رساله عدل و انصاف- قسمت ۲

میتوان مدعی شد که هیچ یک از بزرگان فقه به این نحو قاعدهی عدل و انصاف را مطرح ننمودند. به نظر میرسد سخن شهید مطهری دربارهی اغفال فقها نسبت به ایجاد قاعدهی عدالت[۱]، انگیزهای شد برای بسیاری از نویسندگان که مقالات و کتبی پیرامون این قاعده بنگارند؛ از آن جمله میتوان به مقالهی عدالت‏به مثابهی قاعده فقهى نوشتهی مهدی مهریزی[۲] و کتابهای “قاعدهی عدالت در فقه امامیه” نوشتهی حسنعلی علی اکبریان[۳] و عدالت‏به مثابهی قاعده” نوشتهی محمد اصغری[۴] اشاره نمود. هر کدام از کتابهای مذکور واجد ویژگیهایی است؛ کتاب اول با طراحی یک سلسله گفت وگوهایی، بیشتر به طرح نظریات فقهی پیرامون قلمرو و ادلهی معتقدان به این قاعده پرداخته و کتاب دوم به شکل ظاهراً کلاسیک قاعده را اثبات نموده است.
تفاوت این رساله با کتب موجود این است که اولاً با توجه به این که پذیرش این قاعده ریشه در اتخاذ مبنا نسبت به مرجع تشخیص مصادیق عدالت و انصاف دارد، در این پژوهش ابتدا میزان درک عقل نسبت به مفهوم و مصداق عدالت مورد بررسی قرار گرفته و پس از اتخاذ مبنا به بحث فقهی پرداخته شده است. ثانیاً با توجه به نظریات موجود دربارهی این قاعده، سعی بر این بوده که تمامی ادلهای را که میتوان برای اثبات قاعده، اعم از آیات، روایات و تمامی فتاوا، آورده شود، مطرح، ضمن ارزیابی آنها، نظر برگزیده را مستدلاً بیان نماید.
از حیث حقوقی نیز در کتب مختلف به صورت پراکنده جایگاه انصاف در حقوق ایران مطرح شده، ولی در هیچ یک از کتب مستقلاً این بحث مورد مطالعه قرار نگرفته است و در رسالهی حاضر به صورت تفصیلی و مستقل مورد بررسی قرار گرفته است.
از دیگر سو پایان نامهها و رسالههایی نیز در این موضوع وجود دارد که میتوان آنها را به دو دسته تقسیم نمود:

  1. پژوهشهایی که در زمینهی عدالت، ماهیت و جایگاه آن در ارزشهای دینی و اخلاقی انجام شده که ازجمله میتوان “جایگاه عدالت در استنباط احکام معاملات[۵]” ،”بررسی راههای مبتنی بر عدالت در حقوق ایران”[۶]، “عدالت جزایی و بررسی تطبیقی آن در حقوق اسلامی”[۷]، “خردگرایی و دادگرایی”[۸]، “عدالت در اندیشهی سیاسی اسلام”[۹]، “عدالت و ارزشهای اخلاقی”[۱۰]را نام برد.
  2. پژوهشهایی که با محوریت انصاف صورت گرفته است؛ مانند “انصاف و نقش آن در حقوق خصوصی”[۱۱]، “جایگاه انصاف در حقوق و قانون ایران”[۱۲]، “انصاف و جایگاه آن در حل اختلافات بینالمللی”[۱۳]؛

