روانشناسی در مورد غنی‌سازی ازدواج

در گذشته پزشکان به پیشگیری علاقه و تعهد کمتری نشون می دادن، اما تازگیا به امکان پیشگیری از درموندگی زناشویی توجه بیشتری شده. رویکردهای پیشگیری بر زوج هایی تمرکز دارن که هنوز مشکلات رابطه ای کلی ای رو تجربه نکرده ان. برنامه های پیشگیری بیشتر برالگوهای روانی آموزشی و مهارت و لیاقت مبتنی هستن و بر توانمندی ها و سلامتی زوج توجه دارن. با اینکه این رویکردها از عوامل خطر انگیزی مثل سبک های ارتباطی نادرست، الگوهای تعاملی آسیب زا ونگرش های منفی غافل نیستن، اما بیشتر تاکیدشون بر رشد نگاه های مثبت و رضایتبخش دو طرفه، سبک های رابطه و الگوهای صمیمیته. یعنی رویکردهای درمانی بیشتر بر الگوهای طبی مبتنی هستن و عموما به زوج ها با دید و نگاه آسیبی نگاه می کنن، در حالی که راه و روش های پیشگیری این جور نیستن. هم اینکه بیشتر برنامه های پیشگیری دارای اجزاء زیر هستن. اونا آموزشی، مبنی بر تجربه، دارای ساخت، دارای برنامه، محدود به زمان، مثبت نگر، معمولا اقتصادی و دارای ساخت و دارای جهت گیری گروهی می باشه. در حالی که مدل های درمانی دارای ساخت کمتر، برنامه ریزی کمتر، جنبه آموزشی کمتر، مثبت نگری کمتر، بدون محدودیت وقتی و از نظر هزینه هم بالا هستن (گینزبرگ[۴]، ۲۰۰۰؛ نقل از عیسی نژاد، ۱۳۸۷). بر خلاف فرق های موجود بین پیشگیری و درمان، طی بیست سال گذشته مرزهای بین این دو نوع دخالت تا حدودی از بین رفته. تاثیر مدل های روانی-آموزشی در درمان و بخش های بهداشت روانی، دقیق شدن و فوکوس کردن بر دخالت هایی که از نظر هزینه مقرون به صرفه بوده و دارای کارایی باشن و رشد درمان های کوتاه مدت، در کمرنگ شدن مرزهای این دو بخش موثر بوده ان. امروز به کار گیری مدل های درمانی در دخالت های پیشگیری و کاربرد مدل های پیشگیری در مورد درمان رواج بیشتری پیدا کرده. پس می توان گفت که مشخص کردن مرز بین پیشگیریی، قوی سازی و درمان تا حدودی غیر ممکنه (برگر و هنا[۵]، ۱۹۹۹).

اقتصادی

پیشگیری شامل هر نوع راه و روش، روش یا روشه که واسه اصلاح لیاقت و کارکرد بین فردی واسه افراد اینجا مخصوصا همسران، طراحی می شه.

کلا سه سطح پیشگیری هست که به توضیح هر کدوم پرداخته می شه:

پیشگیری اولیه به دخالت های گفته می شه که از راه اون به زوج ها کمک می شه تا دچار درموندگی نشن. این نوع دخالت ها منابعی رو واسه زوج ها فراعم می کنن که از راه اون از بوجود اومدن مشکل جلوگیری می شه. در بیشتر موارد جهت گیری این نوع دخالت ها به دوره های انتقالی و چرخه های زندگی زناشوییه (مثلا، آشنا شدن، ازدواج، تولد اولین بچه و چیزای دیگه ای به جز اینا). در جریان این دوره های حساس، استرس در حد بالاست و واسه اینکه زوج ها به طور موثر وارد روابط شن به راهبردهای مقابله ای موثر تری نیاز دارن و برنامه های پیشگیری اولیه به همین منطور جفت و جور می شن.

زناشویی

پیشگیری سطح دوم، واسه آدمایی که با در نظر گرفتن مشکلات ارتباطی در خطر بیشتری هستن، بکار گرفته می شه. این زوج ها در برابر آسیب با بهره گرفتن از راه های آزمایش و تشخیص منظم شناسایی می شن. هدف پیشگیری سطح دوم عبارته ازتمرکز بر مشکلات رابطه ای و تلاش واسه کاهش شدت خطر وآسیب های اون.

