مکتب رفتارگرایی و سلامت روانی

سلامت روانی و آدم سالم به نظر اسکینر برابر با رفتار منطبق با قوانین و قوانین جامعه س و اینجور انسانی وقتی با مشکل مواجه بشه تا وقتی که از نظر جامعه بهنجار تلقی شه، از راه روش اصلاح رفتار واسه بهبودی و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید. هم اینکه آدم باید آزاد بودن خودشو یه جور توهم بپندارد و بدونه که رفتار اون تابعی از محیطه و هر رفتار به وسیله معدودی از عوامل محیطی مشخص می شه. آدم سالم کسیه که از تأیید اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارای متناسب، از محیط و اطرافیانش دریافت کنه. شاید ملاک غیرمستقیم دیگه در مورد خصوصیات آدم سالم از دیدگاه اسکینر این باشه که آدم باید از علم، نه واسه پیش بینی، بلکه واسه تسلط بر محیط خود استفاده کنه. در این معنا فرد سالم کسیه که بتونه واسه انجام هر روش، بیشتر از اصول علمی استفاده کنه و به یافته های به درد بخور تری برسه و مفاهیم ذهنی مثل امیال، هدفمندی، غایت نگری و امثالهم رو کنار بزاره.

سلامت روانی

 

مکتب شناختی

ویلیام گلاسر

آدم سالم طبق نظریه گلاسر کسیه که دارای این ویژگی ها باشه.

۱- واقعیت رو رد نکنه و درد و رنج موقعیت ها رو با رد کردن ندیده نگیره، بلکه با موقعیت ها به صورت واقع گرایانه مواجه بشه.

۲- هویت موفق داشته باشه، یعنی عشق و محبت بورزد و هم عشق و محبت دریافت کنه. هم احساس با ارزشی کنه و هم بقیه احساس با ارزشی اون رو تأیید کنن.

محبت

۳- مسؤولیت زندگی و رفتارش رو قبول کنه و به شکل مسؤولانه رفتار کنه، پذیرش مسؤولیت کامل ترین نشونه سلامت روانیه.

۴- توجه اون به لذات درازمدت تر، منطقی تر و منطبق با واقعیت باشه.

واقعیت درمانی گلاسر هم بر سه اصل قبول واقعیت، قضاوت در درستی رفتار و پذیرش مسؤولیت رفتار و اعمال استواره و چنآن­چه در شخصی این سه اصل تحقق یابد، بیان کننده سلامت روانی اونه.

 

آلبرت الیس

الیس در پیدایش مریضی عاطفی یا سلامت روان شناختی هر سه عامل فیزیولوژیکی، جسمی و روان شناختی رو مورد توجه قرار می دهد. الیس از دید گرایش های انسانی تا حدودی زیاد به مزلو شباهت داره. به نظر اون، نبود سلامت روانی آدم از تمایلات ذاتی و بد هر انسانی واسه نیاز بیش از اندازه به برتری از بقیه و همه فن حریف شدن، توسل به عقاید احمقانه و با بدبینی، پرداختن به تفکرات آرزومندانه و توقع خوش رفتاری و خوبی همیشگی از بقیه، محکومیت خودمون و تمایلات عمیق به زودرنجی و پریشونی ناشی می شه. اگه آدم به این تمایلات طبیعی و درعین حال ناسالم خودش نرسه، بقیه و دنیای خارج رو مورد سرزنش و سرزنش قرار می دهد. الیس عقیده داره که افکار منطقی و عقلی به عواقب و نتیجه های منطقی منتهی می شه و در نتیجه به سلامت روانی فرد ختم می شه. به طور خلاصه ویژگی های سلامت روان شناختی از دیدگاه الیس عبارت ان از:
احمق

۱- عاشقی کردن به بقیه و جویای محبت اونا شدن، البته فرد سالم در جستن محبت بقیه زیاده روی نمی کنه.

۲- انجام دادن کار به خاطر نفس کار نه به خاطر بقیه، لذت بردن از خود فعالیت نه از یافته های اون، فرد سالم با این عمل به طرف کمال حرکت می کنه.

۳- طبیعی بودن شکست خورده شدن و در صورت نبود توانایی مقابله با شکست آدم سالم اون رو می پذیرد. آدم سالم موقع شکست موقعیت رو تخریب نمی کنه بلکه تلاش داره اون رو به صورت عینی درک کنه.

۴- نسبت ندادن شکست ها به عوامل خارجی چون موارد خارجی به خودی خود موجب مشکل و ناسلامتی نمی شن مگه این که فرد تلقین به نفس کنه.

۵- نبود ترس شدید از خطرهای بالقوه. آدم سالم تلاش می کنن تا حد امکان احتمال خطر رو کاهش می دهد ولی از اون بیش ازحد هراسون و هراسناک نمی شه.

۶- تلاش واسه کسب استقلال و مسؤولیت و نبود روگردانی از کمک های بقیه در صورت ضرورت.

۷- انجام وظیفه محوله از خصوصیات آدم سالمه. فرد سالم زندگی رو همراه با مسؤولیت و حل مشکلات اون لذت می دونه.

مشکلات

 

۸- فرد سالم بیشتر از اون که به گذشته فکر کنه به حال و وضعیت موجود یعنی «این­جا و حالا» توجه داره.

۹- کمک کردن به بقیه و نگران در مورد مشکلات بقیه و در صورت نبود توفیق در کمک به بقیه وضعیت اون ها و مشکل اونا رو می پذیرد.

۱۰- فرد سالم واسه هر مشکل راه حل های مختلفی رو در نظر داره و تلاش داره که بهترین راه حل رو در حد توانش انتخاب کنه. به نظر فرد سالم راه حل های موجود نسبی هستن و برحسب موقعیت تغییرپذیر هستن.

۱۱- فرد سالم نگاه ها و رفتارش «اجبار و زور» نداره و می تونه خودشو از قیدوبندها رها کنه و در جهت سلامتی نفس حرکت کنه.

About the author