پژوهش – 
کشف فرآیند بازگشت بیماران سوختگی به جامعه و ارائه یک مدل- قسمت ۶۰

درد و عذاب
رنج و ناراحتی
رفتار تهاجمی
تغییر باورهای خود از خویش

استراتژی

همگون سازی
تطابق زندگی با محیط
تفسیر

مکان یابی:
خود وارسی
دگروارسی
موقعیت سنجی
محافظت از خود

پیامد

مصالحه و عادی شدن

تعادل:
یکپارچگی جسمی
اتصال به جریان زندگی
بازگشت به خویش

نتیجهگیری نهایی
در این پژوهش، فرآیند «بازگشت به خویشتن: از گسیختگی تا تعادل» در قربانیان سوختگی برای اولین بار به تصویر کشیده شد و مفهوم «بازگشت به خویشتن» نیز برای اولین بار در این گروه از بیماران به کار گرفته شد.
بسیاری از مطالعات و تئوریهای ارائه شده در مورد پاسخ انسان به بیماری و آسیب، روی شرایط مزمن صورت گرفته است و لذا در توضیح پاسخ انسان به این شرایط خلا مفهومی احساس میشود. در این مطالعه بررسی طیف متفاوتی از قربانیان سوختگی از نظر نوع، شدت آسیب، عوارض و همچنین مدت زمان سپری شدن از حادثه؛ این خلا را پر نموده است و لذا الگوی پاسخدهی وسیعتری از نحوهی واکنش افراد به بیماری یا آسیب را در اختیار پژوهشگران قرار میدهد. همچنین با بیان ابعاد گسیختگی شامل گسیختگی جسمی، ذهنی، اجتماعی و پنداشتی؛ مرزبندی شفافتری از مراحل «شکیبایی» و «رنج کشیدن» که در تئوریهای قبلی ارائه شده است، را فراهم میسازد.
یافتههای مطالعهی حاضر بر داشتن درکی عمیقتر در خصوص تجربیات بیماران از جمله درک آنان نسبت به تأثیر آسیب و جراحت بر تمامیت وجودی خود تأکید میکند. ابعاد خود و جنبههایی از این ابعاد که تحت تأثیر ماتریکسخود و آسیب وارده قرار میگیرند با ذکر مرحلهی زمانی ـ مکانی نیز مورد بحث قرار گرفت. درک آگاهانهی بیماران از موقعیت شخصی، بینفردی و اجتماعیشان در قالب تأثیرات ناخودآگاه ماتریکسخود، نقش مهمی بر انتخاب راهبردهای محافظت از خود داشت.
مکانیسمهای ذهنی مکانیابی بر اساس مفاهیمی چون «خودوارسی، دگروارسی و موقعیت سنجی» در پاسخ به تهدید و آشفتگی ناشی از سوختگی و انتخاب راهبرد محافظت از خود برای اولین بار در این مطالعه شرح داده شد. طیف بیان شده در مورد «محافظت از خود» شامل حفظ تصویر ذهنی قبلی، آگاهی از تصویر جدید، پذیرش تصویر جدید و خودآگاهی، مراحل تازهای را برای مفهوم «فرمول بندی تازه از خود» توصیف نمود . لذا این مفاهیم با تمرکز برآنچه که از طرف مبتلایان به سوختگی برای انتخاب راهبردهای «آرامشدهی به خود» و رسیدن به یک زندگی معنیدار تجربه می کنند؛ به درک و شفاف سازی مراحل شرح داده شده در تئوری جامع «پاسخ به تهدید تمامیت خود» کمک خواهد نمود.
مفهوم «تعادل» به معنی حفظ توازن بین تهدید ناشی از سوختگی و آشفتگی درک شده مورد استفاده قرار گرفت و با توصیف ویژگیها و ابعاد عادت کردن و عادی شدن این دو مفهوم برای اولین بار در فرآیند توانبخشی جدا سازی شد.
در این پژوهش، نقش خانواده و افراد مهم دیگر؛ همچنین سایر عوامل تأثیرگذار زمینهای (عوامل فرهنگی، ساختارهای اجتماعی، حمایتکنندهها، عوامل موقعیتی) در قالب خود شخصی، بینفردی، خودبیرونی و منابع انرژی دهنده، در هر دو مقوله ماتریکسخود و مقولهی مکانیابی توصیف شده و مورد تأکید قرار گرفته است.
از آنجا که دور شدن از تشخیصهای پزشکی و تمرکز بر پاسخ افراد اساس توسعه دانش پرستاری است، این تئوری چارچوب مفهومی تازهای برای برنامههای پرستاری توانبخشی جهت بازگرداندن مددجویان نه فقط به جامعه بلکه به خویشتن خویش فراهم میسازد و مسئلهی حفظ و دستیابی به سلامت معنوی در برنامههای پرستاری را مورد تأکید قرار میدهد.