مشکلات

پیشگیری سطح سوم، واسه زوج هایه که قبلا مشکلات شدیدی رو تجربه کرده ان و این دخالت ها بمنظور کاهش احتمال برگشت اونا می باشه. روشنه که این زوج ها احتمال برگشت دارن (ادیتال و لوی[۶]، ۲۰۰۵؛ نقل از عیسی نژاد، ۱۳۸۷).

برگر و هانا (۱۹۹۹) اهداف سه سطح پیشگیری رو در رابطه زوج ها به صورت زیر مشخص کرده.

پیشگیری اول: این برنامه ها بر کمک کردن به زوج ها در جهت رویارویی با مسائل طبیعی زندگی، مثل دوره های انتقالی زندگی تاکید دارن.

پیشگیری دوم: این برنامه ها واسه پیشگیری از نارضایتی آینده یا از دست دادن رابطه دلخواه، مثل مهربانی و صمیمیت، طراحی می شن.

پیشگیری سوم: این برنامه ها به زوج هایی که مشکلات جدی دارن کمک می کنه تا از نابودی رابطه و یا جدایی زناشویی جلوگیری کنن.

 

۲-۳-۲- برنامه ارتقا رابطه[۷]

۲-۳-۲-۱- گذشته غنی سازی روابط

ریشه های تقویت رابطه به دهه اول سال ۱۹۵۰ برمیگرده (جورنی[۸]، ۱۹۹۰). وقتی که جورنی متوجه وجود والدین در حفظ مشکل کودکان شد. اون این جوری دلیل آوردن می کرد که این مشکل ممکنه بخاطر حسادت والدین از نقش خاص درمانی تراپیست با کودک باشه و یا بخاطر تهدید غرور والدین از اینکه احساس کنن در نقش والدینی بدی قرار گرفته ان و بچه هاشون رو سردرگم کرده ان. به نظر می رسید که به هر دوی این عوامل با نام نویسی کردن از والدین به عنوان دستیار تراپیست می توان رسیدگی کرد (جورنی، ۱۹۹۷). این جوری دلیل آوردن شد که اگه والدین واسه رفتار به روش درمان روانی آموزش ببینن، تغییر در سیستم خونواده افزایش زیادی داره. این منتهی به ایجاد درمان فرزندی، که الان درمان تقویت رابطه خونواده-کودک یا درمان خونواده-فرزندی نامیده می شه، شد. که در اون به والدین آموزش داده می شه تا بازی (نمایش) با بچه هاشون اجرا کنن که مشابه درمان نمایش کودک محور راجرز می باشه. بعد اونا یاد می گیرند که این مهارتها رو انتقال و عمومیت بدن تا در زندگی روزمره در زمان درست استفاده کنن. اونا هم اینکه مهارتهای اصلاح رفتار و کار بامشکلات عاطفی خودشون رو یاد می گیرن تا در خونه استفاده کنن. این روشها واسه خونواده های جدا از هم یا گروه های خانوادگی هم کاربرد داره. پروژه تحقبقاتی سه ساله مشخص کرد که این روش خیلی موثر بوده (جورنی۱۹۷۶، استوور۱۹۷۱[۹]، آکسمن۱۹۷۱[۱۰]).

این انگیزه ای واسه ایجاد درمانهای REبراساس همون اصول، فلسفه و روشها شد واسه زوج ها و خونواده های که فرزندان بزرگتری دارن. از اونجایی که درمان RE بیشتر براساس آموزش مهارتها می باشه، قدمی منطقی واسه آموزش مهارتها به زوج ها و خونواده ها می باشه. قبل اینکه به مشکلات حادی دچار شن. این برنامه ها تقویت RE و برنامه های پیشگیری از مشکل شدن (گینزبرگ، ۲۰۰۰).

