دسته بندی: علمی
مفهوم عملکرد تحصیلی

بیابانگرد(۱۳۸۲) عوامل فردی رو تشکیل شده از موادی مثل هوش، انگیزه، عزت نفس، هدف گزینی، روش های مطالعه و اندازه دقت و تمرکز می دونه. هوش رو میشه از کلی ترین و تعیین کننده ترین عوامل موثر در کارکرد تحصیلی به حساب آورد. هوش هر فرد رو میشه به دو دسته عمومی و اختصاصی تقسیم کرد که هوش عمومی شامل تواناییه که بیشتر خاصیت آدم رو نشون میده. هوش اختصاصی هم استعداد و توانایی خاصیه که فرد یک یا چند زمینه خاص داره. طبق این تعریف آخر به دروس جور واجور آموزشگاهی دانش آموزان دقت کنیم می بینیم که یه جور رابطه بین اونا هست. در واقع این جور نیس که اون دانش آموز تو یه درس بسیار قوی و در درس دیگه ضعیف باشه از طرف دیگه ممکنه کمی فرق دیده شه مثلا در درس علوم بهتر از تاریخ باشه هوش اختصاصی هم وراثت و هم محیط(فرصتای یادگیری) عوامل تعیین کننده مهمی در تواناییای هوشی هستن. وراثت دامنه یا بیشترین حد هوش یه فرد رو مشخص می کنه در حالی که محیط تعیین می کنه که فرد در کجای دامنه قرار داره. در مقابل هوش که تقریبا ذاتیه، انگیزه ها پدیده ای اکتسابی فرض می شه در روانشناسی تربیتی و یادگیری اصطلاح انگیزه در مورد دلیلی به کار میره که دانش آموزان یا کلا یادگیرنده رو واسه آموختن درس به تلاش وامی داره و به فعالیت اون شکل و جهت میده. انگیزه تحت اثر عوامل مختلفی مثل نیازها(جسمی و شناختی) رغبتا، محرکا، امیال، گرایشا، فشارهای محیطی قرار میگیره. در محیط آموزشگاهی به انگیزه بیشتر از هوش تأکید می شه و عقیده بر اینه از بین دانش آموزان دارای هوش معمولی کسائی موفق تر هستن که انگیزه بالاتری دارن. از طرفی انگیزه می تونه داخلی و خارجی باشه.کسائی که دارای انگیزه خارجی هستن تلاش هاشون فقط واسه رسیدن به چیز دیگه ایه اما کسائی که دارای انگیزه داخلی هستن کار رو فقط واسه خود و رضایت داخلی خود انجام میدن. عقیده بر اینه که انگیزه داخلی از قابلیتی به مراتب بالاتر واسه رسوندن دانش آموزان به پیشرفت و موفقیت برخورداره هدف گزینی از جمله عوامل موثر و مهم فردی در کارکرد تحصیلیه علم آموزانی که واسه تحصیل خود اهدافی در نظر می گیرن از آنایی که هدف خاصی رو دنبال نمی کنن موفقیت بیشتری رو تجربه می کنن. داشتن هدف باعث می شه دانش آموزان واسه رسیدن به اونا تلاش کنن اگه این اهداف متناسب با توانایی اون باشه و تلاش لازم رو بکنن موفق می شه و این موفقیت باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و انگیزه اون واسه تعیین اهداف بعدی می شه. و اگه اهدافی بالاتر از سطح تواناییای خود انتخاب کنن دچار شکست می شه و این شکست به نوبه خود ممکنه انگیزه، عزت نفس و کارکرد تحصیلی ایشون  رو تحت شعاع بذاره. علم آموزانی که از انگیزه داخلی بالایی بهره مند هستن اهدافشون رو به قصد افزایش دامنه مهارت ها و لیاقت هاشون تدوین می کنه و علم آموزانی که دارای انگیزه خارجی بالا هستن اهدافی رو بر انتخاب می کنن که بتونن با اونا لیاقت خود رو به بقیه نشون بدن.

