بررسی تاثیر دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد …

یکی ازمهمترین عوامل موفقیت در ورزش های استقامتی، استقامت قلبی تنفسی است و  شاخصی است که میزان این نوع استقامت را نشان می دهد(1). آمادگی قلبی تنفسی صرف نظر از سن، جنس، نژاد و سطح آمادگی اولیه با تمرین های ورزشی افزایش می یابد. بر همین اساس مطابق با توصیه های انجمن قلب آمریکا هر فرد بزرگسال باید برای حفظ یا بهبود استقامت قلبی تنفسی، حداقل30 دقیقه فعالیت جسمانی با شدت متوسط، در اکثر روزهای هفته داشته باشد(2). به هر حال پیشرفت در استقامت قلبی تنفسی نیز وابسته به اصل افزایش باردرتمرین است. به منظور ایجاد افزایش بار، می توان مولفه های افزایش بار”شدت وحجم تمرین” را افزایش داد(2). اما برای افزایش مولفه های بارتمرین در افراد سالمند، بیماران(آرتروز،قلبی وتنفسی…) و حتی ورزشکاران در دوره نقاهت بعد ازعمل جراحی محدودیت هایی وجود دارد. با توجه به تحقیقات موجود به نظر می رسد ایجاد محدودیت(انسداد جزئی) درجریان خون عضله در حال تمرین  فعالیت های کم شدت(تمرین انسدادی) سازگاری هایی با کیفیت وکمیت تمرین شدیدتر ایجاد می کند(3). در همین راستا درسال های اخیر تحقیقاتی به منظور تعیین نوع و مقدار اثرات تمرینات انسدادی صورت گرفته است. تمرینات انسدادی دارای قدمتی در حدود 40 سال می باشد و اصالت آن به کشور ژاپن بر می گردد، جایی که آن را با نام کاآتسو می شناسند، در این نوع تمرین عضو مورد تمرین را از قسمت فوقانی بااستفاده از دستگاه کاآتسو و یا یک باند ارتجاعی می بندند وآن را تحت تمرینات ورزشی قرار می_ دهند این عمل سبب ایجاد یک حوضچه خونی موقت درعضو مورد تمرین شده و به سبب آن تجمع مواد متابولیکی بویژه اسید لاکتیک به طور موضعی در عضو افزایش می یابد. شرایط ایسکمی ایجاد شده بر اثر این وضعیت، پاسخ های هورمونی و سازگاریهای عضلانی را سبب می شود(4). به همین دلیل امروزه کلینیک هایی با استفاده از این روش تمرینی به منظور درمان و پیشگیری بیماری های ناشی ازکهولت سن در کشور ژاپن به فعالیت می پردازند. به هر حال تحقیقات صورت گرفته تا کنون بیشتر بر روی ترکیب تمرین مقاومتی همراه با انسداد تمرکز داشته و سازگاری های عضلانی مورد توجه قرار گرفته اند. لذا در این تحقیق سازگاری های قلبی عروقی و همچنین سازگاری­های بی­هوازی در تمرین رکاب زدن همراه با انسداد عروق مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

بیان مساله

مطالعات نشان داده اند که تمرینات مقاومتی با بار تمرینی پایین تا متوسط همراه با انسداد عروقی، هایپرتروفی وقدرت عضله رابه مقدار قابل ملاحظه ای درمقایسه با تمرینات مقاومتی پرشدت افزایش می دهد(5). اگرچه مکانیزم های احتمالی را افزایش ترشح هورمون رشد به واسطه تجمع مواد متابولیکی از قبیل لاکتات و یون هیدروژن درعضله درحال فعالیت، عوامل رشد محیطی ومسیرهای سیگنالی درون سلولی و فراخوانی تارهای تندانقباض درشرایط هایپوکسی پیشنهاد کرده اند(6) اما سازوکار دقیق اینگونه تمرینات تاکنون به روشنی مشخص نشده است. از طرفی سازگاری های متابولیک ایجاد شده همچون افزایش درغلظت گلیکوژن عضله، که به نظر می رسد در نتیجه سازگاری با انتقال اکسیژن یا ایسکمی زودگذر می­باشد، از دیگر ویژگی های تمرینات مقاومتی سبک همراه با انسداد عروق است. از اینرو افزایش غلظت گلیکوژن دراثر جریان خون مسدود شده ممکن است ظرفیت وتوان بی هوازی را افزایش دهد(7).