 

 

 ۲-۳-۲-۲- پایه های نظری[۱۱]

نظریه ای که پایه ی راه و روش REبر اون قرار داره ترکیب منحصر به فردی از چها رمکتب کلی ی روان درمانیه: روان جست و خیز، رفتار گرایی، آدم گرایی و راه و روش بین فردی. براساس تجارب، تفسیر و برداشت جورنی از تحقیقات روانشناسی، خصوصا در بخش روان درمانی و اصلاح رفتار، تجارب بالینی و میدونی و مشاهدات دراز مدت، بخش های از هر مکتب انتخاب و بقیه کنار گذاشته شد. چیزی که موند به شکل کامل و متحدالشکل براساس آموزش مهارتها گرد بیاری شد. به شکل خیلی خلاصه عناصر اصلی که شالوده… می باشه رو می توان به توضیح زیر توصیف کرد:

از نظریه روان جست و خیز مفاهیمی مثل اهمیت ضمیر ناخودآگاه و قدرت عملکرد های دفاعی، مفاهیم ضرورت رشد روانشناختی، افزایش درک خودمون، قدرت درمانی تخلیه هیجانی، تجربه احساسات سرکوب شده یا سر پوش گذاشته شده رو در برمی گیرد . از نطریه آدلر، معنی رفتار آدم که با اصطلاحات جستجوی اهداف و قدرت تسلط جویی و میل به برتری درک می شه یعنی وقتی که آدما هدفی رو دنبال می کنن. از مکتب آدم گرایی، مخصوصا نظریه راجرز، معنی عملکرد های دفاعی (ازتحریف واقعیت میاد) که بخاطر تهدید فکر شخص شروع می شه گرفته شده، هم اینکه معنی پذیرش دائم بی قید و شرط، احترام و همدلی واسه ایجاد رابطه ای مثبت و قوی و کاهش نیازای بقیه از این نظریه اقتباس شده. از نظریه یادگیری در همه ابعاد اجتماعی، رفتاری، شناختی این معنی بدست اومد که رفتارای به درد بخور و بهبود دهنده زندگی رو می توان با روش سیستماتیک آموزش داده و فراگرفت. عقیده بر اینه که آموزش مهارتهای درست به شرکت کنندگان، رشد و تغییر مثبت رابطه رو بهبود و سرعت می بخشه.

روشای برگرفته از نظریه یادگیری و رفتار درمانی خیلی به درد بخور شمرده شده ان نه فقط واسه افراد حرفه ای که مهارتهای. RE رو آموزش میدن بلکه واسه خود شرکت کنندگان تا بتونن تغییراتی بسازن که مطلوب خود و شریک زندگیشون باشه.

از نظریه بین فردی که سالیوان[۱۲] (۱۹۷۴) منشاء اون بود و به وسیله لری[۱۳] (۱۹۵۷) زیاد شده، این معنی دریافت شده که افراد مهم دور و بر ما چگونگی عملکردمون رو به ما یاد می گیرن. تموم آدما به صورت ناهشیاری به روش خاصی واسه جواب به بقیه عمل می کنن که احساس راحتی می کنن و به اندازه کمتری اضطراب رو به همراه داره. خیلی از روشای عادتی رفتار (اونایی که هدفشون در اول زندگی بود) جوری ناخودآگاه و خودکار شدن که لری (۱۹۵۷) اونا رو “انعکاسها[۱۴]”نامید. نظریه REبیان می داره که آوردن دامنه بزرگی از رفتارای بین فردی به بخش انتخاب خودآگاه، کلید روشای موثر و مقرون به صرفه واسه بهبود رضایت فردی و بین فردی می باشه.

پس REبه شرکت کنندگان می آموزد که تشخیص بدن هر سکون و حرکتی از طرف شخص دیگه فرصتی ایجاد می کنه تا به شکل خودآگاه طبیعت جواب دیگری رو عوض کنه و بعدا جواب تموم افراد دیگری که به دنبال می آیند رو هم تغییر می دهد. بجز در روابط عاشقی که در اونجا هم فرد بدون اختیار نیس.

همیشه فرد این انتخاب رو داره که به گونه ای بکنه تا جواب های مطلوب بیشتری از طرف مقابل به دنبال داشته باشه. در بخش هر رابطه بین فردی، مخصوصا ارتباطات زناشویی و خانوادگی هدف REاینه که به شرکت کنندگان بیاموزد که چیجوری به صورت خودآگاه اینجور انتخاب هایی داشته باشن.

