رساله عدل و انصاف- قسمت ۲

میتوان مدعی شد که هیچ یک از بزرگان فقه به این نحو قاعدهی عدل و انصاف را مطرح ننمودند. به نظر میرسد سخن شهید مطهری دربارهی اغفال فقها نسبت به ایجاد قاعدهی عدالت[۱]، انگیزهای شد برای بسیاری از نویسندگان که مقالات و کتبی پیرامون این قاعده بنگارند؛ از آن جمله میتوان به مقالهی “عدالت‏به مثابهی قاعده

منابع مقالات علمی :
رساله عدل و انصاف- قسمت ۳

گفتار اول- معناشناسی عدلمعنای لغوی عدل:در زبان عربی واژه ی «عدل» مصدر فعل «عَدَلَ» است که اهل لغت برای آن معانی زیادی را مطرح نمودهاند؛ منحرف نشدن از حق و آن‌چه هر نفس سلیمی آن را راست و درست می‌بیند[۱۴] (استقامت)، میانهروی در امور[۱۵]، حدوسط میان افراط و تفریط[۱۶] و مساوات[۱۷]، از جملهی این معانی است.دیگر معانی

رساله عدل و انصاف- قسمت ۵

ظلم در کتب لغت به عنوان واژه‌ای در مقابل انصاف معرفی شده است.[۷۹] اکثر لغت شناسان معنای اصلی ظلم را ” قراردادن یک چیز در غیر جایگاهش” [۸۰] بیان نموده‌اند و البته” گرفتن حق دیگری “[۸۱] و”تعدی و تجاوز از حد”[۸۲] را نیز به عنوان معانی فرعی این واژه مطرح نموده‌اند.[۸۳]با در نظر گرفتن معنای حقیقی واژه‌ی ظلم و معانیی

رساله عدل و انصاف- قسمت ۷

فقها فقها نیز در عباراتشان تفاوتی میان دو این دو واژه ننهادهاند و جایی مشاهده نشده معنایی از انصاف اراده شود که اعطای حق ذی حق نباشد؛ از این رو میتوان گفت در فقه میان این دو واژه، تفاوتی دیده نمیشود. معلمان اخلاق و فیلسوفان در میان فیلسوفان بزرگ عبارتی که بیانگر تفاوت میان این