تمرین هوازی ظرفیت استقامتی را ازطریق افزایش آنزیم های اکسیداتیو، دانسیته مویرگی و افزایش ظرفیت گلیکوژن عضلات و افزایش حجم ضربه ای بهبود می بخشد(6). اگرچه تعداد تحقیقات صورت گرفته در زمینه همزمانی تمرینات هوازی به همراه انسداد عروقی اندک است، به نظر می رسد سازگاری های صورت گرفته در تمرینات استقامتی ممکن است، در تمرین استقامتی همراه با انسداد عروقی بواسطه  ایجاد ایسکمی درعضله افزایش پیدا ­کند(6). ساندبرگ نشان داد، چهار هفته تمرین استقامتی همراه با ایسکمی، که با فشار 50 میلی متر جیوه روی پا ایجاد شده بود، اوج اکسیژن مصرفی ومحتوای گلیکوژن عضلات را افزایش می دهد(5).تاکاشی و همکاران نیز نشان دادند که تمرین رکاب زدن با شدت پایین همراه با انسداد باعث افزایش در هایپرتروفی و افزایش توان بی هوازی در آزمودنی ها گردید(8). همچنین پارک و همکاران نشان دادند راه رفتن همراه با انسداد عروقی، بر روی نوارگردان باعث افزایش حجم ضربه ای و استقامت بی هوازی می گردد(9). از آنجاییکه میزان کار، جریان خون به عضله فعال و نوع ایسکمی بوجود آمده در حالت نشسته بر روی چرخ کار سنج با نوارگردان متفاوت است، در نتیجه احتمال دارد سازگاریهای بوجود آمده در مقایسه با تمرین روی نوارگردان نیز متفاوت باشد.

از آنجایی که تمرینات انسدادی باعث افزایش ظرفیت گلیکوژنی عضلات و دانسیته مویرگی می شود و با توجه به اینکه این عوامل بر عملکرد هوازی و بی هوازی تاثیرگذار هستند، تحقیق حاضر در نظر دارد به بررسی تاثیر فعالیت رکاب زدن همراه با انسداد عروق بر عملکرد هوازی وبی هوازی مردان سالم بپردازد .

ضرورت و اهمیت تحقیق

حفظ آمادگی جسمانی چه از بعد سلامت و چه از لحاظ حفظ و بهبود عملکرد ورزشی از اساسی ترین موضوعات علم تمرین به شمار می رود. تحقیقات گوناگونی پیرامون شدت و حجم تمرین به منظور افزایش عوامل آمادگی جسمانی انجام گرفته است. اما تحقیقات انجام شده بر روی چرخ کارسنج که همزمان به ارزیابی عوامل عملکردی هوازی و بی هوازی پرداخته باشد محدود می­باشد و تحقیقات صورت گرفته درزمینه تمرینات همراه با انسداد بسیار اندک است. ازاینرو سوالی که مطرح می شود این است که درافرادی که تمایل و شرایط قرار گرفتن تحت فشارهای سنگین تمرین را ندارند مانند: سالمندان، افراد دارای بیماری های مفصلی، مبتلایان به بیماری های قلبی_ تنفسی و همینطور ورزشکارانی که تحت عمل جراحی بوده اند، چگونه می توان در حداقل شدت و حجم تمرین اصل افزایش بار را ایجاد نمود و در کوتاهترین زمان و با یک فشار تمرینی کم عملکرد هوازی و بی هوازی را افزایش داد؟