افزایش توانایی افراد واسه انتخاب کردن های انعطافی و خودآگاه در خدمت رسیدن به اهداف اجتماعی و شخصی مثبتشون، به عنوان سریعترین و مطمئن ترین راه تقویت سازگاری و کارایی ارتباطات بررسی شده. از دید REپیشگیری و غنی سازی به عنوان نقاط جور واجور روی یه زنجیره دیده می شه. اهداف پیشگیری، درمان و غنی سازی هر کدوم به عنوان “کمک به مردم واسه تغییر به سمت های مثبت”دیده می شن. اینکه پیشگیریه یا درمان فقط بستگی به زمان به کار گیری اون داره، مثلا آموزش در اوایل ازدواج یا بعد از اون به این نتیجه رسید کنن (اگه شما آموزش مهارت ها به زن و شوهر رو زود انجام ندین، مجبورین بعدا این کار رو انجام بدین). اگه این کار رو زود انجام ندین، افزایش بعد بافتهای زخمی روانی، یادگیری الگوهای جدید رو پیچیده تر و مشکل تر می کنه. در این حالت بجای پیشگیری از درمان کمک گرفته می شه. (سیندر[۱۵]، ۲۰۰۰).

۲-۳-۲-۳- روش های دخالت

مهارت هایی که در ساختار REمورد استفاده قرار گرفته ان، اونایی هستن که به احتمال زیاد واسه برآورد کردن شدیدترین تمایلات خونواده ها تقریبا در همه فرهنگ ها کاربرد دارن. این تمایلات شامل عشق، دلسوزی، تعلق، اعتماد، وفاداری، امنیت و لذت هستن که در بین بقیه از اهمیت بیشتری بهره مند هستن. برآورده کردن هر کدوم از این تمایلات واسه طرف دیگه و اعضای دیگه خونواده به وسیله فرد به عنوان یه کارکرد روانی- اجتماعی اساسی که در روابط نزدیک صورت گرفته، تلقی می شه که با ایجاد یه فضای ثابت و پایدار، عشق و صمیمیت، خودباوری و رشد روانشناسی هرعضو رو تقویت می کنه. دلسوزی و علاقه مندی می تونه مهمترین عامل فردی در بهبود ارتباطات صمیمی سازنده، محبت دوگانه و قابل اعتماد و فضایی واسه رشد شخصی باشه. یعنی از دیدگاهRE چیزی که در بلندمدت مهمه و در دوره هایRE بدست میاد روابط زوجی سالم، توانایی حل مسئله به روشی دو سونگر و عادلانه، توانایی حفظ جو مراقبتی در طول بحث و حل مسئله، توانایی اتخاذ دیدگاه فرد دیگه، توانایی تعامل با دیگه شرکت کنندگان، توانایی روشنی دیدن خود و دیگری، توانایی مانع شدن یا کم کردن چرخه های تعامل منفی-منفی وخشم، توانایی تغییر در الگوهای رفتاری مورد انتظار فرد، کمک به فرد واسه رسیدن به تغییرات مطلوب مورد انتظار خودش و کمک به شریک خود تا تغییراتی که می خواهد انجام بده. این ها هم تغییراتیه که از راه تسلط برمهارتهای برنامهRE ایجاد می شن. جنبه دیگه ایجاد و نگهداری ارتباطات خوب و پایدار شامل توانایی درنظر گرفتن تصویر کامل زمانیکه در رابطه به مشکل یا اختلاف برخورد می کنیم. در این شرایط جنبه ی خیلی عادی، ندیده گرفتن افکار و احساسات مثبت در طرف مقابله. با ایجاد پنداشت مثبت، افکار و احساسات منفی زیر افکار و احساسات مثبت پوشونده می شه و رابطه ای دوستانه ایجاد می شه. تو یه رابطه ی دوستانه انگیزه واسه تغییر خیلی افزایش می یابد (گینزبرگ، ۲۰۰۰).