در پایان این پژوهش، آراسته به تجربیاتی بود که بطور عمیق چشم انداز پژوهشگر را نسبت به پدیدهی پر درد و رنج سوختگی و تأثیرات متفاوت و منحصر به فرد آن بر جسم و اندیشهی انسانها تغییر داد. امید است که نتایج این پژوهش راه را برای بازگشت سهلتر و اثربخشتر مبتلایان به سوختگی نه فقط به جامعه که به خویشتن خویش هموار سازد.
کاربرد یافتهها در پرستاری
در مجموع میتوان گفت نتایج مطالعۀ حاضر ضمن ارائه اطلاعاتی در خصوص فرآیند بازگشت مبتلایان سوختگی به جامعه و مراحل این فرآیند، اطلاعاتی در خصوص تأثیر سوختگی، پیامدهای جسمی، روحی، روانی، معنوی، اجتماعی و پنداشتی و عوامل مؤثر بر فرآیند بازگشت در اختیار ما قرار میدهد. اطلاعات حاصل از فرآیند بازگشت و مشکلات موجود در هر مرحله بیانگر طیف وسیع نیازهای این مددجویان در جامعه و لزوم برنامهریزی اصولی و بنیادین مسئولین و مراقبین بهداشتی جهت رفع این نیازهاست. شناسایی منابع انرژی برای بازگشت فرد به جامعه نیز به غنیسازی این برنامهها و سهولت دستیابی به هدف که داشتن یک زندگی با کیفیت و معنیدار میباشد، کمک خواهد کرد. زیرا شواهد بیانگر آن هستند که تعدای از قربانیان سوختگی علیرغم بازگشت به یک زندگی عادی نتوانستهاند به خویشتن خویش بازگردند. یافتههای مربوط به مراحل فرآیند بازگشت و مسائل و مشکلات مربوط به هر مرحله به ما در شناسایی نیازها و مشکلات مددجویان در هر مرحله کمک خواهد نمود. آگاهی کارکنان درمانی از پاسخ این افراد در هر مرحله باعث میشود ضمن پیشبینی پاسخهای احتمالی مددجویان، برنامهریزی مناسبی جهت چگونگی برخورد با این پاسخها داشته و با آگاه نمودن خانواده و مددجو از وضعیتهای احتمالی و نیازهای آنان در هر مرحله به گذر از این مراحل کمک نموده، مانع از رکود و توقف آنان در یک مرحله گردند. به عنوان مثال مهم تلقی دانستن پاسخهایی چون درد و عذاب در مرحلهی گسیختگی جسمی باعث میشود، ضمن درک اهمیت درد تجربه شده توسط بیمار، با مداخلات مناسب(درمانهای طبی و غیر طبی و مکمل) به موقع نیازهای مددجو را مرتفع نمائیم. آگاهی از زمان تقریبی عادت کردن و ویژگیها و ابعاد آن باعث میشود، کارکنان درمانی و خانواده، بستر لازم جهت برقراری تعاملات سالم را فراهم نموده و با حمایت و درایت مددجو را وارد جامعه نمایند. یافتههای مربوط به راهبردهای استفاده شده جهت محافظت از خود، اطلاعاتی در مورد راهبردهای متداول این افراد بدست میدهد که میتوان با برنامهریزیهای مناسب و با یاری جستن از پرستاران خبره در مراقبت از سوختگی، روانپرستار، روانپزشک و روانکاو به تقویت راهبردهای مثبت موجود در فرد، یادگیری راهبردهای مثبت جدید و خاموشی راهبردهای منفی و به ویژه مخرب سلامتی که در طولانی مدت بیماری تمامیت فرد را به مخاطره میافکنند پرداخت.
اطلاعات موجود در طبقات گسیختگیخود، مکانیابی و تعادل همگی بیانگر تجربهای دگرگون کننده از درد و عذاب و رنج حاصل از سوختگی و تغییر باورهای خود از خویش و همچنین تلاش برای بازسازی و تعریف مجدد از خود در زندگی پس از سوختگی است. کارکنان درمانی به ویژه پرستاران باید مددجویان را مجاب نمایند که میان تهدید و آشفتگی ایجاد شده، تعادل برقرار نمایند. از آنجا که بازگشت به جامعه فرایندی طولانی است، مددجو بایددر جریان مکانیابی انتظار واقعی و منطقی از خود داشته باشد و به طور منطقی برای حفاظت از خود تلاش نماید. باید سعی کند از یک طرف برخی از محدودیتهای ایجاد شده را پذیرفته و با کمک راهبردهای شناختی، تسلیم شرایط موجود شده و از طرف دیگر به طور منطقی نیز برای رسیدن به بهترین موقعیت ممکن تلاش کند. یعنی آنچه که قابل تغییر است را تغییر دهد و آنچه که غیر قابل تغییر است را بپذیرد تا بتواند کیفیت زندگی خویش را ارتقاء بخشد. اطلاعات مربوط به عوامل مؤثر بر بازگشت به جامعه و خویش نیز در غنی سازی برنامههای طراحی شده وکمک به مددجو جهت بهره بردن از یک زندگی معنیدار ارزشمند هستند که بر اساس اطلاعات حاصله به آنها اشاره مینماییم.