اخیرا تمریناتی طراحی شده است که از طریق ایجاد انسداد موضعی در عضلات فعال و با یک شدت کم برخی عملکردهای فیزیولوژیک را بهبود بخشیده اند و نشان دادند که این تمرینات در مدت زمان کوتاه 2 هفته و در شدت پائین 40 درصد ، استقامت قلبی-تنفسی را افزایش می دهد(9) در ضمن رشد عضلانی هم در شدت پایین20 درصد ازحداکثرقدرت همراه با انسداد جزئی عروق ایجاد میشود(3). از طرف دیگر بیماران در دوره بازتوانی بعد از عمل جراحی، بویژه آسیب های لیگامنت صلیبی قدامی، بیماران بازتوانی قلبی و افراد سالمند نیز می توانند از فواید این تمرینات انسدادی استفاده کنند(10). بنابراین تمرین انسدادی فواید منحصر به فردی در زمینه بالینی دارد، زیرا در شدتی متناسب با فعالیت های روزانه سازگاری های تمرینی مثبت ایجاد می کند(3). حتی بعضی از تحقیقات مشخص کرده اند که این نوع تمرین برای فضا نوردان در فضا نیز می تواند سودمند باشد(11). در مجموع، تمرین انسدادی با شدت پایین می تواند فواید بسیاری در داخل و خارج از محیط های بالینی داشته باشد. همینطور نشان داده شده است که تمرین انسدادی با شدت پایین برای ورزشکاران هم مفید است. در حقیقت ورزشکاران می توانند از تمرین انسدادی به عنوان یک دوره استراحت فعال درطول چرخه ی تمرینی استفاده کنند(11). از آنجایی که تا کنون بیشتر تحقیقات گذشته به اثرات  تمرین انسدادی بر  پاسخ­های هورمونی و سازگاری­های عضلانی پرداخته­اند و تاثیر این نوع تمرین بر روی اجرای هوازی و بی­هوازی کمتر مورد توجه قرار گرفته است، لذا پژوهش حاضر بر آنست که اثرات تمرین تداومی رکاب زدن همراه با انسداد عروق را بر عملکرد هوازی و بی­هوازی مورد بررسی قرار دهد.

 

اهداف تحقیق

هدف کلی

بررسی مقایسه تاثیر دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروق بر عملکرد هوازی و بی هوازی دانشجویان مرد فعال.

اهداف اختصاصی

1.مقایسه اثر دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروق بر حداکثر اکسیژن مصرفی.

2.مقایسه اثر دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن  همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروق بر مدت زمان رسیدن به خستگی.

    1. مقایسه اثر دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروق بر وات حداکثر.
    1. مقایسه اثر دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروق بر میانگین، حداقل و اوج توان بی هوازی.

فرضیه های تحقیق

فرض کلی تحقیق

تمرین تداومی رکاب زدن همراه با انسداد عروقی برعملکرد هوازی و بی­هوازی دانشجویان مرد فعال تاثیر مستقیم معناداری دارد.

فرضیه های  اختصاصی

    1. دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروقی، تفاوت معناداری بر حداکثر اکسیژن مصرفی دارد.
    1. دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروقی، تفاوت معناداری بر زمان رسیدن به خستگی دارد.
    1. دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروقی، تفاوت معناداری بر وات حداکثر دارد.
    1. دوازده جلسه تمرین تداومی رکاب زدن همراه با دو فشار متفاوت انسداد موضعی عروقی، تفاوت معناداری بر اوج، میانگین و حداقل توان بی هوازی دارد.

پیش فرض ها

    • آزمودنی ها همگی از سلامت جسمی و فیزیولوژیکی برخوردارند.
    • وسایل و ابزار مورد استفاده در این تحقیق ، اهداف تحقیق را به دقت اندازه گیری کرده­است.
    • کلیه آزمودنی ها دارای واحد­های درسی عملی یکسان بودند و در هیچ فعالیت ورزشی فوق برنامه ای شرکت نداشتند.
    • کلیه آزمودنی ها حین دوره تحقیق از یک نوع غذا که توسط دانشگاه تهیه می­شد استفاده کردند.
    • عدم استفاده آزمودنی ها از مکمل های غذایی و مواد نیروزا در طی دوره تمرینی و آزمون ها.