یه اصل عمومی کلیدی واسه ایجاد تغییرات ساختاری در رابطه، بیان رو راست احساسات و افکار به روشیه عزت نفس طرف مقابل رو تهدید نکنه. انجام این کار یعنی یادگیری واسه بیان خود به روشی دلسوزانه یه نوع ابزاره که توانایی همسر رو واسه درک و پذیرش افکار و احساسات می گن بالا می برد وهم به نوبه ی خود گوینده رو راحت تر می کنه تا به صورت باز و رو راست و دلسوزانه خود رو بگه. واقعا دلسوزی و صداقت دو ارزشی هستن که از راه REارتقا یافته و تقویت می شن. کاربرد مناسب این دو مهارت در ارتباطات بین فردی به شکل ثابت باعث می شه دوستان صمیمی (وتقریبا هرکی دیگه) به رشد ارزش دیگری به نام تساوی حقوق برسن. در برنامه ها و درمانهای RE، زن و شوهر ۹ مهارت بهم پیوسته رو یاد می گیرن که باعث گسترش ارتباطات سالم می شه. به کار گیری این مهارتها، فعل و انفعالات در راه احترام دوطرفه بیشتر، تفاهم، همکاری و علاقه مندی رو تغییر می دهد.

در ادامه توضیحی کوتاه از هدف هر مهارت آورده می شه. تفاسیری که هر مهارت رو تعریف می کنن خیلی خاص هستن. مثل قوانین یه بازی هستن که اگه به قوانین عمل شه نتیجه اون رفتار با مهارته. مهارت ابرازگری به شرکت کنندگان توانایی می دهد تا بتونن منابع استرس، نیازها و امیال خود رو بهتر درک کرده و اونا رو به بقیه به گونه ای بگن که به احتمال خیلی کم حالت دفاعی، عصبانیت، خشونت و اختلاف ایجاد کرده و بیشتر منتهی به تفاهم، همفکری، همکاری و پشتیبانی شه. این تخصص صاحبش رو بر اون می داره تا بقیه رو در روند اختلاف و حل مسئله با سرعت و موفقیت بیشتر و عصبانیت کمتر درگیر کنه. مهارت تلقین، به شرکت کنندگان توانایی می دهد تا بتونن با دلسوزی بیشترنیازها و آمال بین فردی، روانشناختی و عاطفی بقیه رو بفهمن ودر طی زمان رفتارای باز، رو راست، در رابطه، متعهدانه، با همکاری، همدردی، حمایتی و صمیمی از بقیه استخراج کنن. مهارت بحث و گفتگو، به زن و شوهر کمک می کنه در وقتی که موارد مشکل رو بحث می کنن فضای احساسی مثبت رو حفظ کنن تا از شدید شدن عصبانیت و انحرافات دفاعی جلوگیری شه واحساسات عمیق و موارد ریشه ای لازم واسه حل این موارد مشکل رو با موفقیت و وسعت بیشتر بفهمن. مهارت آسون کردن گری، به شرکت کنندگان توانایی می دهد تا از مارپیچ های ارتباطی منفی-منفی خارج شن و با بهره گرفتن از مهارتهای RE رابطه رو دوباره از سر بگیرن. مهارت حل اختلاف، به شرکت کنندگان این توانایی رو می دهد تا راه حلهایی خلاق واسه مشکلات شون تدبیر کنن. راه حلهایی که رفع نیاز دو جانبه رو زیاد کنه و موثر و بادوام باشن.

مهارت تغییر خود، به شرکت کنندگان توانایی می دهد تا به بقیه کمک کنن طرز فکر، احساسات و رفتاراشون رو تغییر بدن تا اهداف شخصی و بین شخصی شون رو بهتر بکنن. مهارت انتقال و عمومی سازی، به زن و شوهر آموزش می دهد تا از مهارتها در زندگی روزمره و با افراد مهم دیگه علاوه بر همسر (مانند بچه ها، والدین، دوستان و همکاران) استفاده کنن. مهارت نگهداری، به شرکت کنندگان توانایی می دهد که مهارت ها رو درزمان زمان حفظ کنن. برنامه های غنی سازی و پیشگیری از مشکل که برگرفته از درمان REه برنامه ای واسه کمک به زن و شوهره تابه سطوح عمیق احساسات و کسب بینشهای درون شخصیتی مهم برسن. یه عامل مهم در این رابطه راهیه که به زن و شوهر جواب به جملات خودابرازی همسرشون رو آموزش میدن. در خیلی از برنامه های دیگه و در آموزش اساسی بیشتر تراپیست ها در مورد نوع جواب مورد استفاده ارباب رجوعشان، شرکت کنندگان یاد می گیرند اون چیزی که فرد دیگرمی گوید رو تفسیر و مشخص کنن. در REبه اولین جواب به فردی که خودشو اعلام کرده، جواب موکد می می گن. این همون پاسخیه که به وسیله تراپیست در زمان درمان به زن و شوهر آموزش داده می شه.