در بعد فقهی غیر از رسالهی دکتری که ابتدا نامش ذکر شد، عدالت و انصاف در هیچکدام از این پایاننامهها به عنوان یک قاعدهی فقهی مورد بررسی قرار نگرفته است.
آقای پور مولا در رسالهی دکتری خود، اشارهای به قاعده بودن عدالت و انصاف نموده ولیکن ایشان ظاهراً تنها هدفشان نقد دیدگاه عدالت عرفی بوده و در ضمن آن به صورت اجمالی به قاعده بودن عدالت پرداخته و دیگر اشارهای به مبانی بحث یا طرح و نقد دیگر نظریات و یا ادلهی این قاعده و آثار و ثمرات آن ننمودهاند. در حالی که رسالهی حاضر در ضمن طرح تمامی نظرات موجود، به صورت مبنایی تمام این دیدگاهها را به نقد و بررسی گذاشته است.
از جنبهی حقوقی نیز هر چند در این رسالهها و پایاننامهها به نوعی جایگاه انصاف مورد بررسی قرار گرفته ، ولی اولاً به صورت مبنایی ارزیابی نشده، ثانیاً به جنبهی فقهی قاعده پرداخته نشده است و در این رساله هر دو جنبه در نظر گرفته شده است.
۵- سؤالات اصلی و فرعی تحقیق
در این رساله در پی پاسخ به یک سؤال اصلی میباشیم و آن این که:
آیا میتوان عدالت و انصاف را به عنوان یک قاعدهی فقهی و حقوقی ارائه کرد و فقیه یا قاضی با استناد به آن حکم صادر نماید؟
سؤالات فرعی که در این باره پاسخ به آن ضروری است، عبارت است از:
آیا عدالت و انصاف از منظر حقوق اسلامی دو مفهوم متمایز با یکدیگرند؟
آیا عقل بشر میتواند مفهوم و مصداق عدالت را درک کند؟
۶- فرضیه یا فرضیات
فرضیهی اصلی:
عدالت و انصاف هدف قواعد فقهی و حقوقی است و نمیتوان آن را به عنوان یک قاعدهی فقهی و حقوقی ارائه داد.
فرضیهی فرعی :
در حقوق اسلامی عدالت به معنای اعطای حق ذیحق با انصاف در یک معنا به کار برده میشود و تفاوتی میان این دو واژه وجود ندارد؛ البته اگر منظور از عدالت عمل به قانون موضوعه است با انصاف متفاوت است.
مفهوم عدالت قابل درک به وسیلهی عقل است و عقل میتواند مصادیق عدالت را دریابد.
۷- روش و نوع تحقیق:
در این پژوهش سعی برآن بوده که با جمع آوری اطلاعات از منابع مکتوب، و تحلیل و بررسی آنها امکان وجود چنین قاعدهای در نظام حقوقی اسلام مورد تحلیل وبررسی قرار گیرد. روش جمع آوری اطلاعات کتابخانهای بوده و نوع پژوهش بنیادی و تحلیلی است.
۹- محدودیتها و تنگناهای تحقیق:
هرچند در نظر اول ظاهراً دربارهی عدالت منابع بسیار زیادی وجود دارد؛ لیکن بدیهی است به وجود آوردن قاعدهای که به نحو عام الشمول بر تمامی ابعاد، نظریات و فتاوای فقهی و حقوقی تأثیرگذار باشد، انصافاً کاری دشوار است؛ سختی کار آن زمان بیشتر جلوه میکند که با مفهومی مثل عدالت روبهرو باشیم که:
اولاً دارای جنبههای مختلف فلسفی، اخلاقی، حقوقی و فقهی است و مطالعهی این ابعاد برای درک بیشتر نظریات و ارائهی مبنای صحیح، ضرورت داشته باشد.