اهمیت سیستمهای حمایتی در کمک به طی مسیر بازگشت، لزوم طراحی برنامههای حمایتی جهت سرعت بخشیدن به بازگشت را بیش از بیش روشن میسازد. ضمن ارزیابی مداوم منابع انرژی دهنده فرد، باید بر تقویت این منابع و تداوم آنها تأکید نمود. از آنجا که برخی از ویژگیهای فردی، خانواده، اطرافیان، افراد همگون و بالاخره سیستمهای اجتماعی و محیط، جزئی از منابع انرژی محسوب میشوند، باید به ایجاد و تقویت این منابع مبادرت نمود .حمایت خانواده در واقع حمایت همسر، والدین، خواهر، برادر و فرزند را شامل میشود که ضمن آموزش به خانواده در خصوص مراحل و چگونگی بازگشت باید به آنان توصیه نمود در کلیۀ مراحل از مددجو حمایت نموده و اهمیت نقش خویش را جدی بگیرند. حمایت اطرافیان میتواند شامل حمایت همکاران، بستگان، دوستان و دیگر افراد جامعه باشد که مستلزم ارتقاء سطح آگاهی افراد در مورد افراد سوخته، بدشکلیهای ایجاد شده و نحوه برخورد با آنان است. آگاه نمودن اطرافیان میتواند به کمک اعضای خانواده مددجو صورت گیرد، ارتقاء سطح آگاهی جامعه نیز نیاز به برنامهریزی گستردهای دارد که به آن اشاره خواهد شد. حمایت افراد همگون شامل تعامل و تبادل نظر با دیگر افراد سوخته بود که در مددجویان به صورت غیر رسمی صورت میگرفت. افراد در مواقع نیاز، بخشی از اطلاعات خود را از این افراد تأمین نموده و در فرایند مکانیابی خود را با آنها مقایسه میکردند. پرستاران نیروهای بالقوهای برای فراهم سازی شرایط برقراری این تعاملات در غالب جلسات گروهی در مراکز درمانی یا انجمن خاص این بیماران هستند. از آنجا که اقدام جهت رفع بد شکلی میتواند منجر به افزایش روحیه و امیدواری در مددجویان گردد. انجام مشاوره و راهنمایی و معرفی امکانات موجود در این خصوص اهمیت دارد. راهنمایی مددجویان به طرق مختلف نظیر آگاهی دادن در مورد بیمه و مددکاری جهت تأمین هزینههای بازتوانی و اعمال جراحی ترمیمی و رفع مشکلات اقتصادی، مشاوره با اعضای خانواده جهت حمایت از این مددجویان و ارائه اطلاعات در پاسخ به سوالات و نیازهای آموزش آنان در مراقبت از مددجویان و آگاه نمودن مددجویان از نتایج اعمال جراحی و داشتن انتظارات واقعی از عمل، در این راستا کمک کننده خواهند بود.
با توجه به نقش کامیابیها در بهبود روحیۀ افراد، تشویق افراد به انجام نقشهای محوله، شناسایی استعدادهای نهفته در افراد و به کارگیری آنها میتواند زمینه برای موفقیت و احساس مثبت بودن را در آنان فراهم سازد. موفقیت در کسب زیبایی ظاهری و در نتیجه بهبود تصویر ذهنی نیز تا حدی مستلزم تصمیمگیری صحیح در اقدام به ترمیم، انتخاب پزشک و مراقبتهای توصیه شده است. در این خصوص راه اندازی کلینیکهای مراقبت از پوست و زیبایی در جوار درمانگاههای سوختگی و اداره آن توسط پرستاران دوره دیده و ارائه مشاوره توسط آنها را میتوان پیشنهاد نمود.
یافته های پژوهش حاضر میتواند در آموزش کارکنان بخش سلامت مورد استفاده قرارگیرد. گنجاندن یافتههای به دست آمده در برنامههای ضمن خدمت کارکنان بالینی و برنامههای آموزشی دانشجویان حرف پزشکی، به ویژه دانشجویان پرستاری در آگاه نمودن آنان به مسائل و مشکلات قربانیان سوختگی میتواند در پیشگیری و یا رفع مشکلات آنان سودمند باشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.