شکل (۲-۲) نشون می دهد که چیجوری ۹ مهارت RE می تونن واسه ارتقای روابط زوج ها به کار روند و اگر به درستی آموخته شده و در موقعیت های جور واجور در طول زمان به کار روند خوب می تونن سلامت جسمی و روانی مورد انتظار رو بسازن. شکل (۲-۲) نشون می دهد که RE تلاش داره تغییرات مثبت در احساسات، شخصیت و رفتار بسازه که همه با همدیگه تغییراتی رو تو یه مدل ترتیب منظم نشون بدن. روند این شکل شامل: در صحبت های منزل، بازم که زن و شوهر روی موضوعی واسه ارتقای روابطشون، یا حل مسئله ای کار می کنن، مهارت همدلی، دلسوزی و رابطه، اعتماد و صداقت و احترام بین اونا رو افزایش می دهد. مهارت بحث و گفتگو به زن و شوهر اجازه می دهد که بر تمرکز خود ادامه داده و به ریشه ی مشکل برسن، حتی وقتی که بحث اونا شکل های جور واجور اختلافات سخت و رنج آور و اضطراب زا رو به دنبال داره. کلا شریک ها به همدیگه کمک می کنن تا به به کار گیری مهارت به صورت توافقی و مشترک ادامه. بعضی وقتا خود گفتگو همه چیزیه که واسه حل اختلاف یا مشکل نیازه چون برطرف کردن مشکل، چیزی نیس که به پیشرفت الگوی رفتاری جدید از طرف یه یا هر دوی زن و شوهر باشه. وقتی که الگوی جدیدی از رفتار نیاز باشه، مهارت حل مشکل یا اختلاف زن و شوهر رو قادر می سازه توافقی روشن رو پیشرفت بدن که تا حد امکان به رفع نیاز صد در صدی هر نفر نزدیک شن و توافق کنن که کی دقیقا چی، چه موقع و چند مرتبه انجام بده. هم اینکه به اونا کمک می کنه تا طرحی رو گسترش بدن جهت آزمایش اینکه این توافق چقدر خوب عمل کرده و درزمان زمان تغییرات لازم رو بکنن. در اینجور مواردی، توافقات بیشتری انجام می شه که امکان به کار گیری مهارت های تغییرخود و کمک به تغییر بقیه رو می دهد تا همیشه منتهی به تغییر در زندگی روزانه شه. افراد تحت آموزش از رفتارای جدید با افراد دیگه در شرایط دیگه می تونن کار کنن که مهارت انتقال و عمومی سازی می شه. همونجوریکه زن و شوهر طرحهای بهبودی رو پیشرفت داده و اجرا می کنن و در حل مشکلات و اختلافات موفق می شن، اونا میل و توانایی خود و همسرشون واسه ایین کار رو گسترش میدن. نتیجه اون هماهنگی بیشتر، صمیمیت بهینه و رضایت بالاتر از ارتباطه. هم اینکه از راه عمومی سازی و انتقال و ظرفیت اونا واسه به کار گیری مهارت نگهداری واسه حفظ تغییرات مثبت درزمان زمان، شرکت کنندگان ارتباطات مهم دیگه رو بهبود می بخشن. ترتیب کلی مهارتها تغییر شخصیت مهمی رو ایجاد و در کل موفقیت در بهبودی سلامت روانی و جسمی رو بوجود میاره. و در آخرباید در نظر داشت که RE شامل مهارتهای جدا از تغییر رفتاره، پس مهارتهایRE به طور کامل واسه مشکلات رفتاری مانند سیگارکشیدن و مصرف مواد مخدر یا الکل هم کاربرد داره (سوکا، ۲۰۰۵).