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

عدم آشنایی با بسیاری از مبانی مطرح در این علوم و اصطلاحات به کار رفته در آنها، دشواری تحقیق را دو چندان میکند.
ثانیاً هیچ سابقهی پژوهش مستقل پیرامون مرجع تشخیص مصداق عدالت، در کتب وجود ندارد و نظریات در اینباره غیر مستدل ارائه شده است. با توجه به این که برای ارائهی نظر نهایی لازم بود موضع گیری در مورد مرجع تشخیص مصادیق عدالت تبیین گردد، به فحص پیرامون نظر بزرگان در اینباره پرداخته شد، ولیکن از هیچ کدام از کسانی که به صورت بسیار مفصل دربارهی مفهوم عدالت و حسن آن بحث کردهاند، اعلام نظری در مورد مرجع تبیین مصداق عدالت پیدا نشد؛ از اینرو استخراج نظریات در این زمینه از بین سخنان بزرگان، زمان زیادی برد.
تمام این مشکلات در حالی بود که در انتهای تدوین اولیهی رساله ، کتاب قاعدهی عدالت به چاپ رسید و نظریات پیرامون این قاعده به طور واضحی مطرح گشت و همین امر موجب شد که با توجه به طرح آن نظریات، در نگارش این رساله یک تجدیدنظر جدی صورت پذیرد و ارائهی این تحقیق به تأخیر بیافتد.
۱۰- طرح کلی رساله
از آن جا که رسالهی حاضر، هم دارای جنبهی فقهی و هم حقوقی است، ضروری بود که پس از طرح مفاهیم و مبانی کلی، به طور جداگانه، هر کدام از قاعدهی فقهی و حقوقی عدل و انصاف مورد بررسی قرار داده شود؛ از این رو رساله در دو بخش طراحی شده و در هر بخش با دو فصل، مباحث از یکدیگر متمایز گردیده است:
در بخش اول طی دو فصل به تبیین مفاهیم و مبانی قاعده پرداخته و پس از معنا شناسی عدل و انصاف و بیان پیشینیهی تاریخی جایگاه آن، به طرح و ارزیابی مبانی ارائه شده در مورد توانایی درک عقل نسبت به مفهوم و مصداق عدالت، پرداخته شده است.
بخش دوم نیز به دو فصل تقسیمبندی شده است:
فصل اول آن به طرح قاعدهی فقهی عدل و انصاف، پیشینهی تاریخی قاعده، مقایسهی آن با قواعد و یا مباحث مشابه، ادلهای که میتوان برای قاعده بیان نمود، پرداخته و در نهایت ضمن ارائهی نظریهی نگارنده نسبت به وجود چنین قاعدهای، نظرات و ادلهی قاعده مورد ارزیابی قرار میگیرد.
در فصل دوم، عدالت و انصاف را به عنوان قاعدهای حقوقی در نظر گرفته و ضمن بیان قاعده، پیشینهی تاریخی آن و مقایسه با مباحث مشابه، پذیرش قاعده مورد نقد و بررسی قرار گرفته و نظریهی نگارنده دربارهی جایگاه عدالت و انصاف در حقوق ایران ارائه میگردد.
“ومن الله التوفیق و علیه التکلان”
بخش اول : مفاهیم ومبانی نظری عدل وانصاف بخش اول : مفاهیم ومبانی نظری عدل وانصاف
شناخت دقیق نسبت به موضوع برای ایجاد یک قاعده امری ضروری است؛ از این رو در بخش حاضر پس از بیان تعاریفی که از مفردات قاعده مد نظر است و ارتباط این دو واژه با یکدیگر و مفاهیم مشابه، به نظراتی که دربارهی میزان درک عقل نسبت به مفهوم عدالت، حسن و مصادیق آن مطرح شده، پرداخته و این مبانی را مورد بررسی قرار میدهیم.
فصل اول : معنا شناسی عدل و انصاف و پیشینه تاریخی آن
از آنجا که واژه‌های عدل و انصاف دارای کاربرد وسیعی در علوم انسانی هستند، تفسیر و تبیین معناى مورد‌نظر در فقه و حقوق با عنایت به معنای لغوی آن بسیار لازم و ضروری به نظر می رسد. از این رو در این قسمت ضمن ارائهی معنای لغوی، استعمالات این واژگان در فقه، حقوق و تفاوت آن با تعاریف ارائه شده در اخلاق، فلسفه و علم کلام مورد بررسی قرار خواهد گرفت.