دانش آموز

عقیده دانش آموزان دسته اول اینه که تلاش بیشتر منتهی به کارکرد تحصیلی بالاتر می شه اونا از شکست خود درس می گیرن و از اون در جهت موفقیتای بعدی استفاده می کنن. در حالی که دسته دوم یادگیری رو وسیله ای واسه پیشی گرفتن از بقیه تلقی می کنن و وقتی که به این هدف برسن دچار ترس شده و احساس می کنن ارزش وجودیشان مورد تهدید قرار گرفته. تحقیقات نشون داده که دانش آموزان مضطرب جزء دسته دوم هستن در مورد این موضوع نگرانی دارن که چیجوری می تونن خوب باشن اونا تمرکز خود رو به جای اینکه به طور کامل بر تکلیف یا وظیفه تحمیلی خود معطوف کنن صرف افکار مزاحمی مثل آزمایش منفی بقیه و عملکردشون می کنن در نتیجه اضطراب حاصل از این افکار بر حافظه و کارکرد تحصیلی تاثیر منفی داره.

اضطراب

۲-عوامل آموزشگاهی

مواردی مثل مدیر مدرسه، معلم، اهداف و محتوا برنامه های آموزشی، روش ها و امکانات آموزشی رو میشه از جمله عومل شمرد کلا مجموعه انتظارات در اختیار دانش آموزان قرار میده می تونه سهم زیادی در موفقیت یا نبود موفقیت تحصیلی دانش آموزان داشته باشه(ویس کرمی،۱۳۸۱).

۳-عوامل خانوادگی،اجتماعی

اثر شرایط اقتصادی، اجتماعی و روانی خونواده بر کارکرد تحصیلی دانش آموزان در پژوهشای زیادی به اثبات رسیده. مهمترین عوامل خانوادگی موثر در پیشرفت تحصیلی عبارت ان از: شرایط اجتماعی و اقتصادی، تحصیلات و سطح فرهنگ خونواده، تعداد اعضای خونواده، اشتغال کودکان، اشتغال مادران و رابطه بین اولیا و مربیان(بیابانگرد،۱۳۸۲).

اقتصادی

 

شرایط عاطفی حاکم بر خونواده مهترین عامل در تشکیل نگاه دانش آموزان نسبت به امر تحصیله. بیشتر فقر فرهنگی بعضی از خونواده ها که به دلیل بی سوادی والدینه باعث می شه تا توجه به تحصیل فرزندان مبذول نگردد. از طرفی در بعضی از خونواده های سطح بالا که از تحصیلات تقریبا خوبی بهره مند هستن جو حاکم بر خونواده به گونه ایه که به علم و تحصیل ارزش فراوانتری اختصاص داده می شه. در این خونواده ها از فرزندان انتظار میره تا مدارج بالای علمی رو طی کنن و بعضی وقتا فشاری که به فرزندان واسه خوب کامل بودن و براورده ساختن انتظارات وارد میاد ممکنه اضافه تر از توانایی و ظرفیت اونا باشه و نبود تعادل میان انتظار و تواناییا منتهی به بروز مشکلات زیادی در دانش آموزان می شه. وقتی در اجتماع معیارهای مادی از ارزش و اهمیت بیشتری بهره مند باشه فرهنگ تحقیق و مطالعه در روحیه تک تک اعضای اون شکل نگرفته باشه. مسلمه که تصور اون جامعه هم با ارزش تحصیلی و دانش اندوزی بیگانه س.همونجوریکه توجه گردید عوامل زیادی می تونه کارکرد دانش آموزان رو تحت تاثیر بذارن واسه همینه که موضوع بهبود کارکرد تحصیلی دانش آموزان یا دست کم جلوگیری از افت تحصیلی اونا موضوع پیچیده و سختیه. در واقع کنترل همه عوامل اثر گذار بر کارکرد بسیار مشکله متغییر کمال گرایی به عنوان یکی از عوامل تاثیر خاص خود رو بر کارکرد تحصیلی می گزارد این متغییر خود می تونه از شرایط تربیتی خانوادگی، آموزشگاهی و اجتماعی ناراحت باشه. خونواده و مدرسه و اجتماع کمال گرا می تونه دانش آموزان کمال گرا رو بوجود آورد، این دانش آموزان با چگونگی تفکر خاص خود بر اساس این که واسه هر موضوع تنها یه راه حل کامل و بی عیب و مشکل هست و اگه نتونه اون رو بکنن دچار ناامیدی و نا امیدی می شن و با وظایف و فعالیتای آموزشگاهی بهره مند می کنن. نبود برآورده ساختن انتظارات خود و بقیه با کیفیتی کامل و بدون اشتباه دانش آموزان رو دچار وسواس می سازه و اگه نتونه به هدف کامل نائل آید احساس گناه، سرزنش و افسردگی می کنن این عوامل به نوبه خود بر کارکرد خود تاثیر میذاره.

افسردگی

[۱]-Martin & etal

برچسب ها :

ناموجود