 

مهارت بحث و گفتگو
مهارت خود ابرازی
مهارت همدلی
مهارت رهبری
خط دقیق شدن و فوکوس کردن وکشف هسته مشکلات و اختلافات
تخلیه هیجانی سازنده افزایش خودنمایی هیجانی مثبت
افزایش دلسوزی، اعتماد،باز بودن، احترام
تغییرات عاطفی و شناختی که باعث افزایش اعتماد و تمایل به کامل کردن نیازای شخصی و بین فردی خود و همسر می شه
مهارت حل مسئله و اختلاف
مهارت کمک به تغییر دیگری
موافقت در روشن کردن تغییرات رفتاری
مهارت تغییر خود
مهارت انتقال و گسترش
شروع تغییر الگوی رفتاری
تغییر الگوهای رفتاری در رابطه زناشویی، هماهنگی و انسجام بیشتر، صمیمیت مطلوب،رضایتمندی رابطه ای

 

کاربرد کلی پایدار درطول زمان
مهارت نگهداری و موندگاری
یافته های مثبت مشابه با فرزندان، خونواده اصلی، دوستان و همکاران
کاهش فشار و استرس، افزایش عزت نفس، روابط بین فردی موثر، افزایش رضایتبین فردی و سبک زندگی سالم
شکل (۲-۲): مهارتهای R. E (جورنی و کاودو، ۱۹۹۹؛ ص ۸۰)

۲-۳-۲-۴- استراتژیهای دخالت و فرمتهای وقتی واسه برنامه های RE

غنی سازی و برنامه های پیشگیری از مشکل و درمانهای  REبرای افراد، زن و شوهر و افراد یه خونواده همه قابل استفاده هستن. هیچ فرمت وقتی ثابت وجود نداره. برنامه های غنی سازی و پیشگیری از مشکل می تونه به دو برنامه یه روزه تقسیم شن (یه روز واسه مهارتهای اصلی و یه روز واسه مهارت های پیشرفته) یا دو روز متوالی برگزارشود. هم اینکه می توان تو یه سری از جلسات هفتگی انجام داد، که به صورت دو ساعت در هفته به مدت ده تا پونزده هفته انجام می شه. نمونه دیگه فرمت های وقتی، برنامه نیم روزه س که هفته ای یه روز طی چهار هفته اجرا می شه. امتیازات زیادی واسه برنامه ای که طی چند هفته به صول می انجامد هست. در این صورت زن و شوهر فرصت بیشتری واسه مطالعه مهارت ها در خونه و به کار گیری مهارت ها واسه حل مشکلات و پیشرفت مهارت ها در خونه دارن. هم اینکه تکلیف های خونه و کاربرد روزمره، کنترل و نظارت مهارت ها رو به شکل خیلی مهم جفت و جور می سازه.

یه فرمت منحصر به فرد واسه برنامه های غنی سازی مطالعه در خونه با مربیگریه. این برنامه آموزش از راه دور می باشه. منحصر به فرد بودن اون بخاطر اینه که شامل چهار ساعت آموزشه که می توان زن و شوهر رو بدون حضور فیزیکی مربیگری کرد. هر زوجی رو با یه تلفن داخلی یا بلند گو دار می توان آموزش شخصی داد. حتی با چهار ساعت آموزش خصوصی مهارت ها در حالی که زن و شوهر روی موارد مهم یا مشکلات ارتباطی شون کار می کنن، هزینه اینجور برنامه ی مطالعه خونگی خیلی کمتر از یه کارگاهه. نام برنامه مطالعه خانگیRE مربیگری تلفنیه.

[۱]- Marital Enrichment

[۲]- Olson

[۳]- Fournier& Druckman

[۴]- Ginsberg, B. G

[۵]- Berger& Hana

[۶]- Adital B., Lavee, Y

[۷]- Relationship Enhancement (RE)

[۸]- Guerney

[۹]- Stover

[۱۰]- Oxman

[۱۱]- Theoretical Underpinnings

[۱۲]- Sullivan

[۱۳]- Leary

[۱۴]- Reflexes

[۱۵]- Snyder

About the author