسه مبادرت به طلاق و جدایی قوی باشه (شیلدز، ۲۰۰۱). برعکس تعهد شخصی، تعهد ساختاری به عنوان جنبه اجبارآور تعهد زناشویی وقتی رو می شه که رضایتمندی وجود نداره یا کم شده در این رابطه، فرد علارغم از دست دادن رضایت زناشویی بازم تمایل داره تا به همسر و ازدواجش معتقد بمونه به دلیل دوری از نتیجه های طلاق و از بین رفتن سرمایه های که در ازدواج صرف شده. علاوه بر این موارد، زن و شوهر ممکنه تو یه ازدواج نارضایت بخش بعد از طلاق نتونن یه همسر مناسب پیدا کنن و حتی از نظر اقتصادی نیازمند بقیه باشن (شیلدز، ۲۰۰۱، نقل از عباسی، ۱۳۸۸).

اقتصاد

[۱]- Personal Commitment

[۲]- Nye & etal

[۳]- Mc Donald

[۴]- Moral Commitment

[۵]- Artega

[۶]- Shields

[۷]- Hyn um

[۸]- Robinson

[۹]- Structural Commitment

برچسب ها :

